رقص در سوگ؛ وقتی گورستان به میدان اعتراض بدل می‌شود

رقص در سوگ؛ وقتی گورستان به میدان اعتراض بدل می‌شود

در مراسم چهلم جان‌باختگان دی ۱۴۰۴، کنار اشک و مرثیه، صحنه‌هایی از رقص و هم‌خوانی دیده شد. آیا این شکستن سنت سوگ است یا تلاشی برای تبدیل اندوه به زبان مقاومت و یادآوری جمعی؟ گفت‌وگو با دو کارشناس.در هفته‌های پس از کشته‌شدن بسیاری از معترضان در اعتراضات دی‌ ۱۴۰۴، تصاویری از مراسم سوگواری در شهرهای مختلف ایران در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که برای بسیاری غیرمنتظره بود.

در این ویدیوها، در کنار گریه و نوحه‌خوانی، صحنه‌هایی از هم‌خوانی، دست‌زدن و حتی رقص بر سر مزار جان‌باختگان دیده می‌شود.

در میان این تصاویر، ویدئوهایی از خانواده نیما پارسا، امیرمحمد حاتمی، سامان عطایی، مانی صفرپور، عرفان آزرده و نیز پدر رها بهلولی‌پور دیده می‌شود که بر سر مزار فرزندانشان در حال رقص یا هم‌خوانی هستند. این ویدئوها در شبکه‌های اجتماعی به‌طور گسترده توسط کاربران بازنشر شده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در یکی از این مراسم‌، مادر دختر جوانی برای یاد دختر جان‌باخته‌اش می‌رقصد. این تصاویر برای بسیاری پرسش‌برانگیز است که چرا در سوگ می‌رقصند؟

“حد نهایی اندوه”

مریم دهکردی، روزنامه‌نگار و عضو تحریریه ایران‌وایر، در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی این پدیده را در چارچوبی تاریخی و فرهنگی می‌بیند و می‌گوید: «نکته‌ای که خیلی دوست دارم به آن اشاره کنم، مسئله‌ رقص سوگ است و این پدیده‌ای که امسال در میان کشته‌شده‌ها، در مراسم‌ سوگواری‌شان، بسیار نمود علنی پیدا کرده است.»

به گفته او، ایران سرزمینی با آیین‌های متنوع و کهن سوگواری است؛ آیین‌هایی که در دوره‌هایی کم‌رنگ‌تر بوده اما هرگز از میان نرفته است.

دهکردی به نمونه‌هایی از میان اتنیک‌های مختلف اشاره می‌کند: «عرب‌ها در مراسم سوگ، به‌ویژه وقتی جوانی از دست رفته باشد، یزله می‌کنند و حتی تیراندازی می‌کنند. ترکمن‌ها دوتار می‌نوازند، یارسان‌ها تنبورنوازی می‌کنند، کردها چَمَری دارند.»

او با بیان اینکه اگر به هر گروه اتنیکی نگاه کنیم، شکل خاص خود از سوگواری آیینی را می‌بینیم، می‌گوید، “رقص سوگ” تنها به آیین‌های اتنیکی محدود نیست و در ادبیات کلاسیک فارسی نیز ریشه دارد.

دهکردی در ادامه صحبت‌های خود به منظومه خسرو و شیرین نظامی اشاره می‌کند که در آن شیرین در مواجهه با پیکر خسرو می‌رقصد و همچنین به سوگ سیاوش در شاهنامه که در آن مادر سیاوش سماع می‌کند.

به گفته دهکردی، اینجا با “حد نهایی اندوه” روبه‌رو هستیم، جایی که اندوه به شیدایی بدل می‌شود و بدن پیش از عقل واکنش نشان می‌دهد.

او برای توضیح این وضعیت، به خاطره‌ شخصی خود از یک خویشاوند نیز رجوع می‌کند که در دوران کودکی‌اش در زمان جنگ ایران و عراق کشته شده و پیکرش هرگز بازنگشته است: «برای مراسم هفتم او حنابندان برگزار کردند. با وجود این‌که جنگ بود و هر روز آدم‌های بسیاری کشته می‌شدند، برگزاری چنین مراسمی برایم غریب نبود.»

به باور دهکردی، آنچه امروز در سوگ جان‌باختگان اعتراضات دیده می‌شود، ادامه همان سنت مواجهه با اندوهی است که از ظرفیت معمول فراتر می‌رود.

سوگواری به‌ مثابه زبان مقاومت

اورال حاتمی، جامعه‌شناس ایرانی مقیم آلمان، این پدیده را از زاویه‌ دیگری تحلیل می‌کند. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید، اگر این رفتارها را با معیارهای کلاسیک سوگواری بسنجیم، “نامتعارف” به نظر می‌رسد، اما از منظر جامعه‌شناسی، نشانه تغییر زبان بیان رنج است.

به گفته او، آیین سوگواری در همه فرهنگ‌ها نهادی اجتماعی است که به بازسازی نظم ازهم‌گسیخته پس از مرگ کمک می‌کند: «در شرایط عادی، سوگواری کارکردی ترمیمی دارد. جامعه با برگزاری آیین‌ها، فقدان را می‌پذیرد و به زندگی روزمره بازمی‌گردد.»

اما او معتقد است: «در شرایطی که مرگ معترضان به رویدادی جمعی و سیاسی تبدیل شده، تکرار همان الگوهای سنتی می‌تواند به معنای عادی‌سازی مرگ باشد.»

حاتمی می‌گوید: «اگر جامعه همان قالب‌های سنتی را تکرار کند، مرگ را در نظم موجود هضم می‌کند. اما تغییر شکل سوگواری نشان می‌دهد که جامعه نمی‌خواهد این مرگ را بپذیرد و نه نظم تحمیلی را.»

به باور او، آواز و رقص بر سر مزار نه نشانه شادی، بلکه “امتناع از عادی‌سازی وضعیت موجود” است.

او از منظر جامعه‌شناسی بدن نیز به موضوع نگاه می‌کند و می‌گوید:‌ «در فرهنگ رسمی، بدن عزادار باید خاموش و مطیع باشد، اما در این مراسم‌ بدن فعال و ریتمیک می‌شود و به صحنه بازمی‌گردد. در شرایطی که زبان رسمی محدود یا بی‌اثر شده، حرکت بدن به رسانه تبدیل می‌شود. دست‌زدن و هم‌خوانی، بدن‌های پراکنده را به بدن جمعی بدل می‌کند و نوعی همبستگی نمادین می‌سازد.»

حاتمی در ادامه به نقش حافظه جمعی اشاره می‌کند. او می‌گوید: «جوامع برای به یاد آوردن، فقط روایت نمی‌سازند، بلکه آیین می‌سازند. رقص و موسیقی بر سر مزار نشان می‌دهد که جامعه در حال تولید فرم جدیدی از یادآوری است. در این فرم، کشته‌شده صرفا موضوع ترحم نیست، بلکه به نماد تداوم زندگی بدل می‌شود.»

او این فرایند را تبدیل تراژدی به “سرمایه نمادین” می‌نامد، یعنی رنج به منبعی برای کنش اجتماعی بدل می‌شود.

آرزوهای نزیسته

مریم دهکردی بار دیگر بر ویژگی‌های نسلی جان‌باختگان تاکید می‌کند.

به گفته او، بسیاری از آن‌ها زیر سی سال بودند، فرزندانی که خانواده‌ها تمام توان خود را برای آینده‌شان گذاشته بودند. «اکنون برای خانواده‌ها این وضعیت حد نهایی اندوه است.»

به گفته دهکردی، بازماندگان در مراسم‌ گاه آرزوهای نزیسته عزیزانشان را زندگی می‌کنند؛ ترانه‌هایی که همیشه در شادی‌ها خوانده می‌شد، لباس سفید، شاهنامه‌خوانی یا حتی رقص.

از نظر او، این رفتارها نه انکار اندوه، بلکه شکل دیگری از مواجهه با آن است: «همه این‌ها تجلی آرزوهای نزیسته انسان‌هایی است که عزیزانشان به زور از آن‌ها گرفته شده‌اند. حالا بازماندگان، خودشان آن آرزوهای نزیسته را زندگی می‌کنند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

اورال حاتمی نیز بر شکاف نسلی تاکید می‌کند. او می‌گوید: «نسل‌های جدید کمتر با الگوهای مبتنی بر سکوت و تسلیم ارتباط برقرار می‌کنند و بیشتر به بیان‌های مشارکتی و افقی گرایش دارند. موسیقی و هم‌خوانی برای این نسل ابزار هویت‌سازی است و همان فرهنگی است که پیش‌تر در خیابان و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته بود و اکنون به سطح سوگ منتقل شده است.»

در بسیاری از این مراسم‌، گورستان که معمولا نماد پایان است، به فضایی برای بازتعریف زندگی اجتماعی بدل شده است.

حاتمی این تغییر را جابه‌جایی از “فرهنگ ماتم” به “فرهنگ مقاومت” می‌داند. به گفته او، وقتی امکان کنش مستقیم محدود می‌شود، آیین‌ها به میدان کنش تبدیل می‌شوند.

در ایران سوگ همیشه با سیاست گره خورده، اما امروز ماجرا طور دیگری روایت می‌شود؛ انگار مردم همان درد قدیمی را دارند، اما راه گفتنش را تغییر داده‌اند.

تداوم اعتراضات ضدحکومتی دانشجویان در تهران و شهرهای دیگر

تداوم اعتراضات ضدحکومتی دانشجویان در تهران و شهرهای دیگر

برخی دانشگاه‌های کشور برای چهارمین روز متوالی شاهد برگزاری تجمعات اعتراضی بوده‌اند. در این میان، به رغم اصرار مسئولان دانشگاه‌ها و مقامات دولتی بر تداوم برگزاری حضوری کلاس‌ها، بخشی از این کلاس‌ها غیرحضوری شده‌اند.تصاویری که روز سه‌شنبه، ۶ اسفند، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند همگی از تداوم و گستردگی اعتراضات دانشجویی در تهران و مناطق دیگر کشور حکایت دارند. این تصاویر مربوط به تجمع‌های دانشجویان معترض در دانشگاه های تهران، علم و صنعت، هنر و معماری، بهشتی، خواجه نصیر، شریف و سوره شاهد هستند که در آنها شعارهای بعضا تند علیه حکومت داده شده است.

همچنین تجمع‌های اعتراضی مشابهی در دانشگاه آزاد مشهد و دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شده است.

تصویری نیز در شبکه‌ها منتشر شده که ظاهراَ از رصد پهپادی دانشجویان معترض در دانشگاه اصفهان و اقدام برای شناسایی آنها خبر می‌دهد.

به رغم این اعتراضات که جرقه آنها چهار روز پیش و در ارتباط با چملمین روز کشته‌شدن هزاران نفر در جریان اعتراضات دی‌ماه زده شد، رئیس دانشگاه صنعتی شریف در پیامی خطاب به دانشجویان از آغاز منظم و حضوری کلاس‌ها ابراز خرسندی کرد. او نسبت به “بروز خشونت‌های کلامی و فیزیکی” در برخی تجمعات هشدار داد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

مسعود تجریشی، از دانشجویان خواست “از حضور در تجمعات غیرقانونی خودداری کرده و به حفظ امنیت دانشگاه کمک کنند.”

او در پایان بی‌ آنکه به علل اعتراضات دانشجویان اشاره و از نوع برخوردهای امنیتی با آنها عذرخواهی کند، “از مردم و خانواده شهدا بابت اتفاقات رخ‌داده در محیط دانشگاه عذرخواهی کرده” است.

اطلاعیه تهدید‌آمیز دانشگاه امیرکبیر

در همین حال، محمود کمره‌ای، معاون آموزشی دانشگاه تهران، در ارتباط با اخباری مبنی بر اختلال در برگزاری کلاس‌های درس این دانشگاه، این اخبار را تکذیب کرد و گفت: «تغییری در نحوه برگزاری کلاس‌ها ایجاد نشده است و کلاس‌های نیم‌سال دوم که از دوم اسفند آغاز شده، به‌صورت حضوری برگزار می‌شود.»

روز ۵ اسفند، همزمان با روز مهندس در دانشکده برق پلی تکنیک تهران (امیرکبیر) این دانشگاه مراسم یادبودی برای زهرا محمودپور برگزار شد.

زهرا محمدپور، کارشناس ارشد مهندسی برق از دانشگاه صنعتی امیرکبیر، قرار بود ۲۰ دی مراسم عقدش برگزار شود. دو روز پیش از آن اما در جریان اعتراضات مردم با شلیک مستقیم گلوله توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

این تجمع به‌ صورت تحصن سکوت و بدون شعار گزارش شده است. همچنین گزارش‌هایی از ممنوع‌الورود شدن برخی دانشجویان و کنترل اسامی در ورودی دانشگاه منتشر شده است.

همزمان با برگزاری این تجمع در دانشگاه صنعتی امیرکبیر اطلاعیه‌ای تهدیدآمیزی از سوی این دانشگاه منتشر شده است که از آغاز رسیدگی به پرونده‌های انضباطی دانشجویان خبر می‌دهد. در این اطلاعیه گفته می‌‌شود که در اسرع وقت به “پرونده دانشجویان خاطی از هر طیفی” رسیدگی خواهد شد. در این اطلاعیه همچنین آمده است که “هیچ‌گونه اغماضی” در این خصوص صورت نخواهد گرفت.

از دانشگاه علم و صنعت نیز خبر می‌رسد که در جریان تجمع دانشجویان، شعارهایی اعتراضی سر داده شده و درگیری‌هایی میان برخی نیروهای بسیجی و دانشجویان روی داده است.

موضع دولت

سخنگوی دولت جمهوری اسلامی در واکنش به اعتراضات در دانشگاه‌ها، اعتراضات را “حق دانشجویان” توصیف کرده، اما هشدار داده است که آنها باید “خط قرمزهای مربوط به مقدسات و پرچم” را رعایت کنند.

فاطمه مهاجرانی بدون اشاره به این که تعریف و حیطه مقدسات چیست، گفت که دولت آمادگی “شنیدن مطالبات دانشجویان و گفت‌وگو با آنان” را دارد.

او تایید کرد که “با وجود برگزاری اکثر کلاس‌ها، در برخی موارد محدود به دلیل عدم حضور دانشجویان، کلاس‌ها تشکیل نشده است”.

دانشگاه تهران نیز در محکومیت “هتک حرمت پرچم جمهوری اسلامی ایران” در دانشگاه بیانیه‌ای صادر کرد.

در این بیانه با بیان این که “دانشگاه همواره خاستگاه اندیشه ورزی، تضارب آرا و افکار گفت‌وگوهای نقادانه و سازنده بوده است” و با ابراز تأسف از “حوادث اخیر کشور و از دست دادن جمعی از هم‌وطنان عزیز و همدردی با دانشجویان، دانشگاهیان و آحاد ملت ایران”، از آتش‌زدن پرچم جمهوری اسلامی انتقاد شده و توصیه می‌شود که “هیچ‌گاه نباید اعتراضات با توهین به نمادهای ملی و میهنی مورد خدشه قرار گیرد، چرا که احترام به پرچم، احترام به ملّیت و سرزمین و تاریخ و فرهنگ است و آن عمل ضدّ ملی، علاوه بر این امری غیرقانونی است.”

این در حالی است که از نظر دانشجویان معترض، پرچم رسمی ایران نمادی از اقتدار و حاکمیت جمهوری اسلامی است که ارتباطی با ملیت و تاریخ و فرهنگ کشور ندارد و آتش‌زدن آن را جنبه‌ای از مخالفت به حکومت تلقی می‌کنند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

همزمان روابط عمومی دانشگاه خوارزمی اعلام کرده است که کلیه کلاس‌ها در تمامی مقاطع تحصیلی در هر دو پردیس تهران و کرج تا پایان اسفند ۱۴۰۴ به صورت غیرحضوری و مجازی برگزاری خواهد شد، تصمیمی که بی‌ارتباط با گسترش اعتراضات دانشجویی تلقی نمی‌شود.

در بیانیه این روابط عمومی گفته می‌شود که “برگزاری جلسات دفاع از پایان نامه‌ها و رساله‌ها با نظر دانشکده‌ها به صورت مجازی یا حضوری امکان‌پذیر است و آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های دانشگاه صرفاً برای استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی باز است و خدمات لازم را ارائه می دهند”.

رویترز: ایران در آستانه توافق با چین برای خرید موشک‌های کروز

رویترز: ایران در آستانه توافق با چین برای خرید موشک‌های کروز

ایران در آستانه نهایی‌کردن توافقی با چین برای خرید موشک‌های مافوق‌ صوت ضدکشتی “سی‌ام‌ـ۳۰۲” با برد حدود ۲۹۰ کیلومتر است؛ سامانه‌ای که می‌تواند توان ضربتی تهران علیه ناوگان آمریکا در خلیج فارس را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت ایران و چین در مراحل پایانی توافقی برای فروش موشک‌های کروز مافوق‌ صوت ضدکشتی “سی‌ام‌ـ۳۰۲” به تهران قرار دارند؛ موشک‌هایی که رهگیری آنها با پرواز در ارتفاع پایین و سرعت بالا، برای پدافند دریایی بسیار دشوار ارزیابی می‌شود و می‌تواند تهدیدی مستقیم برای ناوهای آمریکایی در منطقه باشد.

این گفت‌وگوها به گفته شش منبع آگاه، پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در خرداد سال گذشته شتاب گرفته است؛ جنگی که بخشی از زرادخانه موشکی ایران را فرسوده کرد و اکنون تهران می‌کوشد با کمک پکن آن را بازسازی کند و ارتقا دهد. هم‌زمان، ایالات متحده یک آرایش کم‌سابقه دریایی و هوایی در نزدیکی سواحل ایران شکل داده و دونالد ترامپ هشدار داده است اگر توافق هسته‌ای جدیدی حاصل نشود، گزینه “اقدام بسیار سخت” دوباره روی میز خواهد بود.

موشک مافوق‌ صوتی که موازنه در خلیج فارس را تغییر می‌دهد

بر اساس این گزارش، موضوع اصلی توافق، موشک کروز ضدکشتی “سی‌ام‌ـ۳۰۲” است؛ موشکی با برد حدود ۲۹۰ کیلومتر که چین آن را برای انهدام ناو هواپیمابر و ناوشکن طراحی کرده و این سامانه را روی کشتی، هواپیما و پرتابگرهای متحرک زمینی قابل نصب می‌داند. کارشناسان تسلیحاتی که با رویترز گفت‌وگو کرده‌اند، می‌گویند پرواز مافوق‌صوت در ارتفاع پایین و مانورپذیری این موشک، رهگیری آن را برای سامانه‌های دفاعی روی عرشه به‌شدت دشوار می‌کند و در صورت استقرار در سواحل ایران، تهدید مستقیمی برای ناوهای آمریکایی و متحدانش در خلیج فارس خواهد بود.

یک پژوهشگر ارشد در مؤسسه تحقیقات صلح استکهلم به رویترز گفته است افزودن “سی‌ام‌ـ۳۰۲” به زرادخانه ایران، به‌ویژه پس از آسیب‌های ناشی از جنگ ۱۲ روزه، جهشی مهم در توان ضدکشتی تهران محسوب می‌شود و بخشی از کمبودهای ناشی از انهدام انبارهای موشکی را جبران می‌کند. چین این موشک را “بهترین موشک ضدکشتی جهان” معرفی می‌کند و منابع رویترز می‌گویند هرچند تعداد موشک‌های مورد بحث و قیمت معامله مشخص نشده، اما ماهیت سامانه، آن را به یکی از پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی تبدیل کرده که پکن تاکنون به ایران منتقل کرده است.

این معامله در صورت نهایی‌شدن، برخلاف تحریم تسلیحاتی شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود؛ تحریمی که نخستین‌بار در سال ۲۰۰۶ علیه ایران وضع شد، در پی توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ تعلیق شد و با فعال‌شدن دوباره مکانیسم ماشه در پاییز گذشته، مجدداً به اجرا درآمد.

شتاب گرفتن گفت‌وگوها پس از جنگ ۱۲ روزه و سفر مقام‌های ایرانی به چین

به نوشته رویترز، گفت‌وگوهای تهران و پکن درباره خرید این سامانه دست‌کم دو سال پیش آغاز شده بود، اما پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در خرداد گذشته «به‌طور چشمگیری سرعت گرفت». شش فرد آگاه از روند مذاکرات، از جمله سه مقام مطلع از گزارش‌های دولت ایران و سه مقام امنیتی، به این خبرگزاری گفته‌اند که در مراحل پایانی گفت‌وگوها در تابستان، چند مقام ارشد نظامی و دولتی ایران به چین سفر کرده‌اند؛ از جمله مسعود اورعی، معاون وزیر دفاع جمهوری اسلامی.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این سفر که پیش از این رسانه‌ای نشده بود، به‌گفته منابع رویترز بخشی از تلاش تهران برای استفاده از “تفاهم‌نامه‌های امنیتی و نظامی” با متحدانش در شرایط تشدید تنش با واشنگتن بوده است. یک مقام وزارت خارجه ایران در گفت‌وگو با رویترز تأکید کرده است که ایران توافق‌های نظامی و امنیتی با متحدان خود دارد و اکنون زمان مناسبی برای بهره‌گیری از این توافق‌هاست.

با این حال، روشن نیست چیندر نهایت با توجه به خطر تشدید رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا، حاضر به تکمیل انتقال این موشک‌ها در کوتاه‌مدت باشد یا نه. پکن و تهران به‌همراه مسکو، در یک نامه مشترک به شورای امنیت، فعال‌شدن دوباره تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران را “غیرقانونی” خوانده‌اند و آن را نپذیرفته‌اند.

نقش چین در معادله جدید؛ از رزمایش مشترک تا حمایت سیاسی

این گزارش جایگاه معامله موشکی را در بستر گسترده‌تر روابط رو به گسترش نظامی تهران و پکن تحلیل می‌کند. چین، ایران و روسیه هر سال رزمایش‌های مشترک دریایی برگزار می‌کنند و وزارت خزانه‌داری آمریکا در سال گذشته چند شرکت چینی را به‌ اتهام تأمین مواد اولیه شیمیایی برای برنامه موشکی سپاه پاسداران تحریم کرد؛ اتهامی که پکن آن را رد کرده و گفته است صادرات کالاهای دوکاربرده را به‌طور سخت‌گیرانه کنترل می‌کند.

شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین، در رژه نظامی ماه سپتامبر در پکن که با حضور مسعود پزشکیان برگزار شد، به‌صراحت از “حمایت چین از ایران برای حفظ حاکمیت، تمامیت ارضی و شأن ملی” سخن گفت. منابع رویترز می‌گویند از نگاه پکن، حفظ حکومت فعلی در تهران و جلوگیری از روی کار آمدن یک نظام حامی غرب در ایران، بخشی از محاسبات راهبردی چین در غرب آسیا است؛ محاسباتی که به‌طور روزافزون با منافع روسیه هم‌پوشانی دارد.

به موازات گفت‌وگوهای مربوط به “سی‌ام‌ـ۳۰۲”، ایران به‌گفته همین منابع در حال مذاکره برای خرید سامانه‌های پدافند هوایی، موشک‌های دوش‌پرتاب، سلاح‌های ضدبالستیک و حتی توانمندی‌های ضدماهواره‌ای از چین است؛ امری که در صورت تحقق، می‌تواند سطح درگیری و پیچیدگی هر جنگ احتمالی را بالا ببرد.

آرایش نیروی آمریکا و خطر تشدید رویارویی

انتشار خبر این مذاکرات در حالی است که ایالات متحده یک آرایش کم‌سابقه دریایی و هوایی در نزدیکی سواحل ایران شکل داده است. ناو هواپیمابر “یواس‌اس آبراهام لینکلن” به‌همراه گروه رزمی خود در منطقه مستقر شده و ناو هواپیمابر “یواس‌اس جرالد آر. فورد” نیز به‌همراه چند ناو همراه در راه خاورمیانه است. این دو ناو به‌تنهایی قادر به حمل بیش از ۵ هزار نفر پرسنل و حدود ۱۵۰ هواگرد رزمی، پشتیبانی و شناسایی هستند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

رویترز یادآوری می‌کند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز ۱۹ فوریه به تهران ده روز فرصت داده است تا بر سر برنامه هسته‌ای خود به توافق برسد و تهدید کرده است در غیر این صورت، با اقدام نظامی مواجه خواهد شد. منابع آمریکایی به این خبرگزاری گفته‌اند پنتاگون در حال آماده‌سازی سناریوهایی برای عملیات طولانی و چند هفته‌ای علیه ایران است؛ عملیاتی که به گفته آنها می‌تواند از حملات هوایی محدود فراتر برود.

کاخ سفید در پاسخ به پرسش رویترز درباره معامله موشکی چین و ایران، پاسخی مستقیم ارائه نکرده و فقط تأکید کرده است که ترامپ روشن گفته «یا توافقی حاصل می‌شود یا باید کاری بسیار سخت، مثل دفعه قبل، انجام شود».

انتشار اسامی و تصاویر هفت‌هزار جان‌باخته در اعتراضات دی‌ماه

انتشار اسامی و تصاویر هفت‌هزار جان‌باخته در اعتراضات دی‌ماه

خبرگزاری حقوق بشری هرانا در گزارشی اسامی و تصاویر بیش از ۷۰۰۰ تن از جان‌باختگان و ۵۳ هزار نفر از بازداشت‌شدگان خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ با جزئیات هویتی آن‌ها را منتشر کرده است.خبرگزاری هرانا در گزارشی حدوداً ۱۳۵۰ صفحه‌ای، هویت اسمی و تصویری دست‌کم ۷۰۰۰ جان‌باخته و ۵۳,۷۷۷ بازداشتی اعتراضات دی و بهمن، از جمله صدها کودک و نوجوان را به‌صورت فردبه‌فرد ثبت و مستند کرده است.

این گزارش بر پایه بیش از ۱۴۳ هزار و ۳۳۰ گزارش مردمی گردآوری‌شده در بازه زمانی ۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ تهیه شده و علاوه بر جان‌باختگان، ده‌ها هزار مورد جراحت، بازداشت، احضار و اعتراف اجباری را نیز مستند کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در کنار این سطح از ثبت تلفات، گزارش مذکور که با نام “زمستان سرخ” منتشر شده، برای بیش از ۵۳ هزار و ۷۷۷ بازداشتی، شامل صدها کودک و دانش‌آموز و ده‌ها دانشجو، پرونده‌های جداگانه مستندسازی شده تنظیم کرده است؛ پرونده‌هایی که در بسیاری موارد نام، سن، محل بازداشت و وضعیت حقوقی افراد را در خود نگه می‌دارند، حتی اگر بنا به ملاحظات امنیتی در نسخه عمومی گزارش منتشر نشده باشند.

اعتراضات سراسری ماه‌های دی و بهمن از یک‌سو موجی بی‌سابقه از مستندسازی ایجاد کرد و از سوی دیگر با قطع گسترده اینترنت، سانسور و ارعاب منابع همراه بود.

به‌نوشته هرانا، خطر اصلی در چنین شرایطی تنها کم‌شماری موارد نقض حقوق بشر نیست، بلکه از دست رفتن امکان راستی‌آزمایی هویت‌ها، زمان‌ها، مکان‌ها و الگوهای سرکوب در زمانی است که هنوز می‌توان شواهد را گرد آورد و تثبیت کرد.

“زمستان سرخ” بر روش‌شناسی‌ای تکیه دارد که بر ثبت حداقل موارد قابل راستی‌آزمایی تمرکز می‌کند، نه برآوردهای حداکثری. به این معنا که هر عدد تنها زمانی وارد آمار نهایی شده که برای آن شواهد هم‌پوشان و تأییدشده وجود داشته است، حتی اگر نویسندگان گزارش خود اذعان کنند که دامنه واقعی نقض‌ها فراتر از آن چیزی است که در لحظه قابل تأیید بوده است.

این گزارش هم برای افکار عمومی و هم به‌عنوان زیرساخت آرشیوی برای تحلیل‌های حقوقی و فرآیندهای احتمالی پاسخگویی در آینده طراحی شده است؛ از جمله با ثبت نظام‌مند نام، عکس، سن و محل وقوع حادثه برای جان‌باختگان در پیوست‌ها.

گستره جغرافیایی و نقش دانشگاه‌ها

بر اساس داده‌های “زمستان سرخ”، در ۵۰ روز نخست اعتراضات، دست‌کم در ۶۸۲ نقطه مختلف کشور تجمع و حرکت اعتراضی ثبت شده است. این نقاط در ۲۰۳ شهر و همه ۳۱ استان ایران پراکنده‌اند؛ تصویری که نشان می‌دهد هم اعتراض و هم واکنش حکومتی، ماهیتی سراسری داشته است و نمی‌توان آن را به چند شهر بزرگ یا یک استان خاص فروکاست.

اعتراضات دانشگاهی جایگاه ویژه‌ای در این گزارش دارند. هرانا می‌نویسد، در این بازه زمانی، دست‌کم ۵۵ تجمع و حرکت اعتراضی در ۳۶ دانشگاه ثبت شده است. دانشگاه‌ها به یکی از مهم‌ترین فضاهای مدنی در قلب جنبش اعتراضی تبدیل شده‌اند و در عین حال در مرکز توجه سازوکارهای سرکوب و کنترل حکومتی قرار گرفته‌اند؛ از حضور نیروهای امنیتی و احضارهای گسترده تا بازداشت فعالان دانشجویی.

تلفات: ابعاد و ترکیب قربانیان

در بخش تلفات، گزارش “زمستان سرخ” بر تمایز دقیق میان گروه‌های مختلف قربانیان تأکید می‌کند تا تحلیل حقوقی و آماری مخدوش نشود. بر اساس آمار حداقلی تأییدشده در این گزارش: تعداد معترضان کشته‌شده ۶ هزار و ۴۸۸ نفر ثبت شده است.

جدا از این رقم، ۲۳۶ کودک جان‌باخته شناسایی و مستند شده‌اند؛ کودکانی که نام، سن، شهر محل زندگی و در بسیاری موارد عکس آنها در پیوست‌ها آمده است.

شمار غیرنظامیان غیرمعترض که در حاشیه اعتراضات یا در موقعیت‌های دیگر کشته شده‌اند، ۷۶ نفر اعلام شده است.

در مقابل، ۲۰۷ نفر از نیروهای نظامی و حکومتی یا افراد مسلح وابسته به حکومت نیز در ردیف تلفات قرار گرفته‌اند.

مجموع این دسته‌بندی‌ها به عدد ۷۰۰۷ جان‌باخته می‌رسد؛ رقمی که هرانا آن را “حداقل قابل راستی‌آزمایی” می‌نامد و یادآور می‌شود که بیش از ۱۱ هزار و ۷۴۴ پرونده دیگر هنوز در حال بررسی است و در آمار نهایی لحاظ نشده است.

گزارش همچنین به‌طور جداگانه هشت مورد مرگ غیرنظامیان در نتیجه درگیری میان شهروندان در اماکن عمومی را مستند کرده که مستقیماً به درگیری میان مردم بازمی‌گردد، نه برخورد نیروهای حکومتی.

نویسندگان گزارش تأکید می‌کنند که تفکیک روشن میان معترضان، کودکان، غیرنظامیان غیرمعترض و نیروهای حکومتی برای جلوگیری از اختلاط تحلیلی ضروری است و امکان بررسی حقوقی دقیق‌تر، از جمله در چارچوب حقوق کیفری بین‌المللی را فراهم می‌کند.

جراحات، بازداشت‌ها و اعترافات اجباری

ابعاد خشونت تنها در تلفات خلاصه نمی‌شود. “زمستان سرخ” با اتکا به داده‌های راستی‌آزمایی‌شده، تصویر گسترده‌تری از آسیب‌ها ارائه می‌کند.

به‌ نوشته گزارش هرانا، در این ۵۰ روز دست‌کم ۲۵ هزار و ۸۴۶ غیرنظامی مجروح شده‌اند؛ از جراحات ناشی از شلیک مستقیم و گلوله‌های ساچمه‌ای تا ضرب‌وجرح و شکستگی در اثر ضرب‌وشتم. در سوی دیگر، شمار مجروحان نیروهای نظامی و امنیتی ۴ هزار و ۸۸۴ نفر ثبت شده است.

در حوزه بازداشت‌ها، “زمستان سرخ” از ۵۳ هزار و ۷۷۷ مورد بازداشت مستند سخن می‌گوید. این عدد شامل بازداشت معترضان در خیابان، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، معلمان، اعضای اقلیت‌های مذهبی و قومی و نیز شهروندانی است که به دلیل فعالیت در شبکه‌های اجتماعی هدف قرار گرفته‌اند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در میان بازداشت‌شدگان، ۵۵۵ کودک، نوجوان و دانش‌آموز شناسایی شده‌اند. همچنین ۱۴۷ دانشجو به‌طور مشخص در طبقه “دانشجویان بازداشت‌شده” ثبت شده‌اند؛ هرچند نویسندگان گزارش یادآور می‌شوند که به دلیل نگرانی‌های امنیتی، نام و اطلاعات همه این افراد در نسخه عمومی منتشر نشده و بخشی از داده‌ها تنها در آرشیو امن هرانا نگهداری می‌شود.

یکی از زنگ‌های خطر اصلی در گزارش، ثبت ۳۶۹ مورد اعتراف اجباری است؛ اعتراف‌هایی که به‌ گفته هرانا، در بسیاری موارد زیر شکنجه، تهدید، فشار بر خانواده‌ها یا در شرایط قطع دسترسی به وکیل و تماس با بیرون گرفته شده‌اند. این اعتراف‌ها بعداً در برنامه‌های تلویزیونی، رسانه‌های رسمی یا شبکه‌های اجتماعی وابسته به نهادهای امنیتی منتشر شده‌اند و نقش مرکزی در پرونده‌سازی، صدور احکام سنگین و توجیه سرکوب ایفا می‌کنند.

در کنار اینها، ۱۱ هزار و ۵۳ مورد احضاریه نیز مستند شده است؛ احضارهایی که به‌عنوان ابزاری موازی برای اعمال فشار حقوقی و امنیتی عمل می‌کنند و دامنه کنترل حکومت را فراتر از بازداشت رسمی گسترش می‌دهند. این احضارها شامل تماس‌های تلفنی، برگه‌های رسمی، پیام‌های غیررسمی و حضور اجباری در نهادهای امنیتی و قضایی است.

هویت‌سازی، آرشیو و اهمیت حقوقی

یکی از برجسته‌ترین بخش‌های “زمستان سرخ” پیوست جان‌باختگان است؛ پیوستی که نه‌تنها نام، سن و شهر محل وقوع را ثبت کرده، بلکه در بسیاری موارد عکس، زمان دقیق مرگ، نوع جراحت، منبع تأییدکننده و شیوه راستی‌آزمایی را نیز در خود دارد.

هرانا تأکید می‌کند که تصمیم درباره انتشار یا عدم انتشار نام و تصویر هر فرد، بر اساس رویکردی حفاظت‌محور اتخاذ شده است؛ یعنی منفعت عمومی در اطلاع‌رسانی و ضرورت ثبت تاریخی، در برابر خطر احتمالی برای خانواده‌ها، شاهدان و منابع سنجیده شده است. در مواردی که انتشار نام می‌توانست خطر جدی ایجاد کند، پرونده در آمار کل لحاظ شده اما جزئیات آن تنها در سامانه‌های امن مستندسازی نگهداری شده است.

در بخش پایانی، گزارش یک ارزیابی حقوقی اولیه ارائه می‌کند و الگوهای مستندشده را در چارچوب حقوق بین‌الملل حقوق بشر و در صورت احراز شرایط، حقوق کیفری بین‌المللی تحلیل می‌کند؛ از جمله در پیوند با حق حیات، ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی، حق دادرسی عادلانه، آزادی بیان و آزادی تجمع مسالمت‌آمیز.

“زمستان سرخ” خود را نه آمار نهایی، بلکه نقطه شروعی برای پاسخگویی می‌داند: تلاشی برای آن‌که هیچ نام و هیچ چهره‌ای در میان هزاران عدد گم نشود و پایه‌ای فراهم شود تا دادگاه‌ها، نهادهای بین‌المللی و افکار عمومی در آینده بتوانند بر مبنای داده‌های مستند و راستی‌آزمایی‌شده درباره آنچه در زمستان ۱۴۰۴ بر ایران گذشت قضاوت کنند.

روایت یک جراح از خشونت بی‌حدو‌حصر حکومت در شب‌های سرکوب

روایت یک جراح از خشونت بی‌حدو‌حصر حکومت در شب‌های سرکوب

یک جراح ایرانی که به تازگی از کشور خارج شده، در گفت‌وگو با دویچه‌ وله فارسی روزهایی را روایت می‌کند که مجروحان اعتراضات دی‌ماه و کادر درمان، در بیمارستان‌ها در میان خون و وحشت گرفتار شدند.او چند روزی است از ایران خارج شده؛ نه برای مهاجرت یا درخواست پناهندگی، فقط برای این‌که بتواند چند ساعت بخوابد. جراح ایرانی که هنوز هم وقتی حرف می‌زند، انگار جسم و روحش در همان راهروهای مرکز درمانی که در روزهای سرکوب خونین معترضان، مشغول مداوای مجروحان بوده، مانده. می‌گوید حتی این‌جا هم با این که امن است، حملات پنیک رهایش نمی‌کند. ترس و وحشت ول‌کن نیست. می‌گوید آنچه دیده، چیزی نیست که بتوان بعد از آن، هرگز به زندگی عادی برگشت.

در حالی که گزارش‌های نهادهای حقوق بشری در طی هفته‌ها و روزهای پس از سرکوب خونین معترضان در دی‌ماه از تبدیل شدن مراکز درمانی به بازداشتگاه‌های موقت خبر می‌دادند، جزئیات تکان‌دهنده‌ای که این پزشک جراح که به طور موقت برای بازیابی توان روانی خود از ایران خارج شده، در گفت‌وگو با بخش فارسی دویچه‌ وله ارائه می‌دهد، ابعاد جدیدی از این فاجعه را فاش می‌کند.

نفوذ نیروهای امنیتی و اشغال فضای درمان

«از همان شب‌های نخست کشتار، بیمارستان‌ها از یک محیط امن درمانی به منطقه تحت اشغال تبدیل شدند.»

این جراح می‌گوید: «شب اول کشتار، نیروهای امنیتی وارد بیمارستان ما شدند و تلفن همراه همه پرسنل را گرفتند و چک کردند. خیلی از نیروهای امنیتی لباس کادر درمان را می‌پوشیدند و بین بیماران و سایر اعضای کادر درمان گشت می‌زدند.»

این تاکتیک نفوذ، به گفته او، باعث شد بسیاری از مجروحان بدون آنکه بدانند، در بدو ورود به دام بیفتند. او ادامه می‌دهد: «بسیاری از مجروحان نمی‌دانستند که داخل بیمارستان نیروهای امنیتی حضور دارند و به همین خاطر به محض ورود شناسایی شده و به ون انتقال می‌یافتند، به طوری که دیگر از کادر درمان هیچ کاری ساخته نبود.»

بیشتر بخوانید: سوگندهای غرق خون؛ بازخوانی تراژدی درمان زیر چکمه‌های سرکوب

این پزشک با قطعیت می‌گوید که آمارهای ارائه شده از کشته‌ها، مجروحان و بازداشتی‌ها فرسنگ‌ها با آمارهای منتشر شده فاصله دارد: «ما شاید سال‌ها بعد بفهمیم که چه جنایتی رخ داده است. بسیاری از آمارها را اعضایی از کادر درمان از مراکز درمانی خود ارائه دادند که کاملاً متصل به حکومت بودند؛ به همین دلیل مرگ بسیاری از کشته‌شده‌ها به دلایل دیگر ثبت شد، در حالی که کشته شدن آن‌ها برای ما با توجه به جراحاتشان محرز بود و آثاری از گلوله و ساچمه در بدن آن‌ها دیده می‌شد.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

او که خود به صورت مخفیانه بیش از ۳۰ مجروح را در خانه‌های امن مداوا کرده، تاکید می‌کند که سیستم نظارتی حتی بر تجویز دارو نیز حساس شده بود: «اگر ما حتی یک داروی آنتی‌بیوتیک برای مجروحان تجویز می‌کردیم و در سیستم ثبت می‌شد، به سرعت اطلاعات آن بیمار استخراج می‌شد. تمام کسانی که در کلینیک‌ها و بیمارستان‌های دولتی مداوا شدند یا بدون مداوا مراجعه کردند، بازداشت شدند. در واقع هیچ مجروحی در این مراکز امنیت نداشته و فقط چون تعداد نیروهای امنیتی محدود بوده، به تدریج مجروحان را شناسایی و بازداشت کرده‌اند.»

این جراح در توصیف حس بی‌اعتمادی نسبت به برخی پزشکان حکومتی توضیح می‌دهد: «یکی از پزشکان فوق‌تخصص که اتفاقا من او را از قبل می‌شناختم پرونده تک‌تک بیماران را بررسی می‌کرد و ما چون از قبل می‌دانستیم که چنین اتفاقی خواهد افتاد برای بسیاری از مجروحان شرح حالی مانند دل درد، تهوع، سرگیجه و … وارد پرونده کرده بودیم. پزشکان حکومتی به طور کامل بر روند درمان و پرونده بیماران نظارت داشتند تا بتوانند معترضان مجروح را فورا شناسایی کنند و به دستگاه‌های امنیتی لو بدهند.»

بیشتر بخوانید: معترضان بازداشتی در معرض اتهامات سنگین امنیتی و مجازات اعدام

اعترافات تلخ از درون دستگاه قضا

یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این روایت، مواجهه این پزشک با یک مقام قضایی در محیط بیمارستان است: «دادستانی جوان یک شب به بیمارستان ما آمد و به من گفت: ما به هیچ وجه از این که در شرایطی قرار گرفتیم که باید اقدام به بازرسی مجروحان و کنترل تلفن همراه آن‌ها کنیم خوشحال نیستیم. هر کسی حتی پیام منفی رد و بدل کرده باشد شکنجه می‌کنند و اگر فیلمی را خودش گرفته باشد حکم اعدام می‌دهند. خیلی پشیمانم که حقوق خواندم و وارد سیستم قضایی شدم. اگر تائيدیه من زیر احکام اعدام نباشد سر خودم و خانواده‌ام هزار بلا می‌آورند.»

خشونت عریان و جراحات جنسیتی

مشاهدات این جراح از نوع جراحات، نشان‌دهنده استفاده از سلاح‌های سنگین و رفتارهای وحشیانه با معترضان، به ویژه زنان است: «وضعیت جراحت مجروحان زن بسیار دردناک بود. یکی از این مجروحان از ناحیه صورت و سینه و حتی ناحیه تناسلی گلوله ساچمه‌ای خورده بود. تقریبا جنازه‌اش را به بیمارستان آوردند، به طوری که کادر درمان با دیدن او فروپاشی روانی عجیبی را تجربه کردند. بسیاری از مجروحان وخیم، دچار قطع اندام شده بودند. گلوله‌هایی که شلیک شده بود کالیبرهای بسیار سنگین بوده است.»

او ادامه‌می‌دهد: «در بررسی جمجمه‌های متلاشی شده متوجه ضربه با قمه شدیم؛ قمه‌هایی که وزنشان حتی به سه کیلوگرم می‌رسیده.»

بیشتر بخوانید: سازمان حقوق بشر ایران: ۲۶ معترض به اعدام محکوم شده‌اند

او همچنین به گزارش‌های وحشتناک تجاوز اشاره می‌کند: «بسیاری از دختران و زنان و حتی مردان مورد تجاوز قرار گرفته بودند. در مردان حتی آنال فرکچر (پارگی مقعد) هم گزارش شد.»

تیر خلاص و وضعیت غیرطبیعی ضاربان

این جراح می‌گوید خودش به طور مستقیم شاهد نبوده که ماموران به بیمارستان بیایند و به مجروحان تیر خلاصی بزنند: «با این حال از برخی همکارانم شنیدم که به مجروحان، به خصوص لیدرهای تظاهرات، در بیمارستان‌ها تیر خلاصی زده‌اند. هیچ‌کدام از نیروهای امنیتی که وارد بیمارستان‌ها می‌شدند و حرکات وحشیانه‌ای از خود نشان می‌دادند حالت طبیعی نداشتند. اصلاً انگار در یک فضای دیگر بودند و به جرات می‌توانم بگویم انگار خود را برای این حجم وحشیانه کشتار از قبل آماده و محیا کرده بودند. در حقیقت منویی از کشتار معترضان صورت گرفت و هر جنایتی که فکرش را بکنید رخ داد.»

این جراح به یکی از مراجعان خود اشاره می‌کند، زنی که هم دختر و هم پسرش در جریان اعتراضات کشته شده بودند: «او چند روز در بیمارستان بستری بود و در طی ده روز ۳۵ کیلوگرم وزن از دست داده بود. هیچ چیزی نمی‌خورد و فقط از طریق سرم و مایعات زنده مانده بود. می‌گفت دختر و پسرم را خودمان در یک جایی دفن کرده‌ایم و به هیچ کس نمی‌گویم کجا.»

تجارت با خون و پنهان‌کاری در سردخانه‌ها

این جراح تایید می‌کند که نیروهای امنیتی از خانواده افرادی که تیر خورده بودند مبالغ هنگفتی (از ۵۰۰ میلیون تومان به بالا) طلب می‌کردند: «وضعیت سردخانه‌های بیمارستان‌ها بسیار وخیم بود. در بیمارستان ما به کادر درمان اصلاً اجازه ورود به سردخانه را نمی‌دادند و سردخانه‌ پر از جسد به طور کامل در دست حراست و نیروهای امنیتی بود. از خانواده یکی از بیماران من که سر تا پایش گلوله ساچمه‌ای خورده بود، و کشته شده بود، دو میلیارد تومان دریافت کردند تا جنازه را خودشان دفن کنند.»

او با خشم و اندوه می‌پرسد: «آخر چرا باید به صورت دختری که در نهایت سنگی به وزن مچ دستش به سمت ماموران حکومتی پرت کرده، دوشکا شلیک کنند؟ چرا باید چشمانش را نشانه بگیرند؟»

فروپاشی روانی کادر درمان

فشار ناشی از بازداشت پزشکان و پرستاران و مشاهده این حجم از خشونت، به گفته این جراح، کادر درمان را به مرز فروپاشی رسانده است: «برای بازداشت کادر درمان ابتدا به آنها فراخوان می‌دادند و در ملاء عام آنها را بازداشت نمی‌کردند. خیلی از پزشکان و پرستاران از این طریق بازداشت شدند. برخی از آنها به قید وثیقه آزاد شدند. ما را تهدید کرده بودند که اسامی بازداشت‌شدگان از میان کادر درمان را هیچ جا فاش نکنیم وگرنه جان سالم به در نمی‌برند.»

بیشتر بخوانید: روایت شاهدان؛ در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ چه گذشت؟

او ادامه می‌دهد: «فرسودگی عجیب در کادر پزشکی باعث شده بسیاری از آنها درخواست مرخصی‌های طولانی مدت بدون حقوق بدهند. دوست جراحی به من می‌گفت حس می‌کنم دست و پایم دیگر تکان نمی‌خورند. بسیاری از دوستان من حتی به فکر خودکشی بودند. من برای این که بتوانم چند ساعتی بخوابم به کشور همسایه آمدم، اما اینجا هم حملات پنیک و ترس و وحشت رهایم نمی‌کند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

آنچه در این روایت آمده، فقط شرح یک بیمارستان یا تجربه یک پزشک نیست؛ تصویری است از فروپاشی مرز میان درمان و سرکوب. جایی که تخت بیمارستان به ایستگاه بازداشت تبدیل شد، پرونده پزشکی ابزار شناسایی شد و کادر درمان میان سوگ، ترس و مسئولیت حرفه‌ای گرفتار ماند. بسیاری از پزشکان و پرستارانی که شاهد این صحنه‌ها بودند، امروز یا در سکوت مطلق به کار ادامه می‌دهند، یا بازداشت شده‌اند، یا و یا با زخم‌هایی روانی زندگی می‌کنند که در هیچ پرونده‌ای ثبت نشده است.

فیگارو: تلاش روحانی برای کنار زدن خامنه‌ای از قدرت شکست خورد

فیگارو: تلاش روحانی برای کنار زدن خامنه‌ای از قدرت شکست خورد

“فیگارو” به نقل از منابعی نوشت، روحانی و ظریف در اوج اعتراضات تلاش کردند تا خامنه‌ای را کنار بگذارند اما به دلیل عدم حمایت علی لاریجانی، این طرح شکست خورد. نیویورک تایمز نوشته بود به لاریجانی مأموریتی ویژه محول شده است.روزنامه فرانسوی “فیگارو” روز دوشنبه ۲۳ فوریه (چهارم اسفند) به نقل از چند منبع مطلع گزارش داد که حسن روحانی، رئیس جمهور سابق ایران و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه کابینه او، در اوج اعتراضات سراسری تلاش کردند علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، را به حاشیه برانند اما شکست خوردند.

به نوشته این روزنامه، علی لاریجانی این تلاش را خنثی کرده و از آن زمان اختیارات گسترده‌ای را به دست گرفته است. از او به عنوان کسی یاد شده که اکنون به شکلی اثرگذار کشور را مدیریت می‌کند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

گزارش فیگارو می‌گوید که این ابتکار عمل در شب ۷ و ۸ ژانویه (۱۷ و ۱۸ دی)، یک روز قبل از اوج گرفتن اعتراضاتی که منجر به کشته شدن هزاران نفر شد، شکل گرفت. منابعی که فیگارو به آنها استناد کرده، گفته‌اند که روحانی این تلاش را در کنار چهره‌هایی از دولت سابق خود، از جمله ظریف، چندین روحانی از شهر قم و افراد مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، رهبری کرده است.

یک منبع آگاه به این روزنامه گفته که هدف، حذف خامنه‌ای از فرآیند تصمیم‌گیری در طول بحران بوده است.

بنا بر این گزارش‌، این اقدام به دلیل عدم حمایت لاریجانی، که مرداد ۱۴۰۴ به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد، با شکست مواجه شد. در گزارش فیگارو آمده است که مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، برای جلوگیری از افشای این طرح، از بحث‌ها کنار گذاشته شد. پس از افشای این طرح، ظاهراً روحانی و ظریف تحت بازداشت خانگی چند روزه قرار گرفتند و چهره‌های اصلاح‌طلب نزدیک به آنها به طور موقت بازداشت شدند.

نیویورک تایمز نیز روز یکشنبه در مقاله‌ای به قلم فرناز فصیحی گزارش داده بود که لاریجانی، پس از سرکوب آنچه “یک کودتای داخلی” توصیف شده، قدرت بیشتری گرفته است.

در این گزارش آمده بود که علی خامنه‌ای، هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات سراسری و افزایش تهدیدهای نظامی آمریکا و اسرائیل، به اطرافیان ارشد خود دستور داده است که در صورت کشته‌شدن او در حملات احتمالی، بر اساس “طرح جانشینی چندلایه” و زنجیره‌های اضطراری فرماندهی عمل کنند.

نیویورک تایمز نوشته بود، خامنه‌ای در همین چارچوب، علی لاریجانی، سردار پیشین سپاه پاسداران و سیاست‌مدار باسابقه را به نقشی محوری در اداره کشور گمارده و اختیارات گسترده امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک به او سپرده است.

“لاریجانی تنها فرد مورد اعتماد خامنه‌ای نیست”

در همین حال شبکه خبری “وای نت” اسرائیل در گزارشی به اشاره به مقالات فیگارو و نیویورک تایمز نوشت لاریجانی بر سرکوب اعتراضات دی ۱۴۰۴ نظارت داشت و اکنون در تلاش است تا بخش‌های باقی‌مانده را مهار کند. او همچنین با متحدان ایران، از جمله روسیه و کشورهای منطقه‌ای مانند قطر و عمان هماهنگی می‌کند. علاوه بر این لاریجانی بر مذاکرات هسته‌ای با واشنگتن نظارت دارد و به نوشته وای‌نت، گفته می‌شود که در حال تهیه برنامه‌های احتمالی در صورت جنگ با ایالات متحده است.

دنی سیترینوویچ، پژوهشگر برنامه‌ ایران در موسسه‌ مطالعات امنیت ملی اسرائیل و رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات دفاعی ارتش اسرائیل به “وای‌نت” گفت: «لاریجانی تنها کسی نیست که رهبر جمهوری اسلامی به او اعتماد دارد. به عنوان مثال، علی شمخانی نیز در آنجا حضور دارد. بنابراین حتی اگر لاریجانی مسلط باشد، او “رهبر عالی‌رتبه” نیست.»

سیترینوویچ همچنین هشدار داد که گزارش‌های دریافتی از ایران و منتشر شده در خارج از کشور “باید با شک و تردید بررسی شوند”. به گفته او چنانچه این گزارش‌ها دقیق باشند، نشان می‌دهند که جمهوری اسلامی به دنبال تضمین تداوم عملکرد در صورت کشته شدن یا ناتوانی رهبر نظام است.

پژوهشگر برنامه‌ ایران در موسسه‌ مطالعات امنیت ملی اسرائیل گفت: «حتی اگر این اتفاق بیفتد، رهبری دیگری به همان معنا وجود نخواهد داشت. اصل حکومت فقیه اسلامی همچنان برای رژیم محوری است.»

سیترینوویچ افزود که این تحولات، جایگاه نسبتاً ضعیف پزشکیان را برجسته می‌کند، حتی اگر او به عنوان رئیس جمهور، بر اساس قوانین رسماً از مردم قدرت می‌گیرد.

این تحلیلگر سیاسی تصریح کرد: «در اصل، جایگاه رئیس جمهور از جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی مهم‌تر است، اما بی‌تجربگی پزشکیان، در کنار اعتمادی که خامنه‌ای به لاریجانی دارد و تجربه گسترده‌اش، احتمالاً به او دست بالا را می‌دهد.»

زاده نجف و “مورد اعتماد” خامنه‌ای

علی لاریجانی از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی فعالیت داشت. او طی حکمی در خرداد ۱۳۹۹ به عنوان مشاور خامنه‌ای برگزیده شد. لاریجانی آذر ۱۴۰۳ (نوامبر ۲۰۲۴)، یک ماه قبل از ناآرامی‌ها در سوریه، با بشار اسد، رئیس جمهور وقت این کشور، دیدار کرد و بعداً در بحبوحه جنگ با اسرائیل به لبنان سفر کرد. در سفر بعدی لاریجانی به لبنان که مرداد ۱۴۰۴ (ژوئیه ۲۰۲۵) صورت گرفت، جوزف عون، رئیس جمهور این کشور، تصریح کرد که دخالت ایران در امور داخلی لبنان را نمی‌پذیرد.

در ۱۴ مرداد (۵ اوت)، لاریجانی بار دیگر در سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. این مقام به طور گسترده به عنوان دومین مقام تأثیرگذار پس از رهبر و بالاتر از رئیس جمهور در نظر گرفته می‌شود و به عنوان مجری اصلی سیاست‌های رهبر جمهوری اسلامی عمل می‌کند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

لاریجانی از سال ۸۴ تا ۸۶ مذاکرات هسته‌ای با قدرت‌های غربی را رهبری می‌کرد. او پس از تکیه زدن احمدی‌نژاد بر صندلی ریاست‌ جمهوری، به دلایل اختلافات سیاسی از این سمت کنار گذاشته شد و سعید جلیلی جای او را گرفت. لاریجانی سه بار برای ریاست جمهوری نامزد شد که ناموفق بود. صلاحیت او برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری در سال ۱۴۰۰ و در سال ۱۴۰۳ پس از مرگ ناگهانی ابراهیم رئیسی، از سوی شورای نگهبان رد شد.

علی لاریجانی در یک خانواده روحانی سرشناس در نجف عراق زاده شد. پدرش آیت‌الله میرزا هاشم آملی، یک روحانی ارشد بود و برادرانش در دارای سمت‌های عالی‌رتبه‌ای در جمهوری اسلامی بوده‌اند. صادق لاریجانی مدتی ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشت و جواد لاریجانی نیز از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۹۸ دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه بود. این دو نیز متولد نجف هستند.

چندین عضو خانواده لاریجانی در ایالات متحده، کانادا و بریتانیا تحصیل کرده‌اند. فاطمه اردشیر لاریجانی، یکی از دختران علی لاریجانی تحصیلاتش را در آمریکا به پایان رسانده و ساکن این کشور است. پس از سرکوب خونین اعتراضات دی ۱۴۰۴ و کشتار معترضان، دانشگاه اموری آمریکا در واکنش به انتقادات شدید ایرانیان و همچنین سناتور ایالت جورجیا نسبت به اشتغال فاطمه اردشیر لاریجانی در این دانشگاه، به همکاری با او پایان داد.