زبان به مثابه خشونت: چرا بدن زن، محور اصلی آزارهای کلامی است؟

زبان به مثابه خشونت: چرا بدن زن، محور اصلی آزارهای کلامی است؟

روز ۲۵ نوامبر، “روز جهانی منع خشونت علیه زنان”، تنها یادآور خشونت‌های آشکار علیه زنان جامعه نیست؛ بلکه فرصتی است برای دیدن لایه‌های خاموش و پنهانی که در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده‌اند.روز ۲۵ نوامبر، “روز جهانی منع خشونت علیه زنان”، فرصتی است برای دیدن لایه‌های خاموش و پنهانی که در تار و پود زندگی روزمره تنیده شده‌اند. لایه‌هایی که نه دیده می‌شوند، نه همیشه جدی گرفته می‌شوند، اما اثرشان ماندگار و عمیق است.

یکی از این لایه‌های پنهان، زبان خشونت‌زده یا همان خشونت کلامی است که نسل‌هاست در شکل فحاشی‌ها، شوخی‌ها، کنایه‌ها و ادبیات عامیانه بازتولید می‌شود؛ زبانی که بدن زنان و هویت آنها را به ابزاری برای تحقیر تبدیل کرده است.

به باور کارشناسان، این الگوی تکرارشونده که در سال‌های اخیر بخصوص در فضای مجازی به شکل بسیار پررنگی رواج یافته، صرفاً یک “بددهانی” ساده یا یک “عصبانیت لحظه‌ای” نیست، بلکه نشانه‌ای از ساختارهای عمیق‌تر تبعیض جنسیتی است؛ ساختارهایی که در سکوت و عادی‌سازی، خشونتی روانی و نمادین را علیه زنان تثبیت می‌کنند. استفاده گسترده از این الفاظ، پرسشی جدی را پیش می‌کشد: چرا بدن زن، اولین و اصلی‌ترین ابزار تحقیر در زبان ماست؟ چه سازوکارهای فرهنگی، اجتماعی و روان‌شناختی باعث می‌شود که این شکل از خشونت زبانی نه‌تنها نکوهش نشود، بلکه گاهی حتی با خنده، تشویق یا همراهی روبه‌رو شود؟

این گزارش تلاش می‌کند لایه‌های پنهان این پدیده را واکاوی کند؛ از ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آن گرفته تا اثرات روانی و اجتماعی‌اش بر زنان و جامعه. هدف، تنها اشاره به یک مسئله زبانی نیست؛ بلکه فهم این واقعیت است که هر واژه، حامل قدرت و معناست و زبان خشونت، زمینه‌ساز جامعه‌ای خشونت‌پذیر است.

تکامل خشونت به شکل سایبری

خشونت مبتنی بر جنسیت البته پدیده جدیدی نیست، اما مهاجرت آن به دنیای دیجیتال، مقیاس و تأثیر آن را افزایش داده است. از همان ابتدای ظهور ایمیل و اتاق‌های گفت‌وگو، زنان هدف آزار و اذیت سایبری قرار گرفتند. با ظهور رسانه‌های اجتماعی، این تهدیدها گسترش یافت و ابزارهایی را برای آزار و اذیت، سوءاستفاده و تحقیر در مقیاس جهانی در اختیار مجرمان سایبری قرار داد.

در دهه ۲۰۱۰، سوءاستفاده مبتنی بر تصویر یا “پورن انتقامی” توجه زیادی را به خود جلب کرد. اشتراک‌گذاری بدون رضایت تصاویر خصوصی، که اغلب به عنوان اقدامی تلافی‌جویانه یا کنترلی انجام می‌شد، به سلاحی ویرانگر علیه زنان تبدیل شد. این شکل از سوءاستفاده، نشان‌دهنده‌ تغییر در پویایی خشونت بود: پایداری اینترنت به این معنی بود که رنج قربانیان می‌تواند به طور نامحدود ادامه یابد.

تا سال ۲۰۱۷، اتحادیه اروپا تخمین زد که از هر ۱۰ زن، ۱ نفر از سن ۱۵ سالگی به بعد نوعی خشونت آنلاین را تجربه کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دانشگاه مریلند آمریکا در پژوهشی در سال ۲۰۱۴ عنوان کرد که کاربران زن به طور متوسط ۲۵ برابر بیشتر از کاربران مرد با پیام‌های تهدیدگر، ناسزاگویی، پیام‌هایی با کلمات رکیک و جنسیت‌زده و خشونت کلامی مواجه می‌شوند و قربانیان این آزار بیشتر در زنان میان ۱۸ تا ۳۰ ساله بوده‌اند. براین اساس در بسیاری از کشورها زنان به دلیل ترس از عواقب اجتماعی، مایل به گزارش‌دهی در مورد ارتکاب خشونت سایبری علیه خود نیستند و در نتیجه فضا را برای مردانی که در این فضا اعمال خشونت می‌کنند، امن‌تر کرده‌اند.

تعریف ارزش مردانگی، از طریق قدرت بر زن

جامعه‌شناسان خشونت کلامی را اینطور تعریف می‌کنند: خشونت کلامی علیه زنان در فضای مجازی مجموعه‌ای از رفتارهای زبان‌محور در محیط آنلاین است که زنان را به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم هدف قرار می‌دهد و به‌واسطه‌ کلمات، تصاویر، کامنت‌ها، پیام‌ها یا حتی شوخی‌ها، باعث ایجاد ترس، شرم، تحقیر، یا صدمه روانی می‌شود.

این خشونت معمولاً ریشه در کلیشه‌ها، نگاه ابزاری به بدن زن و ساختارهای مردسالارانه دارد و چون “جسمی” یا “قابل مشاهده” نیست، اغلب نادیده گرفته می‌شود، اما اثرات روانی و اجتماعی آن بسیار جدی است.

بیشتر بخوانید: سازمان جهانی بهداشت: یک سوم زنان جهان قربانی خشونت بوده‌اند

علی رجبعلی، پژوهشگر جامعه‌شناسی در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی در پاسخ به این پرسش که اصلا چرا بدن زن محور بسیاری از خشونت‌های کلامی باید باشد، معتقد است: «ریشه این امر نه در واقعیت زیستی زنان بلکه در یک ساختار تاریخی و فرهنگی است که بدن زن را ابزار کنترل، مالکیت و تحقیر تعریف کرده است.»

به باور این پژوهشگر، در بسیاری از جوامع و به‌طور برجسته در کشورهای خاورمیانه، زنان نه فقط به‌عنوان یک فرد، بلکه به‌عنوان نماد آبرو و حیثیت خانواده و جامعه محسوب می‌شوند. به همین دلیل هر نوع خشونت زبانی، به بدن زن نسبت داده می‌شود تا بیشترین حس تحقیر را ایجاد کند.

به گفته او، در جوامعی که آموزش جنسی غایب است، بدن زن تابو است و تابو بودن یک چیز باعث می‌شود آن چیز هم ابژه تمایل شود و هم ابزار تحقیر. علاوه‌ براین، در فرهنگ‌هایی که مردسالاری قوی است، ارزش مردانگی از طریق قدرت بر زن تعریف می‌شود. پس اگر بخواهند یک مرد را تحقیر کنند، همسر، دختر، مادر و یا خواهر او را مورد خشونت کلامی قرار می‌دهند و در واقع بدن زن تبدیل می‌شود به زبان غیرمستقیم برای تحقیر مردان.

اما سوال اینجاست که استفاده از خشونت کلامی چه تأثیری بر روان جمعی جامعه و به‌ویژه زنان دارد؟

کارشناسان معتقدند که فحاشی‌ها و شوخی‌های جنسی فقط یک گفت‌وگوی روزمره نیستند و روی روان جمعی زنان اثر عمیق می‌گذارند. این نوع زبان، احساس امنیت، ارزشمندی، اعتماد به نفس و حضور اجتماعی زنان را تضعیف می‌کند و در سطح جمعی، نوعی خشم، بی‌اعتمادی و خشونت پنهان تولید می‌کند.

بیشتر بخوانید: خودکشی زنان خانه‌دار ایرانی در سایه سیاست‌های مردسالارانه حکومت

این پژوهشگر جامعه‌شناسی در پاسخ به این سوال که از نظر روانی، چه نیازی به خشونت کلامی علیه زنان و مورد اهانت قرار دادن زنان با فحش‌ها و الفاظ رکیک جنسی است، می‌گوید: «وقتی افراد عصبانی می‌شوند یا حتی می‌خواهند شوخی کنند، سراغ فحش‌های جنسی می‌روند چون این واژه‌ها در فرهنگ مردسالار بیشترین قدرت را برای ضربه زدن دارند. این کلمات حامل دو نیاز پنهان‌اند: قدرت‌نمایی و تخلیه هیجان.»

به گفته او، از طرفی وقتی در جمع و یا در فضای مجازی خشونت کلامی علیه زنان خنده‌دار تلقی می‌شود، پذیرش اجتماعی آن بیشتر می‌شود و افراد می‌آموزند که خشونت‌ کلامی را می‌توان با طنز ارائه کرد بدون اینکه کسی واکنش جدی نشان دهد.

پیر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی از مفهومی استفاده می‌کند به نام خشونت نمادین (Violence Symbolique) که ویژگی‌اش این است:

• خشونت دارد

• اما به‌صورت طبیعی تجربه می‌شود

• قربانی آن را نقد نمی‌کند

• و جامعه نیز حساسیتش را نسبت به آن از دست می‌دهد.

علی رجبعلی، پژوهشگر جامعه‌شناسی در این باره توضیح می‌دهد: «فحش‌ها و شوخی‌های جنسی علیه زنان، دقیقاً همین کار را می‌کنند. هر تکرار، یک لایه از حساسیت جامعه را کم می‌کند و در نهایت قبح آن ریخته و به امری معمولی و روزمره در جامعه بدیل می‌گردد.»

تحقیر، به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ابزار حفظ قدرت

به باور کارشناسان، تأثیر خشونت سایبری بر قربانیان عمیق است و بسیاری از آنها اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را تجربه می‌کنند. ماندگاری محتوای این نوع خشونت اغلب باعث می‌شود قربانیان احساس کنند در دام افتاده‌اند و قادر به فرار یا عبور از آزار و اذیت نیستند. این در حالیست که پژوهشگران معتقدند، خشونت کلامی غالباً محرک و مقدمه خشونت فیزیکی خطرناک به دلیل پررنگ شدن مفاهیمی از جمله “”ناموس” و “غیرت” و عامل انتقام‌گیری و ایجاد دور تسلسل خشونت و جرم و جنایت در جامعه است.

بیشتر بخوانید: سازمان ملل: رشد جنگ و نزاع در جهان خشونت علیه زنان را تشدید کرده است

اومای رادمهر، فمینیست اینترسکشنال و عضو شورای مرکزی “کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان” به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «تکرار این نوع زبان خشونت‌آمیز قطعا می‌تواند باعث عادی‌سازی خشونت علیه زنان در ناخودآگاه جمعی شود و این یکی از خطرناک‌ترین اثرات زبان جنسیت‌زده و خشونت کلامی است.»

به گفته او، زبان، حاوی معنا است. با تکرار، این معنا در سطح ناخودآگاه جای می‌گیرد. پیام‌ها و معناهای نهفته خشونت کلامی علیه زنان در نتیجه تکرار دائمی در مکالمات روزمره، در سطح ناخودآگاه حتی در بین کسانی که آگاهانه مخالف خشونت‌اند نیز جای می‌گیرد.

رادمهر نیز در توضیح این که استفاده از این نوع فحاشی چه تأثیری بر روان جمعی جامعه و به‌ویژه زنان دارد، می‌افزاید: «آمار بسیار بالای عمل‌های زیبایی زنان وقتی کنار زبان جنسیت‌زده و خشونت کلامی علیه زنان قرار می‌گیرد، تصویری روشن از یک چرخه فشار اجتماعی می‌سازد. در این چرخه، زبان نقش مهمی در شکل دادن به تصویر ذهنی زنان از ارزش خود و بدنشان دارد. وقتی بدن زن در فحاشی‌ها، شوخی‌ها و تحقیرهای روزمره هدف قرار می‌گیرد، پیامی پیوسته به جامعه ارسال می‌شود: “ارزش زن = بدن اوست”.»

به گفته او، این امر باعث می‌شود زنان نسبت به بدن خود حساسیت افراطی پیدا کنند و بیشتر مایل به ایجاد تغییراتی در آن باشند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

عضو شورای مرکزی “کانون دموکراسی و توسعه آذربایجان” در پاسخ به این سوال که چرا اکثرا خود زنان هم این الفاظ و خشونت‌های کلامی و جنسیت‌زده را استفاده می‌کنند، می‌افزاید: «زنان هم نه از سر قدرت، بلکه از سر فشار ساختاری در این چرخه گرفتار می‌شوند. وقتی زنی در فرهنگی مردسالار رشد می‌کند، به تدریج همان ارزش‌ها را درونی می‌کند. این یعنی زن، ساختار مردسالاری را از بیرون نمی‌بیند، بلکه آن را یک “نُرم طبیعی” می‌پندارد.»

به گفته او، وقتی زن در جامعه‌ای زندگی می‌کند که زبان قدرت، مردانه است و خشونت کلامی نشانه “زور” و “مردانگی” تلقی می‌شود، او ممکن است تلاش کند با واردشدن به این گفتمان، قدرت نمادین کسب کند. ولی درواقع زن با استفاده از این زبان، ناآگاهانه، قدرت مردسالارانه را بازتولید می‌کند، نه قدرت خودش را.

آتش به جان جنگل‌های ایران؛ از پوکه شکارچیان تا نالایقی مدیران

آتش به جان جنگل‌های ایران؛ از پوکه شکارچیان تا نالایقی مدیران

آتشی که در دو مرحله حدود یک ماه جنگل‌های الیت چالوس را فرا گرفته بود ظاهرا بالاخره مهار شده است. اما علت این آتش‌سوزی‌های مداوم چیست و برای مهار و پیشگیری آن چه باید کرد؟یک ماه است که آتش‌به جان جنگل‌های الیت چالوس افتاده است. مقامات رسمی می‌گویند آتش در مرحله اول مهار شد اما مرحله دوم از حدود یک هفته پیش دوباره آغاز شد. یکشنبه شب دوم آذر منابع رسمی اعلام کردند که آتش مهار شده است. منابع محلی به دویچه‌ وله گفته‌اند که آتش به صورت نقطه‌ای باقی مانده و “در حال لکه‌گیری منطقه هستند”.

این اولین بار نیست که آتش، جنگل‌های ایران را خاکستر می‌کند. در سال‌های اخیر میزان آتش سوزی در جنگل‌های ایران سیری به طور محسوس صعودی داشته است؛ از زاگرس تا خزر جنگل‌ها دچار حریق شده و بخشی از آنها کاملا از بین رفته است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

بر اساس داده‌های مرکز کوپرنیک ESSD (سیستم داده‌های علمی زمین) آتش‌سوزی‌ها در فصل پاییز ۲۵-۲۰۲۴ در ایران از نظر تعداد و مساحت آتش‌سوزی‌ها یکی از شدیدترین موارد از سال ۲۰۰۲ به این سو بوده است. در این بازه زمانی چندین آتش‌سوزی در جنگل‌های استان‌های خوزستان، کردستان و جنگل‌های هیرکانی در شمال ایران رخ داده‌اند.

سال گذشته تقریبا همین روزها بود که ۷۰ نفر از کارشناسان و اساتید جنگل‌داری و مرتع در ایران نامه‌ای به مسعود پزشکیان نوشته و از او خواستند قوانین مصوب درباره جنگل‌ها را اجرایی کند. نویسندگان این نامه مشخصا خواسته‌های زیر را مطرح کردند: « توجه بیشتر و جدی به وضعیت جنگل‌های کشور، پایبندی به قانون، ارتقای جایگاه شورای علمی-فنی سازمان با تصویب هیات دولت، استمرار فعالیت طرح‌های متوقف شده بدون برداشت درختان سرپای سالم و امکان نظارت انجمن‌های علمی بخش بر فعالیت‌های سازمان منابع طبیعی.» و این خواست‌ها را “کمترین توقعی” دانستند که از دولت انتظار می‌رود.

اینک یک سال از ارسال این نامه می‌گذرد و بار دیگر آتش به جان جنگل‌های ایران افتاده است.

لیلا مرگن، دانش‌آموخته علوم جنگل و خبرنگار محیط زیست یکی از امضاکنندگان این نامه بود. او به دویچه‌ وله می‌گوید در یک سال اخیر دو نامه به رییس جمهوری نوشته شده و در نامه دوم مشخصا از ریاست جمهوری درخواست شده تا طرح‌های مدیریتی جنگل‌های ایران در ابتدای برنامه ششم توسعه برای جلوگیری از بهره‌برداری بیش از حد از جنگل‌ها را که متوقف شده بود دوباره راه‌اندازی کند. قرار بود ظرف سه سال برنامه جایگزین برای این طرح‌ها ارائه شود، ولی با گذشت نزدیک به ۱۰ سال هنوز برنامه‌ جایگیزینی برای آن ارائه نشده است.

به گفته این کارشناس، راه افتادن این طرح‌ها باعث حضور بیشتر نیروهای تخصصی و نیز حضور بیشتر بخش خصوصی در عرصه جنگل‌داری شده و احتمال مقابله با حریق و پیشگیری از حریق به صورت زمینی بیشتر فراهم می‌شود. اما متاسفانه هیچیک از این خواست‌ها هنوز برآورده نشده است.

“انفعال” سازمان محیط زیست

جنگل‌های الیت چالوس که این بار طعمه حریق شدند در داخل منطقه محافظت‌شده بودند و در حقیقت سازمان حفاظت از محیط زیست موظف بوده از این مناطق حفاظت ویژه کند. این در حالی است که به گفته خانم مرگن، بعد از گذشت ۱۸ تا ۱۹ روز از آغاز آتش‌سوزی تازه سازمان حفاظت از محیط زیست وارد عمل شده و بر عملیات اطفای حریق نظارت می‌کند.

لیلا مرگن می‌گوید: «همه جنگل‌ها مهم هستند، چه حفاظت شده و چه غیر حفاظت شده ولی ما عرصه‌ای را حفاظت شده اعلام می‌کنیم که واجد ارزش‌های زیستی خاصی هستند و برای همین حفاظت شده اعلام می‌شوند ولی می‌بینیم که سازمان محیط زیست در قبال منطقه حفاظت شده تحت مدیریت خودش خوب عمل نکرد، حداقل اگر نگوییم منفعل بوده ولی خوب عمل نکرده و با تاخیر عمل کرده است.»

علت وقوع آتش؛ از احتمال عامل انسانی تا خشک بودن زمین

هربار که آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران رخ می‌دهد عوامل گوناگونی برای علت وقوع آن اعلام می‌شوند اما بیش از همه بر عوامل انسانی تاکید می‌شود.

بیشتر بخوانید:کمک ترکیه و آمادگی روسیه و بلاروس برای مهار آتش در جنگل الیت

در جریان آتش‌سوزی اخیر جنگل الیت نیز رضا افلاطونی رییس سازمان جنگل‌ها درباره علت اولیه این آتش‌سوزی گفت: «گروه‌های کارشناسی در محل حضور دارند و منشأ دقیق حادثه را بررسی می‌کنند. با این حال شواهد اولیه احتمال دخالت عامل انسانی را تقویت می‌کند.»

لیلا مرگن با اشاره به موقعیت این جنگل‌ها و صعب‌العبور بودن آنها احتمال شروع آتش‌سوزی توسط گردشگران را منتفی می‌داند و معتقد است اگر عامل انسانی دخیل بوده باشد تنها می‌تواند “کار شکارچیان باشد”.

او می‌گوید: «جامعه محلی و مردم عادی که برای تفرج، بی قاعده وارد جنگل می‌شوند در مناطق صعب العبور تردد نمی‌کنند. مناطق صعب‌العبور فقط محل‌هایی است که افراد خاصی با اهداف خاص در آن تردد می‌کنند و یک‌ گروه از این افراد می‌توانند شکارچیان باشند. حداقل برآوردهای ما این را نشان می‌دهد.»

او با اشاره به اینکه ایران امسال خشک‌ترین پاییز صد سال اخیر را تجربه می‌کند می‌گوید: «از تابستان کف جنگل‌های هیرکانی ترک خورده بود و لاش-برگ‌های زیادی که کف جنگل جمع شده بودند خودشان مثل یک مخزن باروت هستند. ما نمی‌دانیم چه عاملی باعث آتش سوزی شده یعنی عمدی بوده، یکی رفته کبریت زده و این لاش-برگ‌ها را سوزانده یا پوکه داغ فشنگ یک شکارچی توانسته یک همچین بلایی سر جنگل‌ها نازل بکند.»

اما چرا و چگونه شکارچی می‌تواند وارد منطقه حفاظت‌شده بشود؟

پاسخ این پرسش از دید خانم مرگن تنها کمبود نیروی انسانی است. او برای ما توضیح می‌دهد که منابع محلی به او گفته‌اند “تنها یک محیط‌بان در سراسر این عرصه وجود داشته است و خب مسلم است که یک نفر نمی‌تواند منطقه‌ای با آن وسعت را به طور کامل تحت نظر بگیرد.”

به گفته مرگن پس از شروع آتش‌سوزی تنها محیط‌‌بان منطقه سراغ منابع طبیعی می‌رود، منابع طبیعی پنج نفر را در اختیار او می‌گذارد و این شش نفر چهار روز به تنهایی سعی در کنترل آتش داشته‌اند که مشخص است موفق نشده‌اند.

“این آینده جنگل‌های ماست که می‌سوزد”

به گفته این کارشناس محیط زیست اگر در همان ساعات اولیه، آتش‌سوزی جدی گرفته می‌شد و از سوی برخی اعلام نمی‌شد که “فقط دود است” یا “آتش‌سوزی سطحی است” و بلافاصله ستاد بحران تشکیل می‌شد شاید دامنه آتش اینقدر گسترش نمی‌یافت. به خصوص در زمانی که همه کارشناسان نسبت به خشک بودن این پاییز و وزش بادهای گرم از مدتها پیش هشدار داده بودند.

او ادامه می‌دهد: «ما در هر آتش سوزی یک نسل از جنگل را از دست می‌دهیم، معمولا نهال‌های بین یک تا ده ساله آسیب می‌بینند و وقتی که اعضای جوان یک جمعیت حذف بشوند، در آینده و توالی آن اکوسیستم تاثیر خیلی جدی دارد. ولی من واقعا نمی‌دانم چرا در ایران آتش سوزی‌های سطحی را جدی نمی‌گیرند و می‌گویند آتش سوزی سطحی است و ما آتش‌سوزی تنه‌ای و تاجی نداریم. بله ممکن است بگوییم تعداد درختانی که آتش گرفته خیلی کم است ولی مهم آینده جنگل است و ما داریم آینده جنگل‌هایمان را با همین آتش‌سوزی که اسمش را سطحی می‌گذاریم، از دست می‌دهیم.»

گردشگری بی‌قاعده؛ بلای جان جنگل‌ها

برای از بین رفتن جنگل‌های ایران دلایل گوناگونی از سوی کارشناسان مطرح می‌شود از جمله آنها می‌توان به زمین‌خواری، جنگل‌زدایی، دپوی زباله، چرای بی‌رویه دام‌ها و عوامل دیگری اشاره کرد. اما از دید خانم مرگن در آتش‌سوزی جنگل‌ها بیش از همه گردشگری بی‌رویه مقصر است.

او می‌گوید: «گردشگری به عنوان نسخه شفابخش و نجات دهنده جنگل‌های هیرکانی معرفی می‌شود در صورتی که گردشگری بی قاعده خودش بزرگترین سم و تهدید برای جنگل‌های ایران است چون گردشگرها به دوردست ترین نقاط رفته و زباله‌ها را به آنجا منتقل می‌کنند و هیچکس هم نیست زباله‌ها را جمع کند.»

کافی است زباله‌هایی که گردشگران به جا می‌گذارند حاوی قوطی کنسرو یا یک ته‌سیگار یا یک تکه آینه باشد، این ترکیب حتی نیاز به صاعقه هم ندارد بلکه با تابش مستقیم خورشید تبدیل به آتشی می‌شود که آینده ایران را می‌سوزاند.

این خبرنگار محیط زیست به عادت ایرانی‌ها در گردشگری اشاره می‌کند و اینکه هرجا که گردشگران می‌روند بلافاصله آتش روشن می‌کنند و همین در بسیاری موارد نقطه شروع جنگل سوزی است. به همین دلیلی خانم مرگن تاکید می‌کند که به هیچ وجه نباید در جنگل‌ها آتش روشن کرد. همچنین باید بسیار حساس بود و به محض دیدن هر دودی موضوع را به مراجع ذیصلاح اطلاع داد.

او به نقش مدیریت دولتی در این میان اشاره کرده و می‌گوید: «در فصل‌های خشک، دولت باید سخت‌گیری‌های بیشتری برای حضور گردشگر در طبیعت داشته باشد. در فصل‌های خشک صدور مجوز شکار باید قدغن بشود یا حداقل با نظر کارشناسان این حوزه طوری مدیریت شود که شکارچی کاملا کنترل‌شده به محیط برود که اگر پوکه فشنگی افتاد بلایی سر منطقه نیاید.»

با این همه مرگن تایید می‌کند که همه این‌ها به پول، امکانات و نیروی انسانی نیاز دارد که به گفته او “متاسفانه هیچ کدامش را نداریم” و به همین دلیل او می‌گوید: «اینقدر مشکل داریم که محقق کردن نسخه‌هایی که کارشناسان می‌پیچیند کار بسیار سختی خواهد بود.»

شاید به همین دلیل است که نهادهای مدنی و گروه‌های محیط زیستی تمرکزشان را بر روی مردم گذاشته‌اند و بیش از همه دست یاری به سوی مردم دراز کرده‌اند، مردمی که باید بدانند مرگ جنگل‌ها مرگ فرزندان آنهاست.

“ریه‌های ایران” در حال سوختن

ایران کشوری خشک و کم‌آب است و این یک واقعیت است اما روند خشک‌تر شدن این کشور حداقل از دهه ۱۳۹۰ تسریع شده است. از همان زمان آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌ها نیز بیشتر شد و اکنون با گذشت بیش از یک دهه مشکلات همچنان پابرجاست.

لیلا مرگن در این باره می‌گوید: «تا به امروز هر بار که سال‌های خشک آمده و ما بحران آتش سوزی در جنگل داشتیم بحث این بوده که باید در کشور پایگاه‌های تخصصی اطفای حریق تشکیل شود. یک روز گفتند جا برای فرود هلی‌کوپتر نداریم، یک روز گفتند پول نداریم بالگرد بخریم، هر دفعه یک موضوعی مطرح شده ولی واقعیت این است که اطفای حریق یک موضوع کاملا تخصصی است. ما در جریان اطفای حریق جنگل کشته می‌دهیم.»

بیشتر بخوانید: پس از سه هفته آتش در جنگل‌های هیرکانی شدت بیشتری گرفته است

او تصریح می‌کند که اطفای حریق با نوع برخورد با سیل و زلزله و رانش زمین فرق می‌کند و نیاز به افراد آموزش‌دیده و همکاری‌های بین‌المللی دارد: «ما نیاز به همکاری‌های بین‌المللی داریم، نیاز داریم تا به مجموعه‌های جهانی که برای اطفاء حریق شکل گرفته بپیوندیم، از نسخه‌ها، توصیه‌ها، عکس‌های هوایی و امکاناتی که آنها دارند استفاده بکنیم. ما خیلی جنگل نداریم که بنشینیم نگاه کنیم که بسوزند. اینها ریه‌های ایران و ریه‌های جهان هستند و باید حفظشان کنیم.»

“قبل از دیر شدن به داد هیرکانی برسیم”

از آستارا در شمال غربی ایران تا گلی‌داغ در شرق استان گلستان خطی سبز در امتداد خزر به طول تقریبی ۵۰۰ کیلومتر کشیده شده که ریه ایران است. جنگل‌های هیرکانی نامش را از نام قدیم گرگان؛ “هیرکان” گرفته و عمری بالغ بر ۴۰ میلیون سال دارد.

۶۰ گونه پستاندار، ۱۸۰ گونه پرنده و بیش از ۳۰۰ نوع گونه گیاهی در این جنگل‌ها حیات دارند. وسعت این گونه جنگل حدود دو میلیون هکتار است که بزرگترین منطقه جنگلی ایران محسوب می‌شود اما در مقایسه با مساحت کل ایران و وسعت کویر ایران چیزی شبیه “یک ابروی باریک” است.

لیلا مرگن با ذکر این تشبیه می‌گوید: «جنگل های هیرکانی کانون جذب رطوبت و در واقع ابرهای آسمانند و اگر این جنگل‌ها نباشند یا در واقع به خاطر شرایط حذف شوند، امکان سکونت در شمال ایران از دست می‌رود.»

او تاکید می‌کند که “نشانه‌های بیابانی شدن در جنگل‌های هیرکانی به وضوح خودش را نشان می‌دهد” و می‌گوید: «بستر پارک ملی گلستان تبدیل شده به کانون ریزگرد و ریزگردهای کف جنگل دارد مردم استان گلستان را دچار مشکل می‌کند. پارک ملی گلستان منطقه تحت حفاظت سازمان محیط زیست است و سازمان محیط زیست نباید اجازه می‌داد ما به این نقطه برسیم. من فکر می‌کنم جنگل‌های هیرکانی دارد روند وحشتناکی را به سمت از بین رفتن طی می‌کند و کاش قبل از اینکه خیلی دیر شود به دادشان برسیم.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

از او می‌پرسم اگر همین حالا دولت ایران به او تمام اختیارات لازم را برای حفظ جنگل‌ها بدهد، اولین و مهمترین اقدامی که می‌کند چیست؟

لیلا مرگن می‌گوید: «اولین اقدامی که برای جنگل‌های از نفس افتاده ایران می‌کنم، اعلام قرق و ممنوعیت هر نوع بهره برداری به هرشکلی از اکوسیستم‌های جنگلی است. سعی می‌کنم فرمول‌هایی برای معیشت جایگزین جامعه محلی داشته باشم، نه با تزریق پول بلکه با ایجاد شغل. جنگل‌ها نیاز به یک تنفس واقعی دارند و فعلا نباید وارد جنگل‌ها شد، یک دوره استراحت نیاز دارند تا اکوسیستم، خودش را بازیابی کند. در کنارش برای جنگل‌ها اقدامات حمایتی انجام می‌دهم یعنی جاهایی که نیاز به خراش سطحی دارد برای زادآوری خراش سطحی انجام می‌دهم، بذرپاشی را در دستور کار قرار می‌دهم. بعد از بذرپاشی برای مناطقی که خیلی اوضاع خراب است نسخه نهال کاری را می‌گذارم و سعی می‌کنم جنگل را به بهترین شکل ممکن، حالا نه مثل روز اول ولی به بهترین شکل ممکن به نقطه‌ای برگردانم که بتواند خودش را بازیابی کند، توانش برگردد و دوباره اجزای اصلی‌اش سر جای اولشان بازگردند.»

این روزها هم‌زمان با سوختن جنگل‌های هیرکانی، این شعر در فضای مجازی دست به دست می‌شود:

به که بسپارمت ای خاک به بادت ندهد؟
به که بسپارمت ای خانه که ویران نشوی؟

واکنش جمهوری اسلامی به کشته‌شدن فرمانده حزب‌الله؛ خشم و تهدید

واکنش جمهوری اسلامی به کشته‌شدن فرمانده حزب‌الله؛ خشم و تهدید

در حالی که عدم آمادگی حزب‌الله برای خلع سلاح عامل عمده‌ای در تداوم حملات اسرائیل و کشتن فرماندهان حزب‌الله تلقی می‌شود، جمهوری اسلامی لازمه مقابله با این حملات را “مقاومت و تجدید نظر در خویشتنداری” حزب‌الله می‌داند.جمهوری اسلامی نسبت به کشته‌شدن رئیس ستاد نظامی حزب‌الله لبنان با آمیزه‌ای از خشم و تهدید واکنش نشان داده است. هیثم علی طباطبایی که از نظر فرماندهی تنها یک رتبه پایین‌تر از نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله، محسوب می‌شد، روز یکشنبه‌ ۲۳ نوامبر (۲ آذر) در حمله‌هدفمند اسرائیل در جنوب بیروت کشته شد.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی صبح روز بعد در بیانیه‌ای اقدام اسرائیل را “عمل تروریستی و جنایت جنگی” توصیف کرد و خواهان آن شد که به دلیل “نقض فاحش آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ و تعرضی وحشیانه علیه تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی لبنان” رهبران اسرائیل محاکمه و مجازات شوند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

بیانیه همچنین با متهم کردن سازمان ملل و شورای امنیت به “بی‌عملی و سکوت” در برابر اقدامات اسرائیل خواهان “اقدام جدی از سوی جامعه بین‌المللی برای مقابله با تروریسم سازمان‌یافته و جنگ‌افروزی رژیم صهیونیستی علیه لبنان و دیگر کشورهای منطقه ” شده است.

گرچه در بیانیه وزارت خارجه جمهوری اسلامی شعار و تهدید همیشگی حکومت علیه موجودیت اسرائیل به صراحت مطرح نشده، ولی در موضع‌گیری خشم‌آلود علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی این تهدید دوباره محوریت دارد. او در پیامی در شبکه اکس نوشت «طباطبایی و همراهانش به آرزوی خود (شهادت) رسیدند، اما نتانیاهو آنقدر ماجراجویی خود را ادامه می‌دهد تا همه دریابند راهی جز مقابله با این رژیم جعلی باقی نمانده است.»

در تعلیق میان خلع سلاح و حملات اسرائیل

حزب‌الله لبنان به عنوان یکی از مقتدرترین شاخه‌های “محور مقاومت” و “نیروهای نیابتی” جمهوری اسلامی به‌خصوص از زمان حمله حماس به اسرائیل و تحرکات نظامی‌‌ای که در همبستگی با این گروه تروریستی در پیش گرفت زیر سنگین‌ترین ضربات ارتش اسرائیل بوده که به نابودی بخش بزرگی از ساختارها و کادر فرماندهی آن و ویرانی‌های گسترده در لبنان انجامیده است.

شلیک موشکی حزب‌الله به شمال اسرائیل، که از روز پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، موجب تخلیه ۶۰ هزار نفر و وارد شدن خسارت گسترده به چندین منطقه در این کشور شد. تشدید تنش در شهریور ۱۴۰۳به جنگی تمام‌عیار انجامید که اسرائیل در آن بخش بزرگی از رهبری و زرادخانه حزب‌الله را نابود کرد.

توافق آتش‌بسی که یک سال پیش حدودأ در چنین روزهایی امضا شد، از جمله ناظر بر خلع سلاح حزب‌الله در قبال عقب‌نشینی کامل نیروهای اسرائیل از جنوب لبنان است.

اسرائیل در هفته‌های اخیر حملات خود علیه حزب‌الله را افزایش داده و این گروه را متهم می‌کند که آتش‌بس یک‌ساله را نقض کرده، در حال بازسازی توانایی‌هایش است و دولت لبنان نیز در خلع سلاح این گروه کوتاهی می‌کند.

یک منبع امنیتی اسرائیل به شبکه العربیه الحدث گفت که با تنها چند روز جنگ می‌توان حزب‌الله را برای سال‌ها ضعیف کرد. او افزود که دولت لبنان به تعهدش در خلع سلاح حزب‌الله عمل نخواهد کرد و اسرائیل نیز منتظر نخواهد ماند. این منبع تأکید کرد که اگر اسرائیل تا پایان سال علیه حزب‌الله اقدام نکند، این گروه ممکن است حمله غافلگیرانه‌ای انجام دهد.

بر خلاف همه سال‌های گذشته که حزب‌الله در سطح بین‌المللی برای خلع سلاح زیر فشار بود، حالا دولت لبنان نیز برای حصول صلح با اسرائیل و تمرکز بر اقتصاد بحران‌زده این کشور، فشار را بر حزب‌الله تشدید کرده است، سیاستی که به برخی تنش‌ها میان این دولت و جمهوری اسلامی نیز منجر شده است. حزب‌الله که با سلاح و امکانات خود دولتی در دولت لبنان تلقی می‌شود، به رغم ضرباتی که از اسرائیل خورده، همچنان از خلع سلاح خود امتناع می‌کند و جمهوری اسلامی نیز حامی این رویکرد است.

این رویکرد یکی از دشوارترین وضعیت‌ها را برای حزب‌الله رقم زده است، وضعیتی که محملی برای اقدامات نظامی اسرائیل علیه باقی‌مانده ساختارهای سیاسی و نظامی این گروه است بدون آن که امکان مقابله و رویارویی داشته باشد.

“حزب‌الله خویشتن‌داری را کنار بگذارد”

با این همه محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه خواهان تجدیدنظر در سیاست صبر و خویشتن‌داری حزب‌الله شده است. او روز دوشنبه در یک سخنرانی در کرمان گفت: « حزب‌الله با صبر و خویشتن‌داری راهبردی در حال مدیریت میدان است. اگرچه ما دستوردهنده به جبهه مقاومت نیستیم و این نیروها مستقل تصمیم می‌گیرند، اما به نظر من این صبر و خویشتن‌داری باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.»

علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و نماینده کنونی علی خامنه‌ای در شورای دفاع کشور نیز بدون اشاره به موضوع خلع سلاح حزب‌الله “مقاومت” را اجتناب‌ناپذیر خوانده و نوشته است: «رژیم جعلی صهیونیستی (اسرائیل) جز زبان مقاومت را نمی‌فهمد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این واکنش‌ها در جمهوری اسلامی نسبت به کشته‌شدن طباطبایی در میان ناظران باعث شگفتی شده و به عنوان نشانه‌ای از آچمزی و سردرگمی در تهران و عدم ارزیابی درست از معادلات تازه در منطقه تلقی می‌شود، اشتباهی که نهایتا می‌تواند باز هم به ضرر صلح و ثبات و به زیان منافع ملی ایران و کشورهای منطقه تمام شود.

در همین حال، ارتش اسرائیل خود را برای احتمال پاسخ حزب‌الله آماده کرده، هرچند دستورالعمل‌های مربوط به غیرنظامیان تغییر نکرده است.
به گزارش رسانه‌های اسرائیلی گرچه اطلاعات معینی مبنی بر آمادگی حزب‌الله برای شلیک موشک به اسرائیل وجود ندارد، ولی نیروی هوایی این کشور سامانه‌های دفاع هوایی در شمال را برای احتمال شلیک موشک از لبنان تقویت کرده و سطح آماده‌باش خود را افزایش داده است.

ارتش اسرائیل همچنین اعلام کرده است که رزمایشی را در مرزهای لبنان و سوریه در دست انجام دارد که هدف آن “ارزیابی و بهبود آمادگی ارتش برای انواع سناریوها” است.

شاخص آلودگی هوا در کلا‌ن‌شهر‌های ایران به آستانه خطر رسید

شاخص آلودگی هوا در کلا‌ن‌شهر‌های ایران به آستانه خطر رسید

در ادامه بحران آلودگی هوا در شهر‌های مختلف ایران، کیفیت هوا در ۸ شهر بزرگ کشور در وضعیت ناسالم قرار گرفت. در حال حاضر هوای شهرهای تهران، اهواز، اصفهان، ارومیه، مشهد، تبریز، کرج و قزوین در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارند.رسانه‌های داخلی از تداوم بحران آلودگی هوا در شهر‌های مختلف ایران خبر می‌دهند. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، کیفیت هوا در ۸ شهر بزرگ کشور در وضعیت بحرانی و ناسالم قرار گرفته است.

تا لحظه تنظیم این خبر، شهرهای تهران، اهواز، اصفهان و ارومیه در وضعیت قرمز و “ناسالم برای همه افراد” طبقه‌بندی شده‌اند و شهرهای مشهد، تبریز، کرج و قزوین در وضعیت نارنجی و “ناسالم برای گروه‌های حساس” قرار دارند.

علاوه بر این شاخص آلودگی در تبریز به ۱۸۴ رسیده و هوای ۹ شهر استان خوزستان در وضعیت قرمز اعلام شده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

طبق اعلام شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، روز دوشنبه ۳ آذر، میانگین کیفیت هوای پایتخت روی عدد ۱۶۸ قرار دارد که این میزان برای تمامی شهروندان، خطرناک و ناسالم است.

در همین راستا شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، با بیان این که هوای این شهر اکنون در وضعیت قرمز قرار گرفته اعلام کرد که “در این شرایط به تمامی آحاد جامعه توصیه می‌شود از تردد در فضای باز خودداری کنند.”

بیشتر بخوانید: تهران در سه‌گانه بحران: خاموشی، بی‌آبی، آلودگی هوا

بر اساس گزارش‌های منتشر شده مناطق ۱۳، ۱۴، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ از جمله آلوده‌ترین مناطق تهران و در مرز محدوده “بسیار ناسالم” قرار دارند.

گزارش‌ها حاکی از آنند که از ابتدای سال خورشیدی تاکنون، کیفیت هوای تهران تنها ۶ روز پاک و ۱۲۳ روز قابل قبول داشته است. همچنین هوای تهران از ابتدای سال تا کنون ۱۰۶ روز ناسالم برای گروه‌های حساس، ۹ روز ناسالم، ۲ روز بسیار ناسالم و ۲ روز خطرناک را پشت سر گذاشته است.

بیشتر بخوانید: ۵۱ روز هوای ناسالم در تهران از شروع سال ۱۴۰۴ تا کنون

پدیده اینورژن (وارونگی) در هوای تهران همه ساله با آغاز فصل سرما در زمستان، به یکی از معضلات زندگی روزمره تبدیل می‌شود.

وارونگی زمانی رخ می‌دهد که لایه‌های بالایی هوا به خاطر تابش نور خورشید، از هوای نزدیک سطح زمین گرم‌تر می‌شوند.

در حال حاضر بر اثر این پدیده، افزون بر تهران، شهرهای اصفهان، تبریز، کرج، اهواز و مشهد نیز در وضعیت نارنجی قرار گرفته‌اند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

از تبریز گزارش می‌رسد که شاخص کیفی هوای این شهر طی ۲۴ ساعت گذشته، به ۱۸۴ رسید و هوای این شهر در وضعیت ناسالم قرار گرفت.

کارشناسان در خصوص پیامدهای تنفسی برای شهروندان هشدار داده‌اند. پیش‌بینی‌ها حاکی از آنند که این آلودگی در روزهای آینده نیز ادامه خواهد یافت. برخی از متخصصان، مازوت‌سوزی در نیروگاه‌ها را یکی از دلایل اصلی آلودگی هوای ‌کلان‌شهرهای ایران می‌دانند.

“برنامه تسلیحات اتمی ایران با کمک پنهانی روسیه پیش می‌رود”

“برنامه تسلیحات اتمی ایران با کمک پنهانی روسیه پیش می‌رود”

پایگاه خبری “وای‌نت” گزارش داد که جمهوری اسلامی با کمک مستقیم روسیه به طور پنهانی در حال پیش‌برد برنامه تسلیحات اتمی خود است. هدف این همکاری‌ها “تکمیل مرحله نهایی” برنامه حکومت ایران برای “طراحی سلاح اتمی” عنوان شده است.وبسایت خبری اسرائیلی “وای‌نت” با استناد به اظهارات منابع اطلاعاتی گزارش داد که جمهوری اسلامی با کمک مستقیم و مخفیانه روسیه، به طور پنهانی در حال پیش‌برد برنامه تسلیحات اتمی خود است. هدف این همکاری‌ها، “تکمیل مرحله نهایی” برنامه حکومت ایران برای “طراحی سلاح اتمی” عنوان شده است.

گزارش روز یک‌شنبه ۲۳ نوامبر (۲ آذر) این پایگاه خبری، از بازدید یک هیات اعزامی وزارت دفاع جمهوری اسلامی از یک شرکت فناوری نظامی روسیه پرده برداشته است. بر اساس این گزارش، شرکت روسی مذکور در فهرست تحریم‌های ایالات متحده آمریکا قرار دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این گزارش با اشاره به این که “تهدید ایجادشده از سوی جمهوری اسلامی به‌تازگی از یک آستانه قطعی و غیرقابل برگشت عبور کرده است” می‌افزاید: «در حالی که جهان همچنان با جنگ‌های نیابتی و مانورهای دیپلماتیک سرگرم باقی مانده است، گزارش‌های اطلاعاتی تایید می‌کنند که تهران به‌صورت مخفیانه برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را با کمک مستقیم و پنهانی دولت روسیه پیش می‌برد.»

گزارش وای‌نت با اشاره به این که “این همکاری راهبردی به‌طور بنیادی چشم‌انداز امنیتی کل خاورمیانه را تغییر می‌دهد” می‌نویسد: «این همکاری دو واقعیت ترسناک را ثابت می‌کند: ایران فعالانه ساخت سلاح را دنبال می‌کند، و روسیه در نقش شریک ژئوپولیتیک اصلی آن عمل می‌کند و به تهران کمک می‌کند نظارت بین‌المللی را دور بزند و فاصله خود تا رسیدن به قابلیت هسته‌ای را به‌سرعت کاهش دهد.»

در این گزارش آمده است که هدف سفر محرمانه هیات وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی به روسیه این بوده که روسیه به ایران کمک کند “بدون انجام یک آزمایش انفجاری هسته‌ای از درست بودن طراحی سلاح هسته‌ای مطمئن شود.”

بیشتر بخوانید: اخلال در زنجیره تامین پهپادهای ایران در آفریقا توسط اسرائیل

به گفته این پایگاه خبری، این ماموریت از سوی شرکت “دماوند تک” هدایت و سازمان‌دهی شده است. دماوند تک، یک شرکت پوششی برای “سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی” (سپند) و همان نهادی است که پیش از سال ۲۰۰۳، برنامه پژوهش‌های تسلیحات هسته‌ای ایران را هدایت می‌کرد.

این گزارش با بیان این که “این یک سفر پژوهشی غیرنظامی نبوده”، این بازدید را “احیای پرونده هسته‌ای نظامی” ایران خوانده و گفته که این امر، “نقش مسکو را به‌عنوان یک تسهیل‌کننده فعال و آگاه تایید می‌کند و به یک ناقض پیمان عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT) کمک می‌کند تا نظارت بین‌المللی را دور بزند.”

به گزارش وای‌نت هدف حکومت ایران از این اقدام این است که با استفاده از مدل‌سازی رایانه‌ای پیشرفته و فناوری لیزر، به شکل مخفیانه مطمئن شود که طراحی سلاح درست بوده است یا خیر.

در ادامه این گزارش آمده است: «این کار می‌تواند سازوکارهای نظارت بین‌المللی یعنی پایش لرزه‌ای و نظارت ماهواره‌ای را که زمانی توسعه فیزیکی را کنترل می‌کردند بی‌اثر کند و زمان‌بندی رسیدن به یک سلاح را به شدت کوتاه کند، در عین حال، حکومت ایران، این دروغ آشکار و بی‌دردسر خود را حفظ می‌کند که همچنان متعهد به دیپلماسی باقی مانده است.»

بیشتر بخوانید:احتمال افزوده شدن ایران به فهرست “تحریم شرکای تجاری روسیه”

در این گزارش همچنین با بیان این که “این تهدید فزاینده هسته‌ای، توجیه نهایی و غیرقابل‌انکاری را برای موضع سازش‌ناپذیر اسرائیل در مورد امنیت خود فراهم می‌کند” آمده است: «افشای کمک فعال روسیه در طراحی سلاح هسته‌ای ثابت می‌کند که نگرانی‌های امنیتی اسرائیل مطالبات سیاسی حداکثری نیستند؛ این نگرانی‌ها الزامات حداقلی ضروری برای بقا به شمار می‌روند.»

در پایان این گزارش آمده است: «جهان باید تشخیص دهد که در نبود موضع امنیتی سازش‌ناپذیر اسرائیل، کل منطقه در برابر محور وابسته به حکومت ایران که مصمم است از بالا گرفتن تنش اتمی برای دستیابی به هژمونی منطقه‌ای استفاده کند بی‌دفاع باقی می‌ماند.»

سفرهای پی‌در‌پی دانشمندان و مهندسان هسته‌ای ایرانی به روسیه

گزارش وای‌نت در حالی منتشر می‌شود که پیش از این فایننشال ‌تایمز نیز در گزارشی در تاریخ ۱۹ نوامبر (۲۸ آبان) خبر داده بود که دانشمندان و مهندسان هسته‌ای ایرانی در نوامبر ۲۰۲۴ برای دومین بار در سفری اعلام‌نشده به روسیه رفتند.

سفری که به گفته این روزنامه، نگرانی‌های واشنگتن درباره احتمال همکاری دو کشور در حوزه فناوری‌های با کاربرد دوگانه‌ را برانگیخته و آمریکا را به این نتیجه رسانده است که این فناوری‌ها ممکن است در ارتباط با تسلیحات هسته‌ای باشند.

بیشتر بخوانید: روسیه در صدد گسترش نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران است

طبق گزارش فایننشال ‌تایمز، این سفر بخشی از تبادلات گسترده‌تر میان سازمان‌های پژوهشی وابسته به نیروهای مسلح ایران و نهادهای دفاعی روسیه بوده و مدارک این موضوع از طریق داده‌های افشاشده سفر، فهرست‌های تحریم و اسناد ثبتی شرکت‌ها راستی‌آزمایی شده است.

بر اساس این تحقیقات، هیات بازدیدکننده شامل فیزیکدان‌ها و مهندسان ایرانی با گذرنامه‌های دیپلماتیک دارای شماره‌های پی‌درپی بود؛ موضوعی که به‌گفته این روزنامه، نشان‌دهنده وجود یک ماموریت سازمان‌یافته دولتی است.

در آن گزارش همچنین آمده بود که “دماوندتک” و مدیر آن، علی کالوند، در اکتبر ۲۰۲۵ به‌دلیل تسهیل فعالیت‌های تدارکاتی برای سپند و برنامه‌ریزی سفر دانشمندان هسته‌ای ایرانی به روسیه از سوی وزارت خارجه آمریکا تحریم شده‌اند.

بر اساس گزارش فایننشال تایمز، این دومین سفر گزارش‌شده از این نوع بوده است. در اوت ۲۰۲۴ نیز دانشمندان ایرانی در چارچوبی مشابه به روسیه سفر کرده بودند. گفته می‌شود کالوند که تحصیلات خود را در موسسه پلی‌تکنیک کی‌یف گذرانده، سرپرستی هیات نخست را بر عهده داشته است.

اسنادی که فایننشال‌تایمز بررسی کرده بود نشان می‌دادند که دیدارهای ماه نوامبر در سن‌پترزبورگ انجام شد و نمایندگان شرکت سیستم‌های لیزری، تحت عنوان “همکاری‌های فنی”، میزبان نمایندگان حکومت ایران بودند.

در این گزارش‌ همچنین آمده بود که بازدیدکنندگان در واقع وابسته به دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی مرتبط با وزارت دفاع ایران بودند و ربطی به شرکت “دماوندتک” که ادعای نمایندگی آن را می‌کردند، نداشتند.

بیشتر بخوانید: همکاری کارشناسان هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه فناوری لیزری

فایننشال تایمز همچنین در مورد دیگری گزارش داد که آندری ساوین، مدیر فنی سابق شرکت سیستم‌های لیزری و مدیر توسعه کنونی شرکت “تکنولوژی‌های جت” در سن‌پترزبورگ، در فوریه ۲۰۲۵ به تهران سفر کرده بود.

این افشاگری توجه‌ها به فعالیت‌های هسته‌ای ایران را بیشتر کرده است. در ژوئن ۲۰۲۵، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اعلام کرد که آژانس شواهد قطعی از وجود برنامه تسلیحاتی ندارد، اما فعالیت‌های ایران “ابهام قابل توجهی” ایجاد کرده است.

گروسی در آن زمان گفت: «هیچ کشوری در جهان اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی نمی‌کند جز ایران.» او افزود که این سطح “از نظر فنی تقریبا معادل” غنی‌سازی۹۰ درصدی مورد استفاده در سلاح هسته‌ای است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

جمهوری اسلامی همواره ادعا کرده که برنامه هسته‌ای‌اش صرفا به منظور اهداف صلح‌آمیز است و هدف آن ساخت سلاح نیست. اما مقام‌های اسرائیلی بر این باورند که حکومت ایران در حال توسعه فناوری چاشنی‌های لازم برای فعال‌سازی یک کلاهک هسته‌ای است.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه اوایل ژوئیه ۲۰۲۵ اعلام کرده بود که مسکو پیشنهاد خود را برای دریافت اورانیوم غنی‌شده مازاد ایران جهت پردازش و بازگرداندن آن در قالب رقیق‌شده مناسب برای استفاده انرژی غیرنظامی، بار دیگر تکرار کرده است. این پیشنهاد پیش از این در توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نیز آمده بود.