حجاب، “مسئله زن” و “ماهیت ضد زن” جمهوری اسلامی

حجاب، “مسئله زن” و “ماهیت ضد زن” جمهوری اسلامی

نه تورم بالای ۴۰ درصد، نه تشنگی خاک و زمین، نه سمی که مردم هرروز آن را نفس می‌کشند، نه خشک شدن دریاچه‌ها، بلکه تنها و تنها “بدن زن” مسئله اصلی جمهوری اسلامی است. چرا بدن زن تا این حد برای حاکمان ایران اهمیت دارد؟از تشکیل جلسه سری برای حجاب تا خط و نشان کشیدن رهبر و رییس قوه قضاییه برای زنان، همه نشانه‌هایی است دال بر این که مسئله حجاب همچنان و کماکان و مطابق معمول مسئله اول جمهوری اسلامی است. فرق زیادی نمی‌کند که محمد خاتمی رییس جمهور باشد یا ابراهیم رییسی یا مسعود پزشکیان، مسئله اصلی جمهوری اسلامی نه مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و نه فقر و بیکاری‌، بلکه بدن زن است.

به یمن فمینیستی‌ترین جنبش تا کنونی قرن حاضر و به قیمت خون‌های ریخته‌شده بر سنگفرش خیابان‌های ایران، اینک زنان تا حدی، فقط تا حدی و تنها در شهرهای بزرگ آنگونه که می‌خواهند در عرصه عمومی ظاهر می‌شوند اما ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی همچنان در کتاب قوانین جمهوری اسلامی پابرجاست و علاوه بر آن لایحه حجاب و عفاف نیز مانند شمشمیر داموکلس بالای سر زنان است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

علاوه بر اینها رییس قوه قضاییه نیز دستورالعملی چهار ماده‌ای ابلاغ کرده که به گفته او بر اساس آن “دستگاه‌های اطلاعاتی به شناسایی جریانات سازمان‌یافته مروّج بی‌عفتی و بی‌حجابی و معرفی آنها به دستگاه قضایی مبادرت ورزند و فراجا نیز وفق تکلیف قانونی خود با جرم مشهود در حوزه بی‌عفتی و بی‌حجابی در انظار عمومی، برخورد کند.”

محسنی اژه‌ای روز پنج‌شنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ درباره نحوه پوشش زنان تاکید کرد که “این وضعیت نباید تداوم داشته باشد”.

نسرین ستوده، وکیل، حقوقدان و فعال حقوق زنان می‌گوید “جرم‌انگاری” برای همه شهروندان رویه همه حکومت‌های استبدادی است. او که همسرش به دلیل مقابله با حجاب اجباری در زندان است و خودش به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری از دیدار همسرش محروم شده، به دویچه‌وله می‌گوید: «این روش همه حکومت‌های استبدادی است که اصولا دایره وسیعی از شهروندان را در خط قرمز مجرمین قرار می‌دهند به نحوی که هرکدام از آنها حتی وقتی در زندان هم نیستند به نحوی مرتکب جرم می‌شوند. این زمانی اتفاق می‌افتد که رفتارهای عادی انسان‌ها را که در زندگی روزمره اتفاق می‌افتد جرم انگاری می‌کنند و به این ترتیب بخش وسیعی از جامعه در طبقه مجرمین قرار می‌گیرند.»

اما پرسش اینجاست که وقتی کشوری با بحران‌های بسیار روبروست، وقتی تازه از یک جنگ ۱۲ روزه که در آن بسیاری از فرماندهان ارشد خود را از دست داده، بیرون آمده، زمانی‌ که سقوط ارزش پول ملی بیش از همیشه سرعت گرفته، وقتی فقر و فساد و بیکاری به روزمره تبدیل شده، چرا همچنان مسئله اصلی حکمرانان حجاب زنان است؟

بحران‌هایی که حکومت آن را نمی‌بیند

مهدیه گلرو، فعال برابری‌خواه در پاسخ به این پرسش دویچه‌وله می‌گوید، این بحران‌ها “زاویه دید ماست و نه حکومت.” به عقیده او رهبری جمهوری اسلامی اصولا قائل به بحران نیست و از نظر علی خامنه‌ای “جمهوری اسلامی در قله قرار دارد”. او می‌گوید: «از نگاه خامنه‌ای اینطور است که جمهوری اسلامی توانسته یک جنگی را به بهترین شکل مدیریت کند و در آن پیروز شده، اسرائیل را تا حد زیادی توانسته نابود کند، قدرت اول منطقه است، نزدیک رسیدن به قله است، خوب حالا در این وضعیت باید دوباره برگردد به ویترین حکومت اسلامی.»

و این “ویترین” همان حجاب زنان است که در دو سه سال اخیر تا حدی تخریب شده و حالا جمهوری اسلامی می‌خواهد دوباره آن را بسازد.

بیشتر بخوانید: راه‌اندازی دوباره ون‌های ارشاد بر روی خون‌های ریخته‌شده در خیابان

به نظر مهدیه گلرو، بازسازی این ویترین بیش از هرچیز برای طرفداران داخلی جمهوری اسلامی اهمیت دارد: «همه هم و غم جمهوری اسلامی در تمام این سالها این بوده که بسیج نیرویی را برای خودش نگه دارد و یک حداقلی که طرفدارانش هستند در راهپیمایی‌های مختلف و در سخنرانی‌های آقای خامنه‌ای حضور داشته باشند و این همیشه برای جمهوری اسلامی نیروی خیلی مهمی بوده و می‌خواهد آن را حفظ کند. با توجه به مسائلی که پیش آمده و به خاطر مقاومت اجتماعی و مدنی جامعه و زنان به نظر می‌آمد که دارد عقب نشینی صورت می‌گیرد، الان با پایان جنگ و فضای نسبتا آرام جامعه فرصتی هست که می‌تواند این عقب‌نشینی را جبران کند.»

“سرکوب زنان” نقطه اشتراک گروه‌های داخل حکومت

نسرین ستوده از منظر دیگری به این پرسش پاسخ می‌دهد. به نظر او موضوع زنان و سرکوب آنها مسئله‌ای است که همه نیروهای داخل حاکمیت بر آن اتفاق نظر دارند. او می‌گوید: «موضوع زنان نقطه اتحاد همه گروه‌های داخل حکومت است و البته موضوعی است که حکومت فکر می‌کند از طریق آن می‌تواند اقتدارش را تثبیت کند.»

این حقوقدان می‌گوید حکومت اسلامی ایران در نیم قرن گذشته نشان داده که هر زمان در شرایط سخت قرار می‌گیرد شروع به اقتدارنمایی می‌کند: «معمولا در زمان‌هایی که حکومت در شرایط سختی قرار می‌گیرد و از داخل و خارج مشکلات ریز و درشت حل نشدنی برایش پیش می‌آید، برای نشان دادن اقتدارش به سراغ موضوعاتی می‌رود که فکر می‌کند از پس آنها بر می‌آید مثل اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه سراغ اهالی افغانستان رفت. به همین ترتیب در طی نیم قرن گذشته با توجه به اینکه سرکوب زنان در مرکز همه موضوعات حکومت قرار داشت و همه گروه‌ها در داخل حکومت نسبت به سرکوب زنان اتفاق نظر دارند، الان هم برای نشان دادن اقتدار پوشالی‌اش سعی می‌کند دوباره به موضوع زنان برگردد.»

“ذات جمهوری اسلامی ضد زن است”

پس از پیروزی انقلاب اسلامی اولین قانونی که به طور غیررسمی ابلاغ شد مربوط به زنان بود و بعد، لغو قانون نسبتا مترقی حمایت از خانواده. روح‌الله خمینی هنوز دولت تشکیل نداده بود که فرمان حجاب را صادر کرد. حالا با گذشت ۴۵ سال از صدور آن فرمان و به‌رغم ریختن خون‌های بسیار بر سر آن و بروز ناآرامی و اعتراضات گسترده، حکومت اسلامی همچنان بر این مسئله پافشاری می‌کند.

چرا مسئله “زن” برای حکام جمهوری اسلامی اینقدر اهمیت دارد؟

مهدیه گلرو می‌گوید: «من شخصاً باورم این است که هسته وجودی جمهوری اسلامی به واسطه ایدئولوژی اسلامی، ضد زن است. زاویه ورود من این است که اساسا هویت و شکل‌گیری جمهوری اسلامی بر اساس چند ارزش مرکزی و نمادین بود که یکی از آنها ضدزن بودن این ایدئولوژی است. ضد زن به معنای ضد هویت مستقل، ضد استقلال، ضد بدن زن، انتخاب زن و…»

به عقیده او دلیل صدور فرمان خمینی درباره حجاب پیش از صدور هر دستور و فرمان دیگری هم همین مسئله بوده است و این تا به امروز نیز ادامه دارد.

بیشتر بخوانید: حجاب اجباری؛ روش‌های جدید حکومت برای سرکوب زنان با چراغ خاموش

گلرو می‌افزاید: «به همین خاطر فکر می‌کنم تا روزی که جمهوری اسلامی هست به همین نحو ادامه خواهد داشت. هر چقدر که مبارزه و مقاومت مدنی هم ادامه پیدا کند فرقی نمی‌کند، جایی می‌رود سراغ مسئله مهریه، جایی در شرایط ازدواج، حق کار زنان، حق تحصیل همه اینها می‌تواند در همین فضا دیده بشود که هویت جمهوری اسلامی در تضاد با آزادی زنان تعریف شده است.»

به همین دلیل او کسانی را که موضوع حجاب را با موضوع ماهواره و ویدئو مقایسه می‌کنند و می‌گویند همانطور که حکومت اسلامی در مورد ماهواره و ویدیو کوتاه آمد، در مورد حجاب زنان هم کوتاه می‌آید مورد نقد قرار داده و می‌گوید: «این که موضوعی مثل ضد زن بودن ساختاری جمهوری اسلامی و مسئله زن به عنوان یک انسان و شهروند را با یک سری ابزارهایی مثل ماهواره و ویدئو مقایسه می‌کنند، نشان می‌دهد که چقدر این تحلیل‌ها غلط است و من شخصا بیشتر کسانی که دیدم این مقایسه را انجام می‌دهند، آقایان بودند. به نظر من به دلیل ماهیت ضد زن جمهوری اسلامی، هیچوقت اتفاقی که برای آن ابزارها افتاد برای زنان و قانون حجاب نخواهد افتاد.»

فتح “سنگر به سنگر”

اما آیا این بدان معناست که زنان تا زمانی که حکومت اسلامی در قدرت است پیروز نخواهند شد؟ آیا چهره به شدت تغییرکرده خیابان‌های ایران نشانه پیروزی زنان نیست؟ آیا واقعا تا زمانی که قانون حجاب لغو نشده، نمی‌توان از پیروزی زنان حرف زد؟

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مهدیه گلرو می‌گوید: «من پیروزی را در یک اتفاق نهایی مدینه فاضله نمی‌بینم. جنبش زنان و جنبش‌های فمینیستی از موج اول، از ۲۰۰ سال قبل تا الان همینطور دارند پیروزی به دست می‌آورند. وقتی مثلا زنان ۱۲۰ سال پیش در فلان کشور حق رای را به دست آوردند نمی‌توانیم بگوییم این پیروزی محسوب نمی‌شود چون هنوز ارثیه برابر نداشتند یا چون حق انتخاب شدن در سمت‌های سیاسی را نداشتند.»

این فعال حقوق زنان از “فتح سنگر به سنگر” می‌گوید: «در جنبش‌های مدنی و به طور خاص در مورد جنبش زنان این پیروزی‌ها همه فتح سنگر به سنگر نابرابری‌های جنسیتی هست. اگر بخواهیم امروز را با آنچه که در دهه ۶۰ بر سر زنان ایران می‌آمده مقایسه کنیم، می‌بینیم که زنان با مبارزات‌شان پیروزی‌های بسیار چشمگیری را به دست آوردند. در فمینیستی‌ترین کشورهای جهان همچنان جنبش‌های فمینیستی و جنبش زنان وجود دارد و زنان همچنان تلاش می‌کنند پیروزی‌های بیشتری به دست آورند. به همین خاطر به نظر من زنان ایرانی پیروزی‌های بسیاری را به دست آورده‌اند.»

این روزها خیابان‌های ایران صحنه زورآزمایی زنانی است که با بدن‌شان به مقابله با حکومتی رفته‌اند که همه چیز را در دست دارد، از قدرت و اسلحه تا ابزار اعمال زور و فشار. اما تاریخ نشان داده که پیروز این نبرد نابرابر الزاما آن کسی نیست که در قدرت است.

آمریکا یگان پهپادهای انتحاری خود را در خاورمیانه مستقر کرد

آمریکا یگان پهپادهای انتحاری خود را در خاورمیانه مستقر کرد

فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرد که نخستین اسکادران پهپادهای تهاجمی یک‌طرفه یا انتحاری خود را در خاورمیانه مستقر کرده است. به گفته سنتکام، این یگان برای تسریع در تولید و به‌کارگیری پهپادهای ارزان‌قیمت ایجاد شده است.فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) چهارشنبه سوم دسامبر خبر از تشکیل و استقرار نیروی ویژه “اسکورپیون استرایک” یا “نیروی ضربت عقرب” در خاورمیانه داد.

هدف از استقرار این نخستین یگان پهپادهای یک‌طرفه تهاجمی (انتحاری) افزایش توان پهپادی ارزان‌قیمت و مؤثر ایالات متحده در این منطقه اعلام شده تا با سرعت بالا در اختیار نیروهای عملیاتی قرار گیرد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این یگان متشکل از پهپادهای کم‌هزینه لوکاس (LUCAS) برد عملیاتی گسترده‌ای دارند و برای عملیات خودکار بدون هدایت مستقیم انسانی طراحی شده‌اند.

پهپادهای این یگان می‌توانند به روش‌های مختلفی به پرواز درآیند که از جمله شامل پرتاب با پرتابگر عادی (منجنیق)، برخاست با کمک موشک و سامانه‌های پرتاب زمینی و خودرویی متحرک می‌شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

به گفته دریادار برد کوپر،‌ فرمانده سنتکام: «این نیروی ویژه جدید شرایط استفاده از نوآوری به عنوان یک عامل بازدارنده را فراهم می‌کند. تجهیز سریع‌تر نیروهای ماهر ما به توانمندی‌های پیشرفته پهپادی، قدرت و نوآوری ارتش آمریکا را به نمایش می‌گذارد و بازیگران متخاصم را بازمی‌دارد.»

در ماه سپتامبر سال جاری سنتکام نیروی ضربت مشترکِ برای به‌کارگیری سریع (REJTF) را به رهبری مدیر ارشد فناوری خود راه‌اندازی کرد تا روند تجهیز نیروهای مستقر به قابلیت‌های نوظهور را شتاب بخشد.

یگان نوپدید “نیروی ضربت عقرب” در چارچوب همین برنامه فعالیت می‌کند و بخش توانمندی‌های آن را پیش می‌برد.

هم‌زمان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد، رزمایش دریایی “اقتدار” سپاه از فردا پنج‌شنبه به مدت دو روز در خلیج فارس، جزایر نازعات (تنب بزرگ، تنب کوچک، ابوموسی و سیری)، تنگه هرمز و دریای عمان برگزار می‌شود.

پیش از این نیز نیروی زمینی سپاه نیز از برگزاری رزمایش “ضدتروریستی سهند ۱۴۰۴” با مشارکت اعضای سازمان همکاری شانگهای از دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴ به مدت ۵ روز در شهرستان شبستر خبر داده بود.

سپاه در خلیج فارس که محل استقرار نیروی ویژه جدید آمریکاست بارها کشتی‌های خارجی را با ادعاهایی مانند “حمل سوخت قاچاق” توقیف کرده است.

ایران در جنگ ۱۲روزه با اسرائيل از پهپادهای انتحاری استفاده کرد و نیروهای نیابتی این کشور نیز در سوریه، لبنان، عراق و یمن از این پهپادها علیه اسرائيل و آمریکا استفاده می‌کنند.

شماری از تحلیل‌گران بر این باورند که تشکیل نیروهای ویژه‌ای مانند آن چه که سنتکام اعلام کرده در جهت افزایش سرعت پاسخگویی نظامی آمریکا در پاسخ به تهدیدهای پهپادی انجام شده است.

فضای خصوصی زیر سایه امنیتی: بازداشت هنرمندان و نشانه‌های یک فشار ساختاری

فضای خصوصی زیر سایه امنیتی: بازداشت هنرمندان و نشانه‌های یک فشار ساختاری

بازداشت چهره‌های سینمایی در یک جشن تولد، موج تازه‌ای از نگرانی درباره دخالت حکومت در زندگی خصوصی هنرمندان ایجاد کرده است. جزئیات پرونده و پیامدهای فرهنگی آن را بررسی کرده‌ایم. گفت‌وگو با سه کارشناس.بازداشت چند بازیگر شناخته‌شده در تهران در یک مهمانی خصوصی، دوباره بحث دخالت نهادهای امنیتی در حوزه فرهنگ و هنر را زنده کرده است؛ دخالتی که بسیاری آن را فراتر از یک برخورد موردی و بخشی از روند رو به گسترش محدودیت‌ها در دو سال اخیر می‌دانند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

ماجرا از زمانی آغاز شد که پلیس با ورود به خانه علی شادمان، بازیگر سینما، حدود ۲۰ نفر را بازداشت کرد. گزارش اولیه بدون ذکر نام منتشر شد، اما طی ساعات بعد رسانه‌های نزدیک به حکومت اسامی برخی چهره‌های شناخته‌شده مانند سحر دولتشاهی، ستاره پسیانی و پارسا پیروزفر را منتشر کردند.

در کنار روایت رسمی پلیس از “گزارش مردمی”، برخی منابع غیررسمی نیز از اختلافات شخصی میان شادمان و یک کارگردان باسابقه سخن گفتند؛ ادعایی که هیچ مقام رسمی آن را تایید یا رد نکرده است.

انجمن بازیگران سینمای ایران در بیانیه‌ای با انتقاد از نحوه ورود مأموران و انتشار اسامی بازداشت‌شدگان، این رفتار را “نقض آشکار اصول انسانی و حقوقی” توصیف کرد. این انجمن تاکید کرد که حتی در صورت وقوع تخلف، حریم خصوصی شهروندان تا پیش از رسیدگی قضایی، باید محفوظ بماند و انتشار این اطلاعات پیامی نگران‌کننده برای جامعه هنری دارد.

در عین حال چندین رسانه نیز اشاره کرده‌اند که چنین برخوردهایی هم‌زمان با برگزاری جشنواره فیلم فجر رخ می‌دهد، امری که می‌تواند به چهره فرهنگی ایران لطمه بزند.

از سوی دیگر جواد هاشمی، بازیگر شناخته‌شده سینما و تلویزیون ایران، در ویدئویی نسبت به این اقدام واکنش تندی نشان داد و گفت: «مدتی است که دسیسه کردند علیه اهالی سینما. وارد حریم خصوصی و خانه شخصی افراد شدند و تعدادی از همکاران ما را دستگیر کردند. قانونی است؟ شرعی است؟ عرفی است؟ شما با چه اجازه‌ای چنین غلطی می‌کنید؟ از کی خط می‌گیرید؟ چرا می‌خواهید سینما را بدنام کنید؟»

هاشمی افزود: «من نمی‌فهمم این چه دسیسه‌ای است. کی باید الان برای اینکه آبروی این افراد رفته یک حرکتی بکند؟ دو گناه بزرگ کردید: یکی ورود به حریم شخصی که محترم است، و دوم منتشر کردن اسامی برای بردن آبروی مردم.»

برای بسیاری از ناظران، این بازداشت‌ها تنها یک اختلاف شخصی نیست، بلکه نمادی از گسترش خطوط قرمزی است که حکومت در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی ترسیم می‌کند؛ خطوطی که اکنون به فضای خصوصی شهروندان هم رسیده است.

کارشناسان چه می‌گویند؟

یوسف دردیانی، فارغ‌التحصیل سینما در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی می‌گوید، بازداشت چهره‌های هنری در یک مهمانی خصوصی و انتشار اسامی آن‌ها پیش از هر رسیدگی عادلانه قضایی نشان می‌دهد که حکومت وارد روند تازه‌ای شده که در آن تلاش می‌کند مرزهای امنیتی خود را به زندگی خصوصی هنرمندان و حوزه فرهنگ گسترش دهد. از نظر او این رفتار، همان الگوهایی است که هانا آرنت، فیلسوف سیاسی قرن بیستم آن را ویژگی نظام‌های تمامیت‌خواه می‌داند.

یوسف دردیانی می‌گوید: «چنین برخوردهایی اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند، آزادی هنری را محدود می‌سازد و پیام روشنی برای جامعه فرهنگی دارد و آن این است که خط قرمزهای نظام در حال گسترش است.»

به‌گفته او، این ماجرا تنها یک پرونده فردی نیست، بلکه بخشی از فشار ساختاری است که در دو سال گذشته بر عرصه هنر و فرهنگ تشدید شده است.

او اضافه می‌کند: «رفتارهای تازه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که این نظام نه‌تنها تحمل استقلال فرهنگی را ندارد، بلکه از ترس نفوذ جامعه هنری، حریم خصوصی شهروندان را هم به میدان کنترل خود تبدیل می‌کند.»

پویان خوشحال، روزنامه‌نگار ایرانی ساکن کلن آلمان، نیز درباره یورش نیروهای امنیتی به مهمانی خصوصی علی شادمان به دویچه‌وله می‌گوید که این اتفاق تازه‌ای در جمهوری اسلامی نیست؛ همانطور که “این حکومت ۵۰ سال است در زندگی مردم سرک می‌کشد.”

او می‌گوید، ورود سازمان‌یافته ماموران امنیتی به جشن تولد هنرمندان “مرحله تازه‌ای از همان روند قدیمی است، ترکیبی از نمایش قدرت، یک پیام سیاسی و هشداری به گروهی که در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند صدای مردم باشند.”

این روزنامه‌نگار ساکن آلمان با اشاره به نحوه روایت رسمی ماجرا می‌گوید: «وقتی یک دورهمی کوچک را با عباراتی مثل عملیات اطلاعاتی توصیف می‌کنند، پیامش خیلی واضح است: مرز میان امنیت ملی و زندگی روزمره عملا برداشته شده.»

او تاکید می‌کند که این برخورد “نه دغدغه اخلاقی دارد و نه ربطی به اجرای قانون، بلکه تلاشی است برای کشاندن نظارت و کنترل به آخرین پناهگاه مردم یعنی خانه‌هایشان”. به گفته او، “این سطح از ورود به حریم خصوصی، در این شکل و با این شدت، سابقه نداشته” و نشان می‌دهد که حکومت می‌خواهد تعریف تازه‌ای از حوزه خصوصی شهروندان در دوران پس از جنبش “زن، زندگی، آزادی” ارائه دهد.

او ادامه می‌دهد: «این اتفاق را نمی‌شود جدا از پس‌لرزه‌های خیزش سراسری دید. جامعه هنری در آن دوران نقش مهمی در روایت‌گری و همبستگی داشت. حالا پیام مستقیم به آنها رسیده: خانه شما هم می‌تواند هدف باشد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

خوشحال هشدار می‌دهد که اگر جامعه این اتفاق را به‌دلیل “دل‌زدگی از سلبریتی‌ها” عادی کند، فردای آن روز همان شیوه می‌تواند سراغ گروه‌های دیگر برود: «معلم، دانشجو یا هر شهروندی که سبک زندگی‌اش با معیارهای رسمی جمهوری اسلامی سازگار نیست.»

او در پایان یک سوال بنیادین مطرح می‌کند: «در ایران امروز، خانه هنوز خانه است؟ حریم خصوصی حق بنیادین شهروند است، نه امتیازی که حکومت هر وقت خواست پس بگیرد. یورش اخیر نشانه این است که کنترل زندگی مردم دیگر فقط به خیابان محدود نیست. اگر در برابرش واکنش شکل نگیرد، فردا فقط هنرمندان هدف نخواهند بود و بخش مهمی از تلاش‌های جامعه برای بازپس‌گیری آزادی‌ها از دست می‌رود.»

مهدی نخل‌احمدی، روزنامه‌نگار، نیز به دویچه‌ وله فارسی در همین زمینه می‌گوید که این بازداشت “فقط یک پرونده قضایی نیست، بلکه زنگ خطری برای کل جامعه ایران است.”

به اعتقاد او، حکومت در موقعیتی متناقض قرار گرفته است: «از یک طرف تلاش می‌کند خط قرمزها را حفظ کند، چون عقب‌نشینی را آغاز سقوط می‌داند، و از طرف دیگر می‌فهمد ادامه همین مسیر می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای خودش داشته باشد و حتی همان سقوط را تسریع کند.»

به گفته نخل‌احمدی، این تناقض باعث “تصمیم‌های بی‌ثبات و کوتاه‌مدت” می‌شود که مسیر مشخصی هم ندارند.

او با اشاره به بازداشت هنرمندان می‌گوید: «وقتی کسانی که صدای مستقل جامعه‌اند با نقض حریم خصوصی، بازداشت و رسانه‌ای شدن پیش از حکم روبه‌رو می‌شوند، آن هم در شرایط حساسی که برخی صاحب‌نظران احتمال درگیری مجدد با اسرائیل را منتفی نمی‌دانند، پیام روشن است: اگر از سیاست‌های حکومت جانبداری نکنی، ساده‌ترین گزینه برایت سکوت است.»

نخل‌احمدی بر تفاوت میان دو مفهوم تاکید می‌کند: «برابر بودن در برابر قانون یعنی همه شهروندان حق برابر دارند، اما مهم‌تر از آن برخورد برابر با قانون است؛ یعنی دادرسی شفاف، احترام به حریم شخصی، روند عادلانه و پرهیز از نمایش دادن پرونده قبل از صدور حکم.»

او در پایان می‌گوید، وقتی این اصول «به‌وضوح نادیده گرفته می‌شود»، مخاطب فقط چند هنرمند نیستند، بلکه «هدف اصلی، انتقال ترس و ارعاب به کل جامعه است.»

در نهایت، ماجرای بازداشت در خانه علی شادمان تنها یک خبر جنجالی درباره چند چهره مشهور نیست. برای بسیاری از هنرمندان و فعالان فرهنگی، این اتفاق نشانه‌ای است از اینکه جدایی میان حوزه خصوصی و مداخله امنیتی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود؛ و این‌که فشارهای ساختاری بر فضای فرهنگ همچنان رو به افزایش است.

دبیرکل ناتو: روسیه در جنگ علیه اوکراین از کمک ایران، چین و کره شمالی برخوردار است

دبیرکل ناتو: روسیه در جنگ علیه اوکراین از کمک ایران، چین و کره شمالی برخوردار است

مارک روته در آستانه نشست وزیران خارجه ناتو در بروکسل با تأکید بر این که روسیه به صورت سازمان‌یافته به زیرساخت‌های غیرنظامی اوکراین حمله می‌کند افزود، این کشور در این جنگ از کمک ایران، چین و کره شمالی برخوردار استمارک روتِه، دبیرکل ناتو در بروکسل گفت که با استمرار حمایت‌ها می‌توان به بازگشت صلح در اروپا امید بست.

به گفته او، در روزهای آینده متحدان بسته‌های تازه کمک‌ها به اوکراین را بر پایه ابتکار تأمین مالی فهرست نیازهای اولویت‌دار این کشور اعلام خواهند کرد؛ سازوکاری که مهمات و سلاح ساخت آمریکا را به اروپا و کانادا می‌فروشد تا فوراً در اختیار اوکراین قرار گیرد.

اتکا به کمک‌های نظامی و جزئیات ابتکار تأمین

مارک روتِه با اشاره به تداوم حملات روسیه گفت، کی‌یف به کمک‌های تسلیحاتی وابسته مانده است. آلمان تاکنون یک بسته ‌۵۰۰‌ میلیون دلاری را تأمین کرده و اخیراً ‌۱۵۰‌ میلیون یورو (حدود ‌۱۷۴‌ میلیون دلار) دیگر برای این طرح اختصاص داده است.

دبیرکل ناتو افزود، روسیه زیرساخت‌های غیرنظامی اوکراین را به صورت نظام‌مند هدف می‌گیرد و با آغاز زمستان، شهروندان را از گرما و روشنایی محروم می‌کند. او همچنین چین را حامی کلیدی و ایران و کره‌شمالی را از دیگر پشتیبانان مسکو دانست.

غیبت روبیو و سایه طرح صلح آمریکا

این اظهارات یک روز پیش از نشست وزیران خارجه ناتو در بروکسل مطرح شد؛ نشستی که تمرکز آن بر تداوم حمایت از اوکراین و تقویت بازدارندگی ائتلاف است. غیبت مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، غیرمعمول توصیف می‌شود و به جای او، معاونش، کریستوفر لَندو، در این نشست حضور خواهد یافت.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا دلیل این تصمیم را فهرست فشرده مأموریت‌های روبیو عنوان کرده است. برخی گزارش‌ها می‌گویند، در پیش‌نویس اولیه طرح صلح ‌۲۸‌بندی دولت آمریکا، محدودیت‌هایی برای گسترش ناتو و نقشی میانجی‌گرانه برای واشنگتن در گفت‌وگو میان روسیه و ناتو مطرح شده بود که با انتقاد آلمان، فرانسه و ایتالیا روبه‌رو شد.

مقام‌های آمریکایی سپس تأکید کردند که موضوعات ناتو جداگانه با متحدان پیگیری می‌شود. روتِه همچنین گفت، غیبت روبیو را نشانه‌ای خاص تلقی نمی‌کند و در تماس دائمی با اوست.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

انتظار می‌رود چند عضو ناتو در روزهای آینده مشارکت‌های تازه‌ای را اعلام کنند. در کنار بسته‌های مهمات و پدافند، بحث بر تقویت تاب‌آوری بخش انرژی اوکراین در برابر حملات فصل سرما متمرکز است.

در سطح راهبردی، رهبری ناتو بر این پیام تأکید دارد که پیگیری صلح و بازدارندگی باید همزمان پیش برود تا هزینه حمله برای روسیه بالاتر بماند و مسیرِ هر طرح صلحِ قابل اتکا باید از موضع قدرت هموار شود.

پوتین: روسیه برای جنگ احتمالی با اروپا “آماده” است

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اعلام کرده که کشورش برای یک جنگ احتمالی با اروپا “آماده” است. او روز سه‌شنبه در مسکو در برابر خبرنگاران گفت: «ما قصدی برای شروع جنگ علیه اروپا نداریم، اما اگر اروپا بخواهد و اقدام به این کار کند، از همین لحظه آماده‌ایم.»

پوتین همچنین ادعا کرد که کشورهای اروپایی تلاش‌های آمریکا برای پایان دادن به جنگ در اوکراین را “مختل می‌کنند.”

پوتین این سخنان را پیش از دیدار برنامه‌ریزی‌شده با استیو ویتکاف، نماینده آمریکا در امور اوکراین و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اظهار کرد. این دو برای بحث درباره طرح صلح به مسکو سفر کرده‌اند و مذاکرات آن‌ها قرار است در طول شب انجام شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

پوتین تغییرات اخیری را که در نتیجه فشار کشورهای اروپایی به طرح صلح دونالد ترامپ برای پایان جنگ در اوکراین واردشده، رد کرد. آژانس خبری اینترفاکس، به نقل از او گفت که پیشنهادهای کشورهای اروپایی در واقع با هدف “مسدود کردن فرآیند صلح” انجام شده است.

با این حال، پوتین گفت که روسیه حاضر است کشورهای اروپایی را در مذاکرات شرکت دهد، مشروط بر اینکه آن‌ها “واقعیت‌های زمینه‌ای در میدان نبرد اوکراین” را بپذیرند.

او دوباره تأکید کرد: «ما قصد نداریم با اروپا بجنگیم، این را صد بار گفته‌ام. اما اگر اروپا دوباره بخواهد بجنگد و شروع کند، ما فوراً آماده‌ایم.» پوتین افزود که اروپا خودش را از میز مذاکره کنار گذاشته است.

اتحادیه اروپا پیش‌تر با اشاره به طرح ترامپ چندین بار تأکید کرده که هیچ‌گونه تغییر اجباری مرزها در اروپا را نمی‌پذیرد و تنها اوکراین حق تصمیم‌گیری درباره سرزمین‌های خود را دارد.

پوتین برای پایان جنگ، از جمله خواسته که اوکراین دونباس را بدون نبرد تسلیم کند، در حالی که کی‌یف این شرط را به‌طور کامل رد کرده است. هنوز ۲۰ درصد دونباس در اختیار خود اوکراین است و روسیه نتوانسته این بخش را اشغال کند.

مارکو روبیو: ونزوئلا پایگاه منطقه‌ای ایران و حزب‌الله است

مارکو روبیو: ونزوئلا پایگاه منطقه‌ای ایران و حزب‌الله است

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا گفت که ونزوئلا به سکویی برای ایران، سپاه پاسداران و حزب‌الله در آمریکای جنوبی تبدیل شده و دولت نیکولاس مادورو با شبکه‌های قاچاق مواد مخدر همکاری دارد.مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در گفت‌وگویی تلویزیونی با فاکس‌نیوز، حکومت نیکولاس مادورو را “نامشروع” توصیف کرد و گفت که کاراکاس مسیر انتقال کوکائین تولیدشده در کلمبیا به سمت ایالات متحده را باز نگه داشته است. او همچنین گفت ایران، سپاه پاسداران و حتی حزب‌الله در آمریکای جنوبی حضور رو‌ به‌ گسترش دارند و یکی از پایگاه‌های اصلی آنها در خاک ونزوئلاست. این مواضع در شرایطی بیان می‌شود که دولت آمریکا مأموریت تازه‌ای برای مقابله با قاچاق در منطقه تعریف کرده و دونالد ترامپ از آغاز اقدامات زمینی علیه شبکه‌های ونزوئلایی در آینده‌ای نزدیک خبر داده است.

محورهای ادعا و مستندات مورد استناد واشینگتن

وزیر خارجه آمریکا با اشاره به پرونده‌های قضایی گذشته تأکید کرد که کیفرخواست هیئت منصفه در حوزه جنوبی نیویورک در سال ۲۰۲۰ علیه مادورو و برخی مقام‌های ونزوئلا همچنان پابرجاست و آن را دلیل دخالت حکومت ونزوئلا در قاچاق دانست. روبیو گفت: «این یک اتهام‌نامه است که از سوی هیئت منصفه صادر شده نه سیاستمداران.» او افزود که اعتراض کاراکاس به مأموریت ضدقاچاق آمریکا نشان می‌دهد رژیم مادورو با شبکه‌های قاچاق “درگیر” است. مادورو این اتهام‌ها را رد می‌کند و واشنگتن را به تلاش برای براندازی متهم می‌سازد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به‌ گفته مقام‌های آمریکایی، از شهریور امسال تاکنون دست‌کم ۲۱ حمله به قایق‌های مظنون در کارائیب و اقیانوس آرام انجام شده که بنا بر آمارهای علنی دست‌کم ۸۳ کشته بر جای گذاشته است. منتقدان می‌گویند شمار نیروهای آمریکا از جمله حضور گروه رزمی ناو هواپیمابر این کشور با مأموریت ضدقاچاق تناسب ندارد و برخی حملات محل مناقشه است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا پیش‌تر عملیات چندلایه‌ای را برای “حفاظت از نیمکره غربی از نتوکراسی‌ها و قاچاقچیان” (Netocracy) اعلام کرده بود و اکنون نیز برنامه گسترش آن به اقدامات زمینی هم مطرح شده است.

ابعاد منطقه‌ای و پیامدهای انسانی

روبیو ونزوئلا را منبع بی‌ثباتی در کل منطقه دانست و به موج مهاجرتی شهروندان این کشور اشاره کرد که به گفته او بیش از هشت میلیون نفر را دربر می‌گیرد. او مدعی شد همکاری عناصر حکومت با شبکه‌های قاچاق امکان خروج محموله‌ها از خاک ونزوئلا به‌سمت آمریکا را فراهم می‌کند. کاراکاس این ادعاها را سیاسی می‌خواند و می‌گوید تمرکز نظامی آمریکا در پیرامون ونزوئلا پوششی برای فشار و تغییر نظام است.

با تشدید اظهارات سیاسی در واشنگتن و کاراکاس، عملیات دریایی ایالات متحده در کارائیب وارد مرحله حساسی شده و طرح اقدامات زمینی می‌تواند تنش‌ها را افزایش دهد. در عین حال استناد دولت آمریکا به کیفرخواست‌های فدرال و رویکرد موسع در تعریف “نارکوتروریسم” (تروریسم مواد مخدر) احتمالاً پرونده را به میدان‌های حقوقی و دیپلماتیک تازه‌ای خواهد کشاند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مادورو از سال ۲۰۱۳ قدرت در ونزوئلا را در دست دارد. آمریکا و اتحادیه اروپا و همچنین بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته در این کشور را که با اتهام تقلب همراه بود، به رسمیت نمی‌شناسند. مادورو ادعا می‌کند آمریکا به دنبال خلع او از قدرت است. آمریکا برای ارائه اطلاعاتی که منجر به بازداشت مادورو شود، جایزه‌ای تا سقف ۵۰ میلیون دلار تعیین کرده است.

به گزارش رویترز، مادورو و مقامات عالی‌رتبه دولت او تقریبا به طور روزانه در تلویزیون دولتی این کشور ظاهر می‌شوند و در خطابه‌‌هایی تند و تیز “امپریالیسم” آمریکا را محکوم می‌کنند، اما با این حال هیچ‌کدام نام ترامپ را به طور مشخص به زبان نمی‌آورند.

رویترز به نقل از منابع امنیتی و دیپلماتیک گزارش داده است که دولت ونزوئلا احتمالا در تلاش برای کاهش تنش‌هاست. طبق این گزارش خشم دولت ونزوئلا پیش‌تر بر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا متمرکز شده بود، اما در هفته‌های اخیر حتی اشاره‌ها به روبیو نیز کاهش یافته است.

آیت‌الله سیستانی و استفتایی که بنیان نظام ولایی ایران را زیر سوال برد

آیت‌الله سیستانی و استفتایی که بنیان نظام ولایی ایران را زیر سوال برد

توصیه آیت‌الله سیستانی برای نماز نخواندن پشت سر امامانی که حقوق دولتی دریافت می‌کنند، بحث‌های زیادی را برانگیخت. دفتر سیستانی در مشهد از قول پسر او توضیحی را منتشر کرد و گفت این اظهارات “ناظر به ایران نیست”.ماجرا از یک پرسش آغاز شد؛ پرسشی از یک مرجع تقلید شیعه در عراق. اما نه این پرسش و نه آن مرجع هیچ‌کدام ساده و معمولی نبودند. ترجمه پرسش به فارسی این بود: «در برخی کشورهای اسلامی دولت برای امامان جماعت در مساجد حقوق ماهانه‌ای تعیین می‌کند و بخشی از آنان نیز از روحانیون شیعه هستند. نظر شریف شما در این باره چیست؟»

شخص مورد پرسش، آیت‌الله سیستانی بود؛ مرجع تقلید شیعیان در عراق و کسی که همواره در اظهاراتش بر جدایی نهاد دین از نهاد حکومت تاکید کرده و روحانیون را از ورود به عرصه حکومتی بر حذر داشته است.

ترجمه فارسی پاسخ آقای سیستانی این بود: «ما به مومنان که خداوند متعال آنان را عزیز بدارد توصیه می‌کنیم پشت سر کسی که حقوق دولتی دریافت می‌کند نماز نخوانند و این توصیه نه برای طعن و خدشه در عدالت اوست بلکه برای آن است که این جایگاه‌ها و مواضع صاحبانش کاملا از هرگونه دخالت احتمالی حکومت حتی در آینده دور بماند.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اما چرا این پرسش و پاسخ یک پرسش و پاسخ عادی نیست و چرا در میان کاربران ایرانی میلیون‌ها بار منتشر و درباره آن صحبت شد؟

حسن یوسفی اشکوری، روحانی و دین‌پژوه ساکن آلمان در پاسخ به این پرسش دویچه‌وله می‌گوید: «این نظر فقهی در عین ساده بودن به طور اساسی و به طور ماهوی و بنیانی تفکر ایدئولوژیک ولایت فقیه یا نظام ولایی ایران را مورد انتقاد قرار داده به خاطر اینکه نظام ولایی یا نظام جمهوری اسلامی مبتنی است بر ادغام نهاد دین با نهاد سیاست یا به عبارت دیگر مستهلک شدن روحانیت در نهاد سیاسی و حکومتی جمهوری اسلامی، از روز اول هم همین بود، با آوردن دین رسمی اسلام و مذهب رسمی شیعه در قانون اساسی.»

امامان جمعه در ایران زیر نظر ستاد نماز جمعه قرار دارند. ستاد نماز جمعه سهم نسبتا زیادی در بودجه دولتی دارد و علاوه بر آن امامان جمعه حقوق ماهیانه نیز دریافت می‌کنند. پس می‌توان از این سخن آیت‌الله سیستانی نتیجه گرفت که نماز خواندن مسلمانان پشت سر امامان جمعه ایران از نظر فقهی صحیح نیست.

یوسفی اشکوری معتقد است در این استفتا مشخصا ایران مورد نظر بوده چرا که در دیگر کشورهای اسلامی مثل مصر و عربستان نهادهای دینی خودتامین هستند و از دولت بودجه‌ای دریافت نمی‌کنند در حالی که در ایران نه تنها امامان جمعه بلکه “همه ارکان حکومت دست روحانیون است” و این روحانیون هم از دولت حقوق می‌گیرند.

“ناظر به ایران نیست”

این پرسش و پاسخ و واکنش‌هایی که در فضای مجازی برانگیخت ظاهرا به مذاق نهادها و رسانه‌های حکومتی ایران خوش نیامد. خبرگزاری فارس که نزدیک به سپاه پاسداران است در گزارشی با عنوان “تلاش ضدانقلاب برای تحریف استفتاء آیت‌الله سیستانی” که به قلم سجاد منصوری تهیه شده ضمن تلاش برای برجسته کردن این موضوع که این پرسش ربطی به ایران نداشته است، پاسخ پسر آیت‌الله سیستانی به پرسش دفتر این مرجع تقلید در مشهد را منتشر کرده است.

در این پاسخ محمدرضا سیستانی، پسر آیت‌الله سیستانی اظهارات پدرش را “صحیح” دانسته اما گفته “ناظر به ايران نيست و توصيه غیرالزامی است”.

یوسفی اشکوری در واکنش به این اظهارات می‌گوید از سیستانی به عنوان “افقه‌الفقها” و نیز “شاگرد آیت‌الله خویی” تعجب کرده که گفته ایران مورد نظرش نبوده است. اشکوری ادامه می‌دهد: «مگر فتوا به یک کشور اختصاص دارد؟ اصلا این یک تناقض فقهی است چون اگر ایران را استثنا بکند فردا می‌تواند عراق را هم استثنا بکند، عربستان را هم استثنا بکند، خب پس دیگر چه مصداقی می‌ماند؟ امام جماعت ممکن است در هرکجای جهان اسلام باشد، فتوا نمی‌تواند مختص یک منطقه باشد.»

“پاسخی هوشمندانه”

محمدجواد اکبرین، پژوهشگر دینی اما نظر دیگری دارد. او پاسخ آیت‌الله سیستانی به پرسش دفتر او در مشهد را “بسیار هوشمندانه” می‌داند و به دویچه‌وله می‌گوید: «اینکه پسر ایشان گفته حرف‌شان ناظر به ایران نیست درست است، ناظر به همه روحانیون شیعه حقوق بگیر در همه جای دنیاست، این درست است که بیشترین روحانیون شیعه حقوق بگیر در ایران ولی این استفتا ناظر به ایران نیست و این کاملا حرف درستی است.»

او می‌گوید اتفاقا پاسخ آقای سیستانی هدفی را که طراح این سوال در نظر داشته برآورده نکرده است و از این منظر “پاسخی بسیار هوشمندانه” است چرا که در آن هم تاکید شده که اصل سخن درست است و هم اینکه یک توصیخ غیرالزام‌آور بوده و نه فتوا که این هم از ابتدا مشخص بود. بنابراین چیزی در پاسخ آقای سیستانی تغییر نکرده است.

اکبرین به سه نهاد دینی در ایران اشاره می‌کند که هرسه زیر نظر دولت هستند: ستاد نمازهای جمعه سراسر کشور، حوزه‌های علمیه و مساجد. او می‌گوید هرسه این نهادها تا قبل از جمهوری اسلامی مستقل بودند اما در حال حاضر شورای ائمه جمعه، مرکز رسیدگی به امور مساجد و حوزه‌های علمیه هرسه بودجه دولتی دارند. او نتیجه می‌گیرد: «بنابراین طبق توصیه آیت‌الله سیستانی مومنان نه می‌توانند پشت ائمه جمعه نماز بخوانند، نه پشت امام جماعت‌های مساجد در سراسر کشور و نه می‌توانند به عدالت فارغ‌التحصیلان حوزه علمیه قم که بودجه رسمی از دولت دارند اعتماد کنند.»

“پرسشی که تنها از سوی دفتر ایران طرح شد”

طرح پرسش از پسر آیت‌الله سیستانی از سوی دفتر این مرجع تقلید در مشهد مطرح شده است. به عقیده محمدجواد اکبرین خود این مسئله گویای همه چیز است: «این سوال را کسی در بغداد، نهاد یا مرکزی در نجف یا کربلا، نهاد یا مرکزی در بحرین، کویت، لبنان، شیعیان پاکستان یا سایر مراکز تجمع شیعه نپرسیده، دفتر آقای سیستانی در مشهد پرسیده، یعنی دفتری مستقر زیر سایه حکومت جمهوری اسلامی.»

برداشت آقای اکبرین این است که پاسخ آیت‌الله سیستانی به پرسش اولیه “چنان مشکل ایجاد کرده و حکومت و نهادهای دینی در ایران را تحت فشار قرار داده که از طریق دفتر آقای سیستانی در مشهد این سوال مطرح بشود که آیا منظورتان ما بودیم؟”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او ادامه می‌دهد: «به عبارت دیگر برداشت من این است که دفتر آقای سیستانی در مشهد تحت فشار حکومت ایران و نهادهای تابع حکومت ایران این سوال را پرسیده با این شاهد و گواه که چنین سوالی از هیچ کشور شیعه دیگری از آقای سیستانی مطرح نشده است.»

اما با نگاهی به تعداد مقلدان آیت‌الله سیستانی در ایران و توجه به این نکته که در ایران مراجع تقلید شیعه دیگری هم به جز سیستانی هستند، می‌توان برداشت کرد که تعداد مقلدان آقای سیستانی در ایران به مراتب کمتر از سایر کشورهای شیعه نشین است.

با توجه به این موضوع این پرسش پیش می‌آید که دلیل حساسیت نهادهای حکومتی ایران به این استفتا چیست.

اکبرین در این باره می‌گوید: «مسئله این نیست که مومنان در ایران مقلد آقای سیستانی هستند یا نه، مسئله این است که چنین حرفی از مرجعی در سطح آقای سیستانی جامعه مومنان را نسبت به روحانیون حکومتی مردد می‌کند و آنها را به این تردید می‌اندازد که روحانیونی که حقوق دولتی می‌گیرند می‌توانند مرتکب بی‌عدالتی شوند.»

از مجموعه این نظرات می‌توان نتیجه گرفت که بنیان تفکر ولایت فقیه با یک جمله آیت‌الله سیستانی زیر سوال رفته است، چه این جمله “ناظر به ایران” باشد و چه نباشد. شاید این مسئله برای آنان‌که اعتقادی به دین ندارند چندان مهم نباشد، اما برای دین‌داران، این که نمازشان را پشت سر امامی بخوانند که وابسته به قدرت است و شاید میان عدالت و قدرت، جانب قدرت را بگیرد، نمی‌تواند بی اهمیت باشد.