حجت‌الله قریشی جایگزین نقدی و معاون هماهنگ‌کننده سپاه شد

حجت‌الله قریشی جایگزین نقدی و معاون هماهنگ‌کننده سپاه شد

حجت‌الله قریشی از سوی فرمانده سپاه پاسداران به عنوان معاون هماهنگ‌کننده سپاه منصوب شد. او جانشین نقدی می‌شود که مشاور عالی فرمانده سپاه پاسداران شده است. هر دو از چهره‌های سرکوبگر و در فهرست تحریم‌های بین‌المللی هستند.به گزارش خبرگزاری ایسنا، حجت‌ الله قریشی با حکم محمد پاکپور، فرمانده سپاه پاسداران به عنوان معاون هماهنگ کننده سپاه منصوب شد. او پیش از این جانشین وزیر دفاع و معاون آماد و پشتیبانی وزارت دفاع بوده است.

اگرچه این خبر به شکل رسمی روز یکشنبه چهارم آبان در خبرگزاری‌های ایران منتشر شد، اما قریشی مدتی است که در این سمت مشغول به کار است. وب‌سایت انتخاب به گزارش‌هایی در رسانه‌های ایران اشاره کرده که روز سوم مهر ماه و در جریان سفر قریشی به الیگودرز، از او به عنوان معاون هماهنگ کننده سپاه نام برده‌اند.

ناقضان حقوق بشر و در فهرست‌ تحریم‌ها

حجت‌الله قریشی که از ۱۴۰۲ به عنوان معاون وزیر دفاع فعالیت داشته، جایگزین محمدرضا نقدی می‌شود. قریشی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران است که در رابطه با تامین تسلیحاتی روسیه و تحویل پهپاد به این کشور برای استفاده در جنگ علیه اوکراین از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا و اتحادیه اروپا در فهرست تحریم‌های این دو قرار گرفت.

کانادا نیز او را نه تنها به دلیل تحویل پهپاد به روسیه، بلکه نقض حقوق بشر در ایران تحریم کرده است.

بیشتر بخوانید:نقض حقوق بشر در ایران

محمدرضا نقدی که پیش از این مسئولیت معاونت هماهنگ کننده سپاه را بر عهده داشت به عنوان مشاور عالی فرمانده کل سپاه منصوب شد.

او نیز به عنوان یکی از فرماندهان بلندپایه سپاه و چهره‌ای تندرو که مدتی نیز فرماندهی بسیج و ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی را بر عهده داشته، نقش کلیدی در سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران ایفا کرده است.

وی در مقاطع مختلف از جمله پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ به عنوان فرمانده بسیج در سرکوب گسترده معترضان، بازداشت‌های خودسرانه و استفاده از خشونت علیه آنها نقش مهمی داشته و به همین دلیل در سال ۱۳۹۰ در فهرست تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت.

بیشتر بخوانید:تمدید تحریم‌های حقوق بشری اتحادیه اروپا علیه ۸۲ مقام ایرانی

نقدی در فهرست تحریم‌های آمریکا، اروپا، و برخی کشورها مانند بریتانیا و کانادا نیز قرار دارد که شامل محدودیت‌های مالی، ممنوعیت سفر و تعاملات اقتصادی می‌شود.

انتقاد رئیس جبهه اصلاحات از “ضعف اقتدار” دولت پزشکیان

انتقاد رئیس جبهه اصلاحات از “ضعف اقتدار” دولت پزشکیان

آذر منصوری طی سخنانی پرده از واقعیتی عریان برداشت: دولت پزشکیان نه بر وزارت خارجه مسلط است، نه توان اجرای وعده‌های خود از جمله رفع فیلترینگ را دارد. سخنان رئیس جبهه اصلاحات نشانه‌های یک دولت بی‌اختیار را آشکارتر می‌کند.آذر منصوری، رئیس جریان موسوم به “جبهه اصلاحات ایران”، در مصاحبه‌ای با “جماران” که روز یکشنبه ۴ آبان (۲۶ اکتبر) منتشر شد، ضعف دولت مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، را مورد انتقاد قرار داده و نمودهای این “تضعیف اقتدار” را از جمله در عدم تسلط واقعی دولت بر وزارت خارجه و ناتوانی آن در “رفع فیلترینگ” دانسته است.

اظهارات صریح رئیس جبهه اصلاحات، بازتاب مستقیم یک بحران انکارناپذیر دولتی است؛ بحرانی که در آن دولت نه صاحب قدرت، بلکه “کارگزار” قدرت دیگران است. منصوری با تأکید بر اینکه اقتدار دولت “به شدت تضعیف شده”، به موضوعی اشاره می‌کند که بسیاری از کارشناسان بارها از آن سخن گفته‌اند.

ناتوانی دولت در رفع فیلترینگ

به گفته منصوری، اقتدار دولت فقط در تملک ابزار بوروکراتیک نیست، بلکه به معنای توانایی اجرای وعده‌ها و دفاع از حقوق مردم است. اما دولت پزشکیان حتی در ابتدایی‌ترین وعده‌ها، همچون “رفع فیلترینگ”، ناتوان است و به گفته او، تصمیمات یا بی‌نتیجه رها می‌شوند یا زیر چرخ‌های ساختار موازی از حرکت بازمی‌ایستند.

آذر منصوری می‌گوید: «بسیاری از تصمیمات دولت یا نیمه‌کاره می‌مانند یا در مسیر اجرا دچار تعارض می‌شوند. این بی‌نظمی، نشانه‌ای از فقدان انسجام مدیریتی است که نهایتاً به فرسایش اعتماد عمومی می‌انجامد.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

آشکارترین مثال اینترنت است؛ حوزه‌ای که به میدان آزمون اقتدار دولت بدل شد و دولت پزشکیان به روشنی در آن شکست خورد. به گفته منصوری: «نمونه روشن این ضعف اقتدار را می‌توان در ناتوانی دولت در رفع فیلترینگ مشاهده کرد. در حالی که اکثریت جامعه و حتی بخشی از نهادهای تصمیم‌گیر بر ضرورت بازنگری در سیاست محدودسازی فضای مجازی تأکید دارند، دولت هنوز نتوانسته تصمیمی مستقل و مؤثر در این زمینه اتخاذ کند.»

آمارها این شکست را تأیید می‌کنند. ایران یکی از پایین‌ترین رتبه‌های آزادی اینترنت در جهان را دارد. در کشوری که ۹۰ درصد مردمش در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، ۸۴ درصد کاربران مجبور به استفاده از فیلترشکن هستند. با وجود این، دولت نه توانسته سیاست انسداد را لغو و نه حتی آن را تا حدودی در راستای منافع شهروندان را مدیریت کند.

در جریان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل نیز دولت پزشکیان اینترنت را عمدا مختل و سپس قطع کرد؛ اقدامی که در تناقض کامل با وعده‌های انتخاباتی‌اش بود و نشان می‌داد که در بحرانی‌ترین لحظه‌ها، دستور نهایی از جای دیگری صادر می‌شود.

بیشتر بخوانید: “خاموشی پنهان”؛ روش تازه قطع اینترنت در جنگ با اسرائیل

“تعارض آشکار” مواضع پزشکیان و عراقچی

سیاست خارجی نیز به روایتی که آذر منصوری بازگو می‌کند، آیینه دیگری از تکثر تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی است. او تأکید می‌کند که «مواضع کنونی وزیر امور خارجه در موارد متعددی با نگاه و اظهارات رئیس‌جمهور در تعارض آشکار است؛ گویی هرکدام راه خود را می‌روند. این ناهماهنگی نشان می‌دهد که دولت تسلط واقعی بر وزارت امور خارجه ندارد و در سیاست خارجی نیز از انسجام لازم برخوردار نیست.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در حالی هرگونه مذاکره با آمریکا را رد کرده و مدعی آمادگی مردم برای دادن “هزینه سنگین” شده، که مسعود پزشکیان، دست‌کم در حرف، از بازگشت به تعامل و تلاش برای رفع تحریم‌ها سخن می‌گوید.

این دوگانگی فقط به سیاست خارجی یا اینترنت محدود نیست. منصوری با صراحت نقش “دولت موازی” را نیز یادآور می‌شود؛ همان نیروی پنهان اما نافذی که در انتصابات، سیاست‌گذاری، رسانه و امنیت حضور دارد و عملاً قدرت دولت‌ها در ایران را تا حد “کارگزار” فرو می‌کاهد.

تازه به گفته منصوری، وضع از این هم بدتر است: «اقتدار دولت امروز به‌شدت تضعیف شده است؛ نه تنها به دلیل مداخلات دولت موازی که در انتصابات و تصمیم‌گیری‌های اجرایی دست می‌برد، بلکه به سبب ناهماهنگی، چندگانگی و ضعف نظم در خود ساختار دولت.»

“فقدان دولت” در ایران

شواهد بیرونی هم این روایت را تأیید می‌کند. عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، ایران را اساساً فاقد دولت می‌داند. به گفته او، برای مثال وقتی برجام امضا شد، از همان فردای توافق، جریان دیگری در حاکمیت آن را هدف گرفت و از کار انداخت. از آن زمان تا امروز هم نشانه‌ها تغییری نکرده‌اند؛ تعدد مراکز قانون‌گذاری، ناهماهنگی اجرایی و ساختارهای غیرپاسخگو مجموعه‌ای را تشکیل می‌دهد که هر دولتی را از درون می‌فرساید، بی‌آنکه هزینه‌ای متحمل شود.

در چنین صحنه‌ای، دولت پزشکیان با بحرانی مضاعف روبه‌رو است. او که با حمایت اصلاح‌طلبان عمدتا حکومتی پیروز شد، اکنون به دلیل ناتوانی‌اش، زیر فشار همان اردوگاه قرار گرفته است. از سوی دیگر، خود اصلاح‌طلبان حکومتی یا در حاشیه قدرت نیز به خاطر حمایت از پزشکیان زیر فشار افکار عمومی‌اند.

در جامعه نیز نشانه‌های بی‌اعتمادی انباشته‌شده، از شایسته‌سالاری تا وعده مبارزه با فساد و عدالت اقتصادی، آشکار است. دولت پزشکیان در هیچ‌یک از این حوزه‌ها موفق نبوده است. تأکید منصوری بر فقدان “اقتدار اخلاقی دولت” دقیقاً به همین تناقض میان گفتار و کردار اشاره دارد؛ تناقضی که جامعه آن را به خوبی تشخیص می‌دهد.

موساد شبکه تروریستی ایران به فرماندهی سردار عمار را افشا کرد

موساد شبکه تروریستی ایران به فرماندهی سردار عمار را افشا کرد

موساد و دفتر نخست‌وزیری اسرائيل می‌گویند شبکه‌ای به فرماندهی “سردار عمار” را شناسایی کرده که مسئول یگان ۱۱۰۰۰ نیروی قدس برای طراحی و اجرای حملاتی علیه اهداف یهودی و اسرائیلی در داخل و خارج از اسرائيل است.سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسرائیل (موساد)، در بیانیه‌ای مشترک با دفتر نخست‌وزیری این کشور، اعلام کرده است که یک سازوکار فرا مرزی جمهوری اسلامی برای هدف گرفتن مراکز و افراد یهودی و منافع مرتبط با اسرائیل را شناسایی کرده است.

بر اساس بیانیه اسرائيل برای اولین بار رهبری این شبکه یعنی “سردار عمار”، فرمانده یگان ۱۱۰۰۰سپاه قدس را افشا می‌کند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

موساد و دفتر نخست‌وزیری اسرائیل می‌گویند فعالیت‌های این شبکه از زمان حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (حملهٔ حماس به اسرائیل) تشدید شده و دست‌کم در بازهٔ زمانی ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ تلاش‌هایی برای انجام حملات در کشورهای مختلف از جمله یونان، ‌آلمان و استرالیا انجام شده است.

ساختار فرماندهی و اسناد منتشرشده

موساد یک نمودار سلسله‌مراتبی از ساختار فرماندهی نیروی قدس منتشر کرده که نشان می‌دهد “سردار عمار” مستقیماً زیر نظر اسماعیل قاآنی، فرماندهٔ نیروی قدس، قرار دارد. این چارت به‌همراه نام و تصویر برخی فرماندهان دیگر، در بیانیهٔ رسمی منتشر شد تا نشان دهد موساد چگونه یگان مورد بحث را در درون ساختار سپاه قدس ردیابی کرده است.

در این چارت دیده می‌شود که سردار عمار، فرمانده یگان ۱۱۰۰۰ و اصغر باقری، فرمانده یگان ۸۴۰ که نام اصلی او یزدان میر عنوان شده است، تحت فرماندهی مستقیم قاآنی هستند. این دو به محمدرضا انصاری متصل می‌شوند. چارت اسرائيل می‌گوید او معاون یگان ۸۴۰ و یکی از فرماندهان نیروی قدس در سوریه بوده است.

بر اساس اطلاعات موساد افرادی که تحت هدایت انصاری هستند عبارتند از جواد شرفایی، مرتضی بابایی، محسن بزرگی و محمود رضایی‌. به گفته موساد مرتضی بابایی مسئول استخدام مجرم برای فعالیت‌های تروریستی است. نام محسن بزرگی نیز پیشتر به عنوان مسئول عملیات نیروی قدس در آلمان مطرح شده است.

در بیانیهٔ موساد روش‌های این شبکه برای پنهان نگه داشتن سرنخ جمهوری اسلامی برشمرده شده است. از جمله تقسیم عملیات به بخش‌های کوچک، استخدام افراد غیرایرانی یا استفاده از عناصر محلی، به‌کارگیری مجرمان و باندهای سازمان‌یافته، تلاش برای اجرای ترور‌ها بدون به‌جا گذاشتن ردپا.

تلاش‌های تروریستی جمهوری اسلامی

موارد تلاش‌های افشا شده جمهوری اسلامی برای اقدامات تروریستی متعدد است. چند نمونه در سال‌های اخیر؛ پلیس ضدترور یونان در تابستان ۲۰۲۴ هفت نفر را بازداشت کرد که به گفته مقامات شامل دو شهروند ایرانی نیز می‌شدند.

آنها متهم به دست داشتن در حملات آتش‌سوزی علیه یک هتل مرتبط با اسرائیلی‌ها و یک کنیسه در مرکز آتن شده‌اند. این پرونده یکی از نمونه‌هایی است که موساد و دستگاه‌های شریک خارجی آن را به شبکه نسبت داده‌اند.

مقامات قضایی آلمان اعلام کردند که در ژوئیهٔ ۲۰۲۵ پلیس دانمارک مردی ۵۳ ساله را در آرهوس بازداشت کرده است؛ مردی با ریشه‌های افغانستانی که متهم است در برلین برای سرویس اطلاعاتی ایران دربارهٔ مکان‌ها و افراد یهودی اطلاعات جمع‌آوری کرده است. دادستانی فدرال آلمان این پرونده را پیگیری کرده و موساد می‌گوید عملیات‌ جمع‌آوری اطلاعات بخشی از آمادگی برای حملات احتمالی بوده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

یکی از جنجالی‌ترین موارد در استرالیا بوده است که در تابستان سال جاری به اخراج سفیر ایران از این کشور منتهی شد. دولت استرالیا می‌گوید اطلاعات موثقی دارد که نشان می‌دهد تهران پشت حمله‌ای به رستوران “آشپزخانه لوئیس کانتیننتال” در سیدنی و به کنیسه “آداس اسرائیل” در ملبورن بوده است.

دولت استرالیا سفیر ایران را عنصر نامطلوب اعلام و او و سه مقام دیگر را موظف به ترک کشور کرد. همچنین اعلام کرد که قصد دارد سپاه پاسداران را در فهرست نهادهای تروریستی قرار دهد. در این حملات کشته یا مجروح گزارش نشد.

بیشتر بخوانید: ارائه لایحه‌ای به پارلمان استرالیا برای تروریستی شناختن سپاه پاسداران

همکاری موساد و سازمان‌های اطلاعاتی بین‌المللی

موساد در همکاری با سرویس‌های اطلاعاتی خارجی، شامل پلیس و نهادهای امنیتی در کشورهای مورد اشاره توانسته چندین طرح را شناسایی و خنثی کند. این همکاری‌ها به دستگیری‌عوامل شبکه تروریستی در کشورهای مختلف و اقدامات دولت‌ها علیه مقامات یا نمایندگی‌های دیپلماتیک ایران منجر شد.

بیشتر بخوانید:چگونه موساد حزب‌الله را برای خرید پیجرهای انفجاری فریب داد

چند منبع اطلاعاتی خارجی که با رسانه‌ها گفت‌وگو کرده‌اند، حملات مرتبط با این شبکه را از نظر فنی و اجرایی تا حدی “ناشیانه” یا ضعیف توصیف کرده‌اند؛ به عبارت دیگر، به‌گفتهٔ این منابع، بسیاری از سوءقصدها یا اقدامات خرابکارانه در اجرا دارای نقاط ضعف بوده‌اند، هرچند همین تلاش‌ها نیز محرک واکنش‌های بین‌المللی بوده است.

خودکشی رزیدنت‌ها؛ رنج خاموش پزشکان جوان زیر فشار نظام سلامت

خودکشی رزیدنت‌ها؛ رنج خاموش پزشکان جوان زیر فشار نظام سلامت

افزایش خودکشی رزیدنت‌های پزشکی، نشانه‌ای نگران‌کننده از بحران ساختار آموزشی نظام سلامت ایران است؛ نظامی که در غیاب حمایت موثر، عملا پزشکان جوان را تا مرز فروپاشی پیش می‌برد. گفت‌وگویی در این باره با یک روان‌شناس بالینی.«می‌نویسم و پاک می‌کنم. بارها و بارها. خسته‌ام. از این خشم فرو خورده، از بی توجهی‌ها نسبت به جان‌های عزیزی که پَرپَر می‌شوند و استعدادهایی که با هیچ میزانی از هزینه قرار نیست مجددا به دست بیایند و مایی که گویا صرفا تبدیل شده‌ایم به ماشین تسلیت گفتن. روحت شاد خانم دکتر یاسمن شیرانی»

این نوشته‌ یک پزشک عمومی در ایران، یکی از هزاران پیامی است که پس از انتشار خبر خودکشی دکتر یاسمن شیرانی، رزیدنت سال دوم رشته زنان در دانشگاه علوم پزشکی تهران، در سوگ او در شبکه‌های اجتماعی نوشته شده است.

خبر خودکشی این پزشک جوان متولد ۱۳۷۵، جامعه ایران را در شوک و اندوه فرو برد و زخم عمیق دیگری بر پیکر جامعه پزشکان جوانی وارد کرد که سال‌هاست با انواع فشارها و مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند.

پس از انتشار این خبر، ده‌ها رزیدنت (دستیار پزشک)، دانشجوی پزشکی، پرستار و سایر اعضای کادر درمان از شرایط نابسامان و فشارها نوشتند؛ از ساعات کاری طولانی بدون امکان استراحت، شرایط بد تغذیه و دستمزدهای پایینی که حتی نمی‌توان با آن خانه‌ای اجاره کرد‌، تا خشونت همراهان بیماران، رفتارهای نامناسب سال بالایی‌ها و چشم‌انداز تاریک آینده.

مدیس توکلی، روانشناس بالینی و درمانگر تروما، به دویچه وله فارسی می‌گوید که خودکشی رزیدنت‌ها ناشی از “مجموعه‌ای از فشارهای چندجانبه و شرایط دشواری” است که به گفته او «آنقدر متداول هستند و رفته‌رفته بزرگتر و جامع‌تر می‌شوند که فرد دیگر نمی‌تواند تاب بیاورد و دچار استیصال می‌شود.»

او یکی از خلأهای نظام آموزش پزشکی در ایران را “انداختن بار تمام مسئولیت روی دوش فرد” می‌داند. توکلی توضیح می‌دهد: «بحث نگاهی است که به افراد وجود دارد به این مفهوم که خب خودشان خواستند به این رشته بیایند. این به جایی برمی‌گردد که در واقع الزام به حضور و وجود سیستم‌ها و نهادهای حمایتی در یک نظام توتالیتر، در یک سیستم پدرسالاری وجود ندارد. به هیچ عنوان این نگاه وجود ندارد که باید از افراد حمایت کرد.»

این روانشناس بالینی در ادامه از “کاهش همدلی” در جامعه صحبت می‌کند: «به واسطه برخی پزشکان نسل قدیم باوری وجود دارد مبنی بر اینکه همه پزشکان که وضعشان بد نیست. همین باعث شده که متاسفانه سطح همدلی بین افراد جامعه، بین صنف‌های مختلف جامعه، پایین آمده است. به همین دلیل است که می‌بینیم برخی می‌گویند چرا معلمان سه ماه تابستان حقوق می‌گیرند؟ یا اینکه می‌گویند پزشکان وظیفه دارند چرا ساعت سه صبح به سرعت بالای سر بیمار من نیامد که مثلا انگشتش خراش برداشته است. متاسفانه همدلی اجتماعی به شدت به واسطه سیستم حاکم کاهش پیدا کرده و در این خلا حمایتی نیز تاثیرگذار است.»

آمارها چه می‌گویند؟

بررسی گزارش‌های منتشر شده در رسانه‌های داخلی ایران نشان می‌دهد که از اواخر شهریور ۱۴۰۴ تا کنون دست‌کم ۵ پزشک و رزیدنت پزشکی دست به خودکشی زده‌اند.

پیش از این مسعود حبیبی، معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، در خردادماه ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که در سال ۱۴۰۳ هفت دانشجوی علوم پزشکی بر اثر خودکشی جان خود را از دست داده‌ و در مجموع ۸۴ نفر از دانشجویان پزشکی اقدام به خودکشی کرده‌ بودند که موفقیت‌آمیز نبودند.

این مقام مسئول در وزارت بهداشت ایران همچنین گفته بود که ۱۰۴۶ نفر از دانشجویان این رشته “افکار خودکشی” داشته‌اند که “با مداخله به هنگام منصرف شدند.”

نگاهی به آمارها و نتایج پژوهش‌های انجام‌شده در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران نیز سخنان مسعود حبیبی را تایید می‌کنند.

در یک مطالعه مقطعی در سال ۱۴۰۲ و در زمان شیوع کرونا در تهران با شرکت ۳۵۳ رزیدنت، بیش از ۳۴ درصد از آن‌ها گفته بودند که “افکار خودکشی” را تجربه کرده‌اند و ۱۰ درصد در معرض خطر بالای خودکشی قرار داشته‌اند.

بیشتر بخوانید: خودکشی سریالی رزیدنت‌ها، پایانی تلخ برای قشر نخبه ایرانی

این آمار نگران‌کننده و خودکشی رزیدنت‌های پزشکی و کادر درمان، ریشه در فشار کاری بالا، ساعات کاری طولانی، محیط رقابتی فرساینده و فقدان حمایت روانی دارد.

نظام آموزش پزشکی، با تاکید بیش از حد بر کارکرد و بهره‌وری و با بی‌توجهی به سلامت روان کادر درمان، عملا زمینه‌ فرسودگی شغلی، احساس بی‌ارزشی و درماندگی را در پزشکان جوان فراهم کرده است.

تشدید وضعیت در فقدان نهادهای حمایتی

مدیس توکلی بر این باور است که فقدان نهادهای حمایتی از جمله عوامل مهم شرایط کنونی دانشجویان پزشکی و رزیدنت‌هاست: «در همه جای دنیا نهادها و سندیکاها شکل می‌گیرند تا به افرادی که در یک صنف هستند، امنیت روانی دهند. یعنی افراد فکر کنند که جایی هست، محل امنی هست که می‌توانند اگر می‌خواهند در مورد مشکلاتشان صحبت کنند، نیاز نباشد که از صفر مجبور به توضیح دادن باشند.»

او اصل مشکل را در وجود “شکل فعلی حکومت در ایران” می‌داند و می‌افزاید: «در ایرانی که اکنون زیر یوغ جمهوری اسلامی است، اصلا چیزی به عنوان نهاد اجتماعی قرار نیست شکل بگیرد. چون در یک حکومت توتالیتر تمامی نهادها، با هر نام و عنوانی، باید از صفر تا صد بر اساس اسلوب آن نظام توتالیتر باشند و چنین نظامی باید با شکل‌گیری سندیکا و نهاد و صنف مشکل داشته باشد. چون همه اینها باعث می‌شوند که آن هسته اصلی حکومت به خطر بیفتد و اگر رقبای کوچکی برایش به وجود بیاید، قدرتش زیر سوال برود. پس اساسا سازمان نظام پزشکی تلاشی برای امنیت روانی رزیدنت‌ها و پزشکان انجام نمی‌دهد. نقش این نهاد در راستای سیاست‌های حکومت و سیستم پدرسالاری است و در راستای حقوق پزشکان نیست.»

به گفته مدیس توکلی، در شرایطی که در جامعه ایران صحبت درباره رنج و زخم‌های روانی “تابو” است و حتی در صورت صحبت درباره مشکلات و رنج‌های کادر درمان، سازمان نظام پزشکی کاری برای حل مشکل و کاهش فشارها نمی‌کند بسیاری تصمیم می‌گیرند سکوت اختیار کنند.

چه باید کرد؟

مدیس توکلی “تشکیل نهادهای قوی و کاربردی صنفی” را از جمله راهکارها برای بهبود شرایط کار دانشجویان پزشکی و رزیدنت‌ها می‌داند.

این روان‌درمانگر و درمانگر تروما، راهکارهای دیگر را اینگونه بر می‌شمرد: «کار کردن روی جامعه به این معنا که جامعه بفهمد به همه مشاغل نیاز دارد نه فقط پزشک. اینکه یاد بگیریم که ما باید بدون خجالت و ترس درباره احساساتمان صحبت کنیم؛ بدون اینکه بترسیم قضاوت شویم یا برچسب بخوریم یا ضعیف محسوب ‌شویم.»

توکلی می‌گوید این “استیصال و بریدن از زندگی لحظه‌ای اتفاق نمی‌افتد.” به گفته او در بسیاری از موارد این فشارها آنقدر کرونیک و زمان‌بر است که می‌شود در خیلی از مراحل کمک کرد و جلوی از دست رفتن یک جان را گرفت.

بیشتر بخوانید: راه‌های پیشگیری از خودکشی که همه باید بدانند

او می‌افزاید: «کاهش فشار کاری رزیدنت‌ها می‌تواند کمک‌کننده باشد. تطابق میزان کار انجام شده با میزان حقوقی که دریافت می‌کنند، سیاست حمایتی و تشویقی و اختصاص خدمات دقیق و تخصصی روانشناختی برای دانشجویان پزشکی در هر مرحله‌ای، نه فقط در مرحله بحران که اصطلاحا از مراحل پیش از خودکشی است.»

مدیس توکلی “تابوزدایی” از دریافت خدمات تخصصی روانشناختی را وظیفه همه اعضای جامعه می‌داند: «باید هر جانی را در هر مرحله‌ای که می‌توانیم نجات دهیم. درباره این صحبت کنیم که کمک خواستن طبیعی است. همانطور که وقتی می‌خواهیم خانه یا وسیله‌ای بخریم از متخصص آن کمک می‌گیریم، در مسائل روحی و روانی نیز همینطور است. بسیار مهم است که خانواده‌ها فشار محیط کاری بر فرزندشان را دو برابر نکنند. به فرزندانشان کمک کنند، محیط امنی را فراهم کنند تا آنها بتوانند درباره این موارد صحبت کنند.»

به گفته این روانشناس بالینی، «افسردگی همیشه چهره غمزده و سیاهی ندارد، بلکه خیلی وقت‌ها چهره‌ای شاد و صورتی دارد» و فقط با وجود یک سیستم حمایتی روانشناختی امن افراد می‌توانند اعتماد کنند و درباره واقعیت افسردگی‌شان صحبت کنند.

* اگر به خودکشی فکر می‌کنید و در ایران هستید، از طریق شماره تلفن ۱۲۳ با اورژانس اجتماعی تماس بگیرید. اگر ساکن آلمان هستید با شماره ۰۸۰۰۱۱۱۰۱۱۱ و اگر در افغانستان زندگی می‌کنید با شماره ۱۱۹ تماس بگیرید.

«اسرائيل تعیین می‌کند چه نیروهایی مسئول کنترل غزه باشند»

«اسرائيل تعیین می‌کند چه نیروهایی مسئول کنترل غزه باشند»

نتانیاهو می‌گوید اسرائيل تعیین می‌کند چه کشورهایی در میان نیروی بین‌المللی امنیت نوار غزه را بر عهده گیرند. طبق آتش‌بسی که با فشار آمریکا حاصل شد، این مسئولیت به نیروهایی عمدتاً از کشورهای عربی یا مسلمان داده خواهد شد.بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل روز یکشنبه ۲۶ اکتبر (چهار آبان) تأکید کرد که اسرائیل “خود تصمیم خواهد گرفت چه کشورهایی می‌توانند به نیروی بین‌المللی امنیتی در نوار غزه بپیوندند” و “چه زمانی به دشمنانش حمله کند”. این سخنان هم‌زمان با حضور گروه‌های امدادگر مصری در نوار غزه بیان شدند.

طبق مفاد آتش‌بسی که با میانجی‌گری ایالات متحده حاصل شده است، همزمان با عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی از نوار غزه، قرار است نیرویی بین‌المللی عمدتاً از کشورهای عربی یا مسلمان مسئول تأمین امنیت این باریکه شود.

بیشتر بخوانید:ترامپ در قطر: نیروی بین‌المللی حافظ صلح بزودی در غزه مستقر می‌شود

اما اسرائیل با حضور ترکیه در این مأموریت مخالف است. نتانیاهو که به‌دلیل پذیرش آتش‌بس از سوی تندروهای دولت ائتلافی خود زیر فشار است، روز یکشنبه در نشست وزرای کابینه در اورشلیم (بیت‌المقدس) موضعی سخت اتخاذ کرد.

او گفت: «ما در مورد نیروهای بین‌المللی روشن اعلام کردیم که اسرائیل تعیین خواهد کرد کدام نیروها برای ما غیرقابل‌قبول هستند.» این سخنان یک روز پس از آن بیان شد که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا با مقام‌های اسرائیلی دیدن کرد.

نتانیاهو افزود: «اسرائیل کشوری مستقل است. ما با ابزار خود از خود دفاع می‌کنیم و همچنان سرنوشت خود را تعیین خواهیم کرد. ما برای این کار به تأیید هیچ‌کس نیاز نداریم. امنیت خود را خودمان کنترل می‌کنیم.»

نوار غزه باید کاملا غیرنظامی‌سازی شود

خبرگزاری فرانسه از ورود یک کاروان مصری با ماشین‌آلات سنگین به خان یونس در جنوب این باریکه گزارش داده که برای تسریع جست‌وجو در میان آوار جهت یافتن بقایای گروگان‌های اسرائیلی کشته‌شده در سرزمین ویران‌شده فلسطینی به کار گرفته شده است.

بنا بر گزارش کامیون‌های باربری با پرچم مصر، بولدوزرها و بیل‌های مکانیکی را به غزه منتقل و کامیون‌های کمپرسی نیز با بوق‌زدن و روشن‌کردن چراغ‌ها آن‌ها در مسیر “الزوایده” همراهی کرده‌اند.

نهادهای امدادرسان شکایت کرده‌اند که کاروان‌های بشردوستانه هنوز دسترسی کافی به غزه برای کاهش شرایط قحطی در بخش‌هایی از این منطقه ندارند و خانواده‌های بسیاری همچنان با گرسنگی مواجه‌اند.

اسرائیل نیروهایش را تا خط موسوم به “خط زرد” در داخل غزه عقب کشیده، اما همچنان کنترل بیش از نیمی از منطقه را در دست دارد و اجازه عبور هر کاروان امدادی سازمان ملل از مرزها را خود صادر می‌کند. این کشور از زمان آغاز آتش‌بس تاکنون دست‌کم دو حمله هوایی انجام داده است.

نتانیاهو یادآور شد که اسرائیل در تاریخ ۱۹ اکتبر و پس از کشته‌شدن دو سرباز این کشور، غزه را با ۱۵۰ تن بمب و موشک هدف قرار داد و روز گذشته نیز حمله‌ای علیه یکی از اعضای گروه جهاد اسلامی انجام داد.

آخرین حمله اسرائیل درست زمانی انجام شد که روبیو در حال ترک اورشلیم بود. با این حال، عالی‌ترین دیپلمات آمریکا گفت که همچنان خوش‌بین است که آتش‌بس در مجموع پابرجا بماند، به‌شرطی که حماس خلع سلاح شود و اداره غزه را واگذار کند.

روبیو به خبرنگاران گفت واشنگتن انتظار ندارد “خط زرد” به مرز جدید غزه تبدیل شود و اسرائیل در نهایت عقب‌نشینی خواهد کرد.

آمریکا و متحدانش برای نظارت بر آتش‌بس در جنوب اسرائیل “مرکز هماهنگی غیرنظامی-نظامی” (CMCC) را ایجاد و گروهی از مقامات ارشد دولت دونالد ترامپ را برای تقویت آتش‌بس به منطقه اعزام کرده‌اند.

روبیو هنگام پرواز به قطر گفت هدف نهایی این است که نوار غزه به‌تدریج به منطقه غیرنظامی‌ تبدیل شود. گروه‌های اصلی فلسطینی، از جمله حماس، توافق کرده‌اند که در چارچوب آتش‌بس و روند بازسازی، کمیته‌ای از تکنوکرات‌ها برای اداره غزه تشکیل دهند.

اما حماس با درخواست‌ها برای خلع سلاح فوری مخالفت کرده و سرکوب گروه‌های مسلح رقیب فلسطینی در غزه را آغاز کرده است.

بازیابی گروگان‌ها

روز گذشته موسی ابومرزوق، رئیس “روابط بین‌الملل و امور حقوقی حماس” هشدار داد: «کنار گذاشتن حماس از حفظ ثبات در نوار غزه می‌تواند منجر به هرج‌ومرج و خلاء امنیتی شود.»

حماس در عین حال تأکید دارد که در بازگرداندن اجساد ۱۳ گروگان باقی‌مانده جدی است. آنها ۱۰ اسرائیلی هستند که در جریان حمله این گروه تروریستی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ربوده شدند، به‌همراه یک اسرائیلی که از سال ۲۰۱۴ مفقود شده و دو کارگر تایلندی و تانزانیایی.

حماس تاکنون ۲۰ گروگان زنده باقی‌مانده را بازگردانده است، اما هشدار داده که یافتن اجساد سایر گروگان‌ها در ویرانه‌های غزه دشوار خواهد بود، جایی که بنا بر اعلام مقام‌های بهداشتی وابسته به حماس، بیش از ۶۸ هزار و ۵۰۰ فلسطینی بر اثر حملات اسرائیل کشته شده‌اند.

بیشتر بخوانید:جنگ در خاورمیانه

تیم‌ها و تجهیزات مصری که روز یکشنبه به غزه رسیده‌اند ممکن است بتوانند در عملیات جست‌وجو کمک کنند، اما گروه ۸۱ نفره کارشناسان نجات و بازیابی ترکیه هنوز از سوی اسرائیل مجوز ورود به غزه را دریافت نکرده است.

پ‌ک‌ک تمامی نیروهای خود را به اقلیم کردستان فراخواند

پ‌ک‌ک تمامی نیروهای خود را به اقلیم کردستان فراخواند

حزب کارگران کردستان می‌گوید نیروهایش از خاک ترکیه عقب‌نشینی خواهند کرد و در مناطق کوهستانی اقلیم کردستان مستقر خواهند شد. این اقدام به عنوان بخشی از روند صلح توصیف شده که پس از انحلال رسمی این گروه در ماه مه آغاز شد.بر اساس گزارش رسانه‌های کردی روز یکشنبه ۲۶ اکتبر، حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) در مراسمی در کوهستان قندیل اعلام کرد که روند عقب‌نشینی نیروهای خود از ترکیه را آغاز کرده و این نیروها به مناطق کوهستانی اقلیم کردستان عراق فراخوانده می‌شوند.

گفتە شدە کە این عقب‌نشینی بر اساس تصمیمات کنگره دوازدهم پ‌ک‌ک در ماه مه سال جاری و تصمیمات عبدالله اوجالان، رهبر زندانی این حزب انجام می‌شود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله

در بیانیه‌ای که به دو زبان ترکی و کردی توسط دو تن از رهبران این حزب قرائت شد، آمده است: «علی‌رغم واکنش‌های ناکافی طرف مقابل [دولت ترکیه]، ما برای خنثی کردن تهدیداتی که کردها و ترکیه را در بر گرفته، گام‌های عملی جدیدی برمی‌داریم تا پایه‌های زندگی آزاد، دموکراتیک و برادرانه را برای قرن آینده بنا کنیم و فرآیند صلح و جامعه دموکراتیک به مرحله دوم منتقل شود.»

پ‌ک‌ک از دولت ترکیه خواست بدون تأخیر، اقدامات قانونی و حقوقی لازم را برای ایجاد “دوره گذار” فراهم کند تا مشارکت این گروه در سیاست دموکراتیک ممکن شود.

همچنین در این بیانیە آمده است: «گام‌های سیاسی و حقوقی که شروط کنگره دوازدهم بودند، باید بدون تأخیر اجرا شوند. در این چارچوب، حقوق گذار ویژه برای پ‌ک‌ک باید مبنا قرار گیرد و قوانین ادغام دموکراتیک و آزادی‌های لازم بی‌درنگ تصویب شوند.»

بیشتر بخوانید: خلع سلاح نمادین پ‌ک‌ک؛ آغاز صلح یا تکرار تاریخ؟

در این مراسم ۳۰ نفر از نیروهای پ‌ک‌ک که جزو اولین گروه‌های عقب‌نشینی‌کننده از خاک ترکیه بودند نیز حضور داشتند.

عبدالله اوجالان در ۲۷ فوریه ۲۰۲۵ در بیانیه‌ای تاریخی از پ‌ک‌ک خواست پس از بیش از چهار دهه مبارزه مسلحانه با دولت ترکیه، سلاح‌های خود را زمین بگذارد و این سازمان را منحل کند. پ‌ک‌ک چند روز بعد با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که از درخواست رهبر زندانی خود برای پایان مبارزه مسلحانه پیروی خواهد کرد. این حزب در ۱۲ مه ۲۰۲۵ کنگره‌ای برگزار کرد و رسماً از تصمیم خود برای پایان دادن به مبارزه مسلحانه و انحلال سازمانی پرده‌برداری کرد.

کنسرت تاریخی “کوما آمد” پس از ۳۰ سال

اگرچه دولت ترکیه هنوز اقدامات قانونی و حقوقی لازم را برای پیشبرد روند صلح انجام نداده، اما نشانه‌هایی از کاهش محدودیت‌های فرهنگی علیه کردها دیده می‌شود. در همین راستا، گروه موسیقی تبعیدی “کوما آمد” روز شنبه ۲۵ اکتبر، پس از ۳۰ سال در شهر دیاربکر، بزرگ‌ترین شهر کردنشین ترکیه کنسرتی تاریخی برگزار کرد.

بیشتر بخوانید: پیام تصویری اوجالان: مبارزه مسلحانه با دولت ترکیه پایان یافت

این کنسرت که با حضور بیش از صدهزار نفر از شهروندان کرد برگزار شد، توجهات بسیاری را به خود جلب کرد. اعضای این گروه که عمدتاً از هنرمندان برجسته کرد در تبعید در آلمان و فرانسه هستند با دعوت رسمی شهرداری دیاربکر به این شهر بازگشتند.

کنسرت با سخنرانی رهبران سیاسی احزاب حامی کردها همراه بود. پیام‌های ویدئویی از هنرمندانی مانند شوان پرور، خلیل غمگین، هوزان شمدین و گولستان پرور پخش شد. همچنین پیام‌هایی از صلاح‌الدین دمیرتاش، رئیس مشترک پیشین حزب دموکراتیک خلق‌ها (ه‌د‌پ)، و سلجوق مزراکلی، شهردار پیشین دیاربکر که در زندان به سر می‌برد قرائت شد.

قدم‌های عملی پ‌ک‌ک و هم‌زمان اقدامات محتاطانه دولت ترکیه برای حل یکی از بزرگ‌ترین مناقشه‌های نیم‌قرن اخیر این کشور، در حالی انجام می‌شود که تردیدهایی درباره پایداری این فرآیند وجود دارد.

تا کنون هیچ یک از انتظارات کردها از جملە آزادی هزاران زندانی سیاسی، اصلاح قانون اساسی، به رسمیت‌شناسی کردها و دیگر اقلیت‌ها و تضمین حق تدریس بە زبان مادری برآوردە نشدەاند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

همچنین حزب جمهوری‌خواه خلق، بزرگترین حزب اپوزیسیون ضمن حمایت از حل مسئله کردها و استقبال از مذاکرات صلح با پ‌ک‌ک، نسبت به نیت‌های واقعی رجب طیب اردوغان و حزب حاکم عدالت و توسعه (آک‌پارتی) ابراز تردید کرده و هشدار داده است که این فرآیند ممکن است به ابزاری برای تحکیم قدرت سیاسی اردوغان تبدیل شود. این حزب تأکید کرده که صلح پایدار تنها با احترام به اصول دموکراتیک، حقوق بشر و حاکمیت قانون محقق خواهد شد.

تحلیلگران معتقدند موفقیت این مذاکرات به اعتمادسازی متقابل، شفافیت در اقدامات دولت و تضمین مشارکت فراگیر همه گروه‌های سیاسی و اجتماعی بستگی دارد. در غیر این صورت، خطر بازگشت به چرخه خشونت و بی‌ثباتی همچنان باقی است.