نسل جوان ایران؛ گرفتار در تنگنای سرکوب، تحریم و جنگ

نسل جوان ایران؛ گرفتار در تنگنای سرکوب، تحریم و جنگ

جوانان ایران در دام اقتصاد فروپاشیده، سرکوب‌های سیاسی و تهدید قریب‌الوقوع جنگ گرفتار شده‌اند و امیدشان روزبه‌روز کمتر می‌شود. نسلی که میان تحمل اکنون و وسوسه آینده بهتر در مانده است. با سه تن از آنان گفت‌وگو کرده‌ایم.«شهر من قبلا خیلی زیبا بود، اما کاری کردند که تبدیل شده به جایی بی‌روح. همه دوستانم دارند می‌روند.» این‌ها سخنان الناز، زن ایرانی از نسل زد است؛ بازتاب کشمکش نسلی که میان اقتصاد رنجور، سرکوب حکومتی و ترس از یک جنگ دیگر گرفتار شده‌ است. نام کامل و هویت او برای حفظ امنیتش نزد دویچه وله فارسی محفوظ است.

برای بسیاری از جوانان ایرانی، امیدی ساده، از جنس امید الناز باقی مانده است: «آرزو دارم دغدغه‌مان از تورم، گرانی و قیمت دلار تبدیل شود به اینکه تعطیلات تابستانی را در شهر خودمان بگذرانیم یا به جای دیگری در ایران سفر کنیم.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

در دل‌هایشان آرزوهای بسیاری برای میهنی دارند که به گفته خود آنها به “جهنم” تبدیل شده است. رؤیای تبدیل آن به جایی را دارند که در آن همه ایرانیان بتوانند آزادانه و با حفظ کرامت انسانی زندگی کنند.

زندگی روزمره زیر فشارِ تورم سرسام‌آور، بیکاری روزافزون و فرصت‌هایی که ناپدید می‌شوند، به مبارزه‌ای بی‌امان بدل شده است. در شهرها و روستاهای ایران، نسل جوان با واقعیتی روبه‌رو است که در آن رؤیاها به تعویق افتاده، صداها خاموش شده‌اند و آینده هر روز نامطمئن‌تر به نظر می‌رسد.

الناز که چند سالی است با یادگیری دو شغل متفاوت در مسیر استقلال مالی گام برداشته، می‌گوید کارش پس از جنگ با اسرائیل با رکود شدید مواجه شده است: «در میان هم‌سالانم، آن‌ها که از حمایت خانواده برخوردارند وضعیتشان بهتر است. اما برای آدم‌هایی مثل من، امیدی نیست. به جوانان کشورهای دیگر حسادت می‌کنم که دغدغه‌های آنها چیست و دغدغه‌های ما چه.»

رنج‌های زندگی روزمره

با وجود ادعای رسمی حکومت مبنی بر نرخ بیکاری ۷.۶ درصدی، وضعیت به مراتب بدتر و شرایط در بازار کار ایران به‌ویژه برای جوانان و زنان دشوارتر است. درآمد بیش از ۸۰ درصد از خانوارها کمتر از خط فقر جهانی است و تقریباً از هر پنج جوان ایرانی یکی بیکار است. در چنین شرایطی تلاش برای بقا اغلب جایِ پیشرفت اقتصادی را گرفته است. برای میلیون‌ها نفر، اشتغال دیگر به معنای رهایی از فقر نیست.

بیتا، زن جوان ایرانی دیگری که هویت او نیز محفوظ است، زندگی روزمره را با ناامیدی عمیقی توصیف می‌کند: «قیمت‌ها باورنکردنی است و هر روز تغییر می‌کند. حتی با دو درآمد در خانواده‌مان به سختی قادر به تامین مایحتاج اولیه زندگی هستیم که آن هم به اندازه کافی نیست.»

او به دویچه وله فارسی می‌گوید: «خرید لباس، کفش یا هر چیز اضافی تقریبا غیرممکن شده است. گوشت، مرغ، ماهی و حتی برنج را نمی‌توانیم همزمان در یک ماه بخریم و مجبوریم خرید آنها را در چند ماه تقسیم کنیم.»

بیتا یک حیوان خانگی هم دارد؛ مسئولیتی که اکنون تبدیل به باری بر دوش او شده که به سختی از پس آن بر می‌آید: «حتی قیمت غذای حیوان خانگی سر به فلک کشیده است. بسیاری از صاحبان حیوانات مجبورند آنها را واگذار کنند، چون دیگر توان نگهداری‌شان را ندارند. حتی کیفیت زندگی این طفلکی‌ها هم پایین آمده است.»

زندگی در سایه جنگ

اقتصادی که از پیش شکننده بود، پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل ضربه سخت دیگری نیز خورد. برای شهروندان عادی ایران، تاثیر آن فوری بود، قیمت‌ها چند برابر شد و ترس از تشدید بحران گسترش یافت. حالا با بازگشت تحریم‌های سازمان ملل و افزایش فشارهای جهانی بر تهران، خیلی‌ها از بدترین سناریویی می‌ترسند که هنوز اتفاق نیفتاده است.

بیشتر بخوانید: بازگشت تحریم‌ها؛ پس از این چه در انتظار ایران است؟

بیتا جامعه پس از جنگ را ترکیبی از خشم، ناباوری، ناامیدی عمیق و افسردگی توصیف می‌کند: «برخی بسیار خوش‌بین و امیدوارند؛ برخی کاملا ناامید و بدبین. برخی منتظرند کمک از بیرون بیاید، در حالی که برخی دیگر شدیدا با هر نوع مداخله خارجی مخالف‌اند. چند دستگی زیاد است.»

امین، مرد جوان دیگری در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی از خشم فروخورده‌ عمومی صحبت می‌کند: «چیزی که بیشتر شنیده می‌شود، ناامیدی محض است. به‌ویژه در میان جوانان، فقدان هر چشم‌انداز روشن یا فرصتی برای رشد، بیشترین ضربه را به آن‌ها زده و سرخوردگی‌ در آنان بیشتر خودش را نشان می‌دهد. زیاد می‌شنوید که مردم مستأصل، رهایی خودشان را در جنگ و مرگ دنبال می‌کنند.»

امین معتقد است که اگر جنگی دیگر رخ دهد، جمهوری اسلامی مستقیماً مسئول آن خواهد بود. او استدلال می‌کند که حکومت زمان کافی میان دو درگیری داشته تا مسیرش را تغییر دهد، اما حاضر به سازش نشده و هر امکان گفت‌وگو یا همکاری با جامعه بین‌المللی را از بین برده است.

او معتقد است که در صورت وقوع یک جنگ دیگر، نه تنها حمایت مردمی وجود نخواهد داشت، بلکه حتی ریزش نیروهای حکومت هم محتمل است.

امین می‌افزاید: «عملا اَبَر روایت حاکمیت در مورد اینکه مردم به واسطه دشمن بیرونی همبستگی ملی خواهند یافت، نمودی شکست‌خورده‌تر پیدا خواهد کرد.»

با این حال این جوانان ایرانی می‌گویند فکر یک جنگ دیگر و اینکه زنده می‌مانند یا نه، بسیار نگران‌کننده است. آن‌ها نگران‌اند که مردم عادی بزرگ‌ترین ضربه را بخورند و سرمایه و زندگی اندکی که دارند را نیز از دست بدهند.

ترس بزرگتری هم وجود دارد؛ اینکه در صورت جنگ مجدد، ایران بدون هیچ اصلاح و تغییری به کشوری ویران و ورشکسته تبدیل شود.

نسلی که هنوز امید دارد

سال‌ها سرکوب سیاسی، بحران اقتصادی و محدودیت‌های اجتماعی، بسیاری از جوانان ایرانی را برای تجربه یک زندگی عادی به ترک کشور واداشته است.

آنها در خارج از کشور تحصیل و کار کرده‌ و آزادی‌هایی را تجربه کرده‌اند که تصورش هم در وطن ممکن نبود؛ آزادی بیان، انتخاب سبک زندگی، برنامه‌ریزی برای آینده و ساختن یک زندگی بی‌هراس.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

با این همه، برای بسیاری از آنها، ایران تنها یک خاطره دور نیست. آن‌ها می‌گویند اگر شرایط بهبود یابد، بازخواهند گشت. مانند جوانانی که هنوز در ایران زندگی می‌کنند، آن‌ها هم عشقی عمیق به وطنی دارند که امیدوارند بتوانند در بازسازی و شکوفایی‌اش سهیم باشند.

یکی از اعضای خانواده الناز هم حس مشابهی دارد و دیدار دوباره با او برای الناز یک آرزو است: «امیدوارم بتوانم کسی را که برایم خیلی عزیز است و به‌خاطر همه این‌ها از او دورم، اینجا در خاک خودمان در آغوش بگیرم.»

بیتا هم آرزوهای مشابهی دارد: «حسرت‌های زیادی در دلم مانده و هرگز تصور نمی‌کردم در آستانه میانسالی با این همه استرس و دغدغه روبه‌رو شوم. دیگر آرزوی شخصی ندارم. اکنون تنها آرزویم آزادی، رفاه و رونق اقتصادی در میهن‌مان است؛ اینکه دیگر هیچ پدر و مادری شرمنده فرزندانش نباشد، هیچ مستاجری دلهره آخر برج را نداشته باشد، هیچ جوانی بیکار نباشد، هوای سالم، جامعه سالم، قانون درست و رفاه برای همه مردم وجود داشته باشد.»

امیدهای جوانان ایرانی به آینده‌ای گره خورده است که در آن بتوانند آزاد زندگی کنند، از رفاه و حاکمیت قانون بهره‌مند شوند، بدون ترس رؤیاهایشان را عملی کنند، و ناگزیر از مهاجرت اجباری نباشند.

با وجود این، نسل جوان ایران همه مشکلات را تاب آورده و به روش خود در حال مبارزه برای تغییر است؛ نسلی که امیدش تغییر است و رویای خانه را دارد.

گروسی: ذخایر اورانیوم ایران عمدتاً در تأسیسات شناخته‌شده است

گروسی: ذخایر اورانیوم ایران عمدتاً در تأسیسات شناخته‌شده است

آژانس انرژی اتمی می‌گوید از محل نگهداری ذخایر اورانیوم دارای قابلیت تسلیحاتی ایران مطلع است. گروسی اما هنوز درباره خطر دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای هشدار می‌دهد و می‌گوید، مذاکره “خطر دور جدید بمباران‌ها” را رفع می‌کند.رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، روز یکشنبه ۱۹ اکتبر (۲۷ مهرماه) به روزنامه سوئیسی “نویه تسورشر” گفت، بازرسان آژانس باور ندارند که ایران مقادیر زیادی از اورانیوم با غنای بالا را در مکان‌های مختلف پنهان کرده باشد.

به گفته گروسی، بر اساس اطلاعات موجود این نهاد نظارت هسته‌ای سازمان ملل، ذخایر اورانیوم با غلظت بالای ایران عمدتاً در تأسیسات هسته‌ای شناخته‌شده اصفهان و فردو و تا حدی در نطنز نگهداری می‌شوند. مدیرکل آژانس با این حال اذعان کرد که مقدار اندکی نیز ممکن است به مکان‌های دیگری منتقل شده باشد.

ایران بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد. گروسی یادآور شد که سایت‌های هسته‌ای اصفهان، فردو و نطنز در جریان جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن (از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر) بر اثر حملات اسرائیل و آمریکا به شدت آسیب دیده‌اند.

مدیرکل آژانس با اشاره به عدم دسترسی بازرسان آژانس به تأسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی گفت آنها تنها زمانی به این سایت‌ها دسترسی پیدا خواهند کرد که “ایران در آن منافع ملی خود را ببیند.”

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به گفته گروسی، اگر اورانیوم موجود تا سطح خلوص بالاتری غنی‌سازی شود، برای ساخت چندین سلاح هسته‌ای کافی خواهد بود.

گروسی گفت که تهران تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای را انکار می‌کند، اما نگرانی درباره احتمال دستیابی ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای “کاملا برطرف نشده است”.

هشدار نسبت به “دور جدیدی از بمباران‌ها”

این دیپلمات آرژانتینی بار دیگر از راه‌حل مسالمت‌آمیز برای حل مناقشه هسته‌ای ایران حمایت کرد و گفت: «نشستن دور یک میز، ما را از خطر دور جدیدی از بمباران‌ها و حملات نجات می‌دهد.»

مدیرکل آژانس همچنین سخنان اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، درباره امکان یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک را “دلگرم‌کننده” خواند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

جمهوری اسلامی پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ در دوره نخست ریاست جمهوری‌اش، تعهدات در قبال معاهده برجام در خصوص محدودیت برنامه هسته‌ای خود را کنار گذاشت و به غنی‌سازی اورانیوم با غلظت بالا پرداخت.

این وضعیت باعث شد فرانسه، آلمان و بریتانیا در پایان ماه سپتامبر روند فعال‌سازی مجدد تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران موسوم به مکانیسم ماشه را آغاز کنند.

سپس سازمان ملل متحد پس از روندی که به ابتکار این قدرت‌های اروپایی آغاز شده بود، تحریم‌های تسلیحاتی و دیگر تحریم‌ها علیه ایران را به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور دوباره برقرار کرد.

سازمان ملل روز ۲۸ سپتامبر گذشته در بیانیه‌ای اجرای دوباره شش قطعنامه شورای امنیت علیه ایران و بازگرداندن تمامی تحریم‌های پیشین را رسما تأیید کرد.

تحریم‌های بین‌المللی از جمله شامل مسدودسازی دارایی‌های بانک مرکزی ایران و دیگر بانک‌های ایرانی، و نیز ممنوعیت سفر برخی مقام‌های ایرانی می‌شود. همچنین خرید و حمل و نقل نفت خام ایران و فروش یا عرضه طلا و برخی تجهیزات دریایی توسط جمهوری اسلامی نیز مشمول تحریم‌های جهانی است.

ایران، جامعه‌ای دستخوش ناامیدی و در حال فروپاشی اجتماعی؟

ایران، جامعه‌ای دستخوش ناامیدی و در حال فروپاشی اجتماعی؟

به باور گروهی از ناظران، علیرغم مقاومت مدنی در مقابل جمهوری اسلامی ارزش‌ها و باورهایی که جامعه را بهم پیوند می‌زند، سست شده و ساختمان جامعه در آستانه فرو ریختن است. گفت‌وگو با حسین قاضیان، جامعه‌شناسواژه “فروپاشی اجتماعی” مانند هشداری آزاردهنده از سوی برخی جامعه‌شناسان ناظر بر اوضاع ایران تکرار می‌شود. این که “مردم وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوند از خود می‌پرسند که چی؟” جامعه‌ای که به باور حاتم قادری، جامعه‌شناس و استاد پیشین دانشگاه “دچار بی‌معنایی” شده است.

امید بلاغتی، مستند‌ساز و نویسنده در اکانت “شهروند حساس” از “وضیعت بی‌‌آیندگی”، “ناممکن شدن زندگی در اکنون” و “نداشتن هیچ چشم‌اندازی در آینده” می‌گوید. او از یک “حس جمعی” حرف می‌زند و به این امید که “بفهمیم تنها نیستیم” و این یک “تجربه جمعی” است.

آیا این “حال عمومی” نشان از فروپاشی جامعه‌ای دارد که سال‌های سال از رسیدن به آرمان‌ها که هیچ، از “یک زندگی معمولی” هم محروم شده و جای توهماتی که فروریخته را کورسویی از امید به تغییر نگرفته است؟ جامعه‌ای که حالا بخش بزرگی از آن به عاملیت خود بی‌اعتقاد شده و به امید تیر غیبی است که آن را از شر مطلق نجات دهد؟

اگر چنین است، پس مقاومت مدنی در برابر حکومت و دهن‌کجی آشکار به ارزش‌های آن چه نقشی دارد؟ در این باره با حسین قاضیان، جامعه‌شناس و تحلیلگر اجتماعی و سیاسی جامعه ایران گفت‌وگو کردیم که سال‌هاست از فروپاشی اجتماعی حرف می‌زند.

شما از فروپاشی اجتماعی در ایران می‌گویید، فروپاشی یعنی چه؟

فروپاشی یعنی فرو ریختن تدریجی ساختمان جامعه. فرق ساختمان جامعه با یک ساختمان معمولی این است که ما در ساختمان‌های معمولی زندگی می‌کنیم، اما ساختمان جامعه به گونه‌ای است که ما خود آن ساختمان را زندگی می‌کنیم. به بیان دیگر، قطعه‌ها و آجرهای ساختمان جامعه، چیزی است که در من و شما و دیگری جریان دارد و زندگی‌می‌کند. این آجرها، همان باورها، و ارزش‌ها و ترجیحات ماست که در ذهن‌مان هست و در زندگی هر روزه اجرایش می‌کنیم. یعنی آن چه در ذهن‌مان هست، تبدیل می‌شود به حرف‌ها و کارهای ما.

وقتی آجرهایِ وجود ِ من و شما و دیگری با هم پیوند برقرار می‌کنند، ساختمان جامعه هم به مرور ساخته می‌شود و بالا می‌آید. چیزی که من و شما و دیگری را به هم پیوند می‌دهد، چیزهای مشترک بین ماهاست، که مثل سیمان یا ملاتی آجرهای وجود ما را به هم متصل می‌کند. چیزهای مشترک بین ماها، یعنی همان باورها و ارزش‌ها و ترجیحاتی که بین ما مشترک است. درست مثل ملات‌های یک ساختمان معمولی که بین آجرها مشترک است.

وقتی میزان اشتراک این باورها و ارزش‌ها و ترجیحات بین ما کم بشود، یعنی سیمان یا ملاتی که ما را به هم پیوند می‌داد و ساختمان جامعه را می‌ساخت دارد ضعیف و سست می‌شود؛ قدرت چسبندگیش کم می‌شود و دیگر نمی‌تواند آجرهای وجود فردی ما را در هم چفت کند. این طوری است که جامعه یا همان ساختمانش رو به فرسودگی و فرو ریختن می‌گذارد.

بیشتر بخوانید:آیا فروپاشی سیاسی و اجتماعی در انتظار ایران است؟

روندی که به آن اشاره می‌کنید، از کی و چرا شروع شده؟

به سختی می‌شود بر یک نقطه زمانی مشخص برای شروع این فرآیند دست گذاشت. چون فروپاشی آن قدر آرام و تدریجی است که تا وقتی نشانه‌های نگران کننده‌اش ظاهر نشده باشد کمتر کسی از شروع آن با خبر می‌شود. چون فروپاشی اجتماعی به صورت آرام و خاموش شروع می‌شود.

فروپاشی اجتماعی از این نظر شبیه بیماری فشار خون است. احتمالا شنیده‌اید که به فشار خون، می‌گویند “مرگ خاموش”. چون اغلب بدون هیچ علامت هشداردهنده‌ای شروع می‌شود. در نتیجه، آدم‌ها ممکن است سال‌ها از آن بی‌خبر باشند تا زمانی که عوارض خطرناکش مثل سکته مغزی، حمله قلبی یا نارسایی کلیه رخ دهد. همان طور که تنها راه آگاهی از این بیماری، اندازه‌گیری منظم فشار خون است، تنها راه آگاهی از فروپاشی یک جامعه هم بررسی مستمرِ حال و روز یک جامعه به صورت منظم است، همان چیزی که جامعه ما چندان رغبتی به آن ندارد و حکومت هم از آن گریزان و ترسان است.

جنگ ۱۲ روزه آیا نقشی مهم در این روند بازی کرد یا این روند با همان سرعت و عمق ادامه یافته است؟

فروپاشی اجتماعی یک پدیده دراز دامن و دراز آهنگ است. چیزی نیست که ظرف ۱۲ روز ترمیم بشود. در آن ۱۲ روز یک تهدید بیرونی از جانب یک کشور خارجی وجود داشت و یک تهدید وجودی شخصی نیز برای جان آدم‌ها. در این موارد آدم‌ها به هم نزدیک می‌شوند و نوعی همبستگی و همیاری عاطفی موقت بین‌شان پدید می‌آید. مشابه این که مهاجمی به خانه شما حمله کند و بخواهد به اعضای خانه صدمه بزند، یا آن‌ها را برباید یا به گروگان گیرد. در این موقعیت خیلی بعید است اعضای خانه به خاطر دلخوری‌های قبلی که از هم دارند به دفاع از هم برنخیزند و دست یاری به هم ندهند. اما تهدید بیرونی که برطرف شود اغلب چیزها با کمی تاخیر، و با اُفتِ سطح آن همبستگیِ عاطفیِ ایجاد شده، به سرجای خودش برمی گردد و روز از نو روزی از نو.

اما همین تهدید بیرونی اگر ادامه دار باشد و طول بکشد، شکاف بین اعضای خانه احتمالاً دوباره بروز می‌کند. مثلا یکی دیگری را متهم می‌کند که تو اگر در را باز نگذاشته بودی مهاجم وارد نمی‌شد. آن یکی عضو دیگری را متهم می کند که تو اگر به این مهاجم رو نداده بودی این طور نمی‌شد و … به هیمن سیاق اگر این جنگ طولانی می‌شد می‌دیدیم که این همبستگی عاطفی اولیه چگونه از بین می‌رفت و دوباره اختلاف‌ها از شکاف ملات و سیمان ساختمان فرسوده جامعه بیرون می زد، چنان که با پایان آن ۱۲ روز، و با گذشت چند ماه، ما کم و بیش به همان جای قبلی برگشتیم، اگر نگویم به ساختمان جامعه‌ای متزلزل‌تر.

بیشتر بخوانید:جنگ میان ایران و اسرائیل

بسیاری از مخاطبان از خستگی، استیصال، ناامیدی و نداشتن چشم‌اندازی برای ‌آینده می‌گویند، آیا این از ویژه‌گی‌های فروپاشی اجتماعی است؟ یا ابعاد بسیار گسترده‌تری دارد؟

نداشتن چشم‌انداز یا امید فردی لزوما به فروپاشی اجتماعی مربوط نمی‌شود. چون ممکن است جامعه‌ای حتی دارد درست کار می‌کند، اما من برای خودم در این جامعه و آینده‌اش جایی نمی‌بینم. این مشکل من است. اما اگر عده زیاد و رو به افرایشی چنین حسی از نومیدی و خستگی داشته باشند، این جا مشکل، مشکلِ جامعه است و مشکل هم، “خود جامعه” است، یعنی جامعه‌ای که از جمله دچار فرآیند فروپاشی شده است.

یعنی از یک طرف جامعه نتوانسته برای اعضایش چشم‌اندازی امیدوار کننده به دست دهد، و از طرف دیگر به دلیل ورود در فرایند فروپاشی اجتماعی دیگر قادر نیست یک چشم‌انداز امیدوار کننده “جمعی” به اعضایش بدهد. در این حال، نومیدی جمعی، بیانگر فروپاشی اجتماعی هم هست.
البته که نمی‌شود انکار کرد که نومیدی و بی‌چاره‌گی و خستگی، عامل‌های دیگری هم دارد.

ما در همین دو سه سال گذشته شاهد حرکت‌های اعتراضی زیادی به خیلی چیزها هستیم، در سینما، در موسیقی، در زندان‌ها در مطالبات صنفی و با روش‌ها و شجاعتی که در گذشته تصورش هم نمی‌شد. آیا جامعه در هیچ زمینه‌ای به جلو حرکت نکرده است؟

حرکت‌‌های جامعه در متن همین فرآیند فروپاشی و بر بستر همین بستر فروپاشیده شکل می‌گیرد. بنابراین، صرف نظر از این که این حرکات رو به جلو بوده‌اند یا رو به عقب، از این فروپاشی تاثیر گرفته‌اند. برای همین، این حرکت‌ها همان طور که انتظار می‌رود از هم بریده و از هم گسسته هستند، چون بین حرکت‌های مختلف اشتراک‌های زیاد وجود ندارد. حتی در مواردی بین این حرکت‌ها تضاد و تخاصم وجود دارد.

مثلا نگاه کنید به این دو مثال: گروه‌هایی که با تیم ملی فوتبال در جام جهانی قطر مخالف بودند و گروه‌هایی که موافق بودند. و گروه‌هایی که مثلا در حمایت از اسکار گرفتن فرهادی عمل می‌کردند و گروه‌هایی که در جهت خلاف عمل می‌کردند.

به این ترتیب، این حرکت‌‌ها در جهت‌ها و مسیرهای متفاوت و متضادی در حرکت بوده‌اند و موجب هم‌افزایی نشده‌اند. حاصل نهایی این وضعیت این است که اندازه هیچ کدام از این حرکت‌ها به اندازه کافی بزرگ نیست که زورش به تغییرات بزرگ برسد.

نیروهای سیاسی چه نقشی دارند؟

تقریبا تمام حرکت‌های بزرگ سیاسی از سال ۱۳۸۸ به بعد بیرون از کادر نیروهای سیاسی شناخته شده موجود شکل گرفته است، خواه نیروهای سیاسی در داخل، خواه در خارج. یعنی در این حرکت‌های اعتراضی (مثلا در اعتراضات سیاسی سال‌های ۱۳۹۶، ۹۷، ۹۸، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱) شعارها، خواسته‌ها‌‌، و چهره‌های اصلی، نمایانگر نیروهای سیاسی موجود نبوده است.

یعنی که این نیروها نتوانسته‌اند مردم را در کادر و چارچوب ایده‌های خود بسیج کنند. بگذریم که اگر هم چنین اتفاقی افتاده بود و این نیروهای سیاسی موجود بودند که این حرکت‌ها را پدید آورده بودند، اندازه‌اش آن قدر بزرگ نبوده است که بتواند توازن قوای سیاسی موجود میان مخالفان نظم سیاسی و موافقانش را به هم بزند. و خود اندازه ناکافی این بسیج‌ها نشانی از همان فروپاشی دارد، یعنی میزان اشتراک‌ها بین مردمی که به خاطر نارضایتی‌شان انتظار می‌رود در این اعتراض‌ها شرکت کنند این قدر بزرگ نبوده که بتواند تغییر سیاسی مهمی را رقم بزند.

بیشتر بخوانید:خیزش مردمی

این فروپاشی آیا بازگشت‌پذیر است؟ اگر هست، تحت چه شرایطی؟ نقطه امید کجاست؟

هیچ جامعه‌ای یک مسیر خطی بی بازگشت طی نمی‌کند. بنابراین، جامعه فروپاشیده هم می‌تواند از جایش بلند بشود، خود را از غبار ساختمان فروریخته جامعه بتکاند و دوباره کمر راست کند. اما این بازگشت به عنصر زمان پیوند خورده است. چون فروپاشی در طول زمان درازی پدید آمده و در زمان درازی هم می‌تواند برگردد.

به این اعتبار می‌شود گفت بله، فروپاشی بازگشت پذیر هست، اما به روزگاران. چون فروپاشی مثل زنگاری است که به تدریج بر دل ساختمان جامعه نشسته باشد. مثل همان مهری است که بر دل سعدی نشسته بود: «سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل – بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران».

اعزام سه سرباز آلمانی به اسرائیل برای نظارت بر آتش‌بس

اعزام سه سرباز آلمانی به اسرائیل برای نظارت بر آتش‌بس

دولت آلمان برای مشارکت در روند نظارت بر آتش‌بس میان اسرائیل و حماس، سه سرباز ارتش فدرال را به اسرائیل اعزام می‌کند. این نیروها مستقیماً وارد نوار غزه نخواهند شد و مأموریت آن‌ها غیرمسلحانه است.به گزارش وزارت دفاع آلمان، قرار است در هفته آینده دو افسر ستاد و یک سرتیپ ارتش این کشور بهاسرائیل اعزام شوند. طبق این گزارش، این نظامیان با لباس رسمی اما بدون سلاح در “مرکز هماهنگی غیرنظامی ـ نظامی” (CMCC) در جنوب اسرائیل مستقر خواهند شد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به گفته رسانه‌های آمریکایی، این مرکز که تحت رهبری ایالات متحده فعالیت خواهد کرد، هنوز در حال شکل‌گیری است و در مجموع حدود ۲۰۰ سرباز در آن مشارکت خواهند داشت.

وظایف مرکز هماهنگی

وزارت دفاع آلمان اعلام کرده است وظایف این مرکز شامل نظارت بر آتش‌بس میان اسرائیل و گروه تروریستی حماس، پاک‌سازی باقی‌مانده‌های جنگ و هماهنگی کمک‌های بشردوستانه به نوار غزه خواهد بود.

همچنین از طریق این مرکز، آموزش و پشتیبانی لجستیکی برای “نیروی بین‌المللی تثبیت” برنامه‌ریزی می‌شود؛ نیرویی که قرار است طبق طرح صلح آمریکا در داخل نوار غزه مستقر شود تا خلع سلاح حماس و برقراری امنیت را تضمین کند. اعضای این نیرو قرار است در آموزش نیروهای پلیس فلسطینی نیز نقش داشته باشند.

عدم نیاز به تصویب پارلمان

هنوز مشخص نیست چه کشورهایی در این نیروی بین‌المللی تثبیت مشارکت خواهند کرد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعزام نیروهای آمریکایی به نوار غزه را رد کرده اما گفته است حدود ۲۰۰ سرباز آمریکایی برای کمک به نظارت بر آتش‌بس اعزام خواهند شد.

بیشتر بخوانید: تنش بر سر اجرای توافق آتش‌بس؛ ورود کمک‌ها به غزه محدود می‌شود

فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان نیز تأکید کرده است که ارتش آلمان در عملیات نظامی شرکت نخواهد کرد. به همین دلیل، اعزام سه سرباز آلمانی نیازی به مجوز پارلمان ندارد، چرا که بر اساس اعلام وزارت دفاع، “هیچ‌گونه درگیری مسلحانه‌ای پیش‌بینی نمی‌شود.”

تمرکز بر کمک‌های فوری و بازسازی

به موازات این اقدام، دولت آلمان تمرکز خود را بر کمک‌های فوری و برنامه‌ریزی برای بازسازی نوار غزه گذاشته است. ریم آلابالی رادوان، وزیر توسعه آلمان، دو روز پیش اعلام کرد برلین دست‌کم ۲۰۰ میلیون یورو برای کمک‌های فوری به نوار غزه اختصاص می‌دهد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

همچنین قرار است آلمان با همکاری مصر کنفرانسی بین‌المللی برای بازسازی غزه برگزار کند. زمان برگزاری این کنفرانس هنوز مشخص نشده است.

اتحادیه اروپا: ده کشور دیگر به تحریم‌ها علیه ایران پیوستند

اتحادیه اروپا: ده کشور دیگر به تحریم‌ها علیه ایران پیوستند

شورای اتحادیه اروپا از پیوستن ده کشور غیر عضو اتحادیه اروپا به تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران خبر داد. ایسلند، نروژ، صربستان و اوکراین از جمله کشورهایی هستند که با تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران همسو شده‌اند.شورای اتحادیه اروپا روز جمعه ۱۷ اکتبر (۲۵ مهر) در بیانیه‌ای مطبوعاتی از همسو شدن ده کشور غیر عضو اتحادیه اروپا با تصمیم این اتحادیه مبنی بر بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران خبر داد.

طبق این بیانیه، کشورهای آلبانی، بوسنی و هرزگوین، ایسلند، لیختن‌اشتاین، مولداوی، مونته‌نگرو، مقدونیه شمالی، نروژ، صربستان و اوکراین خود را با تصمیم اتحادیه اروپا مبنی بر اعمال مجدد تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران همسو کرده‌اند.

این کشورها اطمینان داده‌اند که سیاست‌های ملی خود را با این تصمیم اتحادیه اروپا تطبیق خواهند داد و اتحادیه اروپا نیز ضمن ابراز اطلاع از این تعهد، از آن استقبال کرده است.

یک روز پس از اعمال مجدد تمامی تحریم‌ها و محدودیت‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران از سوی سازمان ملل متحد، شورای اتحادیه اروپا تصمیم گرفت همسو با سازمان ملل، تحریم‌های پیشین خود علیه ایران را که پیش‌تر در چارچوب “برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)”، تعلیق یا لغو شده بودند، دوباره برقرار کند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اتحادیه اروپا ۲۹ سپتامبر (۷ مهر) اعلام کرده بود که این اقدام در واکنش به “تداوم عدم پایبندی ایران به توافق هسته‌ای” انجام می‌گیرد.

طبق اعلام اتحادیه اروپا، این تحریم‌ها شامل مسدودسازی دارایی‌های بانک مرکزی ایران و دیگر بانک‌های ایرانی، و نیز ممنوعیت سفر برخی مقام‌های ایرانی می‌شود. این اتحادیه همچنین خرید و حمل و نقل نفت خام ایران و فروش یا عرضه طلا و برخی تجهیزات دریایی توسط جمهوری اسلامی را نیز ممنوع کرده است.

سازمان ملل متحد پس از روندی که به ابتکار قدرت‌های اروپایی آغاز شد، تحریم‌های تسلیحاتی و دیگر تحریم‌ها علیه ایران را به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور دوباره برقرار کرد.

پس از فعال شدن مکانیسم ماشه توسط قدرت‌های اروپایی، سازمان ملل روز ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ در بیانیه‌ای اجرای دوباره شش قطعنامه شورای امنیت علیه ایران و بازگرداندن تمامی تحریم‌های پیشین را رسما تأیید کرد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

فرانسه، بریتانیا و آلمان در ماه اوت سال جاری میلادی جمهوری اسلامی را به نقض تعهدات هسته‌ای متهم کرده و رسماً مکانیسم ماشه را فعال کردند؛ ساز و کاری در نظر گرفته‌‌شده در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، موسوم به برجام، که اجازه می‌دهد در صورت تشخیص نقض توافق از سوی ایران، تمامی تحریم‌های پیشین سازمان ملل ظرف ۳۰ روز دوباره احیا شوند.

پس از کلید خوردن ساز و کار موسوم به “مکانیسم ماشه” توسط قدرت‌های اروپایی، شورای امنیت سازمان ملل روز ۱۹ سپتامبر با ادامه تعلیق تحریم‌ها علیه ایران به دلیل برنامه هسته‌ای‌اش مخالفت کرد و زمینه بازگشت تحریم‌ها فراهم شد.

بیشتر بخوانید: بازگشت تحریم‌ها؛ پس از این چه در انتظار ایران است؟

پس از آن، روسیه و چین آخرین تلاش را برای جلوگیری از بازگشت تحریم‌ها علیه ایران به کار گرفتند و پیش‌نویسی را برای به تعویق انداختن مکانیسم ماشه، به شورای امنیت ارائه کردند. این پیشنهاد نیز در بالاترین مرجع بین‌المللی ناکام ماند و بازگشت تحریم‌های پیشین علیه ایران قطعی شد.

بدین‌ترتیب تحریم‌های سازمان ملل متحد که بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ علیه تهران وضع شده بودند، از بامداد ششم مهرماه به وقت ایران، دوباره اجرایی شدند.