خبرگاه؛ انتقال زندانی زن بریتانیایی متهم به جاسوسی به اوین

لیندزی فورمن، زن بریتانیایی که به اتهام جاسوسی در ایران بازداشت شده بود، به زندان اوین که همسرش نیز در آن نگهداری می‌شود، منتقل شده است. لیندزی و همسرش کریگ فورمن از ژانویه سال جاری در بازداشت هستند.خبرگاه دویچه وله فارسی مجموعه‌ای خبری از موضوعات و تحولات روز ایران، منطقه، آلمان و جهان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و غیره است.

در “خبرگاه” می‌توانید رویدادهای متنوع را به شکلی کوتاه و فشرده دنبال کنید.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

لیندزی فورمن، زن بریتانیایی بازداشت‌شده، به اوین منتقل شد
لیندزی فورمن، زن بریتانیایی که به اتهام جاسوسی در ایران بازداشت شده بود، پس از گزارش‌هایی مبنی بر درگیری‌های احتمالی در زندان زنان، به همان زندانی که همسرش در آن نگهداری می‌شود، منتقل شده است.

این خبر را خانواده فورمن روز سه‌شنبه، ۱۴ اکتبر رسانه‌ای کردند.

لیندزی و همسرش کریگ فورمن، هر دو ۵۲ ساله، از ژانویه در بازداشت هستند. آنها در شهر کرمان و هنگامی که در سفر موتورسیکلتی دور دنیا از آن‌جا عبور می‌کردند، بازداشت شدند.

خانواده فورمن در بیانیه‌ای که برای خبرگزاری فرانس‌پرس ارسال شده است، گفتند که لیندزی فورمن هفته گذشته از زندان زنان قرچک به زندان اوین تهران منتقل شده است، جایی که همسرش کریگ نیز در آن زندانی است.

آن‌ها این انتقال را از وکیل دولتی لیندزی و گریک در تهران شنیده‌اند.

در بیانیه آمده است که خانواده پس از خروج لیندزی فورمن از قرچک “خاطر آسوده‌تری” پیدا کرده‌اند، اما با توجه به این که “اوین همچنان یکی از ترسناک‌ترین زندان‌های جهان است، دلیلی وجود ندارد که این آرامش جزئی را به بی‌تفاوتی تبدیل کنیم”.

جو بنت، پسر لیندزی و گریک فورمن، گفت که خانواده به دلیل گزارش‌هایی دربارهٔ نحوهٔ رفتار با زندانیان در قرچک “از نگرانی بیمار شده‌اند”.

سازمان غیردولتی “حقوق بشر ایران” که در نروژ مستقر است، در پایان سپتامبر اعلام کرد که ۱۹ زن به دلیل “مشکلات جدی در ارتباط با بیماری‌ها و دسترسی به مراقبت‌های پزشکی” در این زندان اعتصاب غذا کرده‌اند.

همچنین “مرکز حقوق بشر در ایران” (CHRI) که در نیویورک مستقر است، اعلام کرد که سه زن به دلیل کمبود مراقبت‌های پزشکی در این زندان جان خود را از دست داده‌اند.

گروه‌های حقوق بشری بارها شرایط “بسیار بد” زندان قرچک را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

بنت گفت: «انتقال مادرم به اوین ممکن است به معنای دسترسی کمی بیشتر (به امکانات) باشد، شاید یک تماس تلفنی، شاید رفتار کمی بهتر، اما این اصل مشکل را تغییر نمی‌دهد. او همچنان یک زن بریتانیایی بی‌گناه است که به‌صورت ناعادلانه در ایران زندانی شده است.»

خانواده فورمن‌ها که برای اولین بار در اوایل اوت توانستند با آنها صحبت کنند، از نحوهٔ برخورد با پروندهٔ آن‌ها ناراضی‌تر شده‌اند.

فورمن‌ها هنوز درانتظار صدور حکم هستند؛ آن‌ها در ۲۷ سپتامبر به اتهام جاسوسی در دادگاه حضور یافتند.

بنت گفت که او و سایر اعضای خانواده قرار است روز پنج‌شنبه با ایوت کوپر، وزیر امور خارجهٔ بریتانیا، دیدار کنند.

وی افزود: «ما نیازمند یک برنامهٔ مشخص از دولت بریتانیا هستیم. آن‌ها نمی‌توانند اجازه دهند این موضوع بار دیگر به تعویق بیفتد.»

واکنش به نوبل صلح؛ ونزوئلا سفارت خود در اسلو را تعطیل کرد
سه روز پس از اعطای جایزه نوبل صلح به ماریا کوریا ماچادو، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، حکومت این کشور واکنش نشان داده و سفارتخانه خود در اسلو، پایتخت نروژ را تعطیل کرد.

یک سخنگوی وزارت امور خارجه نروژ در رابطه با این اقدام به خبرگزاری فرانسه گفت: «ما علیرغم اختلافاتی که با دولت ونزوئلا بر سر موضوعات گوناگون داریم، در گفت‌وگو را باز نگه می‌داریم و در این راستا تلاش می‌کنیم.» او از اینکه حکومت ونزوئلا چنین تصمیمی گرفته است، ابراز “تأسف” کرد.

ونزوئلا پیش از آن اعلام کرده بود که به خاطر “تغییرات ساختاری در سرویس دیپلماتیک خود” سفارتش در اسلو را تعطیل خواهد کرد. این کشور همچنین سفارت خود در استرالیا را بسته و در مقابل اقدام به گشایش سفارتخانه‌های جدید در زیمبابوه و بورکینا فاسو کرده است.

کمیته نوبل در اسلو، روز جمعه گذشته اعلام کرد که نوبل صلح ۲۰۲۵ را به ماریا کورینا ماچادو اهدا می‌کند. وزارت امور خارجه نروژ تصریح کرد که کمیته نوبل نهادی است که به دولت نروژ وابسته نیست و به طور کاملا مستقل تصمیم‌گیری و عمل می‌کند.

ماچادو که طرفدارانش به او لقب “آزادی‌بخش” داده‌اند، علیرغم خطر بازداشت ونزوئلا را ترک نکرده و به طور مخفی همچنان در کشورش به سر می‌برد.

“سه کشته” در پی حمله پهپادی اسرائیل در شهر غزه

به گزارش خبرگزاری فلسطینی “وفا” روز سه‌شنبه ۱۴ اکتبر (۲۲ مهر) علیرغم توافق آتش‌بس در غزه حمله‌ای پهپادی از سوی ارتش اسرائیل در شهر غزه صورت گرفته است. بنا گزارش “وفا” در جریان این حمله “سه نفر کشته شد‌ه‌اند.”

این خبرگزاری فلسطینی با استناد به اطلاعات محافل پزشکی و امدادی گزارش داد که این پهپاد مجهز به سلاح در محله “شجاعیه” به روی ساکنان آتش گشوده است.

ارتش اسرائیل در پاسخ به خبرگزاری آلمان در رابطه با این رویداد اعلام کرد که چندین نفر به مواضع نیروهای اسرائیلی نزدیک شده و “تهدید علیه آنان” تلقی شده‌اند.

ارتش اسرائیل این را “نقض توافق آتش‌بس” دانست و گفت: «از آنجایی که این افراد علیرغم فراخوان‌های نیروهای اسرائیلی عقب‌نشینی نکردند، ارتش نیز برای از رفع تهدید اقدام به گشودن آتش کرد.»

اسرائیل و سازمان تروریستی حماس با طرح ۲۰ ماده‌ای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا موافقت کرده و توافق آتش‌بس را به امضا رساندند. این آتش‌بس از جمعه گذشته آغاز شده و تا کنون نیز نسبتا رعایت شده است.

همسر زهرا قائمی به اتهام قتل او بازداشت شد
مرکز اطلاع رسانی پلیس ویژه غرب تهران از بازداشت متهم به قتل زهرا قائمی توسط پلیس آگاهی این منطقه خبر داده است.

در این رابطه اعلام شد که مأموران پلیس آگاهی در پی اقدامات تخصصی همسر زهرا قائمی را به عنوان مظنون اصلی شناسایی و بازداشت کرده‌اند.

طبق گزارش پلیس فرد متهم که در ۱۷ مهر به اتهام قتل همسرش تحت پیگرد قرار گرفته بود، پس از بازداشت اکنون در بازداشتگاه پلیس آگاهی به سر می‌برد. پلیس تأکید کرده که تحقیقات در باره انگیزه و جزییات وقوع این جنایت ادامه دارد و به محض نهایی شدن نتیجه بررسی‌ها، اطلاع‌رسانی لازم از طریق رسانه‌های رسمی صورت خواهد گرفت.

زهرا قائمی از کارکنان دانشکده حقوق خانواده دانشگاه تهران بوده که فوت او به تازگی اعلام شده بود اما در ادامه تحقیقات مشخص شد، او به قتل رسیده است. این خبر سپس تحت عنوان “مرگ مشکوک یک استاد دانشگاه” در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

در خبرهای اولیه از زهرا قاسمی به عنوان مدرس و از اعضای گروه آموزشی مطالعات زنان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران یاد شده بود، اما تحقیقات در گفت‌وگو با اساتید و کارکنان این دانشکده نشان داده که او پیش از این کارشناس امور اداری دانشکده حقوق خانواده بوده و در پی انحلال این بخش قرار بوده که محل کارش به زودی به دانشکده علوم اجتماعی منتقل شود.

موفقیت مهم آلمان در راه رسیدن به دور نهایی جام جهانی فوتبال
تیم فوتبال آلمان شامگاه دوشنبه (۱۳ اکتبر / ۲۲ مهر) در چارچوب مسابقات مقدماتی جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ موفق شد با نتیجه یک بر صفر از سد ایرلند شمالی بگذرد و گامی مهم در راه رسیدن به دور نهایی این رقابت‌ها بردارد.

پیکار دو تیم در حضور ۱۸ هزار تماشاگر در بلفاست انجام گرفت. تک گل این دیدار را “نیک ولته‌ماده”، مهاجم جوان تیم ملی فوتبال آلمان در دقیقه ۳۱ بازی به ثمر رساند.

ملی‌پوشان آلمان با این موفقیت اکنون با ۹ امتیاز از چهار بازی در صدر جدول گروه خود قرار دارند و در صورت موفقیت در دو بازی باقیمانده در ماه نوامبر می‌توانند بلیط حضور در دور نهایی مسابقات را بگیرند.

جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ با میزبانی مشترک ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار می‌شود.

آمار ۱۳ ساله کولبری در ایران؛ ۲۵۷۴ کشته و زخمی بر سر نان

آمار ۱۳ ساله کولبری در ایران؛ ۲۵۷۴ کشته و زخمی بر سر نان

کولبری در مناطق مرزی ایران شغلی مرگبار با دستمزدی ناچیز است. در این گزارش به مناسبت روز کولبر، با روایت‌های شخصی قربانیان و آمارهای تکان‌دهنده، به ابعاد انسانی، حقوقی و اقتصادی این پدیده پرداخته‌ایم.هوای کوهستان هنوز تاریک و سرد است. مرد جوانی کیسه‌ای سنگین را روی شانه راست خود به دوش می‌کشد و با دست چپ طناب دور کمرش را محکم می‌بندد. صدای برف زیر چکمه‌هایش در مسیر صعب‌العبور مرز ایران و عراق می‌پیچد. در پشت سرش چند مرد دیگر، بی‌صدا و با نفس‌های سنگین، از همان مسیر بالا می‌روند. نام او آوات است، ۲۸ ساله، اهل یکی از روستاهای مرزی کردستان. شب گذشته کنار خانواده‌اش شام مختصری خورده و حالا، قبل از طلوع آفتاب، راهی سفری شده که ممکن است پایان آن خانه باشد یا مرز و گلوله.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

«کار دیگه‌ای ندارم. یا باید کول بکشم یا نان بچه‌هایم را نداشته باشم.» این را آوات می‌گوید، درست پیش از آنکه بار ۹۰ کیلویی‌اش را روی دوش بگذارد. او سال‌هاست در سرمای کوه‌های مرزی، از مسیرهای ناهموار عبور می‌کند تا چند بسته سیگار، پارچه یا لوازم خانگی را از آن سوی مرز وارد ایران کند و در مقابل، دستمزدی بین ۳ تا ۶ میلیون تومان برای هر بار حمل دریافت کند.

چهار سال پیش در مهر ۱۴۰۰، ژیان علیپور، کولبر ۳۲ ساله و پدر دو کودک، با شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی در سردشت کشته شد. از آن زمان، گروهی از خانواده‌های کولبران و فعالان مدنی ۲۲ مهر را “روز کولبر” نامگذاری کرده‌اند. آن‌ها می‌گویند این روز، نماد دادخواهی قربانیان مرز و یادآور خشونتی است که سال‌ها بر کولبران تحمیل شده است.

کولبری در غرب ایران پدیده‌ای قدیمی است اما در سال‌های اخیر با افزایش بیکاری و فقر در مناطق مرزی، تبدیل به تنها راه زنده ماندن برای هزاران نفر شده است. آمار رسمی روشنی از شمار کولبران وجود ندارد اما نهادهای حقوق بشری تخمین می‌زنند بیش از ۷۰ هزار نفر در استان‌های کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به نوعی درگیر این شغل هستند. بسیاری از آن‌ها جوانانی هستند که یا تحصیل‌ کرده‌اند یا هیچ فرصت شغلی دیگری ندارند.

مسیرهایی که کولبران از آن عبور می‌کنند اغلب در ارتفاعات و شرایط سخت جوی قرار دارد. در زمستان دمای هوا به زیر منفی ۱۰ درجه می‌رسد و کولبران ساعت‌ها بارهای سنگین را بر شانه‌هایشان حمل می‌کنند. سقوط از صخره، بهمن، سرمازدگی و تیراندازی نیروهای مرزبانی از مهم‌ترین خطرات این کار است.

بر اساس داده‌های سازمان حقوق بشری کردپا، از سال ۲۰۱۲ تا اکتبر ۲۰۲۵، دست‌کم ۲۵۷۴ کولبر در مناطق مرزی کردستان ایران کشته یا زخمی شده‌اند که از این میان ۶۵۶ نفر جان باخته و ۱۹۱۸ نفر زخمی شده‌اند. این آمار نشان می‌دهد از ابتدای دهه ۲۰۱۰ روند شمار کولبران قربانی و زخمی به‌طور کلی صعودی بوده و در سال‌های پایانی این دوره، به‌ویژه میان سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴، به بالاترین سطح خود رسیده است.

بیشتر بخوانید:دو نهاد حقوق بشری به پزشکیان: به آزار کولبران پایان دهید

سال ۲۰۲۳ در میان این دوره بالاترین میزان تلفات را داشته است اما در سال ۲۰۲۵ آمارها از کاهش نسبی تلفات و حوادث خبر می‌دهند. این کاهش نه به دلیل بهبود شرایط اقتصادی یا تغییر سیاست‌های حمایتی، بلکه در پی نظامی‌سازی گسترده مرزها، انسداد مسیرهای اصلی کولبران، نصب سیم‌خاردار در نوار مرزی و احداث پاسگاه‌های نظامی جدید رخ داده است.

کولبری قانونی؛ تبعیض ساختاری و فقر مزمن

با وجود برخورد امنیتی با کولبران، دولت ایران از چند سال پیش سیستم “کارت تردد مرزی” را راه‌اندازی کرده است. این کارت‌ها به ساکنان مناطق مرزی اجازه می‌دهد مقدار محدودی کالا را از مسیرهای مشخص وارد کنند. اما کولبران و فعالان مدنی می‌گویند این کارت‌ها نه امنیت می‌آورند و نه حمایت. بسیاری از کولبران به دلیل محدودیت سهمیه یا فساد اداری ناچارند از مسیرهای غیررسمی و پرخطر عبور کنند. کارت‌های مرزی بیمه و پوشش حقوقی ندارند و در صورت مرگ یا جراحت، مسئولیتی متوجه دولت نیست.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

فعالان حقوق بشر می‌گویند دولت با این سیاست معیشت کولبران را در چارچوبی محدود و وابسته قرار می‌دهد و همین وابستگی باعث می‌شود سطح مطالبات اجتماعی و اقتصادی آن‌ها به شدت کاهش پیدا کند.

از نظر کارشناسان اقتصادی، کولبری محصول مستقیم فقر ساختاری و تبعیض منطقه‌ای است. استان‌های مرزی غرب ایران از بالاترین نرخ بیکاری و پایین‌ترین سطح توسعه برخوردارند. کارخانه و فرصت شغلی وجود ندارد و بسیاری از پروژه‌های عمرانی در این مناطق سال‌هاست نیمه‌کاره مانده است. در چنین شرایطی، کولبری تنها منبع درآمد برای هزاران خانواده است.

اوین مصطفی‌زاده ، سخنگوی آژانس خبری کردپا در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «روند برخورد با کولبران طی ۱۴ سال گذشته صعودی و سیستماتیک بوده است. سال ۲۰۲۳ بیشترین موارد کشته و زخمی‌شدن کولبران ثبت شده و کاهش نسبی آمار در سال ۲۰۲۵ به معنای بهبود شرایط نیست. این کاهش فقط به دلیل نظامی‌سازی مرزها و مسدود شدن مسیرهای سنتی است و کولبران برای گذر از مرز ناچارند مسیرهای خطرناک‌تری را انتخاب کنند.»

او با اشاره به نبود آمار رسمی می‌گوید: «دولت ایران هیچ آماری درباره تعداد کولبران، میزان تلفات یا نوع کالا منتشر نمی‌کند. تمام اطلاعات موجود بر پایه رصد میدانی، گفت‌وگو با خانواده‌ها و گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری به‌دست می‌آید. این شکاف میان واقعیت و داده‌های رسمی نتیجه سانسور و امنیتی کردن پدیده کولبری است.»

او تاکید می‌کند که کولبری نه شغل انتخابی بلکه “ابزاری در سیاست‌های کنترل و سرکوب” است.

به گفته سخنگوی آژانس خبری کردپا: «حکومت با صدور کارت‌های تردد مرزی عملا کولبری را رسمی و کنترل معیشتی مردم را تقویت کرده است. این سیاست باعث می‌شود سطح مطالبات اجتماعی و اقتصادی مردم پایین بیاید و حکومت از این وضعیت سود ببرد. کسی که به کولبری روی می‌آورد دیگر مطالبه‌ای از دولت ندارد.»

او در پایان می‌گوید: «ریشه کولبری در فقر، تبعیض و سیاست‌های امنیتی است. تا زمانی که دولت مسئولیت خود را در ایجاد شغل، توسعه اقتصادی و حمایت اجتماعی بر عهده نگیرد، این پدیده ادامه خواهد داشت. کولبری یک انتخاب نیست، یک اجبار است و تا زمانی که ساختارها تغییر نکند، این اجبار باقی می‌ماند.»

روایت یک کولبر

محمد ۳۵ ساله، پنج سال است کولبری می‌کند و سه فرزند دارد. او به دویچه وله می‌گوید: «زمستان که می‌شود، بعضی شب‌ها خودمان را به برف می‌زنیم تا از دست مرزبانی فرار کنیم. هر بار که می‌روم، مادرم دعا می‌کند زنده برگردم. ما نه اسلحه داریم نه چیزی، فقط بار را به کول می‌کشیم.»

او برای هر بار کولبری دست‌کم دو میلیون تومان می‌گیرد. اما همین پول با خطر جان همراه است. در ماه‌های اخیر چند تن از دوستانش بر اثر تیراندازی و سقوط از کوه جان باخته‌اند.

علی‌رغم سال‌ها انتقاد نهادهای مدنی و رسانه‌ای، دولت ایران نه تنها راه‌حلی برای کولبری ارائه نداده بلکه برخورد امنیتی را تشدید کرده است. مرزها مین‌گذاری شده و نیروهای نظامی بیشتر شده‌اند. اما به گفته فعالان مدنی، “فشار بیشتر فقط باعث می‌شود کولبران مسیرهای خطرناک‌تری را انتخاب کنند.”

در سال‌های گذشته حتی کودکان و نوجوانان هم وارد این کار شده‌اند. به گفته نهادهای حقوق بشری، در میان کشته‌شدگان کولبری، مواردی از افراد زیر ۱۸ سال هم ثبت شده است.

از مرز تا تهران: فاصله‌ای که دیده نمی‌شود

کولبری در رسانه‌های داخلی اغلب به عنوان “قاچاق کالا” تعریف می‌شود، اما برای مردم مرزنشین، کولبری “زندگی” است.

در حالی‌که در تهران و شهرهای بزرگ کمتر کسی از رنج روزانه کولبران آگاه است، هزاران زن و مرد در مناطق مرزی شب را با بیم و امید به پایان می‌رسانند تا بامداد دوباره راهی کوه شوند.

در همین زمینه یک فعال مدنی در سنندج به دویچه وله می‌گوید: «این یک انتخاب نیست، یک اجبار است. کولبری یعنی شغلی بدون امنیت، بدون بیمه، بدون آینده.»

آوات، کولبر جوان ابتدای گزارش، حالا پس از پنج ساعت پیاده‌روی، به نقطه‌ای در ارتفاع رسیده است. نفسش تند است و عرق زیر لباس زمستانی‌اش جمع شده. پیش رویش تاریکی کوه است و پشت سرش خانواده‌ای که به دستمزد همین سفر وابسته‌اند. او می‌داند در یک قدمی خطر است اما راه دیگری ندارد.

کولبری برای بسیاری از مرزنشینان انتخاب نیست، بلکه تنها راه زنده ماندن است.

چرا ایران در اجلاس شرم‌الشیخ شرکت نکرد؟

چرا ایران در اجلاس شرم‌الشیخ شرکت نکرد؟

مصر میزبان رهبران بیش از ۲۰ کشور جهان است اما ایران در آنجا حضور ندارد. چرا جمهوری اسلامی با اینکه طرح صلح ترامپ برای غزه را پذیرفت از شرکت در اجلاسی که برای آینده غزه برگزار شد خودداری کرد؟اجلاس شرم‌الشیخ امروز دوشنبه ۱۳ اکتبر (۲۱ مهر) در این شهر ساحلی مصر برگزار شد. در این نشست که با هدف دستیابی به صلح در غزه برگزار شده، بیش از ۲۰ نفر از سران بلندپایه کشورهای جهان حضور دارند؛ از دونالد ترامپ گرفته تا رییس جمهور فرانسه، نخست‌وزیر بریتانیا، صدراعظم آلمان، و رییس جمهور ترکیه و پادشاه اردن و امیر قطر. غایب این اجلاس اما گذشته از اسرائیل و گروه تروریستی حماس که هیچکدام در آن شرکت نکردند، نماینده ایران بود.

یک روز پیش از این اجلاس عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در نشست هیأت دولت اعلام کرد که مصر رسما از مسعود پزشکیان برای شرکت در این اجلاس دعوت کرده اما پزشکیان این دعوت را رد کرده است. سپس از عراقچی دعوت شده که او هم به این دعوت پاسخ منفی داده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اما دلیل ایران برای شرکت نکردن در اجلاسی با این اهمیت و در این سطح از رهبران کشورها چیست؟ آیا صرف پرهیز از رویارویی با دونالد ترامپ و مشکل “دست دادن یا ندادن” با او یا گرفتن عکس یادگاری دسته‌جمعی که در آن هم ترامپ باشد و هم پزشکیان یا عراقچی، دلیل رد این دعوت بوده است؟

آیا بیانیه رسمی وزارت امور خارجه ایران در استقبال از آتش‌بس در غزه و تلویحا استقبال از طرح ترامپ نمی‌توانست مقدمه‌ای برای شکستن این تابوها باشد و نمایندگان جمهوری اسلامی را کنار رهبران بلندپایه غربی بنشاند؟

اصولا شرکت در این اجلاس چقدر می‌توانست برای منافع ملی ایران مفید باشد؟

این پرسش‌ها را با دو کارشناس در میان گذاشتیم؛ حمید آصفی تحلیلگر و فعال سیاسی از ایران و مجتبی نجفی دکترای علوم ارتباطات از پاریس.

“یک لبخند سیاسی که می‌توانست تابوها را بشکند”

حمید آصفی با تبیین فضای کنونی سیاسی و اجتماعی در ایران و اشاره به این که پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل “تمام فرصت‌های دیپلماتیک یکی پس از دیگری شکست خوردند” و بازگشت مکانیسم ماشه و بسیاری مشکلات دیگر داخلی می‌گوید “گاه یک لبخند دیپلماتیک می‌تواند راه‌ها را باز کند و تابوها را بشکند”.

بیشتر بخوانید: جایگاه ایران در معادله جدید غزه کجاست؟

این تحلیلگر سیاسی می‌گوید: «وقتی آقای عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی و کشورهای عربی به این اجلاس می‌آیند، ایران می‌توانست با حضورش اعلام کند “من طرفدار صلحم و نمی‌خواهم دیگر در موضوع گروه‌های نیابتی نقشی داشته باشم” و به عنوان یک نیروی صلح طلب می‌توانست دروازه را باز کند و لابی‌های قوی با روسای جمهور کشورهای دیگر داشته باشد و ممکن بود با ترامپ دیدار کنند و همان جا بتوانند استارت مذاکرات مستقیم با آمریکا در همه مسايل را بزنند.»

او با تاکید بر این که “این بن‌بست باید شکسته شود” می‌گوید حتی ایران می‌توانست پس از این دیدار به نفع خودش نظر دنیا را تغییر دهد: «اگر اروپایی‌ها یا آمریکایی‌ها زیاده خواهی می‌کنند ایران می‌توانست پس از این دیدار و شرکت در این اجلاس، جهان را به شاهد بگیرد که ما آمدیم، مذاکره هم کردیم اما اینها بیش از چیزی که مقرر بوده می‌خواهند. در این صورت هم جامعه قانع میشد و هم جهانیان.»

آصفی معتقد است: «حضور در این اجلاس می‌توانست یک نقطه عطف و شکستن بن بست دیپلماسی باشد.»

چرا ایران شرکت نکرد؟

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران پس از پذیرش طرح ترامپ از سوی سران حماس، بیانیه‌ای صادر و در آن تاکید کرد “جمهوری اسلامی ایران همواره از هر اقدام و ابتکاری که متضمن توقف جنگ نسل‌کشی، خروج نظامیان اشغالگر، ورود کمک‌های بشردوستانه، آزادی اسرای فلسطینی و احقاق حقوق بنیادین فلسطینیان باشد، حمایت کرده است”.

این بیانیه از سوی ناظران و تحلیل‌گران موافقت اصولی با طرح ترامپ تعبیر شد ولی حالا همین جمهوری اسلامی از شرکت در اجلاسی که با همین اهداف یعنی پایان دادن دائمی به جنگ در غزه و بازسازی این منطقه برگزار شده شرکت نکرده است. چرا؟

مجتبی نجفی، شرکت نکردن مسئولان جمهوری اسلامی در اجلاس شرم‌الشیخ را در راستای همان سیستمی می‌داند که به گفته او “قدرت تصمیم گیری‌اش را از دست داده است یعنی سیستمی که هم با یک بحران‌های چندبعدی و پیچیده مواجه است و هم نمی‌تواند از یک سری گذاره‌های ایدئولوژیک که مانع پیشبرد دیپلماسی شده دست بکشد”.

این پژوهشگر معتقد است: «جمهوری اسلامی یک پراگماتیسم تاخیری دارد یعنی زمانی به رویکردهای عقلانی‌تر روی می‌آورد که کار از کار گذشته یا به قول معروف نوشدارو بعد از مرگ سهراب است. این شرکت نکردن را باید در راستای مدل رفتاری از اول انقلاب تا کنون ارزیابی کرد.»

بیشتر بخوانید: ترامپ: فرصت واقعی برای دستیابی به صلح فراتر از غزه وجود دارد

حمید آصفی دلیل شرکت نکردن جمهوری اسلامی را از منظر دیگری بررسی می‌کند. او می‌گوید: «در سیاست اعلامی و اعمالی جمهوری اسلامی همیشه تناقض وجود دارد یعنی یک سیاست را اعلام می‌کند ولی در عمل جور دیگری رفتار می‌کند.»

او معتقد است جمهوری اسلامی نیروهای اجتماعی‌اش را بر پایه یک ایدئولوژی رادیکال پیش برده که بر اساس آن، شرکت در این اجلاس پس از دوسال حمایت مادی و معنوی از حماس می‌توانست به “تسلیم و عقب‌نشینی” برداشت شود: «توان توجیه در داخل را نداشتند و نمی‌توانستند در یک بسته دیپلماتیک توجیه مردمی و اجتماعی هم داشته باشند به نحوی که برداشت تسلیم و عقب‌نشینی از آن نشود.»

به نظر این فعال سیاسی، این دوگانه‌بودن سیاست “اعلامی و اعمالی” نوعی تزلزل دیپلماسی را سبب شده است: «همین باعث تزلزل دیپلماسی شده است یعنی با سیاست‌های اعلامی پیش می‌‌روند ولی در کارهای اعمالی طور دیگری رفتار می‌کنند و بیشتر از یک حدی جلو نمی‌روند چون نمی‌توانند پایه اجتماعی خودشان را توجیه کنند در حالی که هنر سیاستمدار این است که بتواند بن‌بست‌ها را بشکند.»

جلوگیری از حمله مجدد اسرائیل؟

در مجامعه بین‌المللی و به خصوص در جاهایی که نمایندگان امریکا حضور دارند، محدودیت‌های زیادی برای تیم‌های ایرانی از سوی هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی اعمال می‌شود. در دوران ریاست جمهوری روحانی و در خلال مذاکرات برجام، قدم زدن محمد جواد ظریف با جان کری وزیر خارجه آمریکا در خیابان‌های ژنو جنجالی را در داخل به پا کرد که پس‌لرزه‌های آن هنوز هم گاه و بیگاه دامن روحانی و ظریف و بقیه آن تیم را می‌گیرد.

بیشتر بخوانید: جهان در انتظار بازگشت گروگان‌ها و پایان جنگ غزه

با توجه به این محدودیت‌ها صرف شرکت در اجلاس شرم‌الشیخ و حضور فیزیکی پزشکیان و عراقچی چه تاثیری می‌توانست بر خروج ایران از بن بست کنونی داشته باشد؟

مجتبی نجفی با برشمردن بحران‌های متعددی که امروز جمهوری اسلامی و ایران با آن روبروست از قبیل فعال شدن مکانیسم ماشه، بازگشت تحریم‌های بین‌المللی، محاصره اقتصادی و به نظر او “از همه مهمتر احتمال حمله مجدد اسرائیل به ایران” می‌گوید: «یکی از مهمترین رئوس سیاست خارجه که باید تغییر کند اعلام عادی سازی رابطه با آمریکاست. من گمانم این است که اگر چنین دیداری صورت می‌گرفت می‌توانست دست بخشی از عملگرایان کابینه ترامپ را بالاتر از نئومحافظه کاران درون کابینه قرار دهد یعنی جمهوری اسلامی باید اقداماتی کند که بتواند دست جناح پراگماتیک و عملگرا را بالاتر ببرد.»

این متخصص علوم ارتباطات با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی ترامپ و “اینکه دوست دارد خودش را به عنوان منجی پرونده‌های بزرگ معرفی کند” می‌گوید: «من فکر می‌کنم این می‌توانست یک حلقه از اقداماتی باشد که باید اتخاذ می‌شدند تا جناح عملگرا درون کابینه امریکا را علیه جناح نئومحافظه کار و رادیکالتر بسیج کند اما سیاست جمهوری اسلامی فاقد قوه درایت برای مدیریت بحران‌هاست من انتظاری نداشتم اما این راهکاری است که به نظرم می‌تواند تا حدودی از انزوای ایران و از حمله اسرائیل جلوگیری کند.»

“دنیا به آخر نرسیده”

اجلاس شرم‌الشیخ احتمالا امشب (دوشنبه ۱۳ سپتامبر) به پایان می‌رسد بدون آنکه ایران در آنجا دیده و شنیده شود. اما این نبودن و دیده نشدن چه تاثیری بر وضعیت سیاسی ایران خواهد داشت؟

مجتبی نجفی می‌گوید: «این کنفرانس یک گرانیگاه و نقطه ثقل مرکزی نبود که چون جمهوری اسلامی شرکت نکرده به آخر دنیا رسیده باشد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این کارشناس معتقد است جمهوری اسلامی اگر بخواهد همچنان می‌تواند ابتکاراتی به خرج دهد که از بحران‌های کنونی خارج شود: «ما یک نظام سیاسی را می‌بینیم که تا حد زیادی پذیرفته که باید از تحریم‌ها استقبال کند حتی احتمال جنگ را کم نمی‌داند و خودش را در یک فاز نظامی امنیتی اقتصادی تعریف می‌کند اما هنوز هم می‌تواند ابتکار عمل را به دست بگیرد.»

به نظر آقای نجفی “به دست گرفتن ابتکار عملِ” به معنای “پذیرفتن صورت مسئله” است، صورت مسئله‌ای که از تحریم‌های اقتصادی تا تورم وحشتناک و “ونزوئلایی شدن ایران” و نیز احتمال حمله اسرائیل را در بر می‌گیرد: «به نظر من مشکل این است که جمهوری اسلامی نمی خواهد مسئله را بپذیرد هرچند به ابعاد سنگین آن توجه دارد. اگر مسئله را می‌پذیرفت حداقل می‌توانست پراگماتیست‌تر عمل کند و در اجلاس‌هایی از این دست شرکت کند و تا حدودی راهکارهایی را اتخاذ کند که بخش پراگماتیست دولت ترامپ را علیه بخش رادیکال آن بسیج کند. اما واقعیت، من در حال حاضر چنین قوه عقلانی از نظام جمهوری اسلامی انتظار ندارم.»

بعد از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسط ارتش آمریکا، امپراطور ژاپن علیرغم مخالفت نظامیان افراطی در یک اعلامیه رادیویی در ۱۵ اوت ۱۹۴۵ که به “اعلامیه جواهر” معروف شد، به مردم ژاپن اعلام کرد برای اینکه کشور بیشتر از این از دست نرود، تسلیم شده است. بسیاری از فرماندهان نظامی ژاپن پس از تسلیم این کشور خودکشی کردند. آیا رهبر جمهوری اسلامی به اندازه امپراطور خودکامه ژاپن دغدغه از بین نرفتن کشور را دارد؟

جایگاه ایران در معادله جدید غزه کجاست؟

جایگاه ایران در معادله جدید غزه کجاست؟

با دعوت ایران به نشست صلح غزه در مصر، پرسش‌هایی جدی درباره جایگاه تهران در معادلات منطقه‌ای و میزان اثرگذاری‌اش بر روند پایان جنگ در این باریکه مطرح می‌شود. در همین رابطه با یک کارشناس روابط بین‌الملل گفت‌وگو کرده‌ایم.دعوت آمریکا از جمهوری اسلامی برای شرکت در نشست امضای توافق صلح غزه در شرم‌الشیخ مصر، بار دیگر توجه‌ها را به جایگاه و نقش تهران در روند تحولات منطقه‌ای جلب کرده و پرسش‌های تازه‌ای به وجود آورده است. هر چند خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، در خبری که هنوز رسما تایید نشده است از قول یک منبع آگاه نوشته، ایران در این اجلاس شرکت نخواهد کرد.

این نشست که با هدف نهایی کردن توافق صلح غزه و پایان دو سال جنگ میان اسرائیل و گروه تروریستی حماس برگزار می‌شود، می‌تواند نقطه عطفی در آینده خاورمیانه باشد.

آیا ایران در این روند نقشی تعیین‌کننده دارد یا تنها به خاطر ارسال پیام حسن نیت به دولت ترامپ مبنی بر تمایل به صلح، به این نشست دعوت شده است؟ حضور بر سر میز امضای توافق، چه پیامدهایی برای سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی خواهد داشت؟ و مهم‌تر از آن، آیا تهران آمادگی و توان ادامه حمایت عملی از گروه‌های هم‌پیمان خود را همچون گذشته دارد؟

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

اظهارات اخیر مقام‌های ارشد حکومت، از جمله علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نشان می‌دهد که “گفتمان مقاومت” دست‌کم در حرف همچنان بخشی از ادبیات رسمی جمهوری اسلامی است. اما آیا تهران در یک “خاورمیانه جدید” قادر خواهد بود همچنان به سیاست دوگانه خود ادامه دهد؟

مجتبی هاشمی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و تحلیلگر سیاسی، به دویچه وله فارسی می‌گوید، به نظر می‌رسد دعوت ایران به نشست صلح غزه در مصر بیشتر “جنبه نمادین و سیاسی” داشته باشد تا تصمیم‌گیری واقعی. او می‌افزاید: «اما میانجی‌ها می‌دانند بدون در نظر گرفتن موضع تهران، رسیدن به توافقی پایدار دشوار است، چون ایران در سال‌های گذشته از طریق شبکه‌های نیابتی در منطقه، از جمله حماس و جهاد اسلامی، در شکل‌دهی به تحولات غزه نقش مستقیم و مؤثر داشته است.»

به گفته این تحلیلگر سیاسی، ایران در روند کنونی نقش تعیین‌کننده ندارد، اما همچنان از طریق لابی درون‌گروهی با حماس، تلاش می‌کند نفوذ خود را حفظ کند: «همان‌طور که تهران پیش از حمله ۷ اکتبر عملاً از اقدام حماس حمایت کرد، اکنون نیز آزادی گروگان‌ها احتمالاً با چراغ سبز تهران انجام می‌شود تا از سطح تنش‌ها در منطقه کاسته شود و جمهوری اسلامی نیز زمان بخرد؛ زمان برای عبور از بحران غزه و جلوگیری از خطر حمله دوباره اسرائیل به ایران.»

مجتبی هاشمی معتقد است که صلح در غزه تنها می‌تواند “موقتاً” بهانه ادامه جنگ را از اسرائیل بگیرد، زیرا تل‌آویو بعد از دو سال درگیری به‌دنبال تثبیت موقعیت خود در منطقه است و این به معنای دست باز اسرائیل در مقابله با قدرت‌گیری نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در کل منطقه به شمار می‌رود.

او در ادامه توضیح می‌دهد: «سرنوشت دولت نتانیاهو پس از آزادی گروگان‌ها نیز عامل تعیین‌کننده‌ای خواهد بود؛ اگر او در قدرت باقی بماند، به نظرم آتش‌بس هم پایدار نخواهد بود.»

اظهارات سران جمهوری اسلامی و آینده “محور مقاومت”

به دنبال انتشار خبر توافق میان اسرائیل و حماس برای پایان جنگ در غزه، اظهارنظرهای برخی سران جمهوری اسلامی پرسش‌هایی درباره آینده این توافق و سیاست منطقه‌ای تهران در منطقه برانگیخت.

علی اکبر ولایتی، مشاور علی خامنه‌ای، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «آغاز آتش‌بس در غزه ممکن است پشت صحنه پایان آتش‌بس در جای دیگری باشد!»

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در نشست علنی مجلس گفت: «ملت فلسطین و محور مقاومت، به تأسی از رهبران شهید خود، هوشیارند، دستشان روی ماشه‌ است و آماده‌ مقابله به مثل با هر گونه فریبکاری، پیمان‌شکنی یا هر غلط اضافه‌ دیگری هستند.»

مجتبی هاشمی بر این باور است که اظهارات ولایتی بازتاب‌دهنده ترس تهران از سطح بالای تنش در منطقه و همچنین کاهش دامنه نفوذ “محور مقاومت” است: «جمهوری اسلامی می‌داند که با فروکش کردن درگیری در غزه، احتمالا الگوی کاهش تنش به سایر جبهه‌ها هم سرایت می‌کند و در کنار کاهش خطر حمله دیگری از سوی اسرائیل به ایران، عملاً از قدرت تأثیرگذاری ایران در منطقه نیز کاسته می‌شود.»

این کارشناس ارشد روابط بین‌الملل همچنین می‌گوید، سخنان قالیباف بیش از آنکه نشانه آمادگی میدانی باشد، “لفاظی سیاسی برای حفظ وجهه بازدارندگی” است.

بیشتر بخوانید: آینده نیروهای نیابتی ایران در لبنان و عراق چگونه خواهد بود؟

به گفته هاشمی، حماس پس از دو سال درگیری فرسایشی، توان بازگشت به سطح درگیری گذشته را ندارد و ایران هم جایگاه و توان گذشته برای حمایت همه‌جانبه از نیروهای نیابتی‌اش را از دست داده است.

او در ادامه می‌افزاید: «با این وجود، باید در نظر داشت که گزینه آخر جمهوری اسلامی همچنان ناامن‌سازی و حملات انتحاری و تروریستی از طریق همین نیروهای نیابتی در منطقه و حتی اروپا است. این خطر هنوز از بین نرفته و می‌تواند عامل بی‌ثباتی آینده باشد.»

آینده جمهوری اسلامی در یک “خاورمیانه جدید”

تحولات اخیر در خاورمیانه، از توافق صلح در غزه گرفته تا نزدیکی کشورهای عربی به اسرائیل و کاهش قدرت مداخله نیروهای نیابتی، نشانه‌هایی از پایان یک دوره و آغاز نظمی تازه در منطقه هستند؛ نظمی که برای جمهوری اسلامی، نه فرصتی برای نقش‌آفرینی بیشتر، بلکه زنگ خطری برای انزوای ژئوپلیتیک و فرسایش قدرت منطقه‌ای‌اش به شمار می‌رود.

سیاست‌های مبتنی بر “صدور انقلاب” و حمایت از نیروهای نیابتی که سال‌ها به عنوان ابزار نفوذ تهران عمل می‌کردند، اکنون ناکارآمدتر از همیشه به نظر می‌رسند.

حمایت پرهزینه از گروه‌هایی چون حماس، نه تنها بار اقتصادی و امنیتی مضاعفی بر دوش ایران گذاشته، بلکه مشروعیت منطقه‌ای تهران را نیز به چالش کشیده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مجتبی هاشمی معتقد است صلح غزه نه پایان بحران، بلکه “آغاز مرحله تازه‌ای از رقابت برای بقا هم برای حماس و محور مقاومت، و هم برای جمهوری اسلامی است.”

این کارشناس ارشد روابط بین‌الملل می‌گوید، جمهوری اسلامی در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است: «یا باید مسیر اصلاحات زیربنایی و تغییر پارادایم خارجی و داخلی را برای نجات خود از فروپاشی کلی انتخاب کند که همان مسیر استحاله رژیم ایران است، یا در مسیر ادامه تقابل با غرب و اسرائیل گام بگذارد که نتیجه‌ای جز نابودی از طریق جنگی ویرانگر نخواهد داشت.»

در حالی‌که قدرت‌های منطقه‌ای به سمت دیپلماسی و نظمی جدید حرکت می‌کنند، جمهوری اسلامی همچنان گرفتار گفتمان انقلابی و تهدید و تقابل است؛ گفتمانی که بیش از آنکه در خدمت منافع ملی باشد، در حفظ ساختار سرکوب کاربرد دارد.

در این میان پرسش اساسی این است که آیا رژیمی که در داخل با بحران مشروعیت روبه‌روست و در منطقه با کاهش نفوذ، می‌تواند در نظم جدید خاورمیانه جایی برای خود بیابد یا اینکه جایی در آینده خاورمیانه ندارد؟

منابع دولتی مصر: ترامپ در مراسم امضای توافق غزه شرکت می‌کند

منابع دولتی مصر: ترامپ در مراسم امضای توافق غزه شرکت می‌کند

منابع دولتی مصر می‌گویند، دونالد ترامپ پس از دیدار از اسرائيل و گفت‌وگو با بنیامین نتانیاهو برای شرکت در مراسم امضای “توافق صلح غزه” راهی شرم‌الشیخ شده و در کنار سایر رهبران جهان در مراسم امضای این توافق شرکت خواهد کرد.منابع دولتی مصر می‌گویند، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا برای شرکت در مراسم امضای توافق صلح غزه به شرم‌الشیخ می‌رود.

بنا بر اظهارات همین منابع که در رسانه‌ها بازتاب یافته، او پیش از آن، دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائيل و سخنرانی در کنست (پارلمان) اسرائيل را در برنامه دارد.

گفته می‌شود که قاهره نیز از هماهنگی با واشنگتن برای نشست شرم‌الشیخ خبر داده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

رسانه‌های اسرائیلی از احتمال دیدار ترامپ با خانواده‌های گروگان‌ها خبر داده‌اند و رسانه‌های مصری از آماده‌سازی برای تشریفات استقبال از او سخن گفته‌اند.

زمینه توافق و نقش میانجی‌ها

اعلام توافق بر سر مرحله نخست آتش‌بس میان اسرائيل و گروه تروریستی حماس حاصل مذاکرات طولانی در شرم‌الشیخ بوده است؛ جایی که نمایندگان آمریکا از جمله استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ به خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد ترامپ در کنار میانجی‌های قطر و مصر برای تحقق توقف جنگ میان اسرائیل و حماس فشار آورده‌اند.

سفر ترامپ پس از اعلام آتش‌بس از سوی او در پنج‌شنبه نهم اکتبر برنامه‌ریزی شده است.

آمادگی برای نشست شرم‌الشیخ

منابع دولتی مصر می‌گویند، دونالد ترامپ در شهر سرخ شرم‌الشیخ مورد استقبال السیسی قرار می‌گیرد.

در بیانیه دولت مصر آمده که بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا طی تماسی تلفنی درباره تدارک نشست، روند پایان جنگ و اجرای فاز نخست آتش‌بس گفت‌وگو کرده‌اند.

طبق این بیانیه، وزیر خارجه آمریکا درباره نشست گفت: «این رویدادی بی‌همتا و تاریخی است.»

ترکیب میهمانان و حضور اروپایی‌ها

به‌ نقل از گزارش‌ها، رهبران کشورها شامل وزیران خارجه آلمان، اسپانیا، فرانسه، بریتانیا، ایتالیا، قطر، امارات، اردن، ترکیه، عربستان، پاکستان و اندونزی برای حضور در نشست هفته آینده در مصر دعوت شده‌اند.

در آلمان، رسانه‌ها گفته‌اند که فریدریش مرتس، صدراعظم این کشور، دعوت را با قدردانی پذیرفته و در تماس تلفنی با رئیس‌جمهور مصر از میانجی‌گری برای پایان جنگ قدردانی کرده است.

در اسپانیا، رسانه ملی این کشور از حضور پدرو سانچز، نخست‌وزیر این کشور در مراسم امضا خبر داده و آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه ایتالیا نیز از دعوت از جورجا ملونی، نخست‌وزیر این کشور سخن گفته است.

درباره حضور بنیامین نتانیاهو هنوز ابهام وجود دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

طبق طرح اعلام‌شده، اسرائیل حضور نظامی باز در امتداد مرز خود با غزه را حفظ می‌کند و یک نیروی بین‌المللی عمدتاً متشکل از کشورهای عرب و مسلمان، مسئول امنیت داخل نوار غزه خواهد بود.

هم‌زمان، آمریکا برنامه بازسازی گسترده و تحت رهبری خود را برای احیای زیرساخت‌های ویران‌شده هدایت می‌کند.

هدف نشست، افزودن پشتوانه سیاسی و مالی به توافق و روشن‌سازی مسائل دشوار پس از جنگ (امنیت، حکمرانی و بازسازی) عنوان شده است.

تهدید جانی کارزار انتخاباتی رهبر حزب راست افراطی هلند را معلق کرد

تهدید جانی کارزار انتخاباتی رهبر حزب راست افراطی هلند را معلق کرد

خیرت ویلدرز، رهبر حزب راست‌ افراطی هلند اعلام کرد، پس از اطلاع از هدف‌بودن در یک حمله ناکام منتسب به جهاد‌گراها، فعلاً فعالیت‌های انتخاباتی خود را تعلیق می‌کند.خیرت ویلدرز، رهبر حزب راست افراطی هلند (PVV) روز جمعه ۱۱ اکتبر اعلام کرد که به‌ دلیل اطلاع از هدف‌بودن در حمله‌ خنثی‌شده جهادگرایان به بارت دی وور، نخست‌وزیر بلژیک فعالیت‌هایش برای انتخاباتی که قرار است اواخر این ماه برگزار شود را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده است.

ویلدرز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که آژانس ملی هماهنگی امنیت و مقابله با تروریسم هلند (NCTV) او را در این زمینه در جریان قرار داده است.

ویلدرز در پیام خود افزود: « آژانس ملی هماهنگی امنیت و مقابله با تروریسم تداوم تهدید را پیش‌بینی نمی‌کند، اما حس خوبی ندارم و بنابراین فعلاً تمام فعالیت‌های کارزارم را تعلیق می‌کنم.»

او از سال ۲۰۰۴ زیر حفاظت دائم پلیس است و بارها با تهدید جانی مواجه شده است.

این تهدید در حالی صورت گرفته که اخیرا نظرسنجی‌ها از پیشتاز بودن حزب او برای انتخابات پیش رو خبر داده‌اند.

بازداشت‌ها در آنتورپ و جزئیات پرونده

پلیس بلژیک روز پنج‌شنبه در شهر آنتورپ این کشور خانه‌های چند مظنون را با حضور سگ‌های آموزش‌دیده برای کشف مواد منفجره بازرسی و سه مرد را بازداشت کرد.

به‌ گفته دادستان‌ها، یک بمب دست‌ساز در یکی از خانه‌ها پیدا شد که در زمان کشف، عملیاتی نبود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در همان محل کیسه‌ای حاوی ساچمه‌های فولادی نیز ضبط شد و در خانه‌ای دیگر یک چاپگر سه‌بعدی کشف شد که ظاهراً برای تولید قطعات مورد نیاز حمله استفاده می‌شد.

ارزیابی اولیه نشان می‌دهد که هدف آن‌ها “ساخت یک پهپاد و اتصال مواد منفجره به آن” بوده است.

این پرونده با عناوین “اقدام به قتل تروریستی” و “مشارکت در فعالیت‌های یک گروه تروریستی” در جریان است.

پژواک سیاسی در میانه انتخابات

انتخابات پارلمانی هلند قرار است اواخر همین ماه (اکتبر) برگزار شود و حزب “آزادی”، به رهبری ویلدرز در نظرسنجی‌ها پیشتاز است.

مقام‌های قضایی هنوز مشخص نکرده‌اند چه سیاستمدارانی احتمالاً هدف بوده‌اند. این رخداد در اوج رقابت‌های انتخاباتی، بار دیگر بحث “امنیت سیاستمداران” و مدیریت تهدیدهای الهام‌گرفته از تروریسم را در هلند و بلژیک پررنگ کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در هلند پوپولیسم راستگرا سابقه‌ای حدود ۲۰ ساله دارد. اولین پوپولیست موفق جناح راست پیم فورتوین چند روز قبل از انتخابات پارلمانی در سال ۲۰۰۲ توسط یک فعال مبارز مدافع حیوانات به قتل رسید.

ویلدرز میراث او را به ارث برد و مطالبات رادیکال‌تری مانند ممنوعیت قرآن را مطرح کرد.

مایندرت فننما، کارشناس علوم سیاسی که کتابی در باره بیوگرافی ویلدرز نوشته است در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۷ هشدار داد: «او کسی است که می‌خواهد حکومت قانون را از طریق ابزارهای دموکراتیک لغو کند.»