by Esmaeil Moradi | دسامبر 7, 2025 | Uncategorized
۱۸۰ استاد دانشگاه و پژوهشگر اقتصاد و علوم اجتماعی در نامهای سرگشاده به مسعود پزشکیان خواستار اجرای اصلاحات قیمتی همراه با سازوکارهای حمایتی حداقلی برای دهکهای کمدرآمد و حذف بودجه برخی نهادهای زائد شدند.در نامهای که به امضای ۱۸۰ چهره دانشگاهی و کنشگر اقتصادی رسیده، از دولت پزشکیان خواسته شده است تا با اجرای اصلاحات اقتصادی و با ایجاد توازن در بودجه، در مسیر “کاهش هزینههای غیرکارا و طراحی جبرانهای هدفمند برای گروههای کمدرآمد” پیش برود. نویسندگان ضمن اشاره به ضرورت اصلاح قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی، هشدار دادهاند که این تغییرات فقط در صورت همراهی با انضباط هزینهای در سمت مخارج حکمرانی و انتشار گزارشهای شفاف از محل مصرف منابع، میتواند عادلانه تلقی شود.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
در میان امضاکنندگان نامهایی چون مسعود نیلی، سید محمد طبیبیان، موسی غنینژاد، محمدمهدی بهکیش، حسن درگاهی، داود سوری، مسعود روغنیزنجانی، محمد ستاریفر، طهماسب مظاهری، ولیالله سیف، حسین عبدهتبریزی، پیروز حناچی، عباس آخوندی، علینقی مشایخی، فرهاد نیلی و اکبر کمیجانی دیده میشود.
محور مطالبات: جبران حداقلی و پرسش از محل هزینهکرد
نویسندگان تأکید کردهاند زیرساختهای حمایتی باید بهگونهای طراحی شود که فشار اصلاحات قیمتی بر دهکهای پایین به حداقل برسد، بدون بازگشت به سیاستهای پرهزینه و ناکارآمد. آنان با اشاره به سهمآوری احتمالی اصلاحات برای درآمد دولت پرسیدهاند: «منابع بهدستآمده، دقیقاً کجا هزینه خواهد شد؟» و خواستار گزارشدهی منظم درباره جهتدهی این منابع به کالاهای عمومی مانند آموزش، بهداشت و حملونقل عمومی شدهاند.
در بخش دیگری از نامه، دولت به حذف بودجه نهادهایی که خروجی متناسب با منابع دریافتی ندارند فراخوانده شده و بر تبدیل خزانه به “اتاق شیشهای” از طریق انتشار مستمر فهرست ردیفهای حذفشده یا کوچکشده و صورتحساب مصرف منابع تأکید شده است. نویسندگان میگویند مردم باید همزمان با افزایش درآمدهای دولت ببینند کدام هزینههای زائد و غیرمولد از دوش آنان برداشته میشود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
بهگفته امضاکنندگان، اصلاح قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی تنها زمانی به عدالت منجر میشود که با اصلاح همزمان سمت هزینههای بودجه حکمرانی همراه باشد؛ از جمله کاهش ردیفهای پرهزینه و کماثر، اولویتبندی مخارج با معیار بازده اجتماعی و امکانپذیر کردن نظارت عمومی. آنان تأکید کردهاند حتی اگر بخشی از منابع به کاهش کسری بودجه اختصاص یابد، دولت باید بهطور شفاف نشان دهد چه بارهای بیفایدهای را کاهش داده و چه سهمی از منابع به بهبود خدمات عمومی رسیده است.

by Esmaeil Moradi | دسامبر 7, 2025 | Uncategorized
عباس عراقچی اعلام کرد تهران آماده ازسرگیری گفتوگو با آمریکا درباره پرونده هستهای و بازگشت بازرسان آژانس به فردو و نطنز است. او در عین حال افزود آلودگی رادیواکتیوِ ناشی از حملات ماه ژوئن، مانع عملی برای بازرسیها است.عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز شنبه ۱۵ آذرماه با بیان اینکه “ایران آماده ازسرگیری مذاکرات با دولت آمریکا در مورد برنامه و توسعه هستهای خود است”، تأکید کرد تحقق این گفتوگوها به رویکرد واشنگتن بستگی دارد.
او که با شبکه خبری تلویزیونی کیودو ژاپن سخن میگفت، همچنین از آمادگی تهران برای ازسرگیری بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سایتهای فردو و نطنز خبر داد، اما “آلودگی هستهای” ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل در ماه ژوئن را مانع فعلی ورود بازرسان دانست و خواستار کمک فنی ژاپن شد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
عراقچی با اشاره به ضرورت بازگشت مسیر دیپلماسی گفت ایران اصل مذاکره را میپذیرد و آغاز گفتوگوها منوط به اراده طرف آمریکایی است. برخی رسانههای دولتی در ایران این موضع عراقچی را “چرخش نرم” توصیف کردهاند که میتواند زمینهساز کاهش تنشهای هستهای میان جمهوری اسلامی و غرب باشد.
درخواست کمک از ژاپن
وزیر خارجه گفت حملات ماه ژوئن به تأسیسات هستهای باعث آلودگی احتمالی در محیط فردو و نطنز شده و تا زمان رفع مخاطرات، بازرسیهای آژانس عملیاتی نمیشود.
مطالب بیشتر در زمینه پرونده هستهای ایران را اینجا بخوانید
او با اشاره به تجربه توکیو در پاکسازی پس از فاجعه “فوکوشیما دایچی” ابراز امیدواری کرد که ژاپن در حوزه مهندسی رفع آلودگی و ارزیابیهای ایمنی با جمهوری اسلامی همکاری کند.
کانالهای ارتباطی؛ سوئیس محور ارتباط رسمی
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز روز یکشنبه ۱۶ آذرماه درباره کانالهای تماس با آمریکا توضیح داد ارتباط رسمی در تهران از مسیر دفتر حفاظت منافع آمریکا نزد سفارت سوئیس و در واشنگتن از طریق دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران برقرار است.
او که در یک نشست خبری سخن میگفت، افزود پیامرسانی کشورها یا بازیگران ثالث رویهای رایج است، اما کانال خاص مستقلی میان تهران و واشنگتن وجود ندارد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
ابن اظهارات در حالی مطرح می شود که چندی پیش رسانههای داخلی ایران از میانجیگری عربستان سعودی برای مذاکرات خبر دادند. با این حال، علی خامنهای بدون اشاره به نامه مسعود پزشکیان به محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان فرستادن هرگونه پیام را تکذیب کرد و گفت: «شایعاتی درست میکنند که دولت ایران بهواسطه فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده است؛ این دروغ محض است و چنین چیزی وجود نداشت.»
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، اخیرا گفته بود که ایران خواهان مذاکره است اما آن را آشکار نمیکند.
رسانههای وابسته به حکومت ایران نیز در چند روز گذشته از آمادگی تهران برای گفتوگو و نقش میانجیگری عربستان خبر داده بودند.
در همین خصوص، مصطفی کواکبیان، مدیر روزنامه مردمسالاری، اخیرا در گفتوگویی با رسانههای داخلی در ایران مدعی شده بود که پزشکیان با اجازه رهبر جمهوری اسلامی از طریق عربستان برای ترامپ پیام فرستاده است. او گفت: «نامهای از طرف آقای رئیسجمهور داده شد به بنسلمان و ایشان هم بردند برای آقای ترامپ و آقای ترامپ هم بلافاصله موضعگیری کرد.»

by Esmaeil Moradi | دسامبر 6, 2025 | Uncategorized
امروز پروژه انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی افتتاح شد؛ طرحی که صنایع اصفهان آن را نجاتبخش میدانند اما کارشناسان درباره پیامدهای زیستمحیطی، انرژیبر بودن و تهدید سواحل مکران هشدار میدهند. گفتوگو با سه کارشناس.ایران یکی از خشکترین پاییزهای چند دهه اخیر را پشت سر میگذارد و در چنین شرایطی، دولت مسعود پزشکیان امروز ۱۵ آذر ۱۴۰۴ نخستین فاز پروژه انتقال آب دریای عمان به فلات مرکزی را افتتاح کرد. طرحی به طول هشتصد کیلومتر که طی دو سال گذشته با سرمایهگذاری عمده فولاد مبارکه و هزینه تقریبی سی و پنج هزار میلیارد تومان اجرا شده است.
پزشکیان در مراسم افتتاحیه، این پروژه را گامی حیاتی برای تامین آب پایدار صنایع اصفهان توصیف کرد و گفت «با همکاری و تکیه بر کار کارشناسی میتوانیم بر مشکل کمآبی غلبه کنیم. این فقط یک طرح صنعتی نیست، بخشی از راه حل بلندمدت ما برای مدیریت بحران آب در کشور است.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
دولت میگوید با آغاز بهره برداری، وابستگی صنایع بزرگ از جمله فولاد مبارکه به آب زاینده رود متوقف میشود. سعید زرندی مدیرعامل فولاد مبارکه اعلام کرد که این شرکت پیش از این کمتر از یک و نیم درصد از آب زاینده رود را مصرف میکرد اما اکنون تصمیم گرفته وابستگی خود را کاملا قطع کند و افزود: «امروز میتوانیم بگوییم فولاد مبارکه از زاینده رود برداشت نمیکند.»
در ادامه، مهدی جمالی نژاد استاندار اصفهان نیز گفت که برداشت صنعتی از زاینده رود متوقف شده و حتی مدعی شد فازهای بعدی امکان انتقال آب به تهران را فراهم خواهد کرد.
با این وجود، طرحی با این ابعاد پرسشهای جدی درباره پایداری منابع، هزینه انرژی و پیامدهای اکولوژیک ایجاد میکند. طی ماههای اخیر شماری از سدهای مهم ایران به کمتر از ده درصد ظرفیت رسیدهاند و ورودی آب در بسیاری از نقاط کشور در کمترین سطح چند دهه گذشته قرار دارد.
نظر کارشناسان در گفتوگو با دویچه وله فارسی
وحید قاری، کارشناس محیط زیست و فارغ التحصیل دانشگاه هوهنهایم آلمان، از جمله متخصصان ایرانی است که در سالهای اخیر روی پیامدهای اکولوژیک پروژههای انتقال آب، مدیریت منابع و تغییرات اقلیمی پژوهش و فعالیت کرده است. او توضیح میدهد که چالش اصلی این نوع پروژهها، نبود شفافیت زیست محیطی است. او ابتدا ابعاد اثرگذاری پروژه را تشریح میکند و سپس میگوید: «بحث انتقال آب از عمان به صنایع اصفهان و استانهای دیگر به دلیل عدم شفافیت محیط زیستی مورد انتقاد قرار گرفته است.»
او میافزاید که اکوسیستمهای ساحلی نخستین قربانی چنین طرحهایی هستند و توضیح میدهد: «یکی از مهمترین اثرات آن تاثیر بر اکوسیستم دریایی کشور منبع است که ممکن است زندگی مرجانها و اکوسیستمهای حساس را تحت تاثیر قرار دهد.»
قاری همچنین به فشار گسترده عملیات مهندسی اشاره میکند و میگوید: «ساخت و ایجاد خط لوله در این ابعاد که نیازمند خاکبرداری عظيم و ایجاد جادهها برای رساندن تجهیزات است، پوشش گیاهی و جانوری بومی را تحت فشار قرار خواهد داد.»
او مهمترین ضعف ساختاری در ایران را ناتوانی در مدیریت پساب میداند و توضیح میدهد: «شیرین کردن آب، پساب زیادی تولید میکند که دفع کردن آن بدون مدیریت موجب آلودگی و آسیب به اکوسیستم جانوری خواهد شد و حتی در صورت ورود به رودخانهها میتواند موجب مرگ آبزیهای کوچک شود.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
دکتر منصور سهرابی، متخصص بومشناسی و محیط زیست، پروژه را در چارچوب بحران بزرگتر آب ایران تحلیل میکند. او یادآوری میکند که ماهیت بحران آب در فلات مرکزی، ساختاری و ناشی از برداشت بیش از حد است و میگوید: «افزودن حجمی محدود از آب شورزدایی شده نه ظرفیت احیای آبخوانها را دارد و نه میتواند الگوی مصرف را اصلاح کند.»
سهرابی به مقیاس بحران اشاره میکند و توضیح میدهد: «در سالهای اخیر، سالانه بین چهار تا شش میلیارد متر مکعب برآورد شده است. در چنین مقیاسی، افزودن حجمی محدود تنها نقش مسکن کوتاه مدت دارد.»
او هزینه اقتصادی طرح را نیز بسیار بالا میداند و تاکید میکند «هزینه تمام شده آب شیرین شده حدود پنج تا شش دلار به ازای هر مترمکعب است که دهها برابر هزینه مدیریت تقاضا و بازچرخانی آب است. این اختلاف نشان میدهد این طرح، بیشتر یک پروژه مهندسی نمایشی است تا یک راهکار پایدار آبی.»
بیشتر بخوانید: تهران در لبه بحران؛ هشدار “تخلیه پایتخت”، انتقادها و نظرات کارشناسان
سهرابی در ادامه، تبعات کوتاه مدت و بلندمدت را توضیح میدهد. او تغذیه کوتاه مدت صنایع و افزایش وابستگی آنها را یکی از نتایج فوری میداند و برای چشم انداز بلندمدت هشدار میدهد «نمکزدایی آب دریا شدیدا انرژی بر است و با توجه به اتکای ایران به انرژی فسیلی، این طرح وابستگی به سوختهای فسیلی را عمیقتر میکند و نقش ایران را در تغییر اقلیم پررنگتر میسازد.»
او یکی از جدیترین نگرانیها را تخلیه شورابه میداند و میگوید: «شورابه حاصل میتواند جمعیت پلانکتونها را کاهش دهد، باعث خفگی مرجانها شود و زنجیره غذایی ماهیان را مختل کند. مکران یکی از بکرترین سواحل ایران است و تخریب آن غیرقابل جبران خواهد بود.»
نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست، ریشه بحران را در تصمیمهای کلان حکمرانی میبیند. او یادآوری میکند که استقرار صنایع آببر در مرکز ایران از ابتدا اشتباه بوده و میگوید «ایجاد کارخانههایی مانند ذوبآهن اصفهان و فولاد مبارکه در فاصلهای دور از منابع پایدار آب از بزرگترین خطاهای حکمرانی بوده است.»
او تاکید میکند که به جای انتقال صنایع به سواحل، سیاستگذاران مسیر دیگری را انتخاب کردهاند و توضیح میدهد «این جمعبندی غلط سبب شده آب دریا را با هزینه بسیار سنگین و ردپای کربن بالا به اصفهان منتقل کنند.»
کوثر همچنین درباره تبعات زیستی شیرینسازی هشدار میدهد و میگوید: «شیرینسازی آب دریا با روش اسمز معکوس شورابههای داغ، مواد شیمیایی مضر و تلفات بالای آبزیان را به دنبال دارد، زیرا مکش شدید آب، موجودات زنده را به درون تاسیسات میکشد.»
او به نقش ساختارهای ذینفع اشاره میکند و میگوید «بخشی از ساختار مافیای آب برای کسب درآمد بیشتر این سامانهها را به دولت تحمیل میکند و برخی از تصمیم گیرندگان اصلی این پروژهها در سپاه قرار دارند.»
در پایان، کارشناسان یادآوری میکنند که بحران آب با انتقال منابع جدید حل نمیشود. اگر مدیریت مصرف اصلاح نشود، اگر کشاورزی پرمصرف الگوی خود را تغییر ندهد و اگر صنایع آببر از مناطق خشک منتقل نشوند، حتی بزرگترین پروژههای انتقال آب نیز فقط زمان میخرند و بحران را عمیقتر میکنند.
اگرچه پروژه امروز افتتاح شد اما با اینحال، پرسشهای اساسی درباره آینده آن، از هزینه انرژی تا پیامدهای اکولوژیک، همچنان بیپاسخ مانده است.

by Esmaeil Moradi | دسامبر 6, 2025 | Uncategorized
نخستوزیر قطر گفت آتشبس نهایی در غزه تنها با خروج کامل نیروهای اسرائیلی و بازگشت ثبات، کامل میشود. او از تلاش مشترک دوحه، آنکارا، قاهره و واشینگتن برای آغاز فاز دوم طرح صلح مورد حمایت آمریکا و سازمان ملل خبر داد.در نشست فروم دوحه، شیخ محمد بن عبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر قطر اعلام کرد آتشبسی که از ۱۰ اکتبر اجرایی شده، تا زمان خروج کامل ارتش اسرائیل “کامل محسوب نمیشود” و تضمینکنندگان این آتشبس (قطر، ترکیه، مصر و آمریکا) برای آغاز فاز دوم، شامل استقرار نیروی بینالمللی تثبیت، در حال هماهنگی هستند.
همزمان، وزیر خارجه ترکیه گفت گفتوگوها درباره ترکیب و فرماندهی این نیرو ادامه دارد و مشارکت کشورها هنوز قطعی نیست.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
بهگفته قطر، فاز دوم شامل خروج نیروهای اسرائیلی از مواضع داخل نوار غزه، تحویل موقت حکمرانی به یک مرجع میاندورهای و استقرار نیروی بینالمللی تثبیت است. برخی کشورهای عربی و اسلامی، بهویژه به دلیل احتمال بروز درگیری با حماس، نسبت به پیوستن به این نیرو مرددند. ترکیه اعلام کرده مایل به مشارکت است، اما این تمایل با بدبینی تلآویو مواجه شده است.
موضع ترکیه درباره نیروی بینالمللی تثبیت
هاکان فیدان گفت تعیین ساختار فرماندهی و کشورهای مشارکتکننده “حیاتی” است و هدف نخست نیروی تثبیت باید “جداسازی فلسطینیها و اسرائیلیها” باشد: «این باید هدف اصلی ما باشد، سپس میتوانیم به سایر مسائل بپردازیم.»
طبق طرح ۲۰بندی که نخستینبار از سوی دولت آمریکا تشریح شد، حماس باید خلع سلاح شود و اعضایی که سلاح خود را تحویل دهند اجازه خروج از غزه خواهند داشت. حماس تاکنون این پیشنهاد را رد کرده است.
بیشتر بخوانید: نمایش تونلهای حماس همزمان با ادامه حملات اسرائیل به غزه
نخستوزیر قطر گفت تضمینکنندگان در تلاشاند “راه فاز بعدی را باز کنند” و این فاز از نظر دوحه موقت است و “اگر تنها آنچه در دو سال گذشته رخ داده را حل کنیم، کافی نیست.” او همچنین خواستار “راهحل پایدارِ عادلانه برای هر دو ملت” شد.
هیئت صلح و تکنوکراتهای فلسطینی
بر اساس طرح ترامپ، در حالی که وظیفه تامین امنیت مرزهای غزه، تامین امن توزیع کمکهای بشردوستانه و پیشبرد خلع سلاح حماس بر عهده “نیروی بینالمللی تثبیت” خواهد بود، یک کمیته تکنوکراتهای فلسطینی که وابسته به حماس یا فتح نباشند، مسئول اداره غزه در این دوره انتقالی خواهد بود.
بهعنوان بخشی از این برنامه، ترامپ قرار است نام ۱۲ تا ۱۵ عضو این کمیته تکنوکرات را معرفی کند که شامل کارشناسان فلسطینی حوزه تجارت و مدیریت خواهند بود که اکنون در غزه زندگی میکنند یا اصالتا اهل غزه هستند.
در رتبهای بالاتر از دولت تکنوکرات مذکور، یک هیئت مدیریت بینالمللی به ریاست تونی بلر، نخستوزیر سابق بریتانیا، قرار خواهد داشت و شامل چهرههایی مانند مشاوران ارشد ترامپ، جِرد کوشنر و استیو ویتکاف و افراد دیگری خواهد بود. بلر نقش کلیدی در تدوین طرح ۲۰ مادهای ترامپ به همراه کوشنر در اوایل سال جاری ایفا کرده بود.
این هیئت مدیریت نیز به نوبه خود تحت نظارت “هیئت صلح” قرار خواهد داشت که ریاست آن بر عهده ترامپ خواهد بود و تعدادی رهبران جهان نیز از اعضای آن خواهند بود. مقام آمریکایی در این گزارش گفته است که رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده که باور دارد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، یکی از این افراد خواهد بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
اخیرا کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از یک منبع آمریکایی گزارش داده است که “در هفتههای آینده حماس باید تصمیم بگیرد که آیا از حکومت چشمپوشی کرده و روند خلع سلاح را آغاز کند و در مقابل، نیروهای ارتش اسرائیل خارج شوند، یا آن را نپذیرد و با پیامدهای آن روبهرو شود.”
آمریکا امیدوار است پس از تشکیل این نهادهای مدیریتی غزه، پروژههای اصلی بازسازی را در غزه شروع کند.

by Esmaeil Moradi | دسامبر 6, 2025 | Uncategorized
نرگس محمدی از جامعه بینالمللی خواست، رویکرد خود به “تغییر” در ایران را بازنگری کند و با اشاره به وضعیت پس از جنگ ۱۲ روزه نوشت: «حتی زمانی که هیچ بمبی فرو نمیریزد، مردم آنچه را میتوان صلح واقعی نامید تجربه نمیکنند.»نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر در یادداشتی در “مجله تایم” که روز جمعه ۱۴ آذر منتشر شد، با بیان اینکه “حتی زمانی که هیچ بمبی فرو نمیریزد، مردم ایران آنچه را میتوان صلح واقعی نامید تجربه نمیکنند”، نوشته است: «مردم ایران تحت حکومتی زندگی میکنند که هر جنبهای از زندگی شخصی و عمومی آنها را کنترل میکند.»
او در این یادداشت افزود: «صلح مردم ایران، با نظارت، سانسور، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و تهدید دائمی مختل میشود. این صلح با اقتصادی که بر اثر فساد و سوءمدیریت تهی شده، فشار تحریمها، نگرانی روزانه از تورم، کمبود، بیکاری و نیز تخریب بیوقفه محیط زیست ایران فرسوده شده است.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
محمدی در این یادداشت با اشاره به اینکه “صلح صرفا نبودِ جنگ نیست”، آورده است: «ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، خود را گرفتار در نقطه تلاقی جنگ رژیم علیه مردم خود و جنگ میان حکومت جمهوری اسلامی و اسرائیل یافت.»
محمدی “دیکتاتوری و جنگ را دو روی یک سکه دانسته و با اشاره به اینکه خواست کنشگران دموکراسیخواه و صلحطلب “نظم سیاسیِ تازه” است، نوشته است: «ایران نیازمند حکومتی سکولار و دموکراتیک است که واقعا نماینده مردم باشد. همهپرسی آزاد و عادلانه تحت نظارت بینالمللی سازمان ملل متحد باید برگزار شود و قانون اساسی جدید بهدست مجلس موسسان منتخب تدوین شود.»
نشانههای اعتراضات سراسری که از خیزش “زن، زندگی، آزادی” آغاز شد، هنوز در شهرها، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی دیده میشود. مردم، بهویژه زنان و جوانان، در مواجهه با سرکوبهای خشونتآمیز، بازداشتهای خودسرانه و قوانین محدودکننده، با خلاقیت و شجاعت مقاومت میکنند. محدودیتهای آزادی بیان و سانسور اینترنت تلاش مردم برای سازماندهی و اطلاعرسانی را دشوار کرده است اما صدای اعتراض خاموش نشده است.
محمدی نیز در یادداشت خود برای مجله تایم به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «یک جنبش ملی گسترده و جمعی، ریشهدار در جامعه مدنی، حقوق بشر و زنان، توان آن را دارد که کشور را بهسوی تحولی تاریخی هدایت کند.»
و البته گذاری که به اعتقاد محمدی “پیش از هر چیز باید مسالمتآمیز باشد؛ مبتنی بر گفتوگو، پاسخگویی، پیگیری عدالت و احترام به حقوق مدنی و انسانی.”
محمدی در این یادداشت هشدار داده است، “هر چیزی کمتر از این – فروپاشی، آشوب یا درگیری مسلحانه – میتواند جان میلیونها نفر را در منطقهای که همین حالا نیز شکننده است به خطر اندازد.”
جمهوری اسلامی به گفته محمدی مشروعیت خود را از دست داده است، چرا که ایرانیان طی بیش از چهار دهه، برای دستیابی به حقوق پایهای از مسیر جنبشهای مسالمتآمیز و دموکراتیک پیش رفتهاند؛ از راهپیماییهای زنان پس از انقلاب ۱۳۵۷ گرفته تا اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و خیزش “زن، زندگی، آزادی” که با کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی شعلهور شد.
محمدی، سرکشی پیوسته زنان و جوانان را کابوس بزرگ جمهوری اسلامی معرفی کرده که پایههای حکومت را لرزانده است و در ادامه نوشته است: «حقیقت این است که ایران همین حالا در مرحله گذار قرار دارد اما گذار میتواند به مسیرهای گوناگونی برود. مردم ایران شجاعت خود را ثابت کردهاند. آنها زندان، سانسور، نظارت، گلوله و از دستدادن فرزندانشان را تاب آوردهاند و با این حال همچنان به مبارزه ادامه میدهند. نه با خشونت. خشونت – چه تحمیلشده از بیرون و چه از درون – راهحل نیست. آنچه میخواهند، مداخله نیست، بلکه بهرسمیتشناختن است؛ نه ارتشهای خارجی، بلکه همبستگی بینالمللی؛ نه جنگ، بلکه صلح.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
او در بخش پایانی این یادداشت به این پرسش که “جهان چگونه میتواند کمک کند؟” پاسخ داده و تاکید کرده است: «جمهوری اسلامی همانند هر حکومت دیگری، به فشار پاسخ میدهد. تغییر در ایران نیازمند فشار جهانی است تا نقض حقوق بشر، آپارتاید جنسیتی و اعدامها متوقف شود. زندانیان سیاسی و ایدئولوژیک آزاد شوند و نهادهای جامعه مدنی بتوانند فعالیت کنند.»
محمدی از جامعه بینالمللی خواسته است، رویکرد خود به “تغییر” در ایران را بازنگری کند و زمینه را برای گذار از استبداد به دموکراسی فراهم آورد.
او این یادداشت را با این جمله به پایان رسانده است: «مردم ایران آمادهاند؛ در کنار آنها بایستید.»

by Esmaeil Moradi | دسامبر 5, 2025 | Uncategorized
صدور مجوز انتشار آلبوم “واقعی” برای شروین حاجیپور، خواننده و آهنگساز پرطرفدار ایرانی، پس از سالها ممنوعالکاری و حواشی پرفراز و نشیب قضایی، به یکی از داغترین بحثهای اجتماعی تبدیل شده است.شروین حاجیپور، خواننده ترانه “برای … ” و آهنگساز پرطرفدار ایرانی که پیشتر با خواندن تیتراژ “پسر دلفینی ۲” و سریال “وحشی” وارد عرصه رسمی شده بود، اکنون با دریافت مجوز برای آلبوم جدیدش با عنوان “واقعی” از سوی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی به طور رسمی، فعالیت حرفهای خود را از سر گرفته است.
دریافت این مجوز در روزهای اخیر اما موجی از انتقادها و واکنشها را در شبکههای اجتماعی به دنبال داشت، آنهم با اتهاماتی از جمله “سازش با نهادهای قدرت” از سوی کسی که ترانه “برای … ” را خوانده بود، ترانهای که با الهام از نوشتههای معترضان در شبکه اکس ساخته شد و در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ زمزمهای در دهان معترضان ایرانی در تمام جهان بود.
این ترانه برنده جایزه گرمی بهترین ترانه تأثیرگذار در تغییرات اجتماعی شد و ابعادی جهانی به خود گرفت.
دفاعیات و نقدها
شروین حاجیپور در پاسخ به انتقادات و اتهاماتی از جمله “آدمفروشی” و “خیانت”، در توئیتی نوشت که پس از “۳ سال ممنوعالکاری و بیکاری” توانسته آلبومش را منتشر کند و هدفش “کار کردن” و “نرفتن از ایران” است. وی تأکید کرد: «کاش بمیرم اگه آدمفروشی کرده باشم.»
در میان هنرمندان، سیاوش کامکار، آهنگساز ایرانی اما خطاب به شروین حاجی پور در شبکه اکس نوشت: «ماندن هنرمند در ایران منتی بر سر کسی ندارد؛ عشق است و علاقه به کار.»
کامکار تصمیم خود را مبنی بر “به رسمیت نشناختن” مجوزی که “قرار است عقیدتی و جنسیتی باشد” اعلام کرد و عنوان داشت که دیگر برای کارهای شخصی خود از نهادی که با “خطکش عقیدتی و سیاسی برای من تعیین تکلیف کند”، اجازه نخواهد گرفت.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
کاربری دیگر در شبکه اکس نوشت: «جناب شروین حاجی پور، اگر بجای سپردنِ آلبومتان به موتورسواران و حیدرگویانِ حوزه شعر و ترانه در وزارت ارشاد برای اخذ مجوز، آن را در یوتیوب منتشر میکردید، سود واقعی آن برای تاریخ آینده این سرزمین قطعا میلیونها برابر بیشتر از سفره مجاز امروز بود.»
در مقابل، برخی کاربران و فعالان سیاسی از موضع شروین دفاع کردهاند. حسین یزدی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی پیشین، با انتقاد تند از منتقدان، واکنش آنها در شبکههای اجتماعی را “لینچ مبتذلان” خطاب کرده و نوشته است: «بعضیها واقعا فقط مرده ما را میخواهند… فقط میخواهند همه ما یا ساکت شویم یا بمیریم.» او تاکید کرد که «نان و آزادی مکمل هم هستند» و حاجیپور «همان کاری را میکند که هر هنرمندِ واقعی باید بکند: ایستادن کنار مردم و کار کردن برای مردم.»
برخی دیگر نیز اشاره کردهاند که “آدما باید زندگی کنن و شروین از همین راه ارتزاق میکند.”
“شروین را نه قهرمان کنیم و نه متهم”
روزنامه هممیهن ۱۳ آذرماه در سرمقاله خود با عنوان خفقان دوجانبه نوشت: «وقتی قرار بر صدور مجوز آلبوم باشد اما هر دو خط موازی برمیآشوبند؛ چه آنها که در داخل بااستعداد این بچهها سر ناسازگاری داشتند و هنرشان خواندن پرغلط دعای تحویل سال در بهمن ۱۴۰۲ بود و چه آنان که از خارج از مرزها نظاره میکنند و جز دو قطب نمیشناسند و ما را چاره چیست جز میان این دو، راهی جُستن و به صدایی دل بستن؟»
این روزنامه با اشاره به نوشته حاجیپور که گفته بود «چطوری میتونین اینقدر بیمعرفت باشین که واسه ایمپرشن هر مزخرفی رو ببندین به آدم؟»، در ادامه سرمقاله خود آورده: « داستان فراتر از تقلا و تمنای ایمپرشن یا بازدید مجازی است. شروین حاجیپور یا باید زیرزمینی باشد و بخواند یا بکوچد و برود و در آنجا هم مهم نیست چه میکند.»
سپیده جندقی، خواننده و نوازنده ایرانی در گفتگو با دویچهوله فارسی معتقد است که صدور مجوز برای خوانندهای که در اوج اعتراضات سراسری هنرش تبدیل به یک نماد شد، حس تناقض در دل مردم میسازد. چون ترانه “برای” برای مردم فقط یک ترانه نبود؛ صدای زخمهای یک دوره بود، صدای زنانی که هنوز حتی اجازه به طور رسمی اجازه خواندن ندارند.
جندقی در پاسخ به این پرسش که گرفتن مجوز از نهادهای حکومتی چه تاثیری روی اصالت هنری و رابطه هنرمند با مخاطب دارد، میافزاید: «در مورد شروین، آنچه او را به جایگاه امروز رساند، نه تکنیک موسیقایی بینقص بود و نه ساختاری پیچیده. “برای” از نظر هنری یک کار ساده بود؛ ملودیاش معمولی، تنظیمش مینیمال، و ساختارش کاملا قابل پیشبینی. مردم آن را با اشکهایشان، با خاطره خیابانها، و با صدای زنانی که هنوز پشت درهای بسته ماندهاند، پیوند زدند. برای همین، هر حرکت بعد از آن، انگار روی آن خاطرهجمعی سایه میاندازد.»
این خواننده ایرانی در پاسخ به این که یک هنرمند را در چنین شرایطی چطور باید قضاوت هنری یا اخلاقی کرد، ادامه میدهد: «قضاوت در این موقعیتها همیشه آسان است، اما منصفانه نیست. هیچکس از بیرون نمیداند هنرمند چه ترسهایی داشته، چه امیدهایی، چه فشارهایی، چه نیازهایی. اما مردم هم حق دارند احساسی باشند؛ چون شروین تنها یک هنرمند نبود، برای مدتی صدای آنها بود. پس شاید راه درست این باشد که نه قهرمانش کنیم، و نه متهمش.»
“کارنامه افراد با اعمال خود در دوران بحران قابل سنجش است”
به زعم تحلیلگران سیاسی، در مقایسه تاثیر سیاسی انقلاب “ژینا” با جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائيل، با قاطعیت میتوان گفت که اولی حکمرانی رژیم ایران را با چالشی استراتژیک برای بقا مواجه کرد؛ در صورتی که حمله نظامی اسرائیل به ایران تاکنون پیامدهای سیاسی بارزی نداشته است. از همین رو میتوان گفت که بزرگترین خطر سیاسی برای جمهوری اسلامی پویایی پدیده جنبشهای اعتراضی و ملی است، جنبشهایی که که در دو دهه گذشته در حداقل چهار خیزش و برآمد اعتراضی میدانی از جمله خیزش “ژینا”، اعتراضات “آبان ۹۸”، “دی ۹۶” و حتی قبلتر در “جنبش سبز” سرزندگی خود را نمایان کرد.
دامون گلریز، تحلیلگر امور بینالملل و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک در لاهه معتقد است که دستگاه اطلاعاتی-امنیتی حکومت ایران تلاش میکند نمادها و قهرمانان این انقلاب ملی را به شکلی “نرم و فرهنگی” بیاثر کند.
به گفته او، در این راستا، متاسفانه بعضی از کنشگران رسانهای و سیاسی خواسته و ناخواسته با واکنشهای آنی و نارس ابزار تخریب این نمادها در شبکههای اجتماعی میشوند و این در حالیست که نبض روایتسازی این شبکهها طبق آخرین آمار و پژوهشها در دستان حکومت است.
گلریز ادامه میدهد: «به تعبیر دیگر، کنشگران در شبکه های اجتماعی بدون اینکه نگاه راهبردی به موازنه بزرگتر قدرت بین حکمرانی ورشکسته انقلاب اسلامی و انقلاب ملی ملت ایران داشته باشند، بازیچه تخریب نمادهای پویایی انقلاب ملی میشوند.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
به عقیده این تحلیلگر امور بینالملل فعالان هنری بنا به اقتضای بقای هنری و مدیریت زندگی روزمره خود ناچارند با نوعی تعامل با حکومت مواجه شوند؛ پس موضوع اصلی حمایت یا محکومیت اخلاقی آنها پس از دریافت مجوز انتشار آلبوم بعد از سالها ممنوعالکاری نیست؛ پرسش سیاسی و حتی فراتر اولویت ملی این است که آیا یک کنشگر و یا هنرمند در مواقع حساس همچون خیزش ژینا در کنار پویایی و تقویت انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی میایستد یا در مقابل آن؟
گلریز در پایان تاکید میکند که کارنامه افراد نه با نیتهای خوب در فضای معمولی، که با اعمال خود در دوران بحران قابل سنجش است.
