by Esmaeil Moradi | فوریه 23, 2026 | Uncategorized
در آستانه سومین دور مذاکره ایران و آمریکا، گمانهزنیها درباره محتوای گفتوگوها ادامه دارد. گفته میشود طرفین در حال بررسی پیشنهادی از سوی رافائل گروسی هستند. عباس عراقچی میگوید تسلیم نمیشویم چون ایرانی هستیم.دور سوم گفتوگوهای ایران و آمریکا روز پنجشنبه ۷ اسفند (۲۶ فوریه) در ژنو برگزار خواهد شد و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، دیدار خواهد کرد.
مقامات واشنگتن ارزیابی میکنند که هرگونه انعطافپذیری ایران، کمتر از حداقل خواستههای ایالات متحده خواهد بود. در عین حال، مقدمات و بحثهای داخلی نیز در مورد احتمال اقدام نظامی ادامه دارند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
استیو ویتکاف، که مذاکرهکننده اصلی آمریکا است، روز شنبه ۲ اسفند (۲۱ فوریه) در مصاحبهای با شبکه تلویزیونی فاکسنیوز گفته بود دونالد ترامپ “کنجکاو” است که چرا ایران با وجود فشارها و حجم نیروی نظامی در خاورمیانه، تا کنون خواستههای آمریکا را قبول نکرده است.
در واکنش به این اظهارات عباس عراقچی، عصر یکشنبه سوم اسفند (۲۲ فوریه) در شبکه ایکس نوشت: «کنجکاوید بدانید چرا ما تسلیم نمیشویم؟ چون ما ایرانی هستیم.»
ویتکاف همچنین در بخش دیگری از مصاحبه خود گفت که ترامپ پیش از شروع مذاکرات به او و جرد کوشنر دستور داده بود که “غنیسازی صفر” و “پس دادن اورانیوم غنیسازی شده”، خط قرمز است.
بررسی پیشنهاد گروسی از سوی ایران و آمریکا
نیویورک تایمز در گزارشی از قول چند مقام مینویسد که دولت ترامپ و ایران در حال بررسی پیشنهادی هستند که از سوی رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ارائه شده است.
طبق این پیشنهاد، به ایران اجازه داده میشود مقادیر بسیار کمی سوخت هستهای برای اهداف پزشکی تولید کند. ایران سالهاست ایزوتوپهای پزشکی را در راکتور تحقیقاتی تهران تولید میکند.
به نوشته نیویورک تایمز، اگر این پیشنهاد اجرایی شود، ایران میتواند ادعا کند که همچنان غنیسازی اورانیوم انجام میدهد. ترامپ نیز میتواند استدلال کند که ایران تمامی تأسیساتی که امکان تولید سلاح هستهای را فراهم میکردند تعطیل میکند.
بیشتر بخوانید: نیویورکتایمز: خامنهای دستور داده در صورت کشته شدنش لاریجانی در مرکز قدرت قرار بگیرد
اما هنوز روشن نیست که جمهوری اسلامی حاضر باشد برنامه هستهای گسترده خود را، که میلیاردها دلار روی آن سرمایهگذاری کرده است، به یک برنامه بسیار محدود و کوچک کاهش دهد.
همچنین با توجه به تعیین “غنیسازی صفر” به عنوان یک خط قرمز از سوی ترامپ، مشخص نیست که آمریکا اجازه تولید محدود رادیوداروهای هستهای صرفاً برای مطالعات درمان سرطان و مقاصد پزشکی را بدهد.
چشمها دوخته به نتیجه گفتوگوهای پیش رو
بسیاری از تحلیلگران و ناظران مذاکرات روز پنجشنبه را حساس و سرنوشتساز میدانند. احتمال آن میرود که طرف ایرانی نیز با پیشنهادی در حوزه هستهای که منعکسکننده خطوط قرمز جمهوری اسلامی است در ژنو حاضر شود.
باید دید که آیا این پیشنهاد مورد قبول کاخ سفید خواهد بود یا اینکه آمریکا را به سمت استفاده از قوای نظامی مستقر در منطقه خاورمیانه سوق خواهد داد.
به نظر میرسد دستیابی به توافق امری دشوار باشد، به ویژه اگر آمریکا موضوع برنامه موشکی و نیروهای نیابتی شبه نظامی مورد حمایت تهران را نیز وارد مذاکرات کند. بررسی اظهارات سران جمهوری اسلامی حاکی از آن است که قصدی برای عقبنشینی و گفتوگو بر سر این دو موضوع ندارند.
روزنامه “اسرائیل هیوم” به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داده که ترامپ نظرات همه افراد حلقه داخلی دولت خود را شنیده و انتظار میرود ظرف ۲۴ ساعت آینده تصمیم بگیرد که آیا ویتکاف را حتی بدون دریافت پیشنهاد دقیق ایران از قبل به ژنو بفرستد یا خیر.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
به گفته این مقام آمریکایی، به نظر نمیرسد نمایندگان ایران در مذاکرات، جدیت تهدید نظامی یا شدت عواقب حمله آمریکا را درک کنند.
به نوشته اسرائیل هیوم، ارزیابیها در آمریکا و اسرائیل مبنی بر این است که ایران به دنبال خریدن زمان است، با این امید که هم آمادگی بهتری برای یک حمله احتمالی داشته باشد و هم اینکه ترامپ به این نتیجه برسد که عواقب اقدام نظامی از مزایای آن بیشتر است.
با این حال، این مقام ارشد آمریکایی گفته است ترامپ مسائل را متفاوت میبیند و معتقد است که تغییر رژیم میتواند به عنوان یک ابزار استراتژیک منطقهای عمل کند و منتظر زمان مناسب و شرایط بهینه است.
به گفته او، در داخل دولت آمریکا، تیمهای متعددی در حال کار بر روی برنامههایی برای گامهایی هستند که میتواند منجر به فروپاشی رژیم پس از حمله شود، و همچنین بر روی پرورش چهرههایی که میتوانند قدرت را به دست بگیرند تا از هرج و مرج جلوگیری کنند.

by Esmaeil Moradi | فوریه 22, 2026 | Uncategorized
یک یادداشت تحلیلی در رسانه اسرائیلی وای نت، مخالفت دولت بریتانیا با استفاده از پایگاههایش برای حمله احتمالی آمریکا به ایران را نه نشانه پایبندی به حقوق بینالملل، بلکه جلوهای از “ضعف و سیاست مماشات” در غرب خواند.یک ستوننویس اسرائیلی در نشریه وای نت، با انتشار یاداشتی انتقادی میگوید تصمیم دولت بریتانیا به رهبری کییر استارمر برای مخالفت با استفاده از پایگاههای این کشور در منطقه، از جمله دیهگو گارسیا در اقیانوس هند، برای حمله احتمالی آمریکا به ایران، عملاً به تقویت جمهوری اسلامی کمک میکند.
او این رویکرد را نشانه ضعفی میداند که بخشی از غرب را گرفتار کرده و مینویسد هرچند این کمکها ممکن است در ظاهر محدود و نمادین باشد، اما برای حکومت ایران و شبکه متحدانش در منطقه پیام ضعف و تردید از سوی دموکراسیهای غربی ارسال میکند.
مخالفت لندن با استفاده از دیهگو گارسیا برای حمله به ایران
به روایت این یادداشت، دولت بریتانیا به واشنگتن اطلاع داده است که با استفاده از پایگاههای خود در منطقه برای حمله احتمالی به ایران مخالف است. تمرکز اصلی بر جزیره دیهگو گارسیا در مجمعالجزایر چاگوس است؛ جزیرهای که بر اساس رأی دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۲۰۱۹ و توافقی در مه ۲۰۲۵، باید حاکمیت آن عمدتاً به موریس واگذار شود و در نهایت پایگاه نظامی آن برچیده شود.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
نویسنده یادآوری میکند که لندن سالها به این حکم تن نداده، اما اکنون که بحث استفاده از این پایگاه برای حمله به ایران مطرح شده، ناگهان به نام احترام به حقوق بینالملل در برابر واشنگتن ترمز میکشد. به تعبیر او، این تناقض از نگاه حامیان حمله به ایران نشان میدهد که مسئله اصلی نه حقوق بینالملل، بلکه پرهیز از هزینههای سیاسی و امنیتی یک درگیری جدید است؛ پرهیزی که در نهایت به سود حکومت ایران تمام میشود.
مقایسه تاریخی و تصویر یک “محور شر” از نگاه نویسنده
نویسنده تاکید میکند شرایط کنونی را نمیتوان با دهه ۱۹۳۰ و صعود نازیسم یکسان دانست، اما یادآوری میکند که در آلمان آن زمان، تظاهراتی با شعارهای علنی مرگ بر بریتانیا یا مرگ بر یهود بسیار محدود بود و ماهیت نسلکشی نظام نازی در همان سالهای نخست برای افکار عمومی روشن نشده بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
در مقابل، از نظر او جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش آشکارا ایدئولوژی نفرتمحور و ضدیهودی را تبلیغ میکنند. در این متن به نقل قولی از حسن نصرالله، رهبر کشتهشده حزبالله لبنان اشاره میشود که سالها به عنوان نزدیکترین متحد حکومت ایران در لبنان مطرح بود و از تمرکز یهودیان در یک نقطه برای آسانتر شدن نابودی آنان سخن گفته بود.
همچنین به شعارهای حوثیها در یمن و آموزش ایدئولوژیک در غزه توسط حماس اشاره میشود؛ نویسنده این موارد را مصداق سیاستی میداند که هدفش گسترش نفرت و در نهایت خشونت علیه جوامع یهودی و علیه غرب است.
در بخش دیگری از این تحلیل، به سرکوب خونین اعتراضات اخیر در ایران و کشتهشدن دهها هزار معترض از سوی نیروهای امنیتی اشاره میشود و نتیجه گرفته میشود که جمهوری اسلامی نه تنها برای مردم خود، بلکه برای منطقه و نظم بینالمللی خطرناک است. در کنار حکومت ایران، قطر نیز به عنوان یکی از مهمترین بازیگران بیثباتکننده منطقه معرفی میشود.
حمله به دولت کییر استارمر؛ از “حقوق بینالملل” تا ترس از تلافی تهران
نویسنده، دولت بریتانیا به نخستوزیری کییر استارمر را متهم میکند که نه گوش شنوا دارد، نه چشم بینا و نه تمایل به فهم ابعاد تهدید ناشی از جمهوری اسلامی و متحدانش. به باور او، استناد لندن به حقوق بینالملل برای مخالفت با استفاده از پایگاههایش در واقع نوعی “پناه گرفتن پشت حقوق” است، در حالی که همین دولت سالها حاضر نشده به رأی دیوان بینالمللی دادگستری درباره چاگوس عمل کند.
یکی از محورهای انتقاد این است که یکی از توجیههای دولت بریتانیا، ترس از تلافی جمهوری اسلامی علیه پایگاههای این کشور در منطقه عنوان شده است. به تعبیر طعنهآمیز نویسنده، در ذهن ساکنان خیابان داونینگ، انگار سپاه پاسداران در صورت حمله آمریکا، فقط اهداف آمریکایی و اسرائیلی را هدف خواهد گرفت و پایگاههای بریتانیایی مصون خواهند ماند. این نوع محاسبه، از نگاه او نمونهای از همان “مماشات و خوشخیالی” است که بخشی از غرب را گرفتار کرده است.
نقد همزمان ترامپ و قطر؛ دو سر یک “هیولای دو سر”
گرچه محور اصلی انتقاد متوجه لندن است، این یادداشت تنها از دولت بریتانیا نام نمیبرد. به باور نویسنده، همین بیماری “سیاست مماشات” در واشنگتن نیز دیده میشود. از یک سو، دولت ترامپ به خاطر برخورد با موج یهودستیزی در دانشگاههای آمریکا تحسین میشود، اما از سوی دیگر، از نگاه او ترامپ در برابر قطر که آن را “سر دیگر هیولا” مینامد، رویکردی نرم و تحسینآمیز دارد.
در متن به دیدار اخیر ترامپ با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، اشاره میشود که در آن رئیس جمهور آمریکا در اظهاراتی دوستانه از نقش قطر تمجید کرده است. نویسنده این موضع را در تضاد با گزارشی رسمی از آمریکا میداند که قطر را یکی از بزرگترین تأمینکنندگان مالی دانشگاهها و محیطهای آموزشی معرفی کرده و مدعی است بخش قابلتوجهی از این منابع در خدمت کارزارهای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی است.
به این ترتیب، تحلیلگر نتیجه میگیرد که غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی و متحدانش گرفتار تناقض است؛ در یک سو شعار دفاع از آزادی و مقابله با یهودستیزی سر داده میشود و در سوی دیگر، با دولتهایی که به گفته او در پشت صحنه بسیاری از کارزارهای نفرتپراکن قرار دارند، با زبان تحسین و تمجید سخن گفته میشود.
دانشجویان ایران و پرسش از “کمک واقعی” به جامعه معترض
این یادداشت در پایان بار دیگر به موضوعات اخیر داخل ایران اشاره میکند و مینویسد که دانشجویان ایرانی دیروز بار دیگر اعتراضهای خود علیه جمهوری اسلامی را از سر گرفتهاند. نویسنده تأکید میکند که ادامه این مبارزه نه فقط برای آینده ایران، بلکه برای منطقه و حتی نظم جهانی اهمیت دارد.
نتیجهگیری او این است که اگر غرب واقعاً نگران حقوق بشر و آینده مردم ایران است، نمیتواند در سطح شعار از مبارزه دانشجویان و معترضان حمایت کند، اما در عمل هر بار که بحث افزایش فشار جدی بر جمهوری اسلامی یا محدود کردن ظرفیت نظامی آن مطرح میشود، به دلایل حقوقی، سیاسی یا ترس از تلافی، عقب بنشیند. از نگاه نویسنده، تا زمانی که این شکاف میان شعار و عمل برطرف نشود، “سیاست مماشات” همچنان به سود حکومت ایران عمل خواهد کرد و بهای آن را پیش از همه، مردم داخل ایران خواهند پرداخت.

by Esmaeil Moradi | فوریه 22, 2026 | Uncategorized
گزارشها از واشنگتن حاکی است که دونالد ترامپ سناریوی یک کارزار نظامی چند هفتهای و گسترده علیه ایران را بررسی میکند؛ ناوهای هواپیمابر، زیردریاییهای اتمی و دهها جنگنده در خاورمیانه مستقر شدهاند.دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حالی به گفته منابع آگاه سناریوی “جنگی تمامعیار و چند هفتهای” علیه ایران را روی میز گذاشته که طی روزهای اخیر حجم استقرار نظامی ایالات متحده در خاورمیانه جهش کمسابقهای داشته است. ناو هواپیمابر غولپیکر یواساس جرالد آر فورد، در مسیر خلیج فارس است تا به “یواِساِس آبراهام لینکلن” بپیوندد؛ ناوی که سال گذشته یک پهپاد ایرانی را سرنگون کرد. در کنار آن، ناوشکنها، هواپیماهای جنگی، سوخترسان و شناسایی و دستکم یک زیردریایی اتمی مسلح به موشکهای تاماهاوک در اطراف ایران مستقر شدهاند؛ در حالیکه مذاکرات هستهای در ژنو بدون دستاورد فوری پایان یافته و کاخ سفید از گزینههای محدود تا حمله گسترده سخن میگوید.
آرمادای آمریکا؛ از خلیج فارس تا دیهگو گارسیا و فرفورد
روزنامه تایمز به نقل از مقامات آمریکایی نوشت، در روزهای اخیر ناو هواپیمابر جرالد آر فورد، بزرگترین ناو جنگیِ تاریخ، راهی آبهای خلیج فارس شده تا بهناو آبراهام لینکلن بپیوندد. در کنار این دو ناو، دستکم هشت ناوشکن موشکانداز کلاس “آرلی برک” در منطقه حضور دارند و بیش از ۱۲۰ فروند هواپیمای نظامی آمریکا، شامل جنگنده، هواپیمای سوخترسان و هواپیمای شناسایی، از اقیانوس اطلس عبور کرده و در پایگاههای مختلف اطراف ایران مستقر شدهاند.
گزارشها همچنین از حضور دستکم یک زیردریایی اتمی از نوع (کلاس) اوهایو مسلح به موشکهای کروز تاماهاوک در موقعیتی مناسب برای حمله به اهداف در داخل ایران خبر میدهند. چنین آرایشی عملاً امکان اجرای صدها سورتی پرواز در شبانهروز را در صورت دستور حمله فراهم میکند.
ترامپ در یادداشتی در شبکه اجتماعی خود، از پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند و پایگاه هوایی فِرفورد در گلاسترشر بریتانیا بهعنوان گزینههای بالقوه پرتاب حمله علیه ایران نام برده و هشدار داده است که آمریکا ممکن است ناگزیر شود از این پایگاهها برای “خنثیکردن حمله یک رژیم خطرناک و بیثبات” استفاده کند. بههمین دلیل، او بار دیگر به نخستوزیر بریتانیا فشار آورده تا ترتیبات حاکم بر این پایگاهها تغییر نکند.
از “جنگ ۱۲ روزه” تا بحث بر سر براندازی؛ هدف ضربه است یا سرنگونی؟
پس از آنکه ایالات متحده در قالب “عملیات چکش نیمهشب” در جریان جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تأسیسات هستهای نطنز و فردو و دیگر مراکز اتمی ایران را هدف قرار داد، واشنگتن اکنون نه تنها توقف بازسازی تأسیسات هستهای، بلکه محدود کردن برد موشکهای بالستیک و پایان حمایت ایران از گروههای شبهنظامی در سراسر خاورمیانه را مطالبه میکند.
در سطح سیاسی، ترامپ افزون بر محکومکردن سرکوب خونین اعتراضات و کشتهشدن هزاران معترض، آشکارا از احتمال تغییر رژیم سخن گفته و سقوط حکومت مستقر در تهران را بخشی از میراث خود تصویر میکند. منابع آگاه به وبسایت آکسیوس گفتهاند یکی از سناریوهای روی میز، کارزار هوایی گسترده و چند هفتهای است که ماهیت آن از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته بسیار فراتر رفته و برای بقای حاکمیت ایران ماهیتی وجودی خواهد داشت.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
با اینحال، کارشناسان نظامی یادآور میشوند که سرنگونی یک حکومت با حملات هوایی بهتنهایی در تاریخ معاصر تقریباً سابقهای ندارد. یک پژوهشگر در اندیشکده “دیِفنس پریوریتیز” میگوید هیچ نمونهای از تغییر رژیم واقعی صرفاً با بمباران هوایی نمیشناسد و اگر هدف ترامپصرفاً وارد کردن ضربه و وادار کردن تهران به امتیازدهی باشد، نوع طرح عملیاتی کاملاً متفاوت از سناریویی خواهد بود که در آن کاخ سفید بهدنبال فروپاشی کامل نظام سیاسی در ایران است.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران بر این نکته تأکید میکنند که حجم فعلی نیروی مستقر آمریکا با وجود چشمگیر بودن، هنوز با سطح آرایش نظامی در جنگ اول خلیج فارس یا اشغال عراق قابل مقایسه نیست و برای یک تهاجم زمینی تمامعیار کفایت نمیکند؛ نکتهای که نشان میدهد در حال حاضر فشار هوایی و موشکی، بیش از طرحریزی برای اشغال خاک ایران، در دستور کار است.
پاسخ احتمالی تهران؛ از بستن هرمز تا حمله به پایگاهها و سفارتها
تجربه پاسخ ایران به حملات سال گذشته نشان داد که تهران قادر است با مدیریت درگیری، از ورود مستقیم به جنگ تمامعیار با آمریکا اجتناب کند. در آن مقطع، جمهوری اسلامی از طریق میانجیها به واشنگتن پیام داده بود تا حمله موشکیاش به پایگاههای آمریکا در منطقه کنترلشده باقی بماند و تنش از آستانه جنگ عبور نکند؛ آمریکا نیز با جابهجایی بخشی از نیروها از پایگاه العُدید در قطر و تقویت سامانههای دفاعی، بدون تلفات جدی از آن مرحله عبور کرد.
اما اینبار بسیاری از ناظران بر این باورند که رفتار تهران ممکن است بهمراتب تهاجمیتر باشد. جمهوری اسلامی پس از سرکوب خشن اعتراضات داخلی، عزم خود را برای استفاده بدون ملاحظه از خشونت به نمایش گذاشته و مقامات ارشد این کشور آشکارا تهدید کردهاند که در صورت حمله آمریکا، “همه پایگاهها، تأسیسات و داراییهای این کشور در منطقه اهداف مشروع” خواهند بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
سناریوهای مطرحشده شامل حمله به سفارت آمریکا در بغداد، کنسولگری این کشور در اربیل، هدفگرفتن پایگاههای نظامی در اردن، بحرین و قطر، استفاده از گروههای شبهنظامی در عراق و سوریه و حتی تلاش برای بستن تنگه هرمز و بهخطر انداختن جریان نفت در جهان است.
در همین حال، کارشناسان امنیتی در واشنگتن از کاهش ذخایر موشکهای پدافندی آمریکا که در دو سال اخیر در جبهههای مختلف مصرف شدهاند، ابراز نگرانی میکنند. بهگفته یکی از پژوهشگران، اگر ایران تصمیم بگیرد با تمام توان به پایگاهها و زیرساختهای آمریکا و اسرائیل حمله کند، حتی سامانههای پیشرفتهای مانند تاد و آرو نیز سپر نفوذناپذیر نخواهند بود و احتمال خسارات موضعی در پایگاههایی مانند نواتیم و تلنوف در اسرائیل تکرارشدنی است.
معادله انتخابات آمریکا، خاطره ویتنام و فاجعه کارتر
در کنار محاسبات نظامی، سیاست داخلی آمریکا نیز نقشی تعیینکننده در تصمیم ترامپ دارد. او با شعار “اول آمریکا” و پایان دادن به جنگهای بیپایان در خاورمیانه وارد کاخ سفید شد و اکنون در آستانه انتخابات میاندورهای با این پرسش روبهروست که افکار عمومی ایالات متحده تا چه حد حاضر است هزینه یک جنگ طولانی و پرریسک با ایران را بپردازد.
ترامپ خود بارها از تجربهی ناکام عملیات نجات گروگانها در ایران در سال ۱۹۸۰ و سقوط سیاسی جیمی کارتر بهعنوان نمونهای هشداردهنده یاد کرده است. بهگفته او، تصاویر بالگردهای سوخته در صحرای ایران، انتخابات را برای کارتر “غیرقابل بازگشت” کرد. همین خاطره، هنگام صدور فرمان برای عملیات ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، نیز در ذهن ترامپ حاضر بوده و او بعداً با رضایت گفت که خوشحال است آن عملیات به “فاجعهای شبیه کارتر” تبدیل نشد.
اکنون بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که جنگ با ایران نه سناریویی کماندویی و سریع مانند ونزوئلا، بلکه در بهترین حالت، کارزاری پرهزینه و طولانی خواهد بود. آنها یادآور میشوند که اثر همبستگی ملی معمولاً زمانی شکل میگیرد که کشور ناگهان مورد حمله قرار گرفته باشد، نه وقتی که خود آغازگر جنگ است؛ و به همین دلیل نمیتوان مطمئن بود که افکار عمومی آمریکا در صورت درازا کشیدن درگیری، پشت سر دولت باقی بماند.
روسیه، مانور مشترک و پیام خویشتنداری
در سطح بینالمللی، روسیه که روابط نظامی و سیاسی خود با ایران را گسترش داده، همزمان با تنشهای فزاینده میان تهران و واشنگتن، رزمایش مشترک دریایی با ایران در دریای عمان برگزار کرده است. سخنگوی کرملین این رزمایش را از پیش برنامهریزیشده و عادی توصیف کرده و گفته است جای نگرانی ندارد، اما در عین حال از همه طرفها» خواسته است خویشتنداری نشان دهند و از تشدید تنش بپرهیزند.
در چنین فضایی، معادله پیش روی واشنگتن پیچیدهتر از آن است که صرفاً به عددِ ناوها و جنگندهها فروکاسته شود. پرسش اصلی این است که ترامپ بهدنبال چه چیزی است: یک ضربهی محدود برای وادار کردن تهران به عقبنشینی در پرونده هستهای و منطقهای، یا بهرهبرداری از شکنندگی بالقوهی نظام سیاسی ایران برای تلاش در جهت براندازی؟ هرچه پاسخ به این پرسش به سمت سناریوی دوم نزدیکتر شود، احتمال آنکه جمهوری اسلامی با همه توان پاسخ دهد و منطقه را در آستانه جنگی فراگیر قرار دهد، بیشتر خواهد شد.

by Esmaeil Moradi | فوریه 22, 2026 | Uncategorized
سناتور گراهام به “اکسیوس” گفت که برخی مشاوران نزدیک ترامپ او را از حمله نظامی به ایران برحذر داشتهاند. استیو ویتکاف در مصاحبهای گفت ترامپ میپرسد چرا بهرغم افزایش فشارها، ایران هنوز خواستههای واشنگتن را نپذیرفته است.وبسایت “اکسیوس” روز شنبه ۲۱ فوریه (دوم اسفند) به نقل از لیندزی گراهام، سناتور پرنفوذ جمهوریخواه گزارش داد که چند تن از نزدیکان دونالد ترامپ به او توصیه میکنند که به ایران حمله نکند. گراهام از رئیس جمهور آمریکا خواست تا به این توصیهها بیاعتنا باشد.
اکسیوس نوشت در حالیکه دو ناو هواپیمابر و صدها هواپیمای جنگی خود را برای آنچه احتمال میرود یک عملیات نظامی گسترده باشد آماده میکنند، مشاوران ارشد ترامپ به این رسانه گفتهاند که او هنوز تصمیم نهایی خود را برای حمله به ایران نگرفته است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
گراهام به اکسیوس گفت: «من نگرانیها درباره عملیاتهای بزرگ نظامی در خاورمیانه را با توجه به درگیریهای گذشته درک میکنم. با این حال، صداهایی که توصیه میکنند وارد درگیری نشویم، به نظر میرسد پیامدهای رها کردن شر بدون مهار را نادیده میگیرند.»
این سناتور نزدیک به ترامپ افزود پس از سفر اخیرش به منطقه، معتقد است که فرصتی برای “ایجاد تغییری تاریخی” در ایران بدست آمده است. او تصریح کرد: «اما برای من به طور فزایندهای روشن میشود که صداهای مخالف درگیر شدن و آنهایی که از خطر مرتبط با اقدام قاطع [علیه حکومت ایران] میگویند، بلندتر میشوند. زمان نشان خواهد داد که این موضوع چگونه پیش خواهد رفت.»
به نوشته اکسیوس برخی از مشاوران ترامپ از او میخواهند که فعلا از حمله به ایران خودداری کند و همچنان تهدید نظامی را برای گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی به کار بندد. طبق این گزارش، در میان برخی اعضای حلقه نزدیک ترامپ نیز درباره عاقلانه بودن آغاز یک عملیات تغییر رژیم در ایران تردیدهایی وجود دارد.
سناتور گراهام به اکسیوس گفت: «من احترام زیادی برای رئیس جمهور ترامپ قائلم. او فرد مستقلی است و مانند همه رؤسای جمهور، او در قبال تصمیمهایش در چنین مسائل مهمی پاسخگو خواهد بود. در مورد من، تاریخ کاملا روشن خواهد کرد که کجا ایستاده بودم، چه خوب چه بد.»
هشدار دمکراتها به ترامپ برای اخذ مجوز کنگره
همزمان شماری از نمایندگان دموکرات کنگره نیز به ترامپ نسبت به اقدام نظامی یکجانبه علیه ایران هشدار دادهاند.
دبی واسرمن شولتز، نماینده دمکرات از ایالت فلوریدا، روز شنبه تأکید کرد که رئیس جمهور “باید با کنگره مشورت کند” و به صراحت توضیح دهد که چرا ایران تهدیدی فوری برای ایالات متحده محسوب میشود که مداخله نظامی آمریکا در این کشور را توجیه کند.
او در گفتوگویی با شبکه تلویزیونی “MS NOW” افزود جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور پیشین، قبل از صدور دستور حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، از کنگره درخواست مجوز کرده بود. این نماینده دمکرات تصریح کرد: «ما هیچ نشانهای از یک تهدید فوری ندیدهایم که نیازمند حمله بزرگ و مهمی مانند این باشد.»
چاک شومر، سناتور دمکرات و رهبر اقلیت سنا، نیز روز جمعه با انتشار بیانیهای، کنگره را “تنها نهاد دارای اختیار اعلان جنگ” خوانده و گفته بود که دولت ترامپ هنگام سنجیدن آغاز یک کارزار نظامی علیه ایران، نه استراتژی و اهداف خود را روشن کرده و نه از کنگره درخواست مجوز کرده است.
جک رید، سناتور دمکرات رودآیلند نیز در بیانیهای نسبت به پیامدهای گسترده حمله نظامی به ایران هشدار داده و آن را یک “اشتباه راهبردی” خواند. او تأکید کرد: «شروع یک جنگ آسان است، پایان دادن به آن بسیار سختتر.»
ویتکاف: ترامپ میپرسد چرا ایران هنوز تسلیم نشده است
از سوی دیگر استیو ویتکاف، نماینده ترامپ در مذاکرات واشنگتن با تهران، روز شنبه در مصاحبهای با “فاکس نیوز” گفت که رئیس جمهور آمریکا میپرسد چرا بهرغم افزایش فشارهای آمریکا، ایران هنوز خواستههای واشنگتن را نپذیرفته است.
او گفت: «رئیس جمهور امروز صبح از من پرسید و نمیخواهم از لفظ کلافه استفاده کنم، چون او میداند که گزینههای زیادی در اختیار دارد، اما کنجکاو است که چرا آنها [ایران] − نمیخواهم واژه تسلیم را استفاده کنم− اما چرا تسلیم نشدهاند.»
ویتکاف تصریح کرد که واشنگتن انتظار دارد ایران رسما اعلام کند که به دنبال سلاح هستهای نیست و گامهای مشخص و عملی را برای اثبات این موضوع بردارد. او گفت که ترامپ پیش از دیدار هیئت آمریکایی با مقامات ایرانی در ژنو، “دستورالعملهایی” را به او و جرد کوشنر داده بود که یکی از آنها “غنیسازی صفر” و دیگری “پس دادن مواد غنیشده” بوده است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
ویتکاف همچنین دیدار خود با شاهزاده رضا پهلوی را تأیید کرده و گفت به دستور ترامپ با او ملاقات کرده و این موضوع “علنی و عمومی” بوده است. او افزود: «او [رضا پهلوی] گزینهای قوی برای کشورش است و به کشورش اهمیت میدهد. اما این به سیاست رئیس جمهور ترامپ بستگی دارد و نه به سیاستهای آقای پهلوی.»
ویتکاف اظهار داشت که ترامپ به “شنیدن نظرات همه علاقمند است”.

by Esmaeil Moradi | فوریه 22, 2026 | Uncategorized
آیا فحاشی در این سالها ناشی از خشم فروخورده جامعه در مقابل حاکمیت است، یا اینکه ناشی از افزایش رفتارهای لمپنگرایانه است؟ در این زمینه سئوالاتی را با علیرضا بهتویی، استاد جامعهشناسی در دانشگاه استکهلم سوئد مطرح کردیم.مارکس و انگلس برای نخستینبار در کتاب “ایدئولوژی آلمانی” به واژه “لمپن پرولتاریا” اشاره میکنند. لمپنها رفتارها و فرهنگ لایههای حاشیهای و بیثبات جامعه دارند که تن به کار تولیدی نمیدهند، آگاهی طبقاتی ندارند و اغلب ابزار دست قدرتها برای هرجومرج، باجگیری و رفتارهای تخریبی هستند. متخصصان علوم انسانی این پدیده محصول ناامیدی اجتماعی و نماد خشونت غیرایدئولوژیک میدانند.
البته این لایههای اجتماعی و فرهنگ و رفتار آنها بعدتر در آثار کسانی مانند گرامشی و هانا آرنت نیز به بحث و تحلیل گرفته شدهاند. اگر مارکس لمپنپرولتاریا را بیشتر از منظر اقتصادی تحلیل میکند آرنت این گروهها را از منظر جداشدگی از ساختارها و هنجارهای متعارف اجتماعی یا سرخورده از نظام سیاسی تحلیل میکند و خطر اصلی ناشی از آنها را فروپاشی فضای عمومی و تخریب سیاست به عنوان کنش جمعی عقلانی و مبتنی بر گفتوگوی مدنی میداند که در تداوم خود میتواند به مستعدشدن هر چه بیشتر این افراد برای تبعیت از رهبران اقتدارگرا بیانجامد.
برای بررسی این موضوع با علیرضا بهتویی، استاد جامعهشناسی در دانشگاه استکهلم سوئد گفتوگو کردیم.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
ما در جنبشهای اعتراضی سالهای اخیر شاهد نوعی فحاشی که بیشتر به “پائینتنه” میپردازد، هستیم. آیا این فحاشیها ناشی از خشم و عصبانیت فروخورده جامعه ایران در مقابل حاکمیت است، یا اینکه ناشی از رفتارهای لمپنگرایانه است؟
علیرضا بهتویی بر این نظر است: «در شرایطی که جامعه بحرانی است و این بحران بسوی قطبی شدن جامعه میرود، یک عدهای میخواهند دیگران را براندازند، مثل آستانه انقلاب ایران و یا اکنون در خارج از کشور. عدهای که به صحنه میآیند از طرفی خشم خود را نمایش میدهند و از طرف دیگر یک خرده فرهنگ لمپنی را نمایندگی میکنند که این خرده فرهنگ یک “آنتاگونیسم” یعنی نابودی طرف مقابل را میخواهد پیش ببرد. طبیعی است که طرف مقابل بهعنوان انسان نگریسته نمیشود، یک حیوان است که باید نابود و کشته شود. آن موقعی که قرار است این “غیر انسان” از بین برده شود، طبیعی است که بدترین فحاشی نیز صورت گیرد. در عصر هیتلر هم رفتار طرفداران او با سوسیال دمکراتها، کمونیستها، یهودیها و حتی لیبرالها در خیابان با چاقوکشی و فحاشی همراه بود.»
او میافزاید: «در آستانه انقلاب ایران هم چهرههایی چون زهرا خانم و دیگرانی هم تحت عنوان حزبالهی را خوب به یاد داریم. امروز هم بویژه در خارج از کشور این لمپنیزم را میتوانید ببیند. این نیرو در واقع یک نیروی اپوزیسیون رادیکال است و نه میانهرو.»
بهتویی تاکید میکند که : «در کشوهای در حال گذار بهسوی دمکراسی، هم در حکومتو هم در اپوزیسیون با دو نیروی “تندرو یا بازها” و نیروهای “میانهرو یا کبوترها” مواجهیم. وقتی آنتاگونیسم به فکر و اخلاق هژمون تبدیل میشود، تندروها برای ایجاد براندازی با “مرگبر”، “اعدام باید گردد” و فحاشی، دیگرانی که هستند را از انسانیت میاندازند.»
با نگاهی به تاریخ ایران میبینیم که ریشههای لمپنیسم به دوره حکومت ۱۳۵ ساله قاجاریان بازمیگردد. آیا لمپنها که “نماد خشونت غیر ایدئولوژیک” هستند، در ایران سیاسی هم شدهاند یا به نفع یک نیروی سیاسی وارد میدان شدهاند؟
علیرضا بهتویی میگوید که: «میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی در کتاب “مراقبت و تنبیه” به مسئله لمپنیزم پرداخته و آنها را شورشیان عصر دهقانی میداند که در عصر جوامع شهرنشینی و سرمایهداری به شهرها آمدند و به اداره مشاغلی همچون قمارخانهها، روسپیخانهها و کارهایی شبیه این پرداختند. رابطه آنها با پلیس نیز دوگانه است: از یک سو مراقب آنها است و از سوی دیگر از آنها برای سرکوب جنبش کارگری، جنبشهای دانشجویی و اعتصابات استفاده میکند.»
علیرضا بهتویی میافزاید: «وقتی شهرنشینی در دوران قاجار در ایران گسترش یافت، ما شاهد حضور لمپنها در شکل قمهکشی و قرق کردن محلات هستیم. صادق هدایت در رمان “داش آکل” به پدیده لمپنیزم میپردازد و “کاکا رستم” که شخصیت منفی رمان است در واقع با صاحبان قدرت در تماس است و منافع آنان را تامین میکند.»
علیرضا بهتویی با اشاره به نقش فعال لمپنها در تاریخ ایران، بویژه به نقش فعال آنها در کودتای ۲۸ مرداد اشاره میکند و میافزاید که: «شعبان بیمخ که قبل از کودتا به مراکز جبهه ملی، حزب توده و نیروی سوم حمله میکرد و بویژه در دوره کودتا اینها خیلی جدی به صحنه آمدند.»
او به مقطع پانزده خرداد سال ۱۳۴۲ نیز اشاره میکند که در آن «بخشی از سران لمپنهای تهران “صف عوض” میکنند و افرادی همچون رمضان یخی و طیب که قبلتر با شعبان بیمخ همراهی میکردند به پشتیبانی از روحالله خمینی درآمدند که البته آنها بعد از ۱۵ خرداد اعدام شدند.»
بهتویی با اشاره به نقش لمپنها در انقلاب اسلامی میگوید که “آنها با عضویت در کمیتهها بخصوص در محلات جنوبی تهران تحت عنوان چماقدار حاضر و صحنهگردان هستند و همانطور که قبلا به فوکو اشاره دادم توسط نیروهای امنیتی از آنها برای سرکوب اعتراضات استفاده شد.”
بهتویی به آخرین نمونه آن در سخنان “سردار همدانی” از به میدان کشیدن لمپنها برای سرکوب جنبش سبز و جنبش مهسا اشاره میکند.
لمپنها آنچه که شرم حضور، ادب، نزاکت و احترام گفته میشود را در جامعه کنار میگذارند به همین خاطر شاید شمارشان در گذشته زیاد نبوده است. اما با توجه به حجم عظیم فحاشی و تخریب در شبکههای اجتماعی، آیا این شبکهها با توجه به امکان ایجاد حسابهای جعلی در افزایش لمپنیزم نقش داشتهاند؟
با توجه به رشد رسانههای دیجیتال، تو وقتی طرف را نمیبینی “چشم تو چشم” نمیشوی و یک انسان در مقابلت نیست، طبیعی است که خیلی راحتتر بتوانی به اشکال خشنتری او را به حیوان، به کسی که میخواهی او را از بینببری و اعدامش کنی تبدیل کنی.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
و بالاخره سئوال آخر اینکه لمپنیزم میتواند چه آسیبهایی به جنبش اعتراضی و نحلههای سیاسی که از آن بعنوان اهرم قدرت استفاده میکنند در ایران بزند؟
من اول باید اینجوری تقسیمبندی کنم: وقتی نیروی اپوزیسیون میانهرو میخواهد گذار را پیش ببرد، به دنبال نهادسازی است، به کثرتگرایی گرایش دارد و میخواهد که با یک اتحاد نیروهای مختلف، مبارزه را پیش ببرد.
برعکس، نیروی تندرو و رادیکال، نهادسازی برایش مهم نیست، با فحاشی و لمپنیزم میخواهد دیگران را بترساند و نیروی مقابل را سرنگون بکند و جایگزین نیروی قبلی بشود.
اما زیانهایی که میزند: در گذار از یک حکومت اقتدارگرای خشن ایدئولوژیک شبیه جمهوری اسلامی شما در واقع احتیاج به اتحاد وسیعی از همه نیروهایی که گرایشهای مختلف دارند هستید. فرهنگ لمپنیزم اتحاد را به کل از میان میبرد و نمیگذارد که اتحادی شکل بگیرد.
نکته دوم اینکه یک دوگانه سازی (ما و آنها) حتی در میان اپوزیسیون و کسانی که قرار بود با هم همراه باشند بوجود میآورد. این شعار معروف “مرگ بر سه مفسد: ملا، چپی، مجاهد” در واقع میگوید مرگ بر همه کسانی که غیر از من هستند و آنها را حذف میکند.
این در رابطه با حمایت بینالمللی و اذهان مردم غرب هم که چنین رفتار و برخوردی را میبینند، خیلی اثر منفی دارد. و نهایتا اینکه این رفتار بدست نیروی اقتدارگرای حاکم نیز این بهانه را میدهد که “نگاه کنید اینها چه آدمهایی هستند و چه فرهنگی دارند”.
خلاصه بکنم اینکه: لمپنیزم آسیب جدی به خود اپوزیسیون، در میان مردم و در عرصه بینالمللی میزند.
