اتهام “جاسوسی اسرائیل” علیه شهروند دوتابعیتی؛ صدور حکم نزدیک است

اتهام “جاسوسی اسرائیل” علیه شهروند دوتابعیتی؛ صدور حکم نزدیک است

قوه قضاییه ایران اعلام کرد حکم یک شهروند دوتابعیتی ایرانی-سوئدی متهم به “جاسوسی برای اسرائیل” که در جریان جنگ ۱۲ روزه بازداشت شده، به‌زودی صادر خواهد شد. این پرونده‌ای در بستر افزایش اتهام‌های امنیتی در جریان است.قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه ۲۵ آذر (۱۶ دسامبر) از نزدیک شدن زمان صدور حکم برای یک شهروند دوتابعیتی ایرانی−سوئدی متهم به جاسوسی برای اسرائیل خبر داد.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، در نشست خبری امروز خود متهم را فردی معرفی کرد که از سال ۱۳۹۹ تابعیت سوئد را دریافت کرده و در آن کشور سکونت داشته، و همچنین مدعی شد که او در سال ۱۴۰۲ جذب سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل شده و پس از “آموزش در شش کشور اروپایی”، آخرین بار دو هفته پیش از ورود به ایران، به اسرائیل سفر کرده است.

به گفته جهانگیر، این فرد یک ماه قبل از شروع جنگ ۱۲ روزه میان اسرائیل و جمهوری اسلامی که روز ۲۳ خردادماه آغاز شد، وارد ایران شده و در ویلایی در اطراف کرج سکونت داشته است. طبق ادعای سخنگوی قوه قضاییه ایران، او هنگام دستگیری “تجهیزات الکترونیکی جاسوسی” همراه داشته و در جریان جنگ ۱۲ روزه دستگیر شده است.

اصغر جهانگیر همچنین افزود که پرونده در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی مورد رسیدگی قرار گرفته و رئیس کل دادگستری استان البرز نیز اعلام کرده است که رأی پرونده به زودی صادر خواهد شد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این اتهام تحت ماده ۶ قانون موسوم به “مقابله با اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت” رسیدگی می‌شود؛ ماده‌ای که هرگونه همکاری اطلاعاتی به نفع اسرائیل را “محاربه و افساد فی‌الأرض” می‌داند. چنین اتهامی می‌تواند حکم اعدام را به همراه داشته باشد.

زمینه و سابقه پرونده‌های امنیتی

پرونده این شهروند دوتابعیتی در ادامه تنش فزاینده میان جمهوری اسلامی و اسرائیل به جریان افتاده است. جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر چندین شهروند را به اتهام “جاسوسی برای اسرائیل” بازداشت، محاکمه و در مواردی اعدام کرده است.

چنین پرونده‌هایی در ایران، به‌خصوص پس از جنگ ۱۲ روزه، سابقه دارد. در ماه‌های گذشته و پس از آغاز درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل، چندین نفر به اتهام “جاسوسی برای اسرائیل” در شهرهای مختلف ایران اعدام شده‌اند؛ رویکردی که فعالان حقوق بشر آن را، علاوه بر نگرانی در خصوص شرایط دادرسی، به عنوان ابزاری جهت ایجاد رعب در جامعه توصیف کرده‌اند. همین نگرانی‌ها درباره امنیت قضایی متهمان، به‌خصوص شهروندان دوتابعیتی، بازتاب‌های جهانی نیز داشته است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

پرونده‌های مرتبط با جاسوسی در ایران سابقه طولانی‌تری دارد؛ برای مثال، در سال ۲۰۲۳ میلادی، یوهان فلودروس، شهروند سوئدی شاغل در اتحادیه اروپا به اتهام “جاسوسی برای اسرائیل” محاکمه و زندانی شد؛ موضوعی که با اعتراض دولت سوئد همراه شد، هرچند این پرونده پس از مدتی به تبادل زندانی انجامید و در اقدامی جنجالی، فلودروس با حمید نوری، از دست‌اندرکاران کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ که در سوئد به حبس ابد محکوم شده بود، مبادله شد.

ابعاد حقوقی و بین‌المللی

در قوانین جمهوری اسلامی برای اتهام جاسوسی مجازات‌های سنگینی از جمله اعدام پیش‌بینی شده است. در فضای امنیتی پس از جنگ ۱۲ روزه نیز روند رسیدگی به اتهام‌های جاسوسی برای “دشمنان خارجی”، به ویژه اسرائیل و آمریکا، شدت گرفته است.

فعالان حقوق بشر نسبت به ناسازگاری روند دادرسی در این دسته پرونده‌ها با استانداردهای بین‌المللی عدالت کیفری ابراز نگرانی کرده‌اند؛ به ویژه در مورد متهمان دوتابعیتی که دسترسی به وکیل مستقل برایشان همواره محدود بوده است. بسیاری از دولت‌های غربی حتی جمهوری اسلامی را به “گروگان‌گیری” شهروندان خود یا دوتابعیتی‌ها با هدف باج‌گیری متهم کرده‌اند. در عین حال در موارد بسیاری استفاده از شکنجه و گرفتن اعتراف اجباری، به قصد اثبات جرم، فاش شده و حتی در رسانه‌های داخلی ایران نیز بازتاب یافته است.

افزایش اتهام‌های جاسوسی و پیگرد دوتابعیتی‌ها، در کنار تصویب و اجرای قوانین سخت‌گیرانه‌تر علیه “اقدامات خصمانه”، بخشی از رویکرد امنیتی جمهوری اسلامی، به‌خصوص در سال‌های اخیر و در واکنش به تنش‌های منطقه‌ای و خصومت‌های دیپلماتیک با اسرائیل است.

نهادها و فعالان حقوق بشری که بارها به تضییع حقوق متهمان از طریق اعتراف‌های اجباری، محدودیت دسترسی به وکیل و دادگاه‌های غیرعلنی اعتراض کرده بودند، به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، نسبت به پیوند دادن اتهام‌های جاسوسی با مناقشات بین‌المللی جمهوری اسلامی هشدار می‌دهند.

صدور قریب‌الوقوع حکم پرونده شهروند دوتابعیتی ایرانی−سوئدی نیز، که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی حتی از فاش کردن هویت‌اش امتناع می‌کند، زیر ذره‌بین نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی قرار دارد، به ویژه اگر به‌جای رعایت دقیق موازین دادرسی، این پرونده نیز جزئی از همان مناقشه امنیتی و سیاسی باشد.

کاریکاتور هفته

کاریکاتور هفته

کاریکاتور هفته روایت رویدادهای هفته به زبان تصویر و طنز است. مانا نیستانی موضوعات روز را برای دویچه وله فارسی با دیدی انتقادی به تصویر می‌کشد.افزایش دوبارهٔ نرخ بنزین در ایران، در تضاد آشکار با وعده‌های پیشین دولت مبنی بر ثبات قیمت‌ها، بار دیگر شکاف عمیق میان گفتار رسمی و واقعیت‌های اقتصادی را برجسته کرده است. این تصمیم با سه‌نرخی شدن بنزین، نه‌تنها ابهام و نابرابری بیشتری در دسترسی شهروندان به سوخت ایجاد کرده، بلکه عملاً فشار مضاعفی بر اقشار کم‌درآمد وارد آورده است.

هم‌زمان، اتخاذ تدابیر امنیتی و حضور نیروهای انتظامی و امنیتی در برخی شهرها، بیش از آنکه نشانهٔ مدیریت اقتصادی باشد، بیانگر نگرانی حاکمیت از تکرار اعتراضات اجتماعی است؛ وضعیتی که نشان می‌دهد افزایش قیمت سوخت، همچنان نه یک مسئلهٔ صرفاً اقتصادی، بلکه بحرانی سیاسی و اجتماعی تلقی می‌شود که با پیشگیری امنیتی پاسخ داده می‌شود.

مانا نیستانی کاریکاتور این هفته دویچه‌وله را به این موضوع اختصاص داده است.

پرستو فروهر: پتانسیل‌های اعتراض زیر پوست جامعه ایران جمع شده

پرستو فروهر: پتانسیل‌های اعتراض زیر پوست جامعه ایران جمع شده

به بهانه موج جدید بازداشت‌های فعالان مدنی با پرستو فروهر که به تازگی از ایران بازگشته گفت‌وگو کردیم. او می‌گوید، زیر پوست جامعه ایران پتاسیل‌های اعتراضی جمع شده و حکومت می‌خواهد جلوی بالفعل شدن این پتانسیل را بگیرد.موج جدید بازداشت‌ها و احضارها و فراخواندن‌های گاه بی‌مورد به زندان هفته‌هاست که شدت گرفته است. بسیاری از احکامی که از صدور برخی از آنها سال‌ها می‌گذشت به یکباره به اجرای احکام فرستاده و “متهم” به زندان فراخوانده شده است. پرونده‌های بیشتر قدیمی دوباره نو شدند و موارد جدید اتهامی به آنها افزوده شده است.

اوج این موج اما روز جمعه ۲۱ آذر بود که در یورش نیروهای امنیتی به مراسم یادبود خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشری تازه درگذشته که مرگش نیز از سوی خانواده و نزدیکانش”مشکوک” عنوان شده، صورت گرفت. در این روز نیروهای امنیتی با یورش به این مراسم و ضرب و شتم حاضران حدود ۴۰ نفر از شرکت‌کنندگان را بازداشت کردند که در میان آنها کسانی چون نرگس محمدی، برنده نوبل صلح، سپیده قلیان، عالیه مطلب‌زاده و هستی امیری نیز بودند که همگی از چهره‌های شناخته‌شده حقوق بشری هستند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

نرگس محمدی روز دوشنبه ۲۴ آذر پس از سه روز بی‌خبری در تماسی کوتاه با خانواده‌اش خبر داد که به “همکاری با اسرائیل” متهم شده است. او همچنین گفته، هنگام بازداشت “با ضربات شدید و مداوم باتوم در ناحیه سر و گردن” مورد حمله قرار گرفته است.

از محل نگهداری و وضعیت سایر بازداشت‌شدگان هنوز خبری منتشر نشده است.

اما این بگیر و ببندها نشان از چه چیزی دارد؟ هراس حاکمیت از شروع اعتراضات؟ “نسق‌کشی” به دلیل احتمال حمله مجدد اسرائیل به ایران یا استیصال حاکمان از تامین نیازهای اولیه مردم در روزهایی که قیمت دلار از ۱۳۱ هزار تومان نیز گذشته؟

پرستو فروهر، هنرمند دادخواه مقیم آلمان که هرساله برای برپایی مراسم سالگرد قتل سیاسی پدر و مادرش؛ داریوش و پروانه فروهر به ایران می‌رود، چند هفته‌ای است که از ایران بازگشته است. با او که همواره در این سفرها با دیدی تیز و عمیق و البته انتقادی جامعه ایران را زیر ذره‌بین قرار داده، درباره این پرسش‌ها گفت‌وگو کردیم.

خانم فروهر در هفته‌ها و ماه‌های اخیر موج جدیدی از دستگیری و احضار و بازداشت و اجرای احکامی که حتی بعضی‌هایشان تعلیق شده بودند به راه افتاده. معمولاً اینجور اقدامات زمانی که یک اتفاقی می‌افتد مثلا بعد از جنگ ۱۲ روزه که شاهد موج دستگیری‌ها بودیم یا جنبش‌های اعتراضی از سوی حکومت انجام می‌شوند ولی الان با توجه به اینکه در ماه‌های اخیر چیزی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران تغییر نکرده و همه چیز در حالت همان تعلیقی که بود مانده و ظاهراً تا جایی که ما می‌دانیم قرار هم نیست اتفاق تازه‌ای بیفتد و همه چیز در سکون قرار دارد. به نظر شما در این موقعیت دلیل این احضارها و بازداشت‌ها و دستگیری خانم محمدی برنده نوبل که می‌تواند برای حکومت اسلامی خیلی پرهزینه باشد، چیست؟

آنچه که در مورد حالت تعلیق می‌گویید با مشاهدات من که به تازگی و پس از برگزاری سالگرد قتل سیاسی پدر و مادرم از ایران برگشتم تطابق دارد. ولی باید توجه کرد که همواره جمع شدن پتانسیل‌های اعتراضی زیر پوست جامعه است که اتفاق می‌افتد. این حس تعلیق و بهت که در پی حمله نظامی به ایران گسترده شد، پیامد گسست روال زندگی و قطع شدن شبکه‌های ارتباطاتی در اثر جنگ بود، و البته رشد بحران‌های عظیمی که از سوی نظام حاکم برگرده جامعه تحمیل شده، به ویژه بحران کمرشکن معیشتی، کمبود روزانه آب و برق، هوای آلوده و تمام تنگناهایی که زندگی روزمره را برای جامعه به شدت دشوار می‌کند.

اما در عین حال در جامعه پویای ایران حوزه‌ای از پتانسیل‌های درونی را هم انگار فعال می‌کند، جمع کردن دوباره‌ نیرو هم اتفاق می‌افتد و پی گرفتن خواسته‌هایشان، ایستادگی برای احقاق حقوق‌شان که در جامعه ایران بسیار نهادینه شده است. به نظر من ساختار قدرت با انواع و اقسام دستگاه‌های سرکوب خودش به نوعی دارد به صورت پیشگیرانه برای تضعیف و تخریب این پتانسیل عمل می‌کند. فقط هم این بازداشت‌ها نیست، شما با سیل عظیمی از تلفن‌های تهدیدآمیز، احضارها، انواع و اقسام اخطارها روبرو هستید که اصلاً رسانه‌ای هم نمی‌شود حتی در بسیاری موارد اصلاً بیان نمی‌شود. یعنی در واقع دستگاه قدرت این فشار را می‌آورد برای اینکه پتانسیلی را که در حال جمع شدن هست، پیش از آنکه نمودهای بیرونی بارزی پیدا بکند هرچه بیشتر مورد حمله قرار دهد.

شما حدود یک ماه در ایران بودید و این اولین سفر شما بعد از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل بود که خوب طبعا خیلی چیزها نسبت به سال گذشته تغییر کرده، آیا این پتانسیل برای شما قابل لمس، قابل دیدن و قابل حس کردن در بطن جامعه بود؟

آن چیزی که به‌ویژه بعد از جنبش زن، زندگی، آزادی به صورت پیگیر در جامعه رشد کرده، جا افتادن یک فرهنگ حق‌مدار، برابری‌خواه و پرمدارا نسبت به تکثر در جامعه ایران است. احترام گذاشتن به کرامت و آزادی و حق دیگری، ایستادن سر حق خود و دیگری، این واقعاً یک تغییر بنیادین در فرهنگ جامعه ایران است که اگرچه ریشه‌هایش به پیش از جنبش زن، زندگی، آزادی برمی‌گردد اما با این جنبش به شدت آشکار شد و رشد کرد. این حرکت در عرصه فرهنگ اجتماعی دستاوردهای بزرگی داشته است، اما برای تغییرات سیاسی باید بتواند، در این عرصه نیز بسترهایی بسازد برای پیشبرد خواسته‌هایش – که در واقع پس گرفتن حق تعیین سرنوشتش از ساختار ستمگر، متعصب، فشل و به شدت فاسد نظام حاکم هست – و هنوز در این عرصه آن تکاپو، انسجام و گستردگی لازم را نیافته است.

در شرایط کنونی، بر اساس مشاهده من در یک ماهی که در تهران بودم، هم و غم اصلی جامعه بیش از هرچیز در حفظ روزمرگیست، با چنگ و دندان، با صرف تمام همت و بردباری. این روزمرگی ضامن تداوم زندگیست و تلاش برای بقا در محاصره بحران‌ها و در خلال همین روزمره است که آن فرهنگ را که با زن، زندگی، آزادی حقانیت بسیار گسترده در سطح جامعه پیدا کرده، در روابط اجتماعی تعمیق می‌کند و جا می‌اندازد. این وجه بارزی بود که در شهر تهران به چشم‌های من آمد.

شما به چند نکته کلیدی اشاره کردید: پررنگ تر شدن حق‌خواهی و حق‌طلبی و این که مردم می‌خواهند حق تعیین سرنوشت‌شان را پس بگیرند و به نظر شما الان این مطالبه پررنگ تر از پیش وجود دارد. ولی برای اینکه این از حالت بالقوه به بالفعل در بیاید نیاز به شرایطی دارد و الان همانطور که شما هم اشاره کردید شرایط اقتصادی شاید در بدترین وضعیت، حتی بدتر از جنگ هشت ساله ایران و عراق است. چه طور به نظر شما این دو می‌توانند با هم جور دربیایند؟ اصلاً این شرایط اجازه می‌دهد که این پتانسیل از حالت بالقوه به بالفعل تبدیل شود؟

من نمی‌توانم برای چنین پرسشی پاسخ قطعی پیدا کنم، فقط به عنوان یک کنشگر مدنی می‌دانم که کجا جای من است، برای پیشبرد این خواست جمعی. این را هم بگویم که حق تعیین سرنوشت یک قرائت سیاسی بزرگ دارد و انبوهی از چالش‌های روزمره و تلاش‌های خُرد. این که زنان سر حق پوشش آزاد ایستادگی کنند، این که مردانگی از آن الگوهای سنتی، خودش را رها کند و شما طیف گسترده‌ای از تصویرهای مردانه در شهر ببینید که همدیگر را تحمل می‌کنند، اینکه سر حق خود بر فضای عمومی شهر ایستادگی شود یا با باورها و در حلقه‌های متفاوتی کنشگری شود و به سرکوب، تخریب و تطمیع از سوی حاکمیت تن ندهد، استقلالش را حفظ کند، همه و همه‌ این تلاش‌های خُرد و پیگیرانه که وقتی افقش را نگاه می‌کنی، همان پس گرفتن حق تعیین سرنوشت خود از یک حکومت سرکوبگر متعصب است و زندگی بر مدار کرامت.

چیزهایی که شما می‌گویید در حقیقت در قالب یک جنبش حق‌طلبانه، دادخواهانه، عدالت‌محور، عدالت‌جو و برابری‌خواه جا می‌گیرد ولی آن چیزی که الان در جامعه شاید معضل اصلی مردم کف جامعه است مسئله اقتصادی است. مثال می‌زنم: در اعتراضات آبان ۹۸ که در پی گران شدن قیمت بنزین رخ داد ما شاهد بودیم که بسیاری از چهره‌های سرشناس فعالان مدنی و سیاسی رسماً و علنا از این اعتراضات حمایت نکردند و خیلی‌‌ها اصلا در این اعتراضات شرکت هم نکردند یعنی در حقیقت پیوند میان جنبش مطالبات اقتصادی و جنبش مطالبات مدنی و سیاسی برقرار نشد. همین امروز مقاله‌ای از آقای حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی منتشر شده و ایشان به عنوان کسی که سال‌هاست در عرصه سیاسی ایران پشت پرده و گاه جلوی پرده حضور داشتند از جنبش گرسنگان صحبت کردند و گفتند، وضعیت اقتصادی به حدی خراب است که هیچ بعید نیست “کاری را که اسرائیل نتوانست انجام دهد، گرسنگان در کف خیابان انجامش دهند”. اگر چنین اتفاقی بیفتد آیا این نگرانی وجود ندارد که خواسته‌های مدنی و سیاسی و عدالت‌خواهانه به عقب رانده شوند؟

به نظر من اینطور نمی‌آید. این تبعیض و فساد اقتصادی و این بحران معیشتی که جامعه واقعاً به شکل غریبی با آن دست و پنجه نرم می‌کند، سفره‌هایی که کوچک شده است، این میزان بالا رفتن قیمت‌ها- در همان مدت کوتاهی که من در ایران بودم قیمت شیر به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرد- همه اینها هم حق این جامعه است که بتواند با استفاده از منابع کشور با یک اقتصاد سالم یک زندگی شرافتمندانه برای خودش و برای فرزندش دست و پا کند. من این دو را هیچ وقت نه در آن زمان و نه حالا از هم جدا نمی‌بینم . حق انسان است که معیشتش تامین بشود و لااقل در مسیری بیفتد که چشم‌اندازی برای وضع بهتر داشته باشد. آنچه که این حکومت دارد انجام می‌دهد، ادامه همان روال‌های فاسد و فشل است، تکرار همان شعارهای مسخره و خب این پتانسیل اعتراض را در زمینه‌های مختلف به صورت همزمان افزایش می‌دهد. من این حوزه‌ها را به هیچ وجه از هم جدا نمی‌دانم. درست است، یک مواقعی هست که در واقع یک بحران تبدیل می‌شود به بحران اصلی و این بحران نوک تیز پیکان اعتراض را می‌سازد ولی بقیه بحران‌ها هم همچنان هست و اینها دست به دست هم می‌دهند. به تنیدگی انگیزه‌های نارضایتی و اعتراض بایستی توجه کرد.
در جایی گفته یا نوشته بودید که امسال حضور مردم در سالگرد قتل سیاسی پدر و مادرتان بیشتر از سال‌های قبل بود، علی رغم این فشارهای کمرشکن اقتصادی و علی‌رغم بگیر و ببند هایی که از قبل از رفتن شما به ایران هم شروع شده بود. آیا از این نمونه کوچک می‌شود به این نمونه بزرگتر رسید که فشارهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… در حقیقت لااقل بخشی از مردم را نه خسته‌تر و ناامید تر بلکه حتی مصمم‌تر کرده باشد برای ایجاد تغییر؟
نمی‌دانم…. به هر صورت مسئله سر این است که موج سرخوردگی، خشم و به نوعی حتی گاهی اوقات عاصی شدن از شرایط بسیار زیاد است. نمی‌دانم “مصمم” واژه درستی هست یا نه ولی به هر صورت در بسیاری از بخش‌های جامعه آن چیزی که دیده می‌شود، عزم ایستادگی در برابر فشارهاست و شما این را به‌ویژه در روزمره می‌بینید، اینکه یک جامعه زیر چنین فشارهایی نهایت همتش را به خرج می‌دهد تا بقا را حفظ بکند. بعضی وقت‌ها آدم فکر می‌کند که جامعه دارد به نوعی از آن بحران‌های عاجل چشم‌پوشی می‌کند یا آنها را پشت گوش می‌اندازد، بعضی وقت‌ها فکر می‌کنی که با چنگ و دندان دارد زندگی را حفظ می‌کند. من این دو تا برداشت را همزمان دارم، هر دوتاش هست. اینکه راهی پیدا بکند یا نه، من نمی‌دانم ولی تلاشش برای پس گرفتن حق زندگی از چنین حکومت سرکوبگر و شرایط منگنه‌واری که با جنگ هم تشدید شد و الان هم سایه شومش دوباره به نوعی در قالب شایعه و پرسش از همدیگر مطرح می‌شود، این عزم را آدم حس می‌کند و در روزمره می‌بیند. این که بتواند از پسش بر بیاید را من نمی‌دانم ولی من به ظرفیت‌هایش بسیار احترام می‌گذارم و برایم حس عمیقی از همدلی ایجاد می‌کند و از دل همین می‌شود به نوعی امید داشت که این ظرفیت‌ها بتوانند به هم بپیوندند و از این گردنه‌های سخت، شرایط را به سمت بهبود ببرند.

من کلمه امید را در صحبت شما شنیدم و تا حدی جواب پرسش آخرم را گرفتم با این حال می‌خواهم مستقیما بپرسم که این عزمی که شما از آن حرف می‌زنید آیا شما را به عنوان یک ناظر امیدوارتر می‌کند؟ چیزهایی که در ایران دیدید امید شما را پررنگ‌تر کرد؟

این را باید هردو طرفش را گفت، امید به ظرفیت‌های این جامعه برای من بیشتر شده ولی در عین حال صعب بودن شرایط هم هست. شما همین الان به دستگیری گسترده‌ای که در مشهد در مراسم عزاداری وکیل حقوق بشری خسرو علیکردی انجام شد نگاه بکنید، به شیوه‌های موذیانه و پلیدی که به کار بسته شد تا ناامنی و گیجي پدید بیاورند، تا بخش‌هایی از مردم را برضد بخش‌های دیگر به کار گیرند، به یک شکلی فضایی مهندسی کنند که برنده اصلی آن همان نیروهای سرکوبگری باشند که قصد جلوگیری از این مراسم باشکوه را داشتند، تعداد وسیعی از کنشگران مدنی را که با همدلی و حس مسئولیت به آنجا رفته بودند، دستگیر کنند، سعی کنند چهره‌های جسور و مقاومی چون نرگس محمدی و سپیده قلیان را در وسط میدان مبارزه توسط گروه دیگری تخریب و آزار کنند و بعد بریزند سرشان و کتکشان بزنند، با شدت و حدت ببرندشان، حتی برادر عزادار را بازداشت کنند. اینها همه دام‌هایی هست که وجود دارد و علیرغم تمام ظرفیت‌ها دارد عمل می‌کند. پس ما نمی‌توانیم خودمان را صرفا به امید بسپاریم، بایستی هوشیارانه با چنین شرایطی دست و پنجه نرم ‌کنیم. در واقع با بازگشت دائم به مبانی جنبش پیشروی زن، زندگی، آزادی راه را از بیراهه جدا کنیم. پای حق همدیگر بایستیم، نگذاریم که حریم‌ها بیش از این شکسته شود یا از بخشی از نیروها برای سرکوب دیگران ابزارسازی بشود. همه اینها تله‌هایی است که وجود دارد و ما باید آگاهانه، هوشمندانه و با تعهد نسبت به کرامت و آزادی با آنها برخورد کنیم. اگر بتوانیم چنین کنیم بله این امید بیشتر می‌شود و آن ظرفیت‌ها که مشاهده می‌شود، علیرغم تمام سنگ‌اندازی‌هایی که وجود دارد، در مسیر دموکراتیک پیش خواهد رفت.

حمله احتمالی اسرائیل به حزب‌الله، “مقدمه حمله مجدد به ایران”

حمله احتمالی اسرائیل به حزب‌الله، “مقدمه حمله مجدد به ایران”

یک اندیشکده اسرائیلی به نقل از مقام‌های امنیتی اسرائیل، از عملیات نظامی گسترده قریب‌الوقوع به حزب‌الله لبنان خبر داد. طبق این گزارش، حمله به حزب‌الله گام مقدماتی حمله مجدد اسرائیل علیه تأسیسات موشکی جمهوری اسلامی است.به گزارش “مرکز امور امنیت و سیاست خارجی اورشلیم” در روز دوشنبه ۱۵ دسامبر (۲۴ آذر)، منابع ارشد سیاسی برآورد می‌کنند که اسرائیل به احتمال زیاد در ماه‌های پیش‌رو ناگزیر خواهد بود عملیات گسترده‌ای را علیه جمهوری اسلامی، با هدف متوقف کردن برنامه موشک‌های بالستیک ایران که با شتابی فزاینده در حال پیشروی است، انجام دهد؛ موضوعی که قرار است در دیدار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مورد بحث قرار گیرد.

به گفته این اندیشکده پرنفوذ اسرائیلی، عملیات احتمالی قریب‌الوقوع علیه حزب‌الله لبنان نیز، در کنار اهداف دیگر، با این نیت طراحی شده است که پیش از حمله برنامه‌ریزی‌شده به ایران، توان حزب‌الله برای کمک به تهران خنثی شود.

روزنامه وال‌استریت ژورنال ۱۲ دسامبر گزارش داده بود که ماه گذشته، یک تیم ویژه آمریکایی در اقیانوس هند یک کشتی حامل تجهیزات نظامی را که از چین به مقصد ایران در حرکت بود، توقیف کرده است؛ تجهیزاتی که قرار بوده به بازسازی توان نظامی جمهوری اسلامی، در پی خسارت‌های سنگین حملات اسرائیل و آمریکا در ژوئن گذشته، کمک کند.

“حمله به ایران” موضوع دیدار نتانیاهو و ترامپ

به گفته اندیشکده اسرائیلی، منابع ارشد سیاسی تأکید می‌کنند که ازسرگیری تولید موشک‌های بالستیک ایران، موجب نگرانی جدی هم اسرائیل و هم آمریکا شده است؛ دو کشوری که منابع اطلاعاتی قابل‌توجهی را برای رصد کردن تحولات ایران و همکاری آن با چین، که به گفته آنان در بازسازی صنعت موشکی جمهوری اسلامی نقش دارد، به کار گرفته‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به گفته این منابع، این موضوع محور اصلی دیدار نتانیاهو با ترامپ در پایان ماه جاری (دسامبر) در فلوریدا خواهد بود. طبق ارزیابی آنها، اسرائیل نمی‌تواند بپذیرد که ایران پس از تخریب تأسیسات هسته‌ای‌اش، در تلاش برای ایجاد یک تهدید موجودیتی تازه علیه این کشور باشد. از این‌رو، اسرائیل به احتمال زیاد مجبور خواهد شد در ماه‌های آینده حمله‌ای پیشگیرانه را به مراکز تولید موشک‌های بالستیک و تأسیسات ذخیره‌سازی آنها در ایران انجام دهد.

به گفته مقام‌های ارشد امنیتی اسرائیل، مرحله مقدماتی این حمله، عملیات نظامی گسترده‌ای برای تضعیف قدرت حزب‌الله خواهد بود؛ عملیاتی که هدف آن جلوگیری از تقویت توان نظامی حزب‌الله، رفع تهدید از مناطق شمالی اسرائیل و خنثی کردن توان این گروه شبه‌نظامی شیعه برای کمک به ایران در زمان حمله اسرائیل به تأسیسات موشکی این کشور عنوان شده است. بر همین اساس، نهادهای امنیتی اسرائیل از مقام‌های سیاسی می‌خواهند تا هرچه زودتر اجرای عملیات تضعیف حزب‌الله را آغاز کنند.

قصد نتانیاهو برای دریافت “چراغ سبز نهایی”

ضرب‌الاجل ایالات متحده به دولت لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله در پایان ماه جاری به پایان می‌رسد. به گزارش “مرکز امور امنیت و سیاست خارجی اورشلیم”، انتظار می‌رود نتانیاهو در دیدار قریب‌الوقوع خود با ترامپ در اواخر دسامبر، چراغ سبز نهایی را برای حمله دریافت کند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

بر اساس همین گزارش، منابع ارشد سیاسی می‌گویند، دولت آمریکا کاملا با موضع اسرائیل تفاهم دارد و از آن حمایت می‌کند؛ حمایتی که به گفته آنان، تا حدی به این دلیل است که تضعیف حزب‌الله می‌تواند پیشبرد روابط سیاسی با دولت لبنان را نیز تسهیل کند.

به گفته این منابع ارشد امنیتی، برد کوپر، فرمانده سنتکام، قرار است پیش از اجرای “عملیات تضعیف حزب‌الله” به اسرائیل سفر کرده و با مقام‌های سیاسی و امنیتی این کشور رایزنی کند.

یوسف رجی، وزیر خارجه لبنان، نیز ۱۲ دسامبر در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که این کشور هشدارهایی را از “منابع عربی و بین‌المللی” درباره احتمال عملیات گسترده نظامی اسرائیل علیه لبنان دریافت کرده است.

رجی تأکید کرد که «زرادخانه حزب‌الله هم در حمایت از غزه و هم در دفاع از لبنان ناکارآمد بوده و حتی به بازگشت اشغالگری اسرائیل انجامیده است.» وزیر خارجه لبنان افزود: «دولت لبنان در تلاش است از طریق گفت‌وگو با حزب‌الله، این گروه را به خلع سلاح متقاعد کند، اما حزب‌الله از این کار سر باز می‌زند.»

عملیات “اجتناب‌ناپذیر” تضعیف حزب‌الله

یوسف رجی درباره نقش ایران در لبنان نیز گفت: «نقش ایران در لبنان و منطقه به شدت منفی است و سیاست‌های تهران منبع بی‌ثباتی به شمار می‌آید.» او همچنین با بیان اینکه «ما با ایران مشکل داریم و به شرطی که دخالت در امور داخلی ما را متوقف کند، آماده گفت‌وگو هستیم»، تأکید کرد که ایران «باید تأمین مالی یک سازمان غیرقانونی در لبنان را متوقف کند.»

بیشتر بخوانید: آیا حزب‌الله توان پاسخ متقابل به اسرائیل را دارد؟

این در حالی است که به گزارش اندیشکده اسرائیلی به نقل از منابع ارشد امنیتی این کشور، حزب‌الله لبنان موشک‌های دوربرد، پهپادها و دیگر سامانه‌های هوایی جدید خود را در انبارهای زیرزمینی تازه‌ساز در منطقه ضاحیه بیروت و دره بقاع پنهان کرده است. حزب‌الله در جنوب لبنان نیز به‌رغم حملات هوایی روزانه اسرائیل به مواضع این گروه، کماکان به ساخت زیرساخت‌های نظامی جدید ادامه می‌دهد.

به گزارش “مرکز امور امنیت و سیاست خارجی اورشلیم”، منابع فرماندهی شمال ارتش اسرائیل هشدار می‌دهند که نیروهای “رضوان” حزب‌الله در جنوب لبنان در حال بازسازی توان خود هستند و تلاش عوامل حزب‌الله، در پوشش کشاورزان لبنانی، برای نزدیک شدن به مواضع ارتش اسرائیل جهت جمع‌آوری اطلاعات افزایش یافته است.

قرار است مورگان اورتگاس، فرستاده ویژه آمریکا، همین هفته برای شرکت در نشست دیگری از کمیته نظارت بر آتش‌بس در ناقوره، از این منطقه بازدید کند. با این حال، به گفته اندیشکده مزبور، مقام‌های سیاسی اسرائیل برآورد می‌کنند که “عملیات تضعیف حزب‌الله” اجتناب‌ناپذیر است و به‌زودی آغاز خواهد شد.

بحران غذا در ایران؛ خطر قحطی و “شورش گرسنگان”

بحران غذا در ایران؛ خطر قحطی و “شورش گرسنگان”

افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید و تنگنای تأمین ارز برای واردات، ایران را در آستانه بحران غذایی قرار داده است. یک مأمور پلیس از فکر “فروش کلیه”اش خبر داده. کارشناسان درباره “خطر قحطی” و شورش گرسنگان هشدار می‌دهند.ویدئوی منتشرشده از یک مأمور نیروی انتظامی در استان کهگیلویه و بویراحمد بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشته است. این مأمور در ویدیوی مزبور با اشاره به شرایط معیشتی نابسامانش، از این سخن گفته که فشار اقتصادی بر او چنان بوده که حتی به فروش کلیه خود نیز فکر کرده است.

به گزارش “رویداد۲۴” در روز دوشنبه ۲۴ آذر (۱۵ دسامبر)، این مأمور که در ابتدا اعتراض خود به حقوق پایین و فشارهای اقتصادی را مطرح کرده بود، سپس در واکنشی دیگر سخنانش را تعدیل کرده و گفته است که هدفش تنها “درد دل” درون‌سازمانی بوده است. واکنش‌ها اما نشان‌دهنده وخامت وضعیت اقتصادی و فشار کمرشکن معیشتی بر قشرهای مختلف، به‌ویژه گروه‌های آسیب‌پذیرتر اجتماعی است.

تورم سرسام‌آور و فشار معیشتی

این نمونه تنها نمادی از بحران عمیق اقتصادی در ایران است که در گزارش‌های رسمی و تحلیل‌های کارشناسی نیز برجسته شده است. حسین مرعشی، دبیرکل حزب سازندگی، در سرمقاله ۲۱ آذر روزنامه این حزب تصریح کرده بود که در دو دهه گذشته رشد اقتصادی ایران به حدود یک درصد رسیده و تورم از میانگین حدود ۲۱ و ۲۲ درصد به بیش از ۵۳ درصد در سال جاری افزایش یافته است؛ سطحی که نه تنها قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده، بلکه تأمین ارز برای واردات کالاهای اساسی را نیز بحرانی کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

مرعشی با بیان اینکه اقتصاد ایران در ۲۰ سال گذشته “گروگان مسئله هسته‌ای” بوده، و با تأکید بر لزوم “جدی گرفتن” تأمین مواد غذایی، تصریح کرده بود که دولت “برای جلوگیری از بروز قحطی” ناگزیر شده است کالاهای اساسی را با دلار ۱۲۵ هزار تومانی وارد کند تا “حداقل کالا در بازار موجود باشد، هرچند با قیمت بالا”.

داده‌های رسمی و گزارش‌های رسانه‌ای نیز حکایت از افزایش چشمگیر قیمت اقلام غذایی در ماه‌های گذشته دارد. برای مثال، تورم مواد غذایی در شهریور امسال تا حدود ۵۸ درصد گزارش شده بود که بیش از دو برابر مدت مشابه سال پیش بوده است. چنین جهش‌هایی فشار معیشتی بر خانوارهای کم‌درآمد را به سطحی بحرانی رسانده است.

بحران غذا؛ از افزایش قیمت تا کاهش مصرف

افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها حتی فراتر از موضوعی اقتصادی، به بحرانی تغذیه‌ای نیز تبدیل شده است. داده‌های غیررسمی و گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند که بسیاری از خانوارها دیگر توان خرید غذاهای پروتئینی را ندارند و مصرف لبنیات، گوشت و حتی غلات در سطح جامعه کاهش یافته است.

هم‌زمان، داده‌های گمرکی حکایت از کاهش قابل‌توجه واردات خوراک دام دارد؛ موضوعی که امنیت غذایی را به ویژه در بخش کشاورزی و تولید گوشت و لبنیات با خطر روبرو می‌کند. این کاهش واردات و افزایش هزینه‌های تولید، به ویژه در دوره‌ای که اقتصاد کشور با کمبود ارز مواجه است، نه تنها قیمت نهایی غذا را افزایش داده، بلکه روند کاهش دسترسی به غذاهای پروتئینی را تسریع کرده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

علاوه بر این، تحلیل‌های میدانی حاکی از آن است که در بخش‌هایی از کشور، مصرف لبنیات که نقش مهمی در تغذیه کودکان دارد، به شدت کاهش یافته، به‌گونه‌ای که تنها درصد اندکی از خانوارها به شکل روزانه لبنیات مصرف می‌کنند و بخش چشمگیری از خانواده‌ها اصلاً مصرف پروتئین ندارند.

عوامل کلان بحران و خطر قحطی

چند عامل ساختاری بحران غذا در ایران را تشدید می‌کنند. نخستین عامل، سقوط ارزش پول ملی و ناتوانی دولت در تأمین ارز برای واردات است. ارزش ریال ایران به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده و قیمت دلار از مرز ۱۳۰ هزار تومان گذشته است؛ امری که فشار تورمی را در همه بخش‌ها، به ویژه در کالاهای وارداتی همچون مواد غذایی، افزایش داده است. کاهش ذخایر و محدودیت‌های ارزی، دولت جمهوری اسلامی را برای تأمین ارز مورد نیاز جهت واردات کالاهای اساسی با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

خشکسالی و بحران آب، عامل بعدی تشدید بحران غذا در ایران است. کشاورزی ایران که بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد منابع آبی کشور را مصرف می‌کند، اینک در نتیجه خشکسالی بی‌سابقه و مدیریت ناکارآمد، در معرض فروپاشی است. کاهش شدید بارندگی و افت شدید سطح آب، فشار مضاعفی را بر بخش کشاورزی وارد آورده و تولید داخلی غذا را کاهش داده است؛ چالشی که اگر ادامه یابد، ذخایر داخلی مواد غذایی را نیز بیش از پیش تضعیف می‌کند.

بیشتر بخوانید: تشدید تحریم نفت؛ جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی اقتصادی

سومین عامل تشدید بحران غذا در ایران را می‌توان در سیاست ارزی و وارداتی جمهوری اسلامی جست‌وجو کرد. در واکنش به محدودیت‌های ارزی، دولت اخیراً اجازه داد تا صادرکنندگان، از ارز حاصل از صادرات خود، برای واردات کالاهای اساسی استفاده کنند. دولت با چنین مصوبه‌ای عملا پذیرفته که ارز رسمی برای تأمین مواد غذایی در اختیارش نیست و فشار مستقیماً به بازار و خریداران منتقل شده است.

پیامدهای اجتماعی و امنیتی

بحران غذا در ایران فراتر از مسئله‌ای صرفا اقتصادی است و می‌تواند به سرعت به بحرانی اجتماعی بدل شود. فشار معیشتی، تورم بالا، و کاهش قدرت خرید نه تنها امنیت غذایی میلیون‌ها خانواده را تهدید می‌کند، بلکه پیامدهای اجتماعی−سیاسی نیز در بر دارد. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که اعتراضات و نارضایتی‌ها در بخش‌های مختلف جامعه، از کارگر و کارمند تا نیروهای نظامی و انتظامی، در حال افزایش است و فشار اقتصادی می‌تواند شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کند.

در چنین شرایطی است که دبیرکل حزب سازندگی هشدار می‌دهد: «کاری که نتانیاهو با جنگ و فشار سیاسی نتوانست علیه جمهوری اسلامی انجام دهد، “بحران غذا” می‌تواند انجام دهد. بحران تأمین موادغذایی که اکنون در چند قدمی کشور قرار گرفته، این پتانسیل را دارد که مردم گرسنه را به خیابان‌ها بکشاند.»

مرعشی در ادامه با تأکید مجدد بر اینکه “خطر جدی و بسیار نزدیک است”، نتیجه می‌گیرد که «یا رهبری باید مداخله کنند و یا رئیس‌جمهور باید از چارچوب‌های موجود فراتر رفته و با تکیه بر واقعیت‌های عینی کشور، تصمیمات اساسی بگیرد.»

گرچه “خطر بروز قحطی” در ایران، به‌گونه‌ای که مرعشی عنوان کرده، در رسانه‌های رسمی کمتر مطرح می‌شود، اما داده‌های مستقل نشان می‌دهد که این کشور در شرایطی است که شاخص‌های بحران غذا، یعنی نرخ تورم بالا، سقوط ارز، خشکسالی و کاهش مصرف، هم‌زمان فعال شده‌اند و می‌توانند وضعیت تأمین مواد غذایی را به نقطه‌ای خطرناک نزدیک کنند.

سیاست‌های اقتصادی موجود به تنهایی توان مقابله با چنین بحران چندجانبه‌ای را ندارند و بدنه اجتماعی نیز روزبه‌روز با کاهش شاخص‌های تندرستی و امنیت غذایی روبه‌روست. از نظر کارشناسان و تحلیلگران، مقابله با این پیچیدگی نیازمند تصمیمات فوری، شفاف و مبتنی بر شواهد است، نه چشم بستن بر واقعیت‌هایی که هر روز برای ده‌ها میلیون ایرانی ملموس‌تر می‌شود.

ایران رتبه نخست جهان از نظر تعدد مناطق فرونشستی با نرخ بالا

ایران رتبه نخست جهان از نظر تعدد مناطق فرونشستی با نرخ بالا

یک مقام مسئول می‌گوید غیر از مناطق حاشیه دریای خزر بقیه مناطق ایران قربانی یا در معرض پدیده فرونشست زمین هستند. یک مقام دیگر هم گفته ایران از نظر تعدد پهنه‌های فرونشستی با نرخ بالا، رتبه نخست را دارد.رییس سازمان نقشه‌برداری ایران روز یکشنبه ۲۳ آذر در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، تصریح کرد: «تقریباً به‌غیر از مجموعه استان‌هایی که در حاشیه دریاچه خزر هستند مانند استان گیلان، سایر مناطق با بازه‌های مختلف با فرونشست زمین رو‌به‌رو هستند.»

بر اساس این گزارش، اسکندر صیدایی علت فرونشست زمین را “خشکسالی‌های متعدد و برداشت بی‌رویه آب” دانست.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

معاون سازمان برنامه و بودجه ایران در این گفت‌وگو تاکید کرد: «حادترین و فوری‌ترین توصیه‌ای که می‌توانیم ارائه دهیم، این است که برداشت آب از مناطق آسیب‌دیده انجام نگیرد. در مناطقی که شریان‌ها و جریان‌های آب مانند حوزه‌های آبخیز و دشت‌ها وجود دارد، شریان‌یافتن و جریان‌یافتن آب را توصیه می‌کنیم.»

این مقام مسئول درباره شهرها نیز گفت که محدودیت و حتی ممنوعیت برداشت آب اعلام خواهد شد.

میزان فرونشست در برخی نقاط بالای ۴۰ سانتیمتر

پیش‌تر مشاور رییس سازمان محیط زیست ایران اعلام کرده بود که میزان فرونشست زمین در برخی نقاط این کشور به ۴۰ سانتیمتر رسیده است. این در حالی است که در آمارهای جهانی تنها ۵ درصد از مناطق شناخته‌شده در معرض فرونشست بالای ۱۰ سانتیمتر قرار دارند.

علی بیت‌اللهی که روز ۲۱ آذر با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا گفت‌وگو می‌کرد افزود: «یکی از واقعیت‌های کشور ما این است که طی چند سال گذشته بیش از ظرفیت از منابع آبی برداشت کرده‌ایم، به‌گونه‌ای که در این زمینه حتی از بسیاری کشورها جلوتر قرار گرفته‌ایم.»

به گفته این مقام مسئول، ایران از نظر کسری منابع آب زیرزمینی پس از چین و آمریکا در رتبه سوم قرار دارد و از نظر وسعت پهنه‌های فرونشستی نیز بعد از چین و اندونزی در مقام سوم است اما از نظر تعدد پهنه‌های فرونشستی با نرخ بالا، “ایران بی‌تردید رتبه نخست را دارد”.

بیشتر بخوانید: کرمان و تهران، خطرناک‌ترین مناطق فرونشست زمین در ایران

به گفته مشاور سازمان محیط زیست، بیشترین نرخ فرونشست در حوالی بهرمان رفسنجان به ۴۰ سانتیمتر در سال رسیده است. پس از آن جنوب استان البرز با ۳۵ سانتیمتر در سال، جنوب غرب تهران با حدود ۳۰ سانتیمتر و استان‌های قم، گلستان و خراسان رضوی نزدیک به ۲۰ تا ۲۲ سانتیمتر در سال فرونشست دارند.

این مقام مسئول همچنین توضیح داد که روند فرونشست زمین گاهی سریع و ناگهانی رخ می‌دهد و گاه تدریجی، اما در هر صورت “تمامی مستحدثات موجود بر سطح زمین، از ساختمان‌ها و محوطه‌های تاریخی گرفته تا خطوط انتقال سوخت، انرژی، آب، فاضلاب، راه‌آهن، جاده‌ها و فرودگاه‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرند”.

منطقه ۱۸ تهران در خطر

علی بیت‌اللهی که هم‌زمان رییس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی نیز هست در گفت‌وگو با خبرآنلاین در روز ۲۱ آذر درباره فرونشست زمین در منطقه ۱۸ تهران نیز هشدار داد. او گفت: «شهرک ولیعصر واقع در منطقه ۱۸ تهران در محدوده جنوب پارک قائم و پارک بانوان نرگس قرار دارد که پیش از این، گزارشی در خصوص خطر فرونشست این منطقه ارائه داده‌ایم و پیش از وقوع این حادثه، نسبت به وقوع آن هشدار داده بودیم.»

بیشتر بخوانید: فروریزش زمین در چیذر تهران؛ سونامی فرونشست زمین در ایران

او افزود: «این حادثه یک فرو نشست ناحیه‌ای است که ناشی از برداشت آب برای تامین آب شرب تهران بوده و ما اعلام کرده بودیم که نرخ فرونشست در این ناحیه و منطقه ١٨ در دو سال اخیر نسبت به سال‌های قبل سه برابر شده‌است.»

این مقام مسئول همچنین افزود این فرونشست از نوع تدریجی است اما پنج‌شنبه شب فرونشست ناگهانی نیز در این منطقه رخ داده است.

بیت‌اللهی نرخ فرونشست در این منطقه را بالای ۲۲ سانتیمتر در سال عنوان کرد و گفت: «در منطقه ۱۸ شن‌چال‌های گسترده و متعددی وجود دارد که حجم بسیار بزرگی از ماسه و شن را استخراج می‌کنند و گودال‌های بسیار بزرگ به اندازه تقریبا استادیوم فوتبال به عمق ۴۰ متر که واقعا وحشتناک است ایجاد شده‌ است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

وی با اشاره به عبور خط آهن تهران-تبریز از این منطقه گفت: «بارها به همکاران خود در شرکت راه آهن گزارش‌هایی درباره تغییر نرخ فروشست در این منطقه را داده‌ایم که با توجه به این موضوع باید مانیتورینگ خطی را جدی بگیرند.»

به فرورفتگی‌هایی که معمولاً به صورت ناگهانی و با عمق زیاد ایجاد می‌شوند، فرونشست گفته می‌شود. برداشت بی‌رویه از چاه‌ها و آب‌های زیر زمینی، برداشت نادرست و زیاد نفت و گاز در یک منطقه، معدن‌کاری و حفر آن در محدوده‌ای که گنجایش کافی ندارد و عدم کنترل مناسب آب‌های سطحی و باران‌ها از عوامل اصلی فرونشست زمین هستند.

بنا بر ارزیابی کارشناسان، ۱۸ و نیم میلیون هکتار از مساحت ایران که معادل ۱۱ درصد مساحت سرزمینی است در حال فرونشست است. جمعیت ساکن در این مناطق حدود ۳۹ میلیون نفر است که نزدیک به ۴۹ درصد جمعیت کل ایران را شامل می‌شود.

آثار باستانی ایران چون تخت جمشید، نقش رستم و نقش جهان در معرض خطر فرونشست قرار دارند.