فضای خصوصی زیر سایه امنیتی: بازداشت هنرمندان و نشانه‌های یک فشار ساختاری

فضای خصوصی زیر سایه امنیتی: بازداشت هنرمندان و نشانه‌های یک فشار ساختاری

بازداشت چهره‌های سینمایی در یک جشن تولد، موج تازه‌ای از نگرانی درباره دخالت حکومت در زندگی خصوصی هنرمندان ایجاد کرده است. جزئیات پرونده و پیامدهای فرهنگی آن را بررسی کرده‌ایم. گفت‌وگو با سه کارشناس.بازداشت چند بازیگر شناخته‌شده در تهران در یک مهمانی خصوصی، دوباره بحث دخالت نهادهای امنیتی در حوزه فرهنگ و هنر را زنده کرده است؛ دخالتی که بسیاری آن را فراتر از یک برخورد موردی و بخشی از روند رو به گسترش محدودیت‌ها در دو سال اخیر می‌دانند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

ماجرا از زمانی آغاز شد که پلیس با ورود به خانه علی شادمان، بازیگر سینما، حدود ۲۰ نفر را بازداشت کرد. گزارش اولیه بدون ذکر نام منتشر شد، اما طی ساعات بعد رسانه‌های نزدیک به حکومت اسامی برخی چهره‌های شناخته‌شده مانند سحر دولتشاهی، ستاره پسیانی و پارسا پیروزفر را منتشر کردند.

در کنار روایت رسمی پلیس از “گزارش مردمی”، برخی منابع غیررسمی نیز از اختلافات شخصی میان شادمان و یک کارگردان باسابقه سخن گفتند؛ ادعایی که هیچ مقام رسمی آن را تایید یا رد نکرده است.

انجمن بازیگران سینمای ایران در بیانیه‌ای با انتقاد از نحوه ورود مأموران و انتشار اسامی بازداشت‌شدگان، این رفتار را “نقض آشکار اصول انسانی و حقوقی” توصیف کرد. این انجمن تاکید کرد که حتی در صورت وقوع تخلف، حریم خصوصی شهروندان تا پیش از رسیدگی قضایی، باید محفوظ بماند و انتشار این اطلاعات پیامی نگران‌کننده برای جامعه هنری دارد.

در عین حال چندین رسانه نیز اشاره کرده‌اند که چنین برخوردهایی هم‌زمان با برگزاری جشنواره فیلم فجر رخ می‌دهد، امری که می‌تواند به چهره فرهنگی ایران لطمه بزند.

از سوی دیگر جواد هاشمی، بازیگر شناخته‌شده سینما و تلویزیون ایران، در ویدئویی نسبت به این اقدام واکنش تندی نشان داد و گفت: «مدتی است که دسیسه کردند علیه اهالی سینما. وارد حریم خصوصی و خانه شخصی افراد شدند و تعدادی از همکاران ما را دستگیر کردند. قانونی است؟ شرعی است؟ عرفی است؟ شما با چه اجازه‌ای چنین غلطی می‌کنید؟ از کی خط می‌گیرید؟ چرا می‌خواهید سینما را بدنام کنید؟»

هاشمی افزود: «من نمی‌فهمم این چه دسیسه‌ای است. کی باید الان برای اینکه آبروی این افراد رفته یک حرکتی بکند؟ دو گناه بزرگ کردید: یکی ورود به حریم شخصی که محترم است، و دوم منتشر کردن اسامی برای بردن آبروی مردم.»

برای بسیاری از ناظران، این بازداشت‌ها تنها یک اختلاف شخصی نیست، بلکه نمادی از گسترش خطوط قرمزی است که حکومت در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی ترسیم می‌کند؛ خطوطی که اکنون به فضای خصوصی شهروندان هم رسیده است.

کارشناسان چه می‌گویند؟

یوسف دردیانی، فارغ‌التحصیل سینما در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی می‌گوید، بازداشت چهره‌های هنری در یک مهمانی خصوصی و انتشار اسامی آن‌ها پیش از هر رسیدگی عادلانه قضایی نشان می‌دهد که حکومت وارد روند تازه‌ای شده که در آن تلاش می‌کند مرزهای امنیتی خود را به زندگی خصوصی هنرمندان و حوزه فرهنگ گسترش دهد. از نظر او این رفتار، همان الگوهایی است که هانا آرنت، فیلسوف سیاسی قرن بیستم آن را ویژگی نظام‌های تمامیت‌خواه می‌داند.

یوسف دردیانی می‌گوید: «چنین برخوردهایی اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند، آزادی هنری را محدود می‌سازد و پیام روشنی برای جامعه فرهنگی دارد و آن این است که خط قرمزهای نظام در حال گسترش است.»

به‌گفته او، این ماجرا تنها یک پرونده فردی نیست، بلکه بخشی از فشار ساختاری است که در دو سال گذشته بر عرصه هنر و فرهنگ تشدید شده است.

او اضافه می‌کند: «رفتارهای تازه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که این نظام نه‌تنها تحمل استقلال فرهنگی را ندارد، بلکه از ترس نفوذ جامعه هنری، حریم خصوصی شهروندان را هم به میدان کنترل خود تبدیل می‌کند.»

پویان خوشحال، روزنامه‌نگار ایرانی ساکن کلن آلمان، نیز درباره یورش نیروهای امنیتی به مهمانی خصوصی علی شادمان به دویچه‌وله می‌گوید که این اتفاق تازه‌ای در جمهوری اسلامی نیست؛ همانطور که “این حکومت ۵۰ سال است در زندگی مردم سرک می‌کشد.”

او می‌گوید، ورود سازمان‌یافته ماموران امنیتی به جشن تولد هنرمندان “مرحله تازه‌ای از همان روند قدیمی است، ترکیبی از نمایش قدرت، یک پیام سیاسی و هشداری به گروهی که در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند صدای مردم باشند.”

این روزنامه‌نگار ساکن آلمان با اشاره به نحوه روایت رسمی ماجرا می‌گوید: «وقتی یک دورهمی کوچک را با عباراتی مثل عملیات اطلاعاتی توصیف می‌کنند، پیامش خیلی واضح است: مرز میان امنیت ملی و زندگی روزمره عملا برداشته شده.»

او تاکید می‌کند که این برخورد “نه دغدغه اخلاقی دارد و نه ربطی به اجرای قانون، بلکه تلاشی است برای کشاندن نظارت و کنترل به آخرین پناهگاه مردم یعنی خانه‌هایشان”. به گفته او، “این سطح از ورود به حریم خصوصی، در این شکل و با این شدت، سابقه نداشته” و نشان می‌دهد که حکومت می‌خواهد تعریف تازه‌ای از حوزه خصوصی شهروندان در دوران پس از جنبش “زن، زندگی، آزادی” ارائه دهد.

او ادامه می‌دهد: «این اتفاق را نمی‌شود جدا از پس‌لرزه‌های خیزش سراسری دید. جامعه هنری در آن دوران نقش مهمی در روایت‌گری و همبستگی داشت. حالا پیام مستقیم به آنها رسیده: خانه شما هم می‌تواند هدف باشد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

خوشحال هشدار می‌دهد که اگر جامعه این اتفاق را به‌دلیل “دل‌زدگی از سلبریتی‌ها” عادی کند، فردای آن روز همان شیوه می‌تواند سراغ گروه‌های دیگر برود: «معلم، دانشجو یا هر شهروندی که سبک زندگی‌اش با معیارهای رسمی جمهوری اسلامی سازگار نیست.»

او در پایان یک سوال بنیادین مطرح می‌کند: «در ایران امروز، خانه هنوز خانه است؟ حریم خصوصی حق بنیادین شهروند است، نه امتیازی که حکومت هر وقت خواست پس بگیرد. یورش اخیر نشانه این است که کنترل زندگی مردم دیگر فقط به خیابان محدود نیست. اگر در برابرش واکنش شکل نگیرد، فردا فقط هنرمندان هدف نخواهند بود و بخش مهمی از تلاش‌های جامعه برای بازپس‌گیری آزادی‌ها از دست می‌رود.»

مهدی نخل‌احمدی، روزنامه‌نگار، نیز به دویچه‌ وله فارسی در همین زمینه می‌گوید که این بازداشت “فقط یک پرونده قضایی نیست، بلکه زنگ خطری برای کل جامعه ایران است.”

به اعتقاد او، حکومت در موقعیتی متناقض قرار گرفته است: «از یک طرف تلاش می‌کند خط قرمزها را حفظ کند، چون عقب‌نشینی را آغاز سقوط می‌داند، و از طرف دیگر می‌فهمد ادامه همین مسیر می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای خودش داشته باشد و حتی همان سقوط را تسریع کند.»

به گفته نخل‌احمدی، این تناقض باعث “تصمیم‌های بی‌ثبات و کوتاه‌مدت” می‌شود که مسیر مشخصی هم ندارند.

او با اشاره به بازداشت هنرمندان می‌گوید: «وقتی کسانی که صدای مستقل جامعه‌اند با نقض حریم خصوصی، بازداشت و رسانه‌ای شدن پیش از حکم روبه‌رو می‌شوند، آن هم در شرایط حساسی که برخی صاحب‌نظران احتمال درگیری مجدد با اسرائیل را منتفی نمی‌دانند، پیام روشن است: اگر از سیاست‌های حکومت جانبداری نکنی، ساده‌ترین گزینه برایت سکوت است.»

نخل‌احمدی بر تفاوت میان دو مفهوم تاکید می‌کند: «برابر بودن در برابر قانون یعنی همه شهروندان حق برابر دارند، اما مهم‌تر از آن برخورد برابر با قانون است؛ یعنی دادرسی شفاف، احترام به حریم شخصی، روند عادلانه و پرهیز از نمایش دادن پرونده قبل از صدور حکم.»

او در پایان می‌گوید، وقتی این اصول «به‌وضوح نادیده گرفته می‌شود»، مخاطب فقط چند هنرمند نیستند، بلکه «هدف اصلی، انتقال ترس و ارعاب به کل جامعه است.»

در نهایت، ماجرای بازداشت در خانه علی شادمان تنها یک خبر جنجالی درباره چند چهره مشهور نیست. برای بسیاری از هنرمندان و فعالان فرهنگی، این اتفاق نشانه‌ای است از اینکه جدایی میان حوزه خصوصی و مداخله امنیتی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود؛ و این‌که فشارهای ساختاری بر فضای فرهنگ همچنان رو به افزایش است.

دبیرکل ناتو: روسیه در جنگ علیه اوکراین از کمک ایران، چین و کره شمالی برخوردار است

دبیرکل ناتو: روسیه در جنگ علیه اوکراین از کمک ایران، چین و کره شمالی برخوردار است

مارک روته در آستانه نشست وزیران خارجه ناتو در بروکسل با تأکید بر این که روسیه به صورت سازمان‌یافته به زیرساخت‌های غیرنظامی اوکراین حمله می‌کند افزود، این کشور در این جنگ از کمک ایران، چین و کره شمالی برخوردار استمارک روتِه، دبیرکل ناتو در بروکسل گفت که با استمرار حمایت‌ها می‌توان به بازگشت صلح در اروپا امید بست.

به گفته او، در روزهای آینده متحدان بسته‌های تازه کمک‌ها به اوکراین را بر پایه ابتکار تأمین مالی فهرست نیازهای اولویت‌دار این کشور اعلام خواهند کرد؛ سازوکاری که مهمات و سلاح ساخت آمریکا را به اروپا و کانادا می‌فروشد تا فوراً در اختیار اوکراین قرار گیرد.

اتکا به کمک‌های نظامی و جزئیات ابتکار تأمین

مارک روتِه با اشاره به تداوم حملات روسیه گفت، کی‌یف به کمک‌های تسلیحاتی وابسته مانده است. آلمان تاکنون یک بسته ‌۵۰۰‌ میلیون دلاری را تأمین کرده و اخیراً ‌۱۵۰‌ میلیون یورو (حدود ‌۱۷۴‌ میلیون دلار) دیگر برای این طرح اختصاص داده است.

دبیرکل ناتو افزود، روسیه زیرساخت‌های غیرنظامی اوکراین را به صورت نظام‌مند هدف می‌گیرد و با آغاز زمستان، شهروندان را از گرما و روشنایی محروم می‌کند. او همچنین چین را حامی کلیدی و ایران و کره‌شمالی را از دیگر پشتیبانان مسکو دانست.

غیبت روبیو و سایه طرح صلح آمریکا

این اظهارات یک روز پیش از نشست وزیران خارجه ناتو در بروکسل مطرح شد؛ نشستی که تمرکز آن بر تداوم حمایت از اوکراین و تقویت بازدارندگی ائتلاف است. غیبت مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، غیرمعمول توصیف می‌شود و به جای او، معاونش، کریستوفر لَندو، در این نشست حضور خواهد یافت.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا دلیل این تصمیم را فهرست فشرده مأموریت‌های روبیو عنوان کرده است. برخی گزارش‌ها می‌گویند، در پیش‌نویس اولیه طرح صلح ‌۲۸‌بندی دولت آمریکا، محدودیت‌هایی برای گسترش ناتو و نقشی میانجی‌گرانه برای واشنگتن در گفت‌وگو میان روسیه و ناتو مطرح شده بود که با انتقاد آلمان، فرانسه و ایتالیا روبه‌رو شد.

مقام‌های آمریکایی سپس تأکید کردند که موضوعات ناتو جداگانه با متحدان پیگیری می‌شود. روتِه همچنین گفت، غیبت روبیو را نشانه‌ای خاص تلقی نمی‌کند و در تماس دائمی با اوست.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

انتظار می‌رود چند عضو ناتو در روزهای آینده مشارکت‌های تازه‌ای را اعلام کنند. در کنار بسته‌های مهمات و پدافند، بحث بر تقویت تاب‌آوری بخش انرژی اوکراین در برابر حملات فصل سرما متمرکز است.

در سطح راهبردی، رهبری ناتو بر این پیام تأکید دارد که پیگیری صلح و بازدارندگی باید همزمان پیش برود تا هزینه حمله برای روسیه بالاتر بماند و مسیرِ هر طرح صلحِ قابل اتکا باید از موضع قدرت هموار شود.

پوتین: روسیه برای جنگ احتمالی با اروپا “آماده” است

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اعلام کرده که کشورش برای یک جنگ احتمالی با اروپا “آماده” است. او روز سه‌شنبه در مسکو در برابر خبرنگاران گفت: «ما قصدی برای شروع جنگ علیه اروپا نداریم، اما اگر اروپا بخواهد و اقدام به این کار کند، از همین لحظه آماده‌ایم.»

پوتین همچنین ادعا کرد که کشورهای اروپایی تلاش‌های آمریکا برای پایان دادن به جنگ در اوکراین را “مختل می‌کنند.”

پوتین این سخنان را پیش از دیدار برنامه‌ریزی‌شده با استیو ویتکاف، نماینده آمریکا در امور اوکراین و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اظهار کرد. این دو برای بحث درباره طرح صلح به مسکو سفر کرده‌اند و مذاکرات آن‌ها قرار است در طول شب انجام شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

پوتین تغییرات اخیری را که در نتیجه فشار کشورهای اروپایی به طرح صلح دونالد ترامپ برای پایان جنگ در اوکراین واردشده، رد کرد. آژانس خبری اینترفاکس، به نقل از او گفت که پیشنهادهای کشورهای اروپایی در واقع با هدف “مسدود کردن فرآیند صلح” انجام شده است.

با این حال، پوتین گفت که روسیه حاضر است کشورهای اروپایی را در مذاکرات شرکت دهد، مشروط بر اینکه آن‌ها “واقعیت‌های زمینه‌ای در میدان نبرد اوکراین” را بپذیرند.

او دوباره تأکید کرد: «ما قصد نداریم با اروپا بجنگیم، این را صد بار گفته‌ام. اما اگر اروپا دوباره بخواهد بجنگد و شروع کند، ما فوراً آماده‌ایم.» پوتین افزود که اروپا خودش را از میز مذاکره کنار گذاشته است.

اتحادیه اروپا پیش‌تر با اشاره به طرح ترامپ چندین بار تأکید کرده که هیچ‌گونه تغییر اجباری مرزها در اروپا را نمی‌پذیرد و تنها اوکراین حق تصمیم‌گیری درباره سرزمین‌های خود را دارد.

پوتین برای پایان جنگ، از جمله خواسته که اوکراین دونباس را بدون نبرد تسلیم کند، در حالی که کی‌یف این شرط را به‌طور کامل رد کرده است. هنوز ۲۰ درصد دونباس در اختیار خود اوکراین است و روسیه نتوانسته این بخش را اشغال کند.

مارکو روبیو: ونزوئلا پایگاه منطقه‌ای ایران و حزب‌الله است

مارکو روبیو: ونزوئلا پایگاه منطقه‌ای ایران و حزب‌الله است

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا گفت که ونزوئلا به سکویی برای ایران، سپاه پاسداران و حزب‌الله در آمریکای جنوبی تبدیل شده و دولت نیکولاس مادورو با شبکه‌های قاچاق مواد مخدر همکاری دارد.مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در گفت‌وگویی تلویزیونی با فاکس‌نیوز، حکومت نیکولاس مادورو را “نامشروع” توصیف کرد و گفت که کاراکاس مسیر انتقال کوکائین تولیدشده در کلمبیا به سمت ایالات متحده را باز نگه داشته است. او همچنین گفت ایران، سپاه پاسداران و حتی حزب‌الله در آمریکای جنوبی حضور رو‌ به‌ گسترش دارند و یکی از پایگاه‌های اصلی آنها در خاک ونزوئلاست. این مواضع در شرایطی بیان می‌شود که دولت آمریکا مأموریت تازه‌ای برای مقابله با قاچاق در منطقه تعریف کرده و دونالد ترامپ از آغاز اقدامات زمینی علیه شبکه‌های ونزوئلایی در آینده‌ای نزدیک خبر داده است.

محورهای ادعا و مستندات مورد استناد واشینگتن

وزیر خارجه آمریکا با اشاره به پرونده‌های قضایی گذشته تأکید کرد که کیفرخواست هیئت منصفه در حوزه جنوبی نیویورک در سال ۲۰۲۰ علیه مادورو و برخی مقام‌های ونزوئلا همچنان پابرجاست و آن را دلیل دخالت حکومت ونزوئلا در قاچاق دانست. روبیو گفت: «این یک اتهام‌نامه است که از سوی هیئت منصفه صادر شده نه سیاستمداران.» او افزود که اعتراض کاراکاس به مأموریت ضدقاچاق آمریکا نشان می‌دهد رژیم مادورو با شبکه‌های قاچاق “درگیر” است. مادورو این اتهام‌ها را رد می‌کند و واشنگتن را به تلاش برای براندازی متهم می‌سازد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به‌ گفته مقام‌های آمریکایی، از شهریور امسال تاکنون دست‌کم ۲۱ حمله به قایق‌های مظنون در کارائیب و اقیانوس آرام انجام شده که بنا بر آمارهای علنی دست‌کم ۸۳ کشته بر جای گذاشته است. منتقدان می‌گویند شمار نیروهای آمریکا از جمله حضور گروه رزمی ناو هواپیمابر این کشور با مأموریت ضدقاچاق تناسب ندارد و برخی حملات محل مناقشه است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا پیش‌تر عملیات چندلایه‌ای را برای “حفاظت از نیمکره غربی از نتوکراسی‌ها و قاچاقچیان” (Netocracy) اعلام کرده بود و اکنون نیز برنامه گسترش آن به اقدامات زمینی هم مطرح شده است.

ابعاد منطقه‌ای و پیامدهای انسانی

روبیو ونزوئلا را منبع بی‌ثباتی در کل منطقه دانست و به موج مهاجرتی شهروندان این کشور اشاره کرد که به گفته او بیش از هشت میلیون نفر را دربر می‌گیرد. او مدعی شد همکاری عناصر حکومت با شبکه‌های قاچاق امکان خروج محموله‌ها از خاک ونزوئلا به‌سمت آمریکا را فراهم می‌کند. کاراکاس این ادعاها را سیاسی می‌خواند و می‌گوید تمرکز نظامی آمریکا در پیرامون ونزوئلا پوششی برای فشار و تغییر نظام است.

با تشدید اظهارات سیاسی در واشنگتن و کاراکاس، عملیات دریایی ایالات متحده در کارائیب وارد مرحله حساسی شده و طرح اقدامات زمینی می‌تواند تنش‌ها را افزایش دهد. در عین حال استناد دولت آمریکا به کیفرخواست‌های فدرال و رویکرد موسع در تعریف “نارکوتروریسم” (تروریسم مواد مخدر) احتمالاً پرونده را به میدان‌های حقوقی و دیپلماتیک تازه‌ای خواهد کشاند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مادورو از سال ۲۰۱۳ قدرت در ونزوئلا را در دست دارد. آمریکا و اتحادیه اروپا و همچنین بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته در این کشور را که با اتهام تقلب همراه بود، به رسمیت نمی‌شناسند. مادورو ادعا می‌کند آمریکا به دنبال خلع او از قدرت است. آمریکا برای ارائه اطلاعاتی که منجر به بازداشت مادورو شود، جایزه‌ای تا سقف ۵۰ میلیون دلار تعیین کرده است.

به گزارش رویترز، مادورو و مقامات عالی‌رتبه دولت او تقریبا به طور روزانه در تلویزیون دولتی این کشور ظاهر می‌شوند و در خطابه‌‌هایی تند و تیز “امپریالیسم” آمریکا را محکوم می‌کنند، اما با این حال هیچ‌کدام نام ترامپ را به طور مشخص به زبان نمی‌آورند.

رویترز به نقل از منابع امنیتی و دیپلماتیک گزارش داده است که دولت ونزوئلا احتمالا در تلاش برای کاهش تنش‌هاست. طبق این گزارش خشم دولت ونزوئلا پیش‌تر بر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا متمرکز شده بود، اما در هفته‌های اخیر حتی اشاره‌ها به روبیو نیز کاهش یافته است.

آیت‌الله سیستانی و استفتایی که بنیان نظام ولایی ایران را زیر سوال برد

آیت‌الله سیستانی و استفتایی که بنیان نظام ولایی ایران را زیر سوال برد

توصیه آیت‌الله سیستانی برای نماز نخواندن پشت سر امامانی که حقوق دولتی دریافت می‌کنند، بحث‌های زیادی را برانگیخت. دفتر سیستانی در مشهد از قول پسر او توضیحی را منتشر کرد و گفت این اظهارات “ناظر به ایران نیست”.ماجرا از یک پرسش آغاز شد؛ پرسشی از یک مرجع تقلید شیعه در عراق. اما نه این پرسش و نه آن مرجع هیچ‌کدام ساده و معمولی نبودند. ترجمه پرسش به فارسی این بود: «در برخی کشورهای اسلامی دولت برای امامان جماعت در مساجد حقوق ماهانه‌ای تعیین می‌کند و بخشی از آنان نیز از روحانیون شیعه هستند. نظر شریف شما در این باره چیست؟»

شخص مورد پرسش، آیت‌الله سیستانی بود؛ مرجع تقلید شیعیان در عراق و کسی که همواره در اظهاراتش بر جدایی نهاد دین از نهاد حکومت تاکید کرده و روحانیون را از ورود به عرصه حکومتی بر حذر داشته است.

ترجمه فارسی پاسخ آقای سیستانی این بود: «ما به مومنان که خداوند متعال آنان را عزیز بدارد توصیه می‌کنیم پشت سر کسی که حقوق دولتی دریافت می‌کند نماز نخوانند و این توصیه نه برای طعن و خدشه در عدالت اوست بلکه برای آن است که این جایگاه‌ها و مواضع صاحبانش کاملا از هرگونه دخالت احتمالی حکومت حتی در آینده دور بماند.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اما چرا این پرسش و پاسخ یک پرسش و پاسخ عادی نیست و چرا در میان کاربران ایرانی میلیون‌ها بار منتشر و درباره آن صحبت شد؟

حسن یوسفی اشکوری، روحانی و دین‌پژوه ساکن آلمان در پاسخ به این پرسش دویچه‌وله می‌گوید: «این نظر فقهی در عین ساده بودن به طور اساسی و به طور ماهوی و بنیانی تفکر ایدئولوژیک ولایت فقیه یا نظام ولایی ایران را مورد انتقاد قرار داده به خاطر اینکه نظام ولایی یا نظام جمهوری اسلامی مبتنی است بر ادغام نهاد دین با نهاد سیاست یا به عبارت دیگر مستهلک شدن روحانیت در نهاد سیاسی و حکومتی جمهوری اسلامی، از روز اول هم همین بود، با آوردن دین رسمی اسلام و مذهب رسمی شیعه در قانون اساسی.»

امامان جمعه در ایران زیر نظر ستاد نماز جمعه قرار دارند. ستاد نماز جمعه سهم نسبتا زیادی در بودجه دولتی دارد و علاوه بر آن امامان جمعه حقوق ماهیانه نیز دریافت می‌کنند. پس می‌توان از این سخن آیت‌الله سیستانی نتیجه گرفت که نماز خواندن مسلمانان پشت سر امامان جمعه ایران از نظر فقهی صحیح نیست.

یوسفی اشکوری معتقد است در این استفتا مشخصا ایران مورد نظر بوده چرا که در دیگر کشورهای اسلامی مثل مصر و عربستان نهادهای دینی خودتامین هستند و از دولت بودجه‌ای دریافت نمی‌کنند در حالی که در ایران نه تنها امامان جمعه بلکه “همه ارکان حکومت دست روحانیون است” و این روحانیون هم از دولت حقوق می‌گیرند.

“ناظر به ایران نیست”

این پرسش و پاسخ و واکنش‌هایی که در فضای مجازی برانگیخت ظاهرا به مذاق نهادها و رسانه‌های حکومتی ایران خوش نیامد. خبرگزاری فارس که نزدیک به سپاه پاسداران است در گزارشی با عنوان “تلاش ضدانقلاب برای تحریف استفتاء آیت‌الله سیستانی” که به قلم سجاد منصوری تهیه شده ضمن تلاش برای برجسته کردن این موضوع که این پرسش ربطی به ایران نداشته است، پاسخ پسر آیت‌الله سیستانی به پرسش دفتر این مرجع تقلید در مشهد را منتشر کرده است.

در این پاسخ محمدرضا سیستانی، پسر آیت‌الله سیستانی اظهارات پدرش را “صحیح” دانسته اما گفته “ناظر به ايران نيست و توصيه غیرالزامی است”.

یوسفی اشکوری در واکنش به این اظهارات می‌گوید از سیستانی به عنوان “افقه‌الفقها” و نیز “شاگرد آیت‌الله خویی” تعجب کرده که گفته ایران مورد نظرش نبوده است. اشکوری ادامه می‌دهد: «مگر فتوا به یک کشور اختصاص دارد؟ اصلا این یک تناقض فقهی است چون اگر ایران را استثنا بکند فردا می‌تواند عراق را هم استثنا بکند، عربستان را هم استثنا بکند، خب پس دیگر چه مصداقی می‌ماند؟ امام جماعت ممکن است در هرکجای جهان اسلام باشد، فتوا نمی‌تواند مختص یک منطقه باشد.»

“پاسخی هوشمندانه”

محمدجواد اکبرین، پژوهشگر دینی اما نظر دیگری دارد. او پاسخ آیت‌الله سیستانی به پرسش دفتر او در مشهد را “بسیار هوشمندانه” می‌داند و به دویچه‌وله می‌گوید: «اینکه پسر ایشان گفته حرف‌شان ناظر به ایران نیست درست است، ناظر به همه روحانیون شیعه حقوق بگیر در همه جای دنیاست، این درست است که بیشترین روحانیون شیعه حقوق بگیر در ایران ولی این استفتا ناظر به ایران نیست و این کاملا حرف درستی است.»

او می‌گوید اتفاقا پاسخ آقای سیستانی هدفی را که طراح این سوال در نظر داشته برآورده نکرده است و از این منظر “پاسخی بسیار هوشمندانه” است چرا که در آن هم تاکید شده که اصل سخن درست است و هم اینکه یک توصیخ غیرالزام‌آور بوده و نه فتوا که این هم از ابتدا مشخص بود. بنابراین چیزی در پاسخ آقای سیستانی تغییر نکرده است.

اکبرین به سه نهاد دینی در ایران اشاره می‌کند که هرسه زیر نظر دولت هستند: ستاد نمازهای جمعه سراسر کشور، حوزه‌های علمیه و مساجد. او می‌گوید هرسه این نهادها تا قبل از جمهوری اسلامی مستقل بودند اما در حال حاضر شورای ائمه جمعه، مرکز رسیدگی به امور مساجد و حوزه‌های علمیه هرسه بودجه دولتی دارند. او نتیجه می‌گیرد: «بنابراین طبق توصیه آیت‌الله سیستانی مومنان نه می‌توانند پشت ائمه جمعه نماز بخوانند، نه پشت امام جماعت‌های مساجد در سراسر کشور و نه می‌توانند به عدالت فارغ‌التحصیلان حوزه علمیه قم که بودجه رسمی از دولت دارند اعتماد کنند.»

“پرسشی که تنها از سوی دفتر ایران طرح شد”

طرح پرسش از پسر آیت‌الله سیستانی از سوی دفتر این مرجع تقلید در مشهد مطرح شده است. به عقیده محمدجواد اکبرین خود این مسئله گویای همه چیز است: «این سوال را کسی در بغداد، نهاد یا مرکزی در نجف یا کربلا، نهاد یا مرکزی در بحرین، کویت، لبنان، شیعیان پاکستان یا سایر مراکز تجمع شیعه نپرسیده، دفتر آقای سیستانی در مشهد پرسیده، یعنی دفتری مستقر زیر سایه حکومت جمهوری اسلامی.»

برداشت آقای اکبرین این است که پاسخ آیت‌الله سیستانی به پرسش اولیه “چنان مشکل ایجاد کرده و حکومت و نهادهای دینی در ایران را تحت فشار قرار داده که از طریق دفتر آقای سیستانی در مشهد این سوال مطرح بشود که آیا منظورتان ما بودیم؟”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او ادامه می‌دهد: «به عبارت دیگر برداشت من این است که دفتر آقای سیستانی در مشهد تحت فشار حکومت ایران و نهادهای تابع حکومت ایران این سوال را پرسیده با این شاهد و گواه که چنین سوالی از هیچ کشور شیعه دیگری از آقای سیستانی مطرح نشده است.»

اما با نگاهی به تعداد مقلدان آیت‌الله سیستانی در ایران و توجه به این نکته که در ایران مراجع تقلید شیعه دیگری هم به جز سیستانی هستند، می‌توان برداشت کرد که تعداد مقلدان آقای سیستانی در ایران به مراتب کمتر از سایر کشورهای شیعه نشین است.

با توجه به این موضوع این پرسش پیش می‌آید که دلیل حساسیت نهادهای حکومتی ایران به این استفتا چیست.

اکبرین در این باره می‌گوید: «مسئله این نیست که مومنان در ایران مقلد آقای سیستانی هستند یا نه، مسئله این است که چنین حرفی از مرجعی در سطح آقای سیستانی جامعه مومنان را نسبت به روحانیون حکومتی مردد می‌کند و آنها را به این تردید می‌اندازد که روحانیونی که حقوق دولتی می‌گیرند می‌توانند مرتکب بی‌عدالتی شوند.»

از مجموعه این نظرات می‌توان نتیجه گرفت که بنیان تفکر ولایت فقیه با یک جمله آیت‌الله سیستانی زیر سوال رفته است، چه این جمله “ناظر به ایران” باشد و چه نباشد. شاید این مسئله برای آنان‌که اعتقادی به دین ندارند چندان مهم نباشد، اما برای دین‌داران، این که نمازشان را پشت سر امامی بخوانند که وابسته به قدرت است و شاید میان عدالت و قدرت، جانب قدرت را بگیرد، نمی‌تواند بی اهمیت باشد.

سربازی اجباری در ایران؛ بردگی مدرن یا خدمت نظام؟

سربازی اجباری در ایران؛ بردگی مدرن یا خدمت نظام؟

سربازی اجباری برای بسیاری از مردان ایرانی بی‌شباهت به نوعی از بردگی مدرن نیست؛ دوره‌ای که تنها نتیجه‌اش، بدون آموزش هدفمند و مؤثر یا بهره‌وری، فرسودگی نسل جوان است. در همین رابطه پای صحبت دو مرد جوان نشسته‌ایم.برای بسیاری از مردان ایرانی، ورود به دوره سربازی نه یک انتخاب، بلکه عبور اجباری از مرحله‌ای است که یکی از پرفشارترین برهه‌های زندگی‌آنان در ایران به شمار می‌رود. دوره‌ای که در آن مسیر شغلی و تحصیل متوقف، برنامه‌ریزی‌های فردی بی‌اعتبار، و چشم‌انداز آینده تیره می‌شود.

در دوره خدمت سربازی، فرد ناگهان وارد ساختاری می‌شود که نه با نیازهای امروزی‌اش سازگار، و نه با ظرفیت‌های انسانی جوانان همخوان است.

فشار روانی و مشکلات بی‌شمار سربازی اجباری، این دوران را به تجربه‌ای تبدیل می‌کند که اثرات آن سال‌ها پس از پایان خدمت نیز در روح و روان افراد باقی می‌ماند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

از همین رو بسیاری از مردان برای رهایی از این بار طاقت‌فرسا دست به اقدامات مختلفی می‌زنند تا بتوانند راه گریزی بیابند. آمارهایی که در رسانه‌های داخلی ایران منتشر شده‌اند، از وجود سه میلیون سرباز فراری خبر می‌دهد.

خدمت سربازی در ایران اجباری است و بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی، تمام مردان ایرانی بالای ۱۸ سال، به جز در موارد استثنائی، مجبور به گذراندن ۲۴ ماه خدمت نظام وظیفه‌اند. حداقل خدمت سربازی نیز ۱۴ ماه است.

فرهاد*، مرد جوانی که تجربه سربازی اجباری را داشته و در یگان تکاور نیروی زمینی ارتش خدمت کرده است، می‌گوید آزاردهنده‌ترین بخش، “اتلاف وقت و عمر بدون هیچ حاصل و سودی” است.

او ساعات اولیه آغاز خدمت سربازی‌اش را اینگونه توصیف می‌کند: «در بدو ورود به طرز واقعا بی‌ادبانه‌ای بازرسی بدنی شدم. شاید بتوان بخشی از آن را درک کرد که مجبورند برای پیشگیری از هر اتفاقی شما را همه جوره بگردند. اما می‌توانست محترمانه‌تر باشد، نه با الفاظ و کلمات تحقیر‌آمیز. سربازهایی که قدیمی‌تر بودند حس می‌کردند برتری ویژه‌ای نسبت به سربازان تازه‌وارد دارند و نگاهشان تمسخرآمیز و تحقیرآمیز بود؛ حتی کسانی که مدرک تحصیلی پایین‌‌تری از برخی سربازان جدید داشتند. کارهایی می‌خواستند که تحقیرآمیز بود و به عنوان تقسیم وظایف دیده نمی‌شد؛ یعنی تمام سربازهای قدیمی یک یگان منتظر هستند تا این کارها را به سربازان تازه‌وارد واگذار کنند و به آنها بخندند. این جو خیلی آزاردهنده بود.»

فرهاد می‌گوید وقتی سرباز قدیمی شده بود سعی می‌کرد با سربازان جدید بدرفتاری نکند و چرخه را قطع کند: «به نظر من کسانی که خودشان چنین کاری می‌کردند آسیب‌دیده این موضوع بودند و قدیمی‌ها همین رفتار را کرده بودند و فکر می‌کردند باید همین دور را ادامه دهند. متاسفانه با همین رفتارها مورد حمایت فرماند‌هان و مسئولان هم بودند، چون ابزار و اهرمی برای کنترل بهتر پادگان به حساب می‌آمدند.»

این مرد جوان از مشاهداتش در مورد تلاش افراد دیگر برای معافیت از سربازی، به دویچه وله فارسی می‌گوید: «یکی از آشنایان من منتظر است تا با گذشت هشت سال و نرفتن به سربازی بتواند از قانونی در همین رابطه استفاده کند و سربازی‌اش را بخرد. خودم شاهد موردی بودم که پدر و مادر فردی طلاق صوری گرفتند تا او بتواند به وسیله کفالت مادرش از سربازی معاف شود. خیلی از افراد سعی کردند به روش‌های مختلف از معافیت پزشکی استفاده کنند. حتی یک مورد بود که فرد خود را به جنون زده و مدارک پزشکی تهیه کرده بود تا بتواند معافیت پزشکی بگیرد. حتی افرادی بودند که به خودشان آسیب‌هایی وارد کردند که از خدمت معاف شوند.»

فرهاد سخت‌ترین بخش دوران سربازی خود را همزمانی با بیماری سرطان پدرش توصیف می‌کند: «علاوه بر این، احساس اسارتی بود که در آنجا داشتم. خیلی وقت‌ها مرخصی هفتگی من را منوط به کار خاصی می‌کردند و من احساس می‌کردم به بردگی گرفته شده‌ام.»

رضا، مرد جوان دیگری که مسیر زندگی‌اش با فعالیت سیاسی تغییر کرده و تجربه بازداشت و بازجویی در ۱۸ سالگی را داشته است و به همین علت اکنون در خارج از ایران زندگی می‌کند، نیز به دویچه وله فارسی می‌گوید هرگز دلش نمی‌خواسته برای نظامی که به او ظلم کرده، آسیب زده و آینده‌اش را هدف گرفته، خدمت اجباری انجام دهد.

او در همین رابطه می‌افزاید: «روایت‌های دیگران از تحقیر، بیگاری، تنبیه و استفاده ابزاری از سربازها رویم تاثیر داشت، ولی اصل تصمیم من از زخم و تجربه مستقیم خودم آمد. وقتی خودت ظلم را تجربه کردی، حرف دیگران فقط واقعیتی که دیده‌ای را تایید می‌کند.»

وضعیت اسفبار اسکان و بهداشت

روایت بسیاری از مردانی که به سربازی رفته‌اند نشان می‌دهد شرایط اسکان و بهداشت در بسیاری از پادگان‌ها در سراسر ایران به شدت نامناسب است.

به گفته فرهاد، بیشتر پادگان‌های ارتش واقع در خارج از بافت‌شهری تهران، به شدت فرسوده، قدیمی و با امکانات حداقلی هستند: «چه از لحاظ بهداشتی و چه از لحاظ تغذیه و دارو و درمان واقعا در بدترین وضعیت ممکن؛ طوری که فکر می‌کردی در شرایط جنگی هستی. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود حتی اگر برای یک سرماخوردگی ساده به بهداری مراجعه می‌کردی یک ورق کامل قرص نمی‌دادند، بلکه با قیچی می‌بریدند و بسته به وضعیت فرد یا دو قرص یا چهار قرص می‌دادند. تغذیه فاجعه بود. کیفیت وحشتناک بود و مقدار غذا به هیچ عنوان کافی نبود. مجبور بودیم تعداد وعده‌ها را زیاد و از جیب هزینه کنیم.»

او بهداشت پادگان محل خدمتش را “فاجعه‌بار” توصیف می‌کند: «در ساختمانی که من بودم که قدیمی و پنج طبقه بدون آسانسور بود، هیچ سرویس بهداشتی‌ای نبود و باید اگر طبقه چهارم بودی باید تمام طبقات را پایین می‌آمدی و بعد مسیری حدود ۳۰ تا ۵۰ متر را طی می‌کردی و آنجا توالت عمومی بود. خیلی تاسف‌بار است، اما اگر کسی نیمه‌های شب احتیاج به دستشویی داشت، به جای رفتن آن مسیر طولانی انتخابش راهرو بود و همین موجب وضعیت تاسف‌بار بهداشتی شده بود که حتی حرف زدن درباره‌اش حال آدم را بد می‌کند.»

فقدان آموزش نظامی مناسب

در بسیاری از پادگان‌های ایران تجهیزات نه‌تنها مدرن و استاندارد نیستند، بلکه در بسیاری موارد فرسوده، ناکارآمد و فاقد کیفیت لازم برای آموزش مؤثر به شمار می‌روند. سربازان معمولا با اسلحه‌های قدیمی، لباس‌ها و پوتین‌های بی‌کیفیت و امکانات آموزشی محدود مواجه‌اند.

فرهاد از انتخاب برخی نقاط عجیب برای نگهبانی که به عقیده او تحقیرآمیز بوده، می‌گوید: «مثلا انباری بود که در تمام طول خدمت من بسته بود و چیزی آنجا نبود و مسئولان پادگان فقط می‌خواستند تعدادی از بچه‌ها را درگیر نگهبانی از آنجا بکنند و این واقعا انرژی می‌گرفت.»

روایت او از آموزش نظامی نیز شوکه‌کننده است: «در یگان خودم ما باید هر روز قطعات یک سلاح دوربرد را به یک محوطه بزرگ می‌بردیم و و سر هم می‌کردیم و آموزش می‌دیدیم. جالب اینجاست که آن سلاح اصلا امروزه کاربردی ندارد. یعنی شاید مناسب زمان جنگ با عراق بود. سلاح‌ها واقعا فرسوده بودند. اگر قرار بود در شرایط جنگی از این سلاح استفاده شود، خود فرد در کنارش امنیت نداشت و جانش در خطر بود.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این مرد جوان آموزش این سلاح را عذاب‌آورترین بخش می‌نامد که تا آخرین روز تغییر نکرد و فقط هرروز آموزش همین یک سلاح را می‌دید: «جملات تکراری، اتفاقات تکراری، تصاویر تکراری.»

فرهاد می‌گوید همیشه به این فکر می‌کرده که کاش سربازان را بر اساس توانایی‌هایشان تقسیم می‌کردند و به مناطق محروم می‌فرستادند؛ اگر کسی زبانش خوب بود معلم می‌شد، اگر از کادر درمان بود در خانه بهداشت کار می‌کرد و دست‌کم فایده‌ای به مناطق محروم می‌رسید. به گفته او، به دلیل فقدان مدیریت مناسب روزانه حجم زیادی از نیرو، انرژی و استعدادی که می‌تواند در جاهای بهتری استفاده شود در پادگان‌ها هدر می‌رود.

او می‌گوید در زمان خدمتش حقوق و مزایای سربازان، بسته به مدرک تحصیلی، به طور متوسط ماهانه ۴۰ تا ۸۰ دلار می‌شد.

آزار و تحقیر دائمی، حتی تا روز آخر

روایت‌های متعدد سربازان نشان می‌دهد که تحقیر، فشار روانی شدید و برخوردهای خشونت‌آمیز جزء جدایی‌ناپذیر خدمت سربازی در ایران هستند؛ وضعیت تاسف‌باری که همیشه همه سربازان از زیر بار فشار آن یکسان بیرون نمی‌آیند.

در سال‌های گذشته رسانه‌های داخلی و خارجی اخبار متعددی درباره خودکشی سربازان تحت فشارهای شدید روانی منتشر کرده‌اند.

فرهاد از نیاز به مدیریت بسیاری چیزها می‌گوید تا فرد دچار فروپاشی روانی نشود؛ از افرادی که لایق نیستند، اما سمت‌های مهم دارند: «خدمت من به دلیل شرایط پدرم کمی زودتر تمام شد، چون کفالتش را به عهده گرفتم. روز آخر که اواخر اسفندماه هم بود، باید از تمام قسمت‌ها امضا جمع می‌کردم. در یکی از قسمت‌ها به من گفته شد که موهایت خیلی بلند است و امضا نمی‌کنم و باید موهایت را با نمره چهار بزنی. من هم چون می‌دانستم که معافیتم می‌آید و نزدیک عید نوروز است موهایم را کوتاه نکردم و موهایم به نسبت بقیه کمی بلند بود. رفتم موهایم را کوتاه کردم و برگشتم که امضا بگیرم. باز آن فرمانده به من نگاه کرد و گفت: نه خیلی بلند است. برو دوباره کوتاه کن. مشخص بود که این رفتار از یک عقده قدیمی می‌آمد که این فرد دوست داشت سر بقیه خالی کند. من موهایم را کلا از ته تراشیدم و برگشتم و امضا را گرفتم. موی من دوباره در آمد، اما این رفتار خیلی چیزها را به من نشان داد که چه کسانی پشت میز نشسته و برای بچه‌های مردم تصمیم می‌گیرند.»

این مرد از اتلاف طلایی‌ترین روزهای یک جوان و از دست رفتن زمان برای خودش می‌گوید: «قطعا من اگر سربازی نمی‌رفتم دو سال در زندگی جلوتر می‌بودم و شاید اتفاقات بهتری برایم می‌افتاد، یک زبان جدید یاد می‌گرفتم و می‌توانستم برای رشد خودم کارهای بهتری انجام دهم. اما درگیر چیزهایی بودم که دو سال از زندگی‌ام را تلف کرد. شرایط به گونه‌ای است که بدون کارت پایان خدمت و اتمام سربازی، مردان از بسیاری از حقوق و مزایای شهروندی محروم می‌شوند و در بسیاری موارد چاره‌ای جز رفتن به سربازی نیست.»

بیشتر بخوانید: “بازداشت” سربازی کە پنج نفر از همرزمان خود را کشت

رضا نیز می‌گوید آزاردهنده‌ترین بخش سربازی در ایران برای او آنجاست که عمر و انرژی جوانان را به اجبار، نه برای آموزش یا تامین امنیت، بلکه برای کارهای خدماتی و استفاده ابزاری در سیستمی به‌کار می‌گیرند که خودش به مردمش ظلم کرده است.

او معتقد است که سربازی باید مرحله‌ای برای یادگیری مهارت و خدمت به جامعه باشد، اما در ایران اغلب به انجام کارهای بیهوده، تحقیرآمیز یا صرفا پر کردن خلأهای اداری تبدیل می‌شود.

رضا می‌افزاید: «تلخ‌تر از همه این است که این خدمت در نهایت به تقویت همان ساختاری کمک می‌کند که بارها به شهروندانش، از جمله خود من، آسیب زده است. مهم‌ترین بخش آزاردهنده برای من این بود که نمی‌توانم خودم را در موقعیت یک سرباز تصور کنم که باید طبق دستور مافوق یا افسر خودم به شهروند ایرانی حمله کند، یا به سمت کولبران، صیادان یا سوخت‌بران شلیک کند، یا در خیابان با باتوم مقابل معترضان بایستد و گاز اشک‌آور پرتاب کند. این تناقض برای من از هر چیز دیگری سنگین‌تر و غیرقابل‌پذیرش بود.»

بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان معتقدند که سربازی در ایران باید بازبینی و بازتعریف شود و به شکل کنونی به هیچ عنوان نه با شرایط مردان و جامعه و نه با نیازهای دفاعی منطبق نیست. به باور آنان، باید مسیر سربازی حرفه‌ای با انتخاب داوطلبانه، خدمت تخصصی و شرایط انسانی بهتر دنبال شود تا حقوق انسانی و آینده جوانان نیز مدنظر قرار گیرد.

* اسامی به دلایل امنیتی تغییر داده شده‌اند.