by Esmaeil Moradi | دسامبر 6, 2025 | Uncategorized
نخستوزیر قطر گفت آتشبس نهایی در غزه تنها با خروج کامل نیروهای اسرائیلی و بازگشت ثبات، کامل میشود. او از تلاش مشترک دوحه، آنکارا، قاهره و واشینگتن برای آغاز فاز دوم طرح صلح مورد حمایت آمریکا و سازمان ملل خبر داد.در نشست فروم دوحه، شیخ محمد بن عبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر قطر اعلام کرد آتشبسی که از ۱۰ اکتبر اجرایی شده، تا زمان خروج کامل ارتش اسرائیل “کامل محسوب نمیشود” و تضمینکنندگان این آتشبس (قطر، ترکیه، مصر و آمریکا) برای آغاز فاز دوم، شامل استقرار نیروی بینالمللی تثبیت، در حال هماهنگی هستند.
همزمان، وزیر خارجه ترکیه گفت گفتوگوها درباره ترکیب و فرماندهی این نیرو ادامه دارد و مشارکت کشورها هنوز قطعی نیست.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
بهگفته قطر، فاز دوم شامل خروج نیروهای اسرائیلی از مواضع داخل نوار غزه، تحویل موقت حکمرانی به یک مرجع میاندورهای و استقرار نیروی بینالمللی تثبیت است. برخی کشورهای عربی و اسلامی، بهویژه به دلیل احتمال بروز درگیری با حماس، نسبت به پیوستن به این نیرو مرددند. ترکیه اعلام کرده مایل به مشارکت است، اما این تمایل با بدبینی تلآویو مواجه شده است.
موضع ترکیه درباره نیروی بینالمللی تثبیت
هاکان فیدان گفت تعیین ساختار فرماندهی و کشورهای مشارکتکننده “حیاتی” است و هدف نخست نیروی تثبیت باید “جداسازی فلسطینیها و اسرائیلیها” باشد: «این باید هدف اصلی ما باشد، سپس میتوانیم به سایر مسائل بپردازیم.»
طبق طرح ۲۰بندی که نخستینبار از سوی دولت آمریکا تشریح شد، حماس باید خلع سلاح شود و اعضایی که سلاح خود را تحویل دهند اجازه خروج از غزه خواهند داشت. حماس تاکنون این پیشنهاد را رد کرده است.
بیشتر بخوانید: نمایش تونلهای حماس همزمان با ادامه حملات اسرائیل به غزه
نخستوزیر قطر گفت تضمینکنندگان در تلاشاند “راه فاز بعدی را باز کنند” و این فاز از نظر دوحه موقت است و “اگر تنها آنچه در دو سال گذشته رخ داده را حل کنیم، کافی نیست.” او همچنین خواستار “راهحل پایدارِ عادلانه برای هر دو ملت” شد.
هیئت صلح و تکنوکراتهای فلسطینی
بر اساس طرح ترامپ، در حالی که وظیفه تامین امنیت مرزهای غزه، تامین امن توزیع کمکهای بشردوستانه و پیشبرد خلع سلاح حماس بر عهده “نیروی بینالمللی تثبیت” خواهد بود، یک کمیته تکنوکراتهای فلسطینی که وابسته به حماس یا فتح نباشند، مسئول اداره غزه در این دوره انتقالی خواهد بود.
بهعنوان بخشی از این برنامه، ترامپ قرار است نام ۱۲ تا ۱۵ عضو این کمیته تکنوکرات را معرفی کند که شامل کارشناسان فلسطینی حوزه تجارت و مدیریت خواهند بود که اکنون در غزه زندگی میکنند یا اصالتا اهل غزه هستند.
در رتبهای بالاتر از دولت تکنوکرات مذکور، یک هیئت مدیریت بینالمللی به ریاست تونی بلر، نخستوزیر سابق بریتانیا، قرار خواهد داشت و شامل چهرههایی مانند مشاوران ارشد ترامپ، جِرد کوشنر و استیو ویتکاف و افراد دیگری خواهد بود. بلر نقش کلیدی در تدوین طرح ۲۰ مادهای ترامپ به همراه کوشنر در اوایل سال جاری ایفا کرده بود.
این هیئت مدیریت نیز به نوبه خود تحت نظارت “هیئت صلح” قرار خواهد داشت که ریاست آن بر عهده ترامپ خواهد بود و تعدادی رهبران جهان نیز از اعضای آن خواهند بود. مقام آمریکایی در این گزارش گفته است که رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده که باور دارد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، یکی از این افراد خواهد بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
اخیرا کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از یک منبع آمریکایی گزارش داده است که “در هفتههای آینده حماس باید تصمیم بگیرد که آیا از حکومت چشمپوشی کرده و روند خلع سلاح را آغاز کند و در مقابل، نیروهای ارتش اسرائیل خارج شوند، یا آن را نپذیرد و با پیامدهای آن روبهرو شود.”
آمریکا امیدوار است پس از تشکیل این نهادهای مدیریتی غزه، پروژههای اصلی بازسازی را در غزه شروع کند.

by Esmaeil Moradi | دسامبر 6, 2025 | Uncategorized
نرگس محمدی از جامعه بینالمللی خواست، رویکرد خود به “تغییر” در ایران را بازنگری کند و با اشاره به وضعیت پس از جنگ ۱۲ روزه نوشت: «حتی زمانی که هیچ بمبی فرو نمیریزد، مردم آنچه را میتوان صلح واقعی نامید تجربه نمیکنند.»نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر در یادداشتی در “مجله تایم” که روز جمعه ۱۴ آذر منتشر شد، با بیان اینکه “حتی زمانی که هیچ بمبی فرو نمیریزد، مردم ایران آنچه را میتوان صلح واقعی نامید تجربه نمیکنند”، نوشته است: «مردم ایران تحت حکومتی زندگی میکنند که هر جنبهای از زندگی شخصی و عمومی آنها را کنترل میکند.»
او در این یادداشت افزود: «صلح مردم ایران، با نظارت، سانسور، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و تهدید دائمی مختل میشود. این صلح با اقتصادی که بر اثر فساد و سوءمدیریت تهی شده، فشار تحریمها، نگرانی روزانه از تورم، کمبود، بیکاری و نیز تخریب بیوقفه محیط زیست ایران فرسوده شده است.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
محمدی در این یادداشت با اشاره به اینکه “صلح صرفا نبودِ جنگ نیست”، آورده است: «ایران پس از جنگ ۱۲ روزه، خود را گرفتار در نقطه تلاقی جنگ رژیم علیه مردم خود و جنگ میان حکومت جمهوری اسلامی و اسرائیل یافت.»
محمدی “دیکتاتوری و جنگ را دو روی یک سکه دانسته و با اشاره به اینکه خواست کنشگران دموکراسیخواه و صلحطلب “نظم سیاسیِ تازه” است، نوشته است: «ایران نیازمند حکومتی سکولار و دموکراتیک است که واقعا نماینده مردم باشد. همهپرسی آزاد و عادلانه تحت نظارت بینالمللی سازمان ملل متحد باید برگزار شود و قانون اساسی جدید بهدست مجلس موسسان منتخب تدوین شود.»
نشانههای اعتراضات سراسری که از خیزش “زن، زندگی، آزادی” آغاز شد، هنوز در شهرها، دانشگاهها و شبکههای اجتماعی دیده میشود. مردم، بهویژه زنان و جوانان، در مواجهه با سرکوبهای خشونتآمیز، بازداشتهای خودسرانه و قوانین محدودکننده، با خلاقیت و شجاعت مقاومت میکنند. محدودیتهای آزادی بیان و سانسور اینترنت تلاش مردم برای سازماندهی و اطلاعرسانی را دشوار کرده است اما صدای اعتراض خاموش نشده است.
محمدی نیز در یادداشت خود برای مجله تایم به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «یک جنبش ملی گسترده و جمعی، ریشهدار در جامعه مدنی، حقوق بشر و زنان، توان آن را دارد که کشور را بهسوی تحولی تاریخی هدایت کند.»
و البته گذاری که به اعتقاد محمدی “پیش از هر چیز باید مسالمتآمیز باشد؛ مبتنی بر گفتوگو، پاسخگویی، پیگیری عدالت و احترام به حقوق مدنی و انسانی.”
محمدی در این یادداشت هشدار داده است، “هر چیزی کمتر از این – فروپاشی، آشوب یا درگیری مسلحانه – میتواند جان میلیونها نفر را در منطقهای که همین حالا نیز شکننده است به خطر اندازد.”
جمهوری اسلامی به گفته محمدی مشروعیت خود را از دست داده است، چرا که ایرانیان طی بیش از چهار دهه، برای دستیابی به حقوق پایهای از مسیر جنبشهای مسالمتآمیز و دموکراتیک پیش رفتهاند؛ از راهپیماییهای زنان پس از انقلاب ۱۳۵۷ گرفته تا اعتراضات دانشجویی ۱۳۷۸، جنبش سبز ۱۳۸۸، اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و خیزش “زن، زندگی، آزادی” که با کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی شعلهور شد.
محمدی، سرکشی پیوسته زنان و جوانان را کابوس بزرگ جمهوری اسلامی معرفی کرده که پایههای حکومت را لرزانده است و در ادامه نوشته است: «حقیقت این است که ایران همین حالا در مرحله گذار قرار دارد اما گذار میتواند به مسیرهای گوناگونی برود. مردم ایران شجاعت خود را ثابت کردهاند. آنها زندان، سانسور، نظارت، گلوله و از دستدادن فرزندانشان را تاب آوردهاند و با این حال همچنان به مبارزه ادامه میدهند. نه با خشونت. خشونت – چه تحمیلشده از بیرون و چه از درون – راهحل نیست. آنچه میخواهند، مداخله نیست، بلکه بهرسمیتشناختن است؛ نه ارتشهای خارجی، بلکه همبستگی بینالمللی؛ نه جنگ، بلکه صلح.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
او در بخش پایانی این یادداشت به این پرسش که “جهان چگونه میتواند کمک کند؟” پاسخ داده و تاکید کرده است: «جمهوری اسلامی همانند هر حکومت دیگری، به فشار پاسخ میدهد. تغییر در ایران نیازمند فشار جهانی است تا نقض حقوق بشر، آپارتاید جنسیتی و اعدامها متوقف شود. زندانیان سیاسی و ایدئولوژیک آزاد شوند و نهادهای جامعه مدنی بتوانند فعالیت کنند.»
محمدی از جامعه بینالمللی خواسته است، رویکرد خود به “تغییر” در ایران را بازنگری کند و زمینه را برای گذار از استبداد به دموکراسی فراهم آورد.
او این یادداشت را با این جمله به پایان رسانده است: «مردم ایران آمادهاند؛ در کنار آنها بایستید.»

by Esmaeil Moradi | دسامبر 5, 2025 | Uncategorized
صدور مجوز انتشار آلبوم “واقعی” برای شروین حاجیپور، خواننده و آهنگساز پرطرفدار ایرانی، پس از سالها ممنوعالکاری و حواشی پرفراز و نشیب قضایی، به یکی از داغترین بحثهای اجتماعی تبدیل شده است.شروین حاجیپور، خواننده ترانه “برای … ” و آهنگساز پرطرفدار ایرانی که پیشتر با خواندن تیتراژ “پسر دلفینی ۲” و سریال “وحشی” وارد عرصه رسمی شده بود، اکنون با دریافت مجوز برای آلبوم جدیدش با عنوان “واقعی” از سوی وزارت ارشاد جمهوری اسلامی به طور رسمی، فعالیت حرفهای خود را از سر گرفته است.
دریافت این مجوز در روزهای اخیر اما موجی از انتقادها و واکنشها را در شبکههای اجتماعی به دنبال داشت، آنهم با اتهاماتی از جمله “سازش با نهادهای قدرت” از سوی کسی که ترانه “برای … ” را خوانده بود، ترانهای که با الهام از نوشتههای معترضان در شبکه اکس ساخته شد و در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ زمزمهای در دهان معترضان ایرانی در تمام جهان بود.
این ترانه برنده جایزه گرمی بهترین ترانه تأثیرگذار در تغییرات اجتماعی شد و ابعادی جهانی به خود گرفت.
دفاعیات و نقدها
شروین حاجیپور در پاسخ به انتقادات و اتهاماتی از جمله “آدمفروشی” و “خیانت”، در توئیتی نوشت که پس از “۳ سال ممنوعالکاری و بیکاری” توانسته آلبومش را منتشر کند و هدفش “کار کردن” و “نرفتن از ایران” است. وی تأکید کرد: «کاش بمیرم اگه آدمفروشی کرده باشم.»
در میان هنرمندان، سیاوش کامکار، آهنگساز ایرانی اما خطاب به شروین حاجی پور در شبکه اکس نوشت: «ماندن هنرمند در ایران منتی بر سر کسی ندارد؛ عشق است و علاقه به کار.»
کامکار تصمیم خود را مبنی بر “به رسمیت نشناختن” مجوزی که “قرار است عقیدتی و جنسیتی باشد” اعلام کرد و عنوان داشت که دیگر برای کارهای شخصی خود از نهادی که با “خطکش عقیدتی و سیاسی برای من تعیین تکلیف کند”، اجازه نخواهد گرفت.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
کاربری دیگر در شبکه اکس نوشت: «جناب شروین حاجی پور، اگر بجای سپردنِ آلبومتان به موتورسواران و حیدرگویانِ حوزه شعر و ترانه در وزارت ارشاد برای اخذ مجوز، آن را در یوتیوب منتشر میکردید، سود واقعی آن برای تاریخ آینده این سرزمین قطعا میلیونها برابر بیشتر از سفره مجاز امروز بود.»
در مقابل، برخی کاربران و فعالان سیاسی از موضع شروین دفاع کردهاند. حسین یزدی، فعال سیاسی و زندانی سیاسی پیشین، با انتقاد تند از منتقدان، واکنش آنها در شبکههای اجتماعی را “لینچ مبتذلان” خطاب کرده و نوشته است: «بعضیها واقعا فقط مرده ما را میخواهند… فقط میخواهند همه ما یا ساکت شویم یا بمیریم.» او تاکید کرد که «نان و آزادی مکمل هم هستند» و حاجیپور «همان کاری را میکند که هر هنرمندِ واقعی باید بکند: ایستادن کنار مردم و کار کردن برای مردم.»
برخی دیگر نیز اشاره کردهاند که “آدما باید زندگی کنن و شروین از همین راه ارتزاق میکند.”
“شروین را نه قهرمان کنیم و نه متهم”
روزنامه هممیهن ۱۳ آذرماه در سرمقاله خود با عنوان خفقان دوجانبه نوشت: «وقتی قرار بر صدور مجوز آلبوم باشد اما هر دو خط موازی برمیآشوبند؛ چه آنها که در داخل بااستعداد این بچهها سر ناسازگاری داشتند و هنرشان خواندن پرغلط دعای تحویل سال در بهمن ۱۴۰۲ بود و چه آنان که از خارج از مرزها نظاره میکنند و جز دو قطب نمیشناسند و ما را چاره چیست جز میان این دو، راهی جُستن و به صدایی دل بستن؟»
این روزنامه با اشاره به نوشته حاجیپور که گفته بود «چطوری میتونین اینقدر بیمعرفت باشین که واسه ایمپرشن هر مزخرفی رو ببندین به آدم؟»، در ادامه سرمقاله خود آورده: « داستان فراتر از تقلا و تمنای ایمپرشن یا بازدید مجازی است. شروین حاجیپور یا باید زیرزمینی باشد و بخواند یا بکوچد و برود و در آنجا هم مهم نیست چه میکند.»
سپیده جندقی، خواننده و نوازنده ایرانی در گفتگو با دویچهوله فارسی معتقد است که صدور مجوز برای خوانندهای که در اوج اعتراضات سراسری هنرش تبدیل به یک نماد شد، حس تناقض در دل مردم میسازد. چون ترانه “برای” برای مردم فقط یک ترانه نبود؛ صدای زخمهای یک دوره بود، صدای زنانی که هنوز حتی اجازه به طور رسمی اجازه خواندن ندارند.
جندقی در پاسخ به این پرسش که گرفتن مجوز از نهادهای حکومتی چه تاثیری روی اصالت هنری و رابطه هنرمند با مخاطب دارد، میافزاید: «در مورد شروین، آنچه او را به جایگاه امروز رساند، نه تکنیک موسیقایی بینقص بود و نه ساختاری پیچیده. “برای” از نظر هنری یک کار ساده بود؛ ملودیاش معمولی، تنظیمش مینیمال، و ساختارش کاملا قابل پیشبینی. مردم آن را با اشکهایشان، با خاطره خیابانها، و با صدای زنانی که هنوز پشت درهای بسته ماندهاند، پیوند زدند. برای همین، هر حرکت بعد از آن، انگار روی آن خاطرهجمعی سایه میاندازد.»
این خواننده ایرانی در پاسخ به این که یک هنرمند را در چنین شرایطی چطور باید قضاوت هنری یا اخلاقی کرد، ادامه میدهد: «قضاوت در این موقعیتها همیشه آسان است، اما منصفانه نیست. هیچکس از بیرون نمیداند هنرمند چه ترسهایی داشته، چه امیدهایی، چه فشارهایی، چه نیازهایی. اما مردم هم حق دارند احساسی باشند؛ چون شروین تنها یک هنرمند نبود، برای مدتی صدای آنها بود. پس شاید راه درست این باشد که نه قهرمانش کنیم، و نه متهمش.»
“کارنامه افراد با اعمال خود در دوران بحران قابل سنجش است”
به زعم تحلیلگران سیاسی، در مقایسه تاثیر سیاسی انقلاب “ژینا” با جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائيل، با قاطعیت میتوان گفت که اولی حکمرانی رژیم ایران را با چالشی استراتژیک برای بقا مواجه کرد؛ در صورتی که حمله نظامی اسرائیل به ایران تاکنون پیامدهای سیاسی بارزی نداشته است. از همین رو میتوان گفت که بزرگترین خطر سیاسی برای جمهوری اسلامی پویایی پدیده جنبشهای اعتراضی و ملی است، جنبشهایی که که در دو دهه گذشته در حداقل چهار خیزش و برآمد اعتراضی میدانی از جمله خیزش “ژینا”، اعتراضات “آبان ۹۸”، “دی ۹۶” و حتی قبلتر در “جنبش سبز” سرزندگی خود را نمایان کرد.
دامون گلریز، تحلیلگر امور بینالملل و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک در لاهه معتقد است که دستگاه اطلاعاتی-امنیتی حکومت ایران تلاش میکند نمادها و قهرمانان این انقلاب ملی را به شکلی “نرم و فرهنگی” بیاثر کند.
به گفته او، در این راستا، متاسفانه بعضی از کنشگران رسانهای و سیاسی خواسته و ناخواسته با واکنشهای آنی و نارس ابزار تخریب این نمادها در شبکههای اجتماعی میشوند و این در حالیست که نبض روایتسازی این شبکهها طبق آخرین آمار و پژوهشها در دستان حکومت است.
گلریز ادامه میدهد: «به تعبیر دیگر، کنشگران در شبکه های اجتماعی بدون اینکه نگاه راهبردی به موازنه بزرگتر قدرت بین حکمرانی ورشکسته انقلاب اسلامی و انقلاب ملی ملت ایران داشته باشند، بازیچه تخریب نمادهای پویایی انقلاب ملی میشوند.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
به عقیده این تحلیلگر امور بینالملل فعالان هنری بنا به اقتضای بقای هنری و مدیریت زندگی روزمره خود ناچارند با نوعی تعامل با حکومت مواجه شوند؛ پس موضوع اصلی حمایت یا محکومیت اخلاقی آنها پس از دریافت مجوز انتشار آلبوم بعد از سالها ممنوعالکاری نیست؛ پرسش سیاسی و حتی فراتر اولویت ملی این است که آیا یک کنشگر و یا هنرمند در مواقع حساس همچون خیزش ژینا در کنار پویایی و تقویت انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی میایستد یا در مقابل آن؟
گلریز در پایان تاکید میکند که کارنامه افراد نه با نیتهای خوب در فضای معمولی، که با اعمال خود در دوران بحران قابل سنجش است.

by Esmaeil Moradi | دسامبر 4, 2025 | Uncategorized
نه تورم بالای ۴۰ درصد، نه تشنگی خاک و زمین، نه سمی که مردم هرروز آن را نفس میکشند، نه خشک شدن دریاچهها، بلکه تنها و تنها “بدن زن” مسئله اصلی جمهوری اسلامی است. چرا بدن زن تا این حد برای حاکمان ایران اهمیت دارد؟از تشکیل جلسه سری برای حجاب تا خط و نشان کشیدن رهبر و رییس قوه قضاییه برای زنان، همه نشانههایی است دال بر این که مسئله حجاب همچنان و کماکان و مطابق معمول مسئله اول جمهوری اسلامی است. فرق زیادی نمیکند که محمد خاتمی رییس جمهور باشد یا ابراهیم رییسی یا مسعود پزشکیان، مسئله اصلی جمهوری اسلامی نه مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم و نه فقر و بیکاری، بلکه بدن زن است.
به یمن فمینیستیترین جنبش تا کنونی قرن حاضر و به قیمت خونهای ریختهشده بر سنگفرش خیابانهای ایران، اینک زنان تا حدی، فقط تا حدی و تنها در شهرهای بزرگ آنگونه که میخواهند در عرصه عمومی ظاهر میشوند اما ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی همچنان در کتاب قوانین جمهوری اسلامی پابرجاست و علاوه بر آن لایحه حجاب و عفاف نیز مانند شمشمیر داموکلس بالای سر زنان است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
علاوه بر اینها رییس قوه قضاییه نیز دستورالعملی چهار مادهای ابلاغ کرده که به گفته او بر اساس آن “دستگاههای اطلاعاتی به شناسایی جریانات سازمانیافته مروّج بیعفتی و بیحجابی و معرفی آنها به دستگاه قضایی مبادرت ورزند و فراجا نیز وفق تکلیف قانونی خود با جرم مشهود در حوزه بیعفتی و بیحجابی در انظار عمومی، برخورد کند.”
محسنی اژهای روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ درباره نحوه پوشش زنان تاکید کرد که “این وضعیت نباید تداوم داشته باشد”.
نسرین ستوده، وکیل، حقوقدان و فعال حقوق زنان میگوید “جرمانگاری” برای همه شهروندان رویه همه حکومتهای استبدادی است. او که همسرش به دلیل مقابله با حجاب اجباری در زندان است و خودش به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری از دیدار همسرش محروم شده، به دویچهوله میگوید: «این روش همه حکومتهای استبدادی است که اصولا دایره وسیعی از شهروندان را در خط قرمز مجرمین قرار میدهند به نحوی که هرکدام از آنها حتی وقتی در زندان هم نیستند به نحوی مرتکب جرم میشوند. این زمانی اتفاق میافتد که رفتارهای عادی انسانها را که در زندگی روزمره اتفاق میافتد جرم انگاری میکنند و به این ترتیب بخش وسیعی از جامعه در طبقه مجرمین قرار میگیرند.»
اما پرسش اینجاست که وقتی کشوری با بحرانهای بسیار روبروست، وقتی تازه از یک جنگ ۱۲ روزه که در آن بسیاری از فرماندهان ارشد خود را از دست داده، بیرون آمده، زمانی که سقوط ارزش پول ملی بیش از همیشه سرعت گرفته، وقتی فقر و فساد و بیکاری به روزمره تبدیل شده، چرا همچنان مسئله اصلی حکمرانان حجاب زنان است؟
بحرانهایی که حکومت آن را نمیبیند
مهدیه گلرو، فعال برابریخواه در پاسخ به این پرسش دویچهوله میگوید، این بحرانها “زاویه دید ماست و نه حکومت.” به عقیده او رهبری جمهوری اسلامی اصولا قائل به بحران نیست و از نظر علی خامنهای “جمهوری اسلامی در قله قرار دارد”. او میگوید: «از نگاه خامنهای اینطور است که جمهوری اسلامی توانسته یک جنگی را به بهترین شکل مدیریت کند و در آن پیروز شده، اسرائیل را تا حد زیادی توانسته نابود کند، قدرت اول منطقه است، نزدیک رسیدن به قله است، خوب حالا در این وضعیت باید دوباره برگردد به ویترین حکومت اسلامی.»
و این “ویترین” همان حجاب زنان است که در دو سه سال اخیر تا حدی تخریب شده و حالا جمهوری اسلامی میخواهد دوباره آن را بسازد.
بیشتر بخوانید: راهاندازی دوباره ونهای ارشاد بر روی خونهای ریختهشده در خیابان
به نظر مهدیه گلرو، بازسازی این ویترین بیش از هرچیز برای طرفداران داخلی جمهوری اسلامی اهمیت دارد: «همه هم و غم جمهوری اسلامی در تمام این سالها این بوده که بسیج نیرویی را برای خودش نگه دارد و یک حداقلی که طرفدارانش هستند در راهپیماییهای مختلف و در سخنرانیهای آقای خامنهای حضور داشته باشند و این همیشه برای جمهوری اسلامی نیروی خیلی مهمی بوده و میخواهد آن را حفظ کند. با توجه به مسائلی که پیش آمده و به خاطر مقاومت اجتماعی و مدنی جامعه و زنان به نظر میآمد که دارد عقب نشینی صورت میگیرد، الان با پایان جنگ و فضای نسبتا آرام جامعه فرصتی هست که میتواند این عقبنشینی را جبران کند.»
“سرکوب زنان” نقطه اشتراک گروههای داخل حکومت
نسرین ستوده از منظر دیگری به این پرسش پاسخ میدهد. به نظر او موضوع زنان و سرکوب آنها مسئلهای است که همه نیروهای داخل حاکمیت بر آن اتفاق نظر دارند. او میگوید: «موضوع زنان نقطه اتحاد همه گروههای داخل حکومت است و البته موضوعی است که حکومت فکر میکند از طریق آن میتواند اقتدارش را تثبیت کند.»
این حقوقدان میگوید حکومت اسلامی ایران در نیم قرن گذشته نشان داده که هر زمان در شرایط سخت قرار میگیرد شروع به اقتدارنمایی میکند: «معمولا در زمانهایی که حکومت در شرایط سختی قرار میگیرد و از داخل و خارج مشکلات ریز و درشت حل نشدنی برایش پیش میآید، برای نشان دادن اقتدارش به سراغ موضوعاتی میرود که فکر میکند از پس آنها بر میآید مثل اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه سراغ اهالی افغانستان رفت. به همین ترتیب در طی نیم قرن گذشته با توجه به اینکه سرکوب زنان در مرکز همه موضوعات حکومت قرار داشت و همه گروهها در داخل حکومت نسبت به سرکوب زنان اتفاق نظر دارند، الان هم برای نشان دادن اقتدار پوشالیاش سعی میکند دوباره به موضوع زنان برگردد.»
“ذات جمهوری اسلامی ضد زن است”
پس از پیروزی انقلاب اسلامی اولین قانونی که به طور غیررسمی ابلاغ شد مربوط به زنان بود و بعد، لغو قانون نسبتا مترقی حمایت از خانواده. روحالله خمینی هنوز دولت تشکیل نداده بود که فرمان حجاب را صادر کرد. حالا با گذشت ۴۵ سال از صدور آن فرمان و بهرغم ریختن خونهای بسیار بر سر آن و بروز ناآرامی و اعتراضات گسترده، حکومت اسلامی همچنان بر این مسئله پافشاری میکند.
چرا مسئله “زن” برای حکام جمهوری اسلامی اینقدر اهمیت دارد؟
مهدیه گلرو میگوید: «من شخصاً باورم این است که هسته وجودی جمهوری اسلامی به واسطه ایدئولوژی اسلامی، ضد زن است. زاویه ورود من این است که اساسا هویت و شکلگیری جمهوری اسلامی بر اساس چند ارزش مرکزی و نمادین بود که یکی از آنها ضدزن بودن این ایدئولوژی است. ضد زن به معنای ضد هویت مستقل، ضد استقلال، ضد بدن زن، انتخاب زن و…»
به عقیده او دلیل صدور فرمان خمینی درباره حجاب پیش از صدور هر دستور و فرمان دیگری هم همین مسئله بوده است و این تا به امروز نیز ادامه دارد.
بیشتر بخوانید: حجاب اجباری؛ روشهای جدید حکومت برای سرکوب زنان با چراغ خاموش
گلرو میافزاید: «به همین خاطر فکر میکنم تا روزی که جمهوری اسلامی هست به همین نحو ادامه خواهد داشت. هر چقدر که مبارزه و مقاومت مدنی هم ادامه پیدا کند فرقی نمیکند، جایی میرود سراغ مسئله مهریه، جایی در شرایط ازدواج، حق کار زنان، حق تحصیل همه اینها میتواند در همین فضا دیده بشود که هویت جمهوری اسلامی در تضاد با آزادی زنان تعریف شده است.»
به همین دلیل او کسانی را که موضوع حجاب را با موضوع ماهواره و ویدئو مقایسه میکنند و میگویند همانطور که حکومت اسلامی در مورد ماهواره و ویدیو کوتاه آمد، در مورد حجاب زنان هم کوتاه میآید مورد نقد قرار داده و میگوید: «این که موضوعی مثل ضد زن بودن ساختاری جمهوری اسلامی و مسئله زن به عنوان یک انسان و شهروند را با یک سری ابزارهایی مثل ماهواره و ویدئو مقایسه میکنند، نشان میدهد که چقدر این تحلیلها غلط است و من شخصا بیشتر کسانی که دیدم این مقایسه را انجام میدهند، آقایان بودند. به نظر من به دلیل ماهیت ضد زن جمهوری اسلامی، هیچوقت اتفاقی که برای آن ابزارها افتاد برای زنان و قانون حجاب نخواهد افتاد.»
فتح “سنگر به سنگر”
اما آیا این بدان معناست که زنان تا زمانی که حکومت اسلامی در قدرت است پیروز نخواهند شد؟ آیا چهره به شدت تغییرکرده خیابانهای ایران نشانه پیروزی زنان نیست؟ آیا واقعا تا زمانی که قانون حجاب لغو نشده، نمیتوان از پیروزی زنان حرف زد؟
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
مهدیه گلرو میگوید: «من پیروزی را در یک اتفاق نهایی مدینه فاضله نمیبینم. جنبش زنان و جنبشهای فمینیستی از موج اول، از ۲۰۰ سال قبل تا الان همینطور دارند پیروزی به دست میآورند. وقتی مثلا زنان ۱۲۰ سال پیش در فلان کشور حق رای را به دست آوردند نمیتوانیم بگوییم این پیروزی محسوب نمیشود چون هنوز ارثیه برابر نداشتند یا چون حق انتخاب شدن در سمتهای سیاسی را نداشتند.»
این فعال حقوق زنان از “فتح سنگر به سنگر” میگوید: «در جنبشهای مدنی و به طور خاص در مورد جنبش زنان این پیروزیها همه فتح سنگر به سنگر نابرابریهای جنسیتی هست. اگر بخواهیم امروز را با آنچه که در دهه ۶۰ بر سر زنان ایران میآمده مقایسه کنیم، میبینیم که زنان با مبارزاتشان پیروزیهای بسیار چشمگیری را به دست آوردند. در فمینیستیترین کشورهای جهان همچنان جنبشهای فمینیستی و جنبش زنان وجود دارد و زنان همچنان تلاش میکنند پیروزیهای بیشتری به دست آورند. به همین خاطر به نظر من زنان ایرانی پیروزیهای بسیاری را به دست آوردهاند.»
این روزها خیابانهای ایران صحنه زورآزمایی زنانی است که با بدنشان به مقابله با حکومتی رفتهاند که همه چیز را در دست دارد، از قدرت و اسلحه تا ابزار اعمال زور و فشار. اما تاریخ نشان داده که پیروز این نبرد نابرابر الزاما آن کسی نیست که در قدرت است.

by Esmaeil Moradi | دسامبر 3, 2025 | Uncategorized
فرماندهی مرکزی ایالات متحده اعلام کرد که نخستین اسکادران پهپادهای تهاجمی یکطرفه یا انتحاری خود را در خاورمیانه مستقر کرده است. به گفته سنتکام، این یگان برای تسریع در تولید و بهکارگیری پهپادهای ارزانقیمت ایجاد شده است.فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) چهارشنبه سوم دسامبر خبر از تشکیل و استقرار نیروی ویژه “اسکورپیون استرایک” یا “نیروی ضربت عقرب” در خاورمیانه داد.
هدف از استقرار این نخستین یگان پهپادهای یکطرفه تهاجمی (انتحاری) افزایش توان پهپادی ارزانقیمت و مؤثر ایالات متحده در این منطقه اعلام شده تا با سرعت بالا در اختیار نیروهای عملیاتی قرار گیرد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این یگان متشکل از پهپادهای کمهزینه لوکاس (LUCAS) برد عملیاتی گستردهای دارند و برای عملیات خودکار بدون هدایت مستقیم انسانی طراحی شدهاند.
پهپادهای این یگان میتوانند به روشهای مختلفی به پرواز درآیند که از جمله شامل پرتاب با پرتابگر عادی (منجنیق)، برخاست با کمک موشک و سامانههای پرتاب زمینی و خودرویی متحرک میشود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
به گفته دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام: «این نیروی ویژه جدید شرایط استفاده از نوآوری به عنوان یک عامل بازدارنده را فراهم میکند. تجهیز سریعتر نیروهای ماهر ما به توانمندیهای پیشرفته پهپادی، قدرت و نوآوری ارتش آمریکا را به نمایش میگذارد و بازیگران متخاصم را بازمیدارد.»
در ماه سپتامبر سال جاری سنتکام نیروی ضربت مشترکِ برای بهکارگیری سریع (REJTF) را به رهبری مدیر ارشد فناوری خود راهاندازی کرد تا روند تجهیز نیروهای مستقر به قابلیتهای نوظهور را شتاب بخشد.
یگان نوپدید “نیروی ضربت عقرب” در چارچوب همین برنامه فعالیت میکند و بخش توانمندیهای آن را پیش میبرد.
همزمان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد، رزمایش دریایی “اقتدار” سپاه از فردا پنجشنبه به مدت دو روز در خلیج فارس، جزایر نازعات (تنب بزرگ، تنب کوچک، ابوموسی و سیری)، تنگه هرمز و دریای عمان برگزار میشود.
پیش از این نیز نیروی زمینی سپاه نیز از برگزاری رزمایش “ضدتروریستی سهند ۱۴۰۴” با مشارکت اعضای سازمان همکاری شانگهای از دوشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۴ به مدت ۵ روز در شهرستان شبستر خبر داده بود.
سپاه در خلیج فارس که محل استقرار نیروی ویژه جدید آمریکاست بارها کشتیهای خارجی را با ادعاهایی مانند “حمل سوخت قاچاق” توقیف کرده است.
ایران در جنگ ۱۲روزه با اسرائيل از پهپادهای انتحاری استفاده کرد و نیروهای نیابتی این کشور نیز در سوریه، لبنان، عراق و یمن از این پهپادها علیه اسرائيل و آمریکا استفاده میکنند.
شماری از تحلیلگران بر این باورند که تشکیل نیروهای ویژهای مانند آن چه که سنتکام اعلام کرده در جهت افزایش سرعت پاسخگویی نظامی آمریکا در پاسخ به تهدیدهای پهپادی انجام شده است.
