by Esmaeil Moradi | فوریه 3, 2026 | Uncategorized
بیمارستانهای ایران در دیماه نه پناهگاه که صحنهای از ترس، تصمیمهای جانکاه و فشار امنیتی شدند. مجروحان میان درمان و امنیت در تعلیق ماندند؛ کمبود تجهیزات پزشکی و حضور نیروهای حکومتی، کادر درمان را به نبردی دوگانه کشاند.«اون شبها دیگه اورژانس، اورژانس نبود. بیشتر شبیه خط مقدم بود. مجروح گلولهای میآوردن، همزمان باید حواسمون به این میبود که کی داره از پشت سر نگاهمون میکنه. بعضیها رو اصلاً ثبت نمیکردیم، فقط پانسمان میکردیم و میفرستادیم برن.»
«مجروحها التماس میکردن اسمشون تو سیستم نره. میگفتن اگه بمونیم، فردا دیگه زنده نیستیم. بعضیها حتی حاضر نبودن مسکن بگیرن، فقط میخواستن زودتر برن.»
«یکی از دوستام بهم زنگ زد، با صدای لرزون گفت دو نفر از بچهها مجروح شدن. تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که گفتم بهشون بگو خودشون رو بزنن به مردن که تیر خلاص نخورن و سریع بیارنشون بیمارستان امام حسین.»
«گاز استریل کم بود، خون کم بود، ولی بیشتر از همه اعصابمون کم بود. همزمان با بخیه زدن، گوشمون به در بود ببینیم کی وارد میشه.»
بیمارستانها و مراکز درمانی معمولا آخرین پناه مجروحاناند؛ جایی که باید میان مرگ و زندگی، تنها معیار تصمیمگیری نجات جان باشند. اما در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، برای بسیاری از مجروحان، درهای بیمارستان نه بهمعنای حس امنیت، که آغاز ترسی تازه بود. روایتهای کادر درمان نشان میدهد که مراکز درمانی در روزها و شبهای اوج سرکوب معترضان، به فضاهایی دوگانه تبدیل شدند و کارکرد امن و بیطرف خود را از دست دادند.
بیشتر بخوانید: جامعهای سرگردان میان اجساد؛ خشم و انتقام یا عدالتجویی و دادخواهی؟
این گزارش، در گفتگو با دو پزشک در خارج از ایران که در تماس مستقیم با پزشکان و پرستاران داخل ایران بودند، تصویری از بحرانی کمتر دیدهشده ارائه میدهد: جایی که کمبود تجهیزات، فشار امنیتی و ترس دائمی، بیمارستانها را از کارکرد اصلی خود دور کرده و مجروحان اعتراضات را میان دو انتخاب ویرانگر رها کرد؛ درمان به بهای بازداشت، یا ماندن در خفا به بهای از دست دادن جان یا عضو.
پروفسور امیر مبارز پرستا جراح چشم و مدیر مرکز چشم پزشکی مونیخ است. او علاوه بر کار بالینی، در حمایتهای پزشکی مرتبط با حقوق بشر برای قربانیان خشونتهای سیاسی فعالیت داشته است. در جریان جنبش مهسا امینی، او و تیمش بیش از ۴۰ بیمار آسیبدیده از ناحیه چشم را که تحت تعقیب سیاسی در ایران بودند، درمان کردند. از آن زمان، او توانسته است از یک شبکه مستقر از پزشکان در ایران و جوامع دور از وطن برای حمایت از مستندسازی پزشکی و تداوم مراقبت از قربانیان خشونتهای مرتبط با تظاهرات در ایران استفاده کند.
او در گفتگو با بخش فارسی دویچه وله به آمار کشته شدگان و مجروحان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تا روز سوم بهمن ماه (۲۳ ژانویه) اشاره میکند. آمارهایی که به گفته او، منابعشان قابل اعتماد تلقی میشوند زیرا از پرسنل خط مقدم از جمله پزشکان، پرستاران، کارکنان بیومدیکال/فناوری پزشکی، و پیمانکاران بیمارستانی که به طور مستقیم در معرض حجم مراجعات و کمبودها هستند، دریافت شدهاند.
با این حال دکتر پرستا تاکید میکند که آنچه در اختیار داریم، اعداد ثبتشده در بیمارستانها و مراکز درمانی مرجع است که از شبکهای از پزشکان و کادر درمان بهصورت تجمیعی گزارش شدهاند. بنابراین این دادهها، حداقل قابلاتکا را نشان میدهند، نه کل ابعاد واقعیت: «در سطح بیمارستانها، اطلاعات مربوط به پذیرش، اورژانس، جراحی، ICU و پروندههای بالینی ثبت میشود. اما به دلیل قطع اینترنت در روزهای اعتراض، فشارهای امنیتی، ترس از ثبت رسمی برخی موارد و نبود دسترسی آزاد به سامانههای ملی، عدد واحد و کشوری قابل ارائه نیست.»
بر این اساس، تعداد کشتهشدهها تا تاریخ سوم بهمن ماه ۳۳ هزار و ۱۳۰ نفر و تعداد آسیبهای چشمی ۲۹ هزار و ۲۹۴ نفر بوده است. همچنین تعداد بازماندگان مصدوم (برآورد شده با استفاده از آسیبهای چشمی به عنوان ۳۰ درصد از کل آسیبها)، ۹۷ هزار و ۶۵۴ نفر عنوان شده است.
بیشتر بخوانید: هشدار رییس مرکز چشمپزشکی مونیخ: آسیبدیدگان چشمی از خوددرمانی اجتناب کنند
این در حالیست که خبرگزاری هرانا در گزارش خود از روز سیوپنجم آغاز اعتراضات،
مجموع جانباختگان تائیدشده را ۶۷۱۳ نفر عنوان کرده بود.
طبق این گزارش، از این تعداد ۶۳۰۵ نفر بهعنوان “معترضان” جان خود را از دست دادهاند و ۱۳۷ نفر از جانباختگان در رده “کودکان زیر ۱۸ سال” ثبت شدهاند.
هرچند حکومت ایران تعداد معترضان کشته شده را بسیار کمتر و تنها “۳ هزار و ۱۱۷ نفر” اعلام کرده و مدعی شده است که ۲ هزار و ۴۲۷ نفر از آنها غیرنظامیان و نیروهای امنیتی و بقیه “تروریست” بودهاند.
کمبود شدید فرآوردههای خونی، مهمترین بحران بیمارستان ها در روزهای سرکوب
دکتر پرستا در پاسخ به این پرسش که مهمترین بحران کادر درمان در اوج روزهای سرکوب معترضان چه بود، توضیح میدهد: «چند مشکل بهطور مکرر گزارش شدهاند که مهمترین آن کمبود شدید و بحرانی خون و فرآوردههای خونی بوده است. پزشکان گفتهاند در مواردی بیماران قابل نجات بودهاند اما به دلیل نبود خون جان خود را از دست دادهاند. در برخی مراکز حتی کادر درمان شخصا خون اهدا کردهاند. در بسیاری موارد نیز کادر درمان از تزریق خون به معترضان منع شدهاند با وجود این کادر سلامت در این جبهه ۲۴ ساعته جنگیدند.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
علاوه بر این، به گفته او، فشار امنیتی (حضور نیروهای حکومتی در بیمارستانها، ایجاد ترس، اختلال در ثبت پروندهها)، موج همزمان مجروحان همراه با کمبود تخت، اتاق عمل و ICU، فرسودگی شدید کادر درمان به دلیل شیفتهای کاری ۲۴ ساعته و در برخی نقاط کشور کمبود مقطعی دارو و تجهیزات مصرفی، بهویژه در حوزه تروما، گزارش شده است.
مدیر مرکز چشم پزشکی مونیخ توضیح میدهد که طبق روایتهای بالینی، بهخصوص در روزهای اوج اعتراضات، وضعیت بسیاری از مراکز درمانی شبیه “حادثه جمعی یا فاجعه” توصیف شده است: «اورژانسها در مدت کوتاهی پر شدند، تریاژ بسیار سریع و دشوار بوده و بیمارستانها در برخی شهرها عملاً بیش از ظرفیت فعالیت کردهاند.»
دکتر محمدکاظم عطاری، پزشک و پژوهشگر پزشکی اجتماعی ساکن آمریکا نیز در گفتگو با دویچه وله فارسی با این توضیح که بیمارستانها آمادگی قبلی برای حجم معترضان کشتهشده و مجروحان را نداشتند، توضیح میدهد: «این مراکز با حجم بالای مجروحانی رو به رو شدند که نیاز به اقدام فوری داشتند در حالی که تجهیزات مراکز درمانی مسلما برای این حجم از بحران در ساعات اولیه آماده نبود. به همین دلیل همکاران ما باید انتخاب میکردند که کدام مجروح را ابتدا تحت درمان فوری قرار دهند. در این میان زمانی که به سراغ مجروح بعدی میآمدند تا او را به اتاق عمل ببرند، او دیگر جانش را از دست داده بود.»
تبدیل شدن بیمارستانها به محیطهای ناامن
در حالی که گزارشهای زیادی مبنی بر فشار و حتی تهدید کادر درمان ایران برای درمان نکردن معترضان مجروح منتشر شده، سازمان نظام پرستاری ایران روز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه با انتشار بیانیهای اعلام کرد که کادر درمان در مداوای بیماران و مجروحان تعهدی حرفهای داشته و وظایف خود را “با مسئولیتپذیری، ایثار، فداکاری و نوعدوستی” انجام داده است.
در این بیانیه آمده است که از “اولین ساعات وقوع حوادث تلخ هجدهم و نوزدهم دیماه همراه با دیگر کارکنان نظام سلامت با حضور شبانهروزی در مراکز درمانی سراسر کشور بدون هیچگونه تبعیض و سوگیری به مراقبت و درمان مجروحان و آسیبدیدگان پرداختند و شرایط بسیار سخت و فشار کاری و روانی زیادی را متحمل شدند.”
به گفته شاهدان عینی، ماموران انتظامی با حمله به بیمارستانها برخی از مجروحان را کشته و برخی را با زور بازداشت کردهاند. در برخی موارد مقاومت کارکنان بیمارستانها نه تنها بیثمر بوده، بلکه سبب بازداشت کادرهای درمانی شده است.
در این بیانیه همچنین آمده است: «متاسفانه در این حوادث سه نفر از جامعه شریف پرستاری در محل کار یا در حین عزیمت به بیمارستان یا اتمام شیفت و برگشت به منزل به شهادت رسیدند و حداقل سه نفر هم دچار جراحاتی شدند که تحت مداوا هستند.»
سازمان حقوق بشر ایران نیز گفته است که بازداشت و سرکوب پزشکان و کادر درمان از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف همچنان ادامه دارد. این سازمان حقوق بشری پیش از این گزارش داده بود که ماموران به منازل و محل کار پزشکان و کادر درمانی که در درمان معترضان مجروح کمک کردهاند هجوم برده و آنان را با خشونت بازداشت کردند.
طبق گزارشها ماموران امنیتی پس از آن که دریافتند برخی پزشکان و کادر درمان در بیمارستانها مجروحان را رایگان پذیرش کرده و مورد عمل جراحی قرار دادهاند، با هجوم به منازل یا محل کار آنها برخی را بازداشت کردند.
دکتر پرستا در این خصوص توضیح میدهد: «بر اساس گزارش همکاران داخل ایران، در برخی مراکز امنیت کاملا به خطر افتاده بود. مواردی نیز از حضور نیروهای امنیتی داخل یا اطراف بیمارستانها، ایجاد ترس از شناسایی و بازداشت، و حتی فشار برای محدود کردن درمان یا انتقال مجروحان گزارش شده است. در بعضی شهرها، ورود نیروها به بخشهای حساس مانند مسیرهای نزدیک ICU یا اتاق عمل نیز مطرح شده است. به همین دلیل، در مواردی پزشکان تلاش کردهاند درمان و ترخیص بیماران با حداقل ردپا انجام شود.»
به گفته او، حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها باعث ترس بیماران و خانوادهها و در نتیجه تاخیر در مراجعه، فشار روانی شدید بر کادر درمان، اختلال در پذیرش و ثبت پروندهها و افزایش درمانهای کمسروصدا یا انتقالهای سریعتر برای کاهش خطر شده است.
دکتر عطاری نیز در این باره میگوید: «نیروهای امنیتی مانع این میشدند که پزشکان از خودگذشتگیهای بیشتری بتوانند نشان بدهند و این باعث این شده بود که پزشکان یا کادر درمان در ۲ جبهه درمان و مقاومت در برابر نیروهای امنیتی بجنگند.»
بیشتر بخوانید: هشدار عفو بینالملل نسبت به خطر اعدام و شکنجه بازداشتشدگان اعتراضات
دکتر عطاری تاکید میکند که ما در حال حاضر فهرست بسیار بلند بالایی از احضار و بازداشت پزشکان و پرستاران داریم که اگرچه برخی از آنها از بازداشت آزاد شدهاند ولی برخی همچنان در بازداشت به سر میبرند.
به گفته دکتر عطاری، کمبود تجهیزات پزشکی و کمبود خون بخصوص در ساعات اولیه کشتار معترضان خیلی زیاد بود. در این میان نیروهای امنیتی بسیاری از مجروحان را به فضاهای امنیتی مثل بازداشتگاهها میبردند و بعد جسد آنها تحویل داده میشد، آنهم با اصابت تیر خلاص. نمونههای این اجساد هم دیده شده که با دستان بسته در پیشانیشان، جای گلوله دیده میشود.
این پژوهشگر پزشکی اجتماعی ادامه میدهد: «اینها نشان میدهد که متأسفانه این سبوعیت و وحشیگری نیروهای حکومتی به کشتن و به گلوله بستن ختم نشده و مجروح ربایی و ربودن مجروحان از بیمارستان یا سر به نیست کردن آنها هم وجود داشته به طوری که جنازههای برخی از آنها بعدها در گوشههای خیابان یا در سردخانههای پزشکی قانونی پیدا شده است.»
به گفته او، در مورد مجروحان متاسفانه عدم امنیت در مراکز درمانی باعث شد که بسیاری از آنها در خانهها و یا دیگر اماکن امن درمان خود را ادامه دهند، اتفاقی که باعث شده ما گزارشهایی از عفونتهایی که بعد از یکی ۲ هفته چه در پوست، جه در چشم، چه در نواحی تناسلی و … بروز کرده و باعث مشکلات ثانوی شده دریافت کنیم.
دکتر عطاری ادامه میدهد: «متاسفانه در کنار همه این گزارشهای تلخ، ما همچنان شاهد بیعملی و عدم انجام هیچ اقدامی توسط سازمان نظام پزشکی هستیم که آن هم بازوی حکومت است و تاکنون هیچ حمایتی از پزشکان، امنیت آنها و یا روند روند طبیعی درمان مجروحان نداشته است.»
آسیبهای چشمی، شایعترین آسیبها در میان مجروحان
جمعی از پزشکان و متخصصان چشم روز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه با انتشار بیانیهای، نسبت به افزایش آمار نابیناییهای دائمی و آسیبهای غیرقابل برگشت چشمی در میان معترضان (بهویژه جوانان) هشدار دادند.
آنها تأکید کردند که این جراحات ناشی از استفاده گسترده و بیضابطه از تفنگهای ساچمهزن است که به طور مستقیم صورت و چشم شهروندان را هدف قرار میدهد.
این بیانیه با استناد به سخنان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۸ که نابینا شدن یک دانشجو در جریان اعتراضات این سال را “ظلم بزرگ و جنایت” خوانده بود و همچنین مواضع رسمی حکومت در محکومیت پلیس فرانسه، این پرسش را مطرح کرد که چرا عملی که در خارج از کشور جنایت محسوب میشود، در داخل کشور به راحتی اعمال و توجیه میشود.
بیشتر بخوانید: موج بازداشت پزشکان به دلیل امدادرسانی به مجروحان اعتراضات
پزشکان در این بیانیه تأکید کردهاند که کور کردن انسانها تحت هیچ شرایطی ابزار کنترل نیست، بلکه مصداق بارز شکنجه، نقض کرامت انسانی و عملی مجرمانه است که نه با شرع، نه با قانون و نه با اخلاق پزشکی سازگاری دارد.
دکتر پرستا نیز تائيد میکند که آسیبهای سر و صورت (بهویژه چشم و اطراف چشم) از جمله شایعترین آسیبها در میان مجروحان اعتراضات اخیر بوده و بعد از آن جراحات گردن و نیمتنه فوقانی (قفسه سینه و شکم)، زخمهای ناشی از گلوله، ساچمه یا شاتگان با آسیبهای چند ترکشی، خونریزیهای شدید و شکستگیها گزارش شدهاند. در برخی مناطق نیز مواردی از آسیبهای ناشی از شلیک مستقیم گلوله جنگی گزارش شده است.
او ادامه میدهد: «طبق آخرین اطلاعات، آمار مجروحان چشمی حدود ۳۰ هزار نفر از گزارش مکتوب بیمارستانها است. مقدار زیادی از چشمها قابل ترمیم نیستند و به تخلیه کشیده شدند و مقدار زیادی ممکن است در آینده تخلیه شوند.»
به گفته دکتر عطاری بعد از جراحات چشمی، گزارشهایی از جراحت شدید با گلوله جنگی و بریدگی با کاتر نیز گزارش شده بود.
آیا ماجرای تزریق پتاسیم به بازداشتیها و مرگ آنها واقعیست؟
طی روزهای اخیر در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی بسیاری از کاربران به نقل از وکلا و پزشکان داخل ایران گزارشهایی مبنی بر تزریق پتاسیم به معترضان بازداشت شده ارائه دادهاند. در این گزارشها که به سرعت در فضای مجازی در حال پخش است، ادعا شده که به برخی از بازداشتشدگان قبل از آزادی، مواد مشکوک تزریق شده و یا آنها مجبور به خوردن این مواد شدهاند، روشی که از دیرباز توسط سرویسهای امنیتی روسیه در دوران استالین استفاده میشده است.
دکتر عطاری در پاسخ به صحت و سقم چنین گزارشهایی توضیح میدهد: «مسلما مجروحان و زندانیان در معرض موادی قرار گرفتند که تاثیرات جسمی و روحی و مرگهای بعد از آزادی داشتهاند. اما به طور مشخص در مورد پتاسیم باید گفت که این یک گزارش بسیار گمراهکننده است، چون پتاسیم در دوزهای بالا بالافاصله باعث مرگ میشود به دلیل این که آریتمی قلبی ایجاد میکند و به طور مستقیم بر سیستم الکتریکی قلب اثر میگذارد و باعث ایست قلبی و مرگ ناگهانی میشود.»
به گفته دکتر عطاری، پتاسیم اگر در دوزهای پایین تزریق شود، بدن در وضعیت نرمال مکانیسم دفع دارد و آن را از طریق کلیهها دفع میکند و خطری ایجاد نمیشود.
این پژوهشگر پزشکی اجتماعی تاکید میکند: «من در مورد این گزارش کمی مشکوکم که چرا منتشر شده و چه مدارکی درباره آن وجود داشته است. بنابراین اظهارنظری در مورد رد یا تائید آن نمی کنم زیرا نمیخواهم باعث شود درباره همه گزارشها در این خصوص علامت سوالی ایجاد شود.»
بسیاری از شاهدان عینی گفتهاند که در اوج اعتراضات دیماه ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، همزمان با شلیک گلوله به معترضان، از گازهای اشکآور و مواد شیمیایی استفاده کردهاند که باعث بروز طیفی از آسیبهای شدید جسمی، تنفسی و حرکتی در معترضان شده است.
این آسیبها در مواردی معترضان را بهطور ناگهانی از حرکت بازداشته و به گفته شاهدان، آثار آن فراتر از گازهای اشکآور متعارف بوده است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
شاهدان گفتهاند این گازها نهتنها موجب سوزش چشم، پوست و ریه شده، بلکه با اختلال حاد تنفسی، سرفههای پیدرپی، خون بالا آوردن، سرگیجه، بیحالی ناگهانی و از حال رفتن سریع، از دست دادن تعادل و ناتوانی در ادامه حرکت همراه بوده است.
آنها تاکید کردهاند شدت علائم و ماندگاری آثار آنها با تجربههای پیشین از گاز اشکآور تفاوت داشته است.
بیشتر بخوانید: تشدید فشارهای امنیتی علیه بهائیان در ایران از زمان آغاز خیزش سراسری
به گفته دکتر عطاری، این موضوع را نمیتوان نقض کرد که در اعتراضات قبلی نیز موادی برای معترضان استفاده میشده است و هم اکنون ما در حال بررسی مواد مورد استفاده در گازهای اشکآوری هستیم که از آنها در اعتراضات اخیر علیه معترضان استفاده شده است.

by Esmaeil Moradi | فوریه 3, 2026 | Uncategorized
شبکه کمک به همراه دهها نهاد مدنی دیگر نامهای به مسئولان قضایی جمهوری اسلامی نوشته و خواهان آزادی فوری کودکان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه و بازگشت آنها به کلاسهای درس شدهاند.اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در شهرهای مختلف ایران از روز یکشنبه ۷ دیماه در پی اعتصاب شماری از کسبه و بازاریان تهران در اعتراض به افزایش افسارگسیخته بهای دلار آغاز شد. با گسترش اعتراضات، حکومت ایران برای سرپوش گذاشتن بر ابعاد کشتار، اینترنت کشور را قطع کرد. بر اساس آخرین برآوردها، سرکوب خونین مردم در سراسر کشور هزاران کشته برجای گذاشت و موج سرکوب و بازداشتها همچنان ادامه دارد. همزمان با اوج گرفتن اعتراضات، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا تهدید کرد که در صورت کشتار مردم، ایالات متحده وارد عمل خواهد شد. آرایش جنگی نیروهای نظامی آمریکا در اطراف ایران، به گمانهزنیها در خصوص شروع جنگ دامن زده است.
خبرهای کوتاه و فشرده درباره این اعتراضها و پیامدهای آن را در این مجموعه بخوانید.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
رییس دیوان عالی کشور: به پرونده بازداشتیها قاطعانه و خارج از نوبت رسیدگی میشود
رییس دیوان عالی کشور جمهوری اسلامی گفت رسیدگی به پرونده بازداشتیهای اعتراضات اخیر “قاطعانه و خارج از نوبت” انجام میشود.
او این پروندهها را “ملی و حساس” دانست و گفت قضات دیوان عالی “ضمن رسیدگی قاطعانه مرّ قانون را اجرا خواهند کرد”.
محمدجعفر منتظری با تکرار سناریوی جمهوری اسلامی درباره اعتراضات اخیر، این اعتراضات را “کودتای آمریکایی-صهیونیستی” نامید که به گفته او “خنثی” شده است.
پیشتر علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی نیز این اعتراضات را کودتا خوانده بود.
منتظری با اشاره به راهپیمایی دولتی ۲۲ دی که پس از سرکوب خونین و گسترده اعتراضات برپا شد، این راهپیمایی را نشانه دفاع مردم از “ارزشهای انقلاب” دانست.
مقامات جمهوری اسلامی در تمامی اعتراضات سالهای گذشته از اعتراضات کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ تا کنون پس از سرکوب خونین این اعتراضات طرفداران خود را برای قدرتنمایی راهی خیابان کرده و حضور آنها را دلیلی بر پشتوانه مردمی خود اعلام میکنند.
دهها نهاد مدنی خواستار آزادی فوری کودکان بازداشتی شدند
شبکه کمک به همراه دهها نهاد مدنی دیگر نامهای به مسئولان قضایی جمهوری اسلامی نوشته و خواهان آزادی فوری کودک بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه و بازگشت آنها به کلاسهای درس شدهاند.
در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است: «اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیطهای کیفری میتواند آثار جبرانناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.»
امضاکنندگان این نامه خواستار آن شدهاند تا با بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای قانونی موجود و نیز اصل “فقدان مسئولیت کیفری کودکان” شرایط آزادی تمامی کسانی که زیر سن قانونی هستند فراهم شود.
خبرگزاری ایلنا روز یکشنبه ۱۲ بهمن از قول امین حسین رحیمی، وزیر دادگستری و رئیس شورای سیاستگذاری مرجع ملی حقوق کودک، از ادامه بازداشت کودکان ۱۶ تا ۱۸ ساله خبر داد.
او تعداد این بازداشتیها را ذکر نکرد اما گفت: «عده کمی از افراد بازداشتشده که ۱۶ تا ۱۸ سال سن دارند در کانون اصلاح و تربیت نگهداری میشوند که پرونده آنها نیاز به تحقیقات داشته و آنها نیز پس از تکمیل تحقیقات و ارائه وثایق قانونی به زودی آزاد میشوند.»
شبکه کمک که یکی از امضاکنندگان این نامه است اعلام آمادگی کرده تا پس از آزادی این کودکان “خدمات حمایتی، روانشناختی، مددکاری اجتماعی، مشاوره حقوقی و معرفی وکیل معاضدتی” در اختیار آنها قرار دهد.
شبکه کمک، نهادی است که در زمینه “پیشگیری و ارتقای تابآوری اجتماعی در مخاطرات اجتماعی” فعالیت میکند.
علاوه بر این نهاد، چندین نهاد دیگر نیز این نامه را امضا کردهاند از جمله انجمن حمایت از حقوق کودکان، موسسه مهر و ماه، کانون صنفی معلمان، زنان آبیار محله و موسسه توسعه پایدار.
رونوشت این نامه برای وزیر دادگستری، دادستان کل کشور، دادستان تهران، کمیسیون آموزش مجلس و مرجع ملی حقوق کودک ارسال شده است.
سازمان نظام پزشکی آلمان خواستار آزادی فوری کادر درمانی بازداشتشده در ایران شد
سازمان نظام پزشکی آلمان طی اطلاعیهای خواستار آزادی فوری پزشکان و کادر درمانی شد که در ایران به دلیل انجام وظیفه شغلی خود در درمان مجروحان اعتراضات دستگیر و بازداشت شدهاند.
کلاوس راینهارت مدیر این سازمان از همه کسانی که در ایران مسئول هستند خواست تا شرایط امن برای درمان مجروحان فورا فراهم شود و پزشکان و دیگر پرسنل درمانی که بازداشت شدهاند فورا آزاد شوند.
او گفته است: «کسی که از مجروحان مراقبت میکند باید از فشار و محدودیت محافظت شود. در هیچ حالتی پذیرفتنی نیست که پزشکان در ایران تحت تعقیب قرار بگیرند یا به مجازاتهای سنگین تهدید شوند تنها به این دلیل که وظیفه شغلیشان را انجام دادهاند.»
سازمان حقوق بشر ایران پیش از این گزارش داده بود که ماموران به منازل و محل کار پزشکان و کادر درمانی که در درمان معترضان مجروح کمک کردهاند هجوم برده و آنان را با خشونت دستگیر کردند.
در فهرستی که در اختیار نشریه پزشکان آلمان قرار گرفته است، نام ۴۰ پزشک و کادر درمانی ایران ذکر شده که در حین انجام کارشان ربوده شدهاند. این نشریه نوشته نمیتواند این فهرست را به طور مستقل تایید کند.
هفته گذشته نیز انجمن جهانی پزشکان World Medical Association و سازمان جهانی بهداشت WHO رفتار مقامات جمهوری اسلامی با پزشکان و کادر درمان و نیز مجروحان را به شدت مورد انتقاد قرار دادند. انجمن جهانی پزشکان در نامهای به مقامات ایرانی از آنها خواسته فورا کادر درمانی دستگیرشده را آزاد و خشونت را متوقف کنند.
بیشتر بخوانید: سوگندهای غرق خون؛ بازخوانی تراژدی درمان زیر چکمههای سرکوب
ژاکلین کیتولو مدیر این انجمن گفته است: «این اقدامات نقض جدی اصول اخلاقی بنیادین حرفه پزشکی و نیز نقض حقوق اساسی بشر است.» او تاکید کرد که پزشکان باید بتوانند وظایف خود را بدون مانع و دخالت و بدون ترس از اقدامات تلافیجویانه انجام دهند.
در نامه انجمن پزشکان از دکتر علیرضا گلچینی نام برده شده که یک جراح است و در جریان اعتراضات بازداشت شد ولی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در روز ۱۱ بهمن خبر آزادی او را منتشر کرد.
این در حالی است که روزنامه شرق روز ۱۳ بهمن نام ۲۵ نفر از پزشکان و کادر درمانی را که در جریان اعتراضات بازداشت شدهاند منتشر کرد و نام علیرضا گلچینی نیز در میان آنها بود.
حمایت از بیانیههای موسوی و ۱۷ نفر و محکومیت دستگیری سه نفر از امضاکنندگان
جمعی از فعالان سیاسی و مدنی با انتشار یک بیانیه از بیانیه موسوم به ۱۷ نفر و نیز بیانیه میرحسین موسوی درباره سرکوب گسترده اعتراضات دی ماه حمایت کردهاند.
در این بیانیه آمده است: «از نظر ما ملیترین و کمهزینهترین راه گذار از استبداد دینی حاکم به یک نظام سکولار و دموکرات نیازمند نیرو و آلترناتیوی ملی است که عمدتا در داخل کشور حضور داشته باشد.»
در این بیانیه بخشهایی از دو بیانیه موسوی و ۱۷ نفر تکرار شده و نیز دستگیری سه نفر از امضاکنندگان بیانیه ۱۷ نفر محکوم شده است. آنها نوشتهاند: «ما بازداشت سه نفر از امضاکنندگان بیانیه هفده کنشگر سیاسی و مدنی را به شدت محکوم میکنیم و آن را در ادامه سرکوب و کشتار داخلی و اقدامی دیگر در ممانعت از تغییرات داخلمحور و تحمیل خارج/خارجیگرایی میدانیم.»
مهدی محمودیان، ویدا ربانی و عبدالله مومنی چند روز پس از انتشار بیانیه موسوم به ۱۷ نفر بازداشت شدند.
آصف بیات، شهلا انتصاری، فرزانه بذرپور، سروش دباغ و کاظم علمداری از جمله امضاکنندگان این بیانیه حمایتی هستند.
دستگیری “۱۳۹ تبعه خارجی” در استان یزد مرتبط با اعتراضات
فرمانده انتظامی یزد اعلام کرده “۱۳۹ تبعه خارجی” در جریان اعتراضات اخیر در این استان دستگیر شدهاند. احمد نگهبان، ادعا کرده که این افراد “نقش فعالی در سازماندهی، تحریک و هدایت” اعتراضات داشتهاند.
برخی گزارشها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی برای سرکوب معترضان در دی ماه، از نیروهای عمدتا عراقی حشدالشعبی استفاده کرده است. در مقابل مقامات جمهوری اسلامی جنایات انجام شده در جریان این اعتراضات از جمله شلیک مستقیم گلوله جنگی به معترضان بیسلاح را به “گروههای تروریستی” نسبت دادهاند.
فرمانده انتظامی یزد همچنین گفته چهار نفر دیگر نیز که به گفته او “از عوامل آتشسوزی، راهبندان و اخلال در نظم عمومی در شهر یزد” بودهاند بازداشت شدهاند.
او ادعا کرده که در “مخفیگاه” این افراد، “تعدادی سلاح سرد شامل قمه، چاقو، تبر و همچنین وسایل ساخت مشروبات الکلی نیز کشف شد”.
برخی شاهدان عینی از حمله نیروهای لباس شخصی با قمه و تبر به تظاهرکنندگان خبر دادهاند.
“توسعه پنهانی” توانمندیهای فضایی اسرائیل برای مقابله با ایران
رییس دفتر فضایی در اداره پژوهش و توسعه وزارت دفاع اسرائیل گفته این کشور در حال “توسعه بی سر و صدا و پنهانی” توانمندیهای جدید فضاییاش با هدف “ایجاد برتری در جنگ احتمالی با ایران” است.
آوی برگر که در جریان “هفته فضا” در اسرائیل سخن میگفت تاکید کرد که درسهای به دست آمده از جنگ قبلی با ایران این کشور وادار کرده تا به روند نوآوری در فضا سرعت ببخشد.
برگر در ادامه سخنانش گفت: «از همان موقع فهمیدیم که برای جنگ بعدی باید غافلگیریهای جدیدی ابداع کنیم و آنچه که در ماه ژوئن به کار گرفته شد برای دفعه بعد کافی نیست و ما نمیتوانیم فراموش کنیم که دشمن هم بار دیگر متفاوت از دفعه قبل خواهد بود.»
در جریان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل، بسیاری از موشکهای ایران توانستند ازسپر ددفاعی گنبد آهنین اسرائیل عبور کرده و خسارات نسبتا زیادی به بار آورند.
رییس دفتر فضایی اسرائيل همچنین توضیح داد: «در طول جنگ ۱۲ روزه ما توانستیم از فضایی به وسعت دهها میلیون کیلومتر مربع در شب و روز تصاویری با کیفیت بسیار بالا جمعآوری کنیم.»
توانایی و ظرفیت فضایی اسرائیل نقش بسیار مهمی در استراتژی نظامی این کشور ایفا میکند و آن را “چشم در آسمان” مینامند.
نخستوزیر لبنان: اجازه نمیدهیم کشور به یک درگیری جدید کشانده شود
در پی اخطار گروه حزبالله لبنان مبنی بر اینکه هرگونه حمله به ایران حمله به این گروه تلقی میشود، نخستوزیر لبنان گفت اجازه نمیدهد کشورش به یک درگیری جدید کشانده شود.
نواف سلام که در جریان یک نشست بینالمللی در دوبی سخن میگفت، تصریح کرد: «ما هرگز به کسی اجازه نمیدهیم کشور را به یک ماجراجویی دیگر بکشاند.»
نعیم قاسم رهبر حزبالله لبنان هفته گذشته در پاسخ به تهدیدات آمریکا علیه ایران گفته بود: «ما در زمان خودش تصمیم میگیریم چگونه عمل کنیم اما بیطرف نخواهیم بود.» حزبالله لبنان از سوی جمهوری اسلامی تامین مالی و تسلیحاتی میشود.
نخستوزیر لبنان در ادامه سخنانش تاکید کرد که تصمیم حزبالله برای ورود به جنگ غزه در حمایت از گروه حماس “پیامدهای زیادی برای لبنان” داشت. او ادامه داد: «هیچکس حاضر نیست کشور را در معرض چنین ماجراجوییهایی قرار دهد.»
اسرائیل و گروه حزبالله نوامبر ۲۰۲۴ به توافق آتشبس رسیدند. بر اساس این توافق دولت لبنان خلع سلاح حزبالله را از مناطق جنوبی این کشور که به طور سنتی در اختیار این گروه تندروی شیعه قرار دارد آغاز کرده است.
دولت لبنان در ژانویه سال جاری میلادی اعلام کرد مرحله اول این طرح به طور کامل اجرا شده و نیروهای حزبالله در منطقه جنوب رودخانه لیتانی که در حدود ۳۰ کیلومتری مرز اسرائیل است، خلع سلاح شدهاند.
نخستوزیر لبنان گفت، ارتش لبنان کنترل کامل عملیاتی در جنوب این کشور را در دست دارد. اسرائیل اما این را ناکافی میداند و حزبالله را به تجدید تسلیحات متهم کرده است. حزبالله درخواست برای تحویل کامل سلاحهایش را رد کرده است.
اعتراضات دیماه؛ استرالیا از تحریم هدفمند “۲۰ فرد و سه نهاد” ایرانی خبر داد
دولت استرالیا امروز سهشنبه سوم فوریه (۱۴ بهمن) اعلام کرد که در واکنش به “استفاده هولناک رژیم از خشونت علیه مردم خود”، تحریمهای مالی هدفمند بیشتری را علیه جمهوری اسلامی اعمال میکند.
پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا، با اتتشار بیانیهای، با اشاره به اعتراضات مسالمتآمیز سراسری اخیر در ایران، “قتلعام هزاران ایرانی” و بازداشت و سرکوب هزاران نفر دیگر از سوی جمهوری اسلامی، و تلاش حکومت برای پنهان کردن ابعاد خشونت از طریق قطع سراسری اینترنت و ارتباطات مخابراتی، از تحریمهای جدید علیه “۲۰ فرد و سه نهاد” ایرانی خبر داد.
بیانیه تأکید میکند که این افراد و نهادها “شامل مقامهای ارشد و نهادهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند که در سرکوب مردم ایران، سرکوب خشونتبار اعتراضات داخلی، و تهدید جان انسانها در داخل و خارج از ایران نقش داشتهاند”.
در بیانیه تأکید شده است که تحریم این اشخاص و نهادها، “در ادامه اقدام دولت استرالیا در قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست حامیان دولتی تروریسم و چارچوب جامع تحریمهای استرالیا علیه ایران صورت میگیرد”.
در بیانیه وزارت خارجه استرالیا آمده است: «اقدام امروز، تأکیدی بر تعهد ما به ایستادن در کنار مردم ایران، همراه با شرکای بینالمللی، در برابر کارزار آشکار سرکوب و بیثباتسازی رژیم ایران است.»
بنا بر این بیانیه، دولت آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، تاکنون بیش از ۲۰۰ فرد و نهاد ایرانی و بیش از ۱۰۰ فرد و نهاد مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تحریم کرده است.
مذاکرات ایران و آمریکا “درسطح وزرای خارجه، جمعه در استانبول”
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام محلی آگاه که نخواست نامش فاش شود گزارش داد که مذاکرات بین ایران و آمریکا روز جمعه ۶ فوریه (۱۷ بهمن) در استانبول آغاز میشود. به گفته این منبع، گروهی از قدرتهای منطقهای نیز به این مذاکرات دعوت شدهاند.
او افزود، کشورهای پاکستان، عربستان سعودی، قطر، مصر، عمان و امارات متحده عربی در سطح وزرای خارجه به این گفتوگوها دعوت شدهاند. به گفته او قالب مذاکرات هنوز روشن نیست اما “ملاقات اصلی” روز جمعه برگزار خواهد شد.
این منبع آگاه محلی همچنین گفت، بسیار مهم است که مذاکرات بین دو طرف آغاز شود تا از تشدید تنش جلوگیری شود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۱۳ بهمن (۲ فوریه) اعلام کرد که این وزارتخانه در حال بررسی شرایط گفتوگو است. خبرگزاری فارس نیز به نقل از یک منبع دولتی گزارش داد: «مسعود پزشکیان دستور آغاز گفتگوها با ایالات متحده را صادر کرده است.»
تهدید قوه قضائیه جمهوری اسلامی علیه “سلبریتیها”
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، امروز سهشنبه ۱۴ بهمن (سوم فوریه) با اشاره به “پرونده اعلام جرم دادستانی علیه سلبریتیها و چهرههای مشهور” به دلیل حمایت از اعتراضات سراسری اخیر در ایران، گفت: «هرکسی که در جریان اغتشاشات به صورت مباشرت، معاونت، مشارکت و به صورت پشتیبانی حاضر بوده و اقدامات مجرمانه انجام داده حتما تعقیب شده یا تعقیب خواهد شد.»
سخنگوی قوه قضاییه اعتراضات اخیر را “فتنه آمریکایی−صهیونیستی” خواند و گفت “یقه” کسانی که در این اعتراضات “نقش داشتند رها نخواهد شد و قوه قضاییه به جرایم آنها رسیدگی خواهد کرد”.
او از اطلاعرسانی در مورد تعداد “سلبریتیها”یی که در این رابطه احضار شدهاند یا برایشان پرونده تشکیل شده است، خودداری و آن را به زمان “تکمیل پروندهها و بررسیهای اولیه” موکول کرد.
سخنگوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در عین حال بدون اشاره به جزئیات و هویت متهمان، تأکید کرد که “رسیدگی به این پروندهها به سرعت شروع شده، برای برخی چهرهها هم کیفرخواست صادر شده است”.
اصغر جهانگیر همچنین درباره پرونده محمد ساعدینیا، کارآفرین بازداشتشده در جریان اعتراضات سراسری دیماه، گفت: «برای این فرد قرار بازداشت صادر و اجرا شده و در حال حاضر در بازداشت به سر میبرد. علاوه بر آن، دستور توقیف اموال و سهامهای متعلق به وی نیز صادر شده و این اقدامات در حال اجرا است.»
دادگستری قم ۲۴ دیماه گذشته اعلام کرده بود که محمد ساعدینیا، به دلیل حمایت از اعتراضات، بازداشت و تمامی اموال و داراییهای او، به علت همراهی با مردم، مصادره شده است.
اعتراضات سراسری اخیر که از هفتم دیماه ۱۴۰۴ در تهران آغاز شد و بهسرعت به صدها شهر ایران گسترش یافت، با سرکوب خونین و بیسابقه نیروهای حکومتی مواجه شد. خبرگزاری حقوق بشری هرانا، طبق آخرین آمار خود، شش هزار و ۸۵۴ کشتهشده را تأیید کرده و اعلام کرده است که ۱۱ هزار و ۲۸۰ مورد دیگر را نیز در دست بررسی است. رسانهها و سازمانهای حقوق بشری شمار کشتهشدگان را بسیار بیشتر از این تعداد ارزیابی میکنند.
قرقاش: خاورمیانه نیازی به جنگ ایران و آمریکا ندارد
انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی در اجلاس جهانی دولتها در دوبی گفت، “خاورمیانه نیازی به یک رویارویی دیگر میان آمریکا و ایران ندارد و تهران باید به یک توافق هستهای با واشنگتن دست یابد”.
بیشتر بخوانید: جنگ میان ایران و اسرائیل
او افزود: «بهنظر من منطقه دورههای مختلفی از رویاروییهای فاجعهبار را پشت سر گذاشته است. فکر نمیکنم به یک درگیری دیگر نیاز داشته باشیم، اما دوست دارم شاهد مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا باشم که به تفاهمهایی منجر شود تا دو روز یکبار با این مسائل روبرو نباشیم.»
جمهوری اسلامی و ایالات متحده قرار است روز جمعه این هفته ۱۷ بهمن در ترکیه مذاکرات هستهای را از سر گیرند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، هشدار داد اگر توافقی حاصل نشود “احتمالاً اتفاقات بدی رخ خواهد داد”.
به گزارش رسانههای خبری استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران در استانبول دیدار خواهند کرد تا تلاشها برای احیای دیپلماسی بر سر برنامه هستهای ایران از سر گرفته شود و نگرانیها درباره وقوع یک جنگ منطقهای جدید کاهش یابد.
یک دیپلمات در منطقه به خبرگزاری رویترز گفت نمایندگانی از کشورهایی مانند عربستان سعودی و مصر هم در این مذاکرات مشارکت خواهند داشت.
علی شمخانی: دلیلی ندارد اورانیوم از ایران خارج شود
علی شمخانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در مصاحبه با شبکه لبنانی “المیادین” اعلام کرد، “هیچ دلیلی برای خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران وجود ندارد، اما سطح غنیسازی میتواند برای کاهش نگرانیها به ۲۰ درصد پایین بیاید”.
شمخانی افزود، ایران “به دلیل دفن شدن ذخایر اورانیوم غنیشده زیر آوار، در حال حاضر مقدار دقیق باقیمانده آن را نمیداند و به همین دلیل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای برآورد کردن ایمن و بدون خطربودن آن در حال مذاکره است”.
بیشتر بخوانید: اعتراضات مردمی ۱۴۰۴
مشاور ارشد علی خامنهای با اشاره به مذاکره جمهوری اسلامی و ایالات متحده تاکید کرد مذاکرات ابتدا بهصورت غیرمستقیم انجام میشود و در صورت شکلگیری فضای تفاهم، میتواند بهسرعت به مذاکرات مستقیم تبدیل شود.
به گفته شمخانی، هرگونه گفتوگو فقط محدود به موضوع هستهای خواهد بود و شامل مسائل غیرهستهای نمیشود.
او در ادامه صحبتهای خود مدعی شد، “تجربه جنگ ۱۲ روزه گذشته نشان داد که خویشتنداری ایران به نفعش نبود و این بار ایران آماده مقابله کامل و پاسخ متناسب به هر تهدید خواهد بود”.
شمخانی آشکارا تهدید کرد و گفت: «آمریکا حمله کند اسرائیل را میزنیم.» مشاور خامنهای تأکید کرد که سیاست جمهوری اسلامی در پشتیبانی از گروههای نیابتی نیز “ادامه خواهد یافت”.
by Esmaeil Moradi | فوریه 2, 2026 | Uncategorized
تصویر کیسههای سیاه پیکرهای کشتهشدگان و فریاد “سپهر کجایی” پدران و مادران، شاید تا ابد از حافظه جمعی ایرانیان پاک نشود. خشم و اندوه پیامد ناگزیر این روزهاست. اما آیا میتوان این خشم را به دادخواهی پیوند زد؟سه هزار، شش هزار، ۱۲ هزار، ۲۰ هزار و حتی تا ۳۰ هزار کشته، اینها عدد نیست، جان است، جانهایی که اگر نه همه آنها در عرض دو روز که در طول یک هفته یا بیشتر ستانده شدند.
اما این، همه جنایت نیست، نحوه کشتن معترضان، تیر خلاص زدن در خیابانهای شهر، ربودن مجروحان از روی تخت بیمارستان و شلیک مستقیم گلوله به شکم و سرهایشان، حمله با قمه و کور کردن عامدانه معترضان، اینها بخش دیگری از جنایت است.
اما این هم تمام جنایت نیست، نحوه تحویل اجساد، کیسههای پلاستیکی سیاه که بدون هیچ احترامی در کف خیابان و حیاط پزشکی قانونی کنار هم چیده شده بودند، کیسههای پلاستیکی که در سالنهای پزشکی قانونی نه حتی کنار هم، که بر روی هم انباشته شده بودند، انتقال اجساد با کامیون و بعد فرستادن خانوادهها به فضایی که بیشتر شبیه “صحرای محشر” بود و این که خودشان باید در میان آن کیسههای سیاه پیکر عزیزانشان را پیدا کنند، این هم بخش دیگری از جنایت بود.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
قرار دادن زخمیان نیمهجانی که هنوز جان در بدن داشتند در میان اجساد، مهر و موم کردن درهای سردخانههای بیمارستان در حالی که صدای ناله از آن شنیده میشد، وادار کردن پزشکان به درآوردن ساچمه و گلوله از تن مجروحان بدون بیهوشی، حمله سیاه پوشان قمه به دست به بیمارستانها و مراکز درمانی، اینها هم بخش دیگری از جنایت است.
همه اینها در عرض دو یا سه هفته و نه دو سال و سه سال و ۱۰ سال روی داده. این آن چیزی است که جامعه ایران دردی ماه مجبور به دیدن و شنیدن و لمس کردنش شد.
بیشتر بخوانید: موج بازداشت پزشکان به دلیل امدادرسانی به مجروحان اعتراضات
این حجم و ابعاد از جنایت شاید در تاریخ سیاه حکومت اسلامی در ایران بیسابقه بود اما این اولین بار نبود که سبعیت و درندگی دیکتاتوری دینی، چهره عریانش را در برابر دیدگان بدون سلاح و ناباورانه مردم قرار میداد. درندگی از پشت بام مدرسه رفاه آغاز شد و با اعدام نوجوانان روزنامه فروش ادامه پیدا کرد. با فرستادن نوباوگان پشت لب سبزشده بر روی مین تداوم پیدا کرد و با اعدامهای دستهجمعی زندانیان به اوج رسید.
چهره ندا آقاسلطان با “سرمه خون” بر چشم، صورت دیگری از این سبعیت بود، پرت کردن معترضان از روی پل و رد شدن از روی مردم بیسلاح با خودرو نیز به آن اضافه شد.
خفه کردن نویسندگان با طناب، دشنه آجین کردن مخالفان، آتش زدن نیزار ماهشهر، تجاوز و تجاوز و تجاوز نه فقط به جسم که به روح انسانها، هرکدام از اینها پردهای از این جنایت ۴۷ ساله است که بازماندگان آن به عدد جمعیت ایران و به وسعت همه این سرزمینند.
این جامعه حالا فقط سوگوار نیست، پر از حس سرکوبشدگی و تحقیر است، پر از استیصال و درماندگی است و پر از خشم و نفرت و شاید هم تشنه انتقام.
چه چیز میتواند این حجم سنگین خشم و نفرت را کنترل کند؟ با چه ابزاری و با چه راهکارهایی میتوان خشم را به نیروی محرکه ادامه راه، و نفرت و انتقام را به عدالتجویی و دادخواهی بدل ساخت؟ اصلا راهی و راهکاری وجود دارد؟
از “قربانی” تا “شاهد”
یکی از بازماندگان این جنایات ۴۷ ساله پرستو فروهر است، همو که پدر و مادرش را دشنه آجین کردند و خود با چشم خود سینه بریده مادرش را دید. پرستو چگونه خشم را به موتور محرکه عدالت جویی، و انتقام را به دادخواهی تبدیل کرد؟
پرستو فروهر تلاش کرد تا از قالب “بازمانده و قربانی” به نقش “شاهد” درآید: «تلاش کردم به عنوان شاهد همه آن چیزی را که وجود دارد ببینم و ثبت کنم و در تبادل با تجربههای دادخواهانه تلاش کنم این خشم مسیری رو به آینده پیدا کند، مسیری برای پس زدن ساختارهای سرکوب، و این عینا همان چیزی است که جامعه ما الان دارد انجامش میدهد.»
کسانی که حتی در روزهای قطع اینترنت گاه تا هزار کیلومتر راه پیمودند تا به اینترنت آزاد برسند و بتوانند آنچه را که دوربینهایشان و چشمهایشان ثبت کرده بود به جهان برسانند، آنان که با اولین پروازها خود را به دنیای آزاد رساندند تا شهادت دهند، خانوادههایی که هرچند در زیر فشار و سوگ خرد شده بودند اما کسی را در خارج از کشور نماینده کردند تا روایتشان را بازگو کند. اینهمان چیزی است که قربانی را به شاهد بدل میکند و عاملیت از دست رفته زیر بار سرکوب را به تک تک افراد جامعه باز میگرداند.
پرستو فروهر به ما میگوید: «مرحله اول هر روند دادخواهی ثبت واقعیت است، این خودش یک قدم اساسی است برای اینکه فرد و جمع عاملیت خودش را در برابر چنین فاجعهای از دست ندهد و ما در این زمینه داریم ثبت و ضبط واقعیت را در جامعه به طور بسیار گسترده میبینیم.»
او با برشمردن تلاشهای خانوادهها برای ثبت جنایت میگوید: «همه اینها نشان دهنده یک حرکت اجتماعی برای ثبت این جنایت حکومتی است و این به نظرم دقیقا لحظهای است که جامعه قد علم میکند و میگوید چنین جنایتی را نمیپذیرم و در مقابلش ایستادگی میکنم.»
“عاملیت؛ لازمه دادخواهی”
این هنرمند دادخواه اولین قدم برای دادخواهی را “تبیین واقعیت” میداند و میگوید: «تبیین موقعیت اضطرار به نظر من در همان راستای دادخواهی است. برای دادخواهی شما باید بتوانید واقعیت سرکوب را در ابعاد مختلفش اول تبیین کنید و بعد در همین تبیین کردن، عاملیتی شکل میگیرد که لازمه دادخواهی است.»
او به تلاش خود و دیگر همکاران هنرمندش در گروه “همبود” اشاره میکند؛ گروهی که کارهای هنری دستگیرشدگان و کشتهشدگان را در شبکههای اجتماعی منتشر میکند، با این هدف: «برای اینکه نشان داده شود که این عاملیت انسانی و عاملیت حضور اجتماعی آنها بوده که آنها را به این نقطه قیام رسانده و حالا قربانی سرکوب شدند، چه کشته شده چه زندانی، برای اینکه اینها را معرفی کنیم و انعکاس صدای آنها باشیم.»
قرار دادن این “آینههای کوچک” به تعبیر پرستو فروهر در کنار هم تبدیل به یک عامل پیشبرنده به سوی هدف آزادیخواهی میشود.
خشم؛ بازدارنده و مخرب یا عامل حرکت دوباره؟
“خشمتان را به رسمیت بشناسید” این جملهای است که هریک از ما آن را بارها و بارها شنیدهایم. اما به رسمیت شناختن این خشم چه دردی از این جامعه زخمی دوا میکند؟
پرستو فروهر خشم در برابر چنین فاجعهای را طبیعی میداند اما در عین حال هشدار میدهد که این خشم نباید تبدیل به انتقام جویی کور شود.
این هنرمند دادخواه میگوید: «به نظرم این خشم جمعی یک نیروی اجتماعی است که ما برای پس زدن و انداختن ساختار سرکوبگری که مثل بختک بر این جامعه افتاده به آن نیاز داریم. این خشم فقط اگر به دورهای خشونت کور بینجامد میتواند در جریان دموکراسی خواهی کجراهههایی پدید بیاورد ولی با توجه به روندی که ما در طی همین روزهای گذشته شاهدش هستیم، درواقع جامعه دارد تلاش میکند در مقابل آن خشونت به نوعی به طرف کنار هم ایستادن، مراقبت کردن از هم و پس گرفتن عاملیت خودش در دل چنین فاجعهای حرکت کند.»
“رؤیتپذیری خشم”
مجتبی نجفی، پژوهشگر جنبشهای اجتماعی در فرانسه میگوید جامعهای که با این میزان از بحران و فشار روبروست اگر خشمگین نشود، مرده و افسرده است اما این خشم باید در مسیر درست قرار بگیرد تا بتوان برای رسیدن به هدف از آن استفاده کرد.
او میگوید جامعه ایران پس از تمام جنبشهای مسالمتآمیز گذشته از اصلاحات تا جنبشهای خیابانی مانند جنبش سبز و زن، زندگی، آزادی حالا در سال ۱۴۰۴ و پس از این سرکوب گسترده به “نقطه اوج رویتپذیری خشم” رسیده است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
این جامعهشناس با تاکید بر اینکه مردم تمام سعیشان را به کار بردند تا حاکمیت را لااقل در برخی موارد وادار به عقب نشینی کنند اما به دلیل سیاستهای علی خامنهای این عقبنشینی روی نداد، به ما میگوید: «این روند منجر به انباشت بحران و متراکم شدن خشم شد و ما الان در یک دوره تراکم خشم هستیم و چون جامعه مدنی نهادینه شده نداریم که اگر داشتیم اصلا به این مرحله نمیرسیدیم و جامعه مدنی توسط حکومت سرکوب شده، در نتیجه خشم اشاعه پیدا کرده است.»
به زعم او اصرار حاکمیت بر سیاستهای غلطش و ناتوانی از ارتباط با مردم امکان هرگونه گفت و گو میان حاکمیت و ملت را از بین برده است و در نتیجه “تنها جایی که برای بیان این خشم باقی میماند خیابان است”.
او در عین حال تاکید میکند: «تغییر در ساختار جمهوری اسلامی بدون استفاده از خیابان ممکن نیست، هر چند به عوامل و راههای دیگری از جمله سازماندهی و ارتباط با نخبگان و جامعه مدنی برای حمایت از معترضین و ایجاد شکاف در نیروهای سرکوب هم نیاز است.»
مسئولیت خطیر نخبگان و اپوزیسیون
وقتی پای خشم به خیابان میرسد و در آن سو نیز حکومتی سرکوبگر با پیشینهای ۴۷ ساله از کشتار و خونریزی قرار دارد، وظیفه نخبگان و روشنفکران بیش از پیش خطیر میشود.
مجتبی نجفی در توصیف این وضعیت میگوید: «الان واقعیت این است که یک کشتار وسیع به همه بحرانهای قبلی اضافه شده و جامعه را با یک حمله خارجی نوید دادهاند. عاملیت جامعه در حال حاضر از دست رفته، هرآنچه که ما الان مشاهده میکنیم تمام اتفاقات و نگاهها معطوف به بحث حمله آمریکا به جمهوری اسلامی و احتمال تغییراتی است که می تواند بعد از آن به وجود بیاید. الان جامعه ما متاسفانه در یک وضعیت استیصال است و هرگونه راه حلی که بخواهد این مسئله را حل بکند، راه حلهای روشنفکری و روی کاغذ هستند.»
بیشتر بخوانید: اپوزیسیون ایران؛ چرا دچار شکاف است؟
او میگوید گذار از این مرحله به یک پروسه زمانی نیاز دارد اما اگر به گفته او “بخواهیم مسئولانه عمل کنیم” باید “روی مقوله کانالیزه کردن خشم کار کنیم”.
نجفی میگوید:ٰ «کانالیزه کردن خشم، استفاده از عنصر خشم در موقع مناسب با ابزار مناسب است. اگر غیر از این باشد اصلا جنبش اجتماعی معنا ندارد.»
او معتقد است “خشم کانالیزه نشده میتواند به سود جمهوری اسلامی باشد”.
این جامعهشناس با ذکر موارد مثبت جنبش دیماه بر ضرورت نقد این جنبش تاکید کرده و میگوید: «این جنبش علیرغم اینکه نقاط مثبتی دارد به نظر من از لحاظ راهبردی نقاط ضعف اساسی دارد؛ یکی ندیدن قدرت رقیب، دیگر افتادن در بازی خشونتی که حاکمیت آن را تدارک دیده، تاکید میکنم بر اینکه بازی خشونت را حاکم تدارک دیده اما اپوزیسیون هم باید مسئولیت پذیر باشد.»
به نظر آقای نجفی اگر این موضوعات به یک بحث عمومی تبدیل شود، “در آینده شاید ما جنبشهای کارآمدتری داشته باشیم”.

by Esmaeil Moradi | فوریه 2, 2026 | Uncategorized
“اکسیوس” نوشت دولت ترامپ به ایران پیام داده که برای مذاکره آماده است. چندین سناتور آمریکایی بر “سرنگونی حکومت” در ایران تأکید کردند. یک روزنامه اسرائیلی از ایجاد کانال ارتباطی میان آمریکا و اسرائیل درباره ایران خبر داد.سایت خبری “اکسیوس” به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داد دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از طریق چندین کانال ارتباطی به جمهوری اسلامی پیام داده که آماده برگزاری دیدار برای مذاکره بر سر یک توافق است.
باراک راوید، گزارشگر اکسیوس در مقالهای به نقل از دو منبع منطقهای نوشت ترکیه، مصر و قطر در حال تلاش برای سازماندهی دیداری میان استیو ویتکاف، نماینده کاخ سفید و مقامات ارشد ایرانی در آنکارا در اواخر هفته جاری هستند. یک مقام یکی از این سه کشور به اکسیوس گفت: «این روند در جریان است، ما تمام تلاشمان را میکنیم.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
یک مقام آمریکایی نیز در گفتوگو با این سایت تأیید کرد که امکان دارد دیداری میان آمریکا و ایران، همین هفته در ترکیه برگزار شود.
مقامات کاخ سفید گفتهاند ترامپ هنوز، بهرغم آرایش سنگین نظامی آمریکا در منطقه، تصمیم نهایی درباره حمله به ایران را نگرفته و همچنان یافتن راهحلی دیپلماتیک را به عنوان یک گزینه مدنظر دارد.
به نوشته اکسیوس مقامات آمریکایی میگویند اظهارات اخیر او درباره مذاکره یک بلوف نیست، اما واشنگتن نمیداند آیا علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به دیپلماتهای ایرانی اجازه نهایی کردن توافقی را که برای آمریکا قابل قبول باشد، خواهد داد یا خیر.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روز یکشنبه اول فوریه (۱۲ بهمن) در مصاحبهای با خبرنگار سیانان در تهران، گفت جمهوری اسلامی آماده است تا در مذاکراتی “برابر و منصفانه” با ایالات متحده برای دستیابی به یک توافق شرکت کند.
بیشتر بخوانید: پزشکیان: جنگ به نفع ایران، آمریکا و منطقه نیست
او با امتناع از وعده مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن، بر لزوم پرداختن به “محتوا و ماهیت” مذاکرات به جای شکل آن تأکید کرد. عراقچی در این گفتوگو مذاکره بر سر برنامه موشکی و گروههای نیابتی را رد کرده و در پاسخ به پرسش خبرنگار سیانان در همین رابطه گفت: «اجازه دهید در مورد موضوعات غیرممکن صحبت نکنیم و فرصت دستیابی به یک توافق برابر و منصفانه برای تضمین عدم تولید سلاح هستهای را از دست ندهیم.»
وزیر خارجه جمهوری اسلامی افزود چنین توافقی “حتی در یک بازهزمانی کوتاه نیز قابل دستیابی است.”
“ایجاد کانال ارتباطی بین آمریکا و اسرائیل”
روزنامه اسرائیلی “جروزالم پست” روز دوشنبه دوم فوریه (۱۳ بهمن) با استناد به دو منبع ارشد دیپلماتیک گزارش داد، ایال زمیر، رئیس ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل، در سفر اخیر خود به واشنگتن دیدارهایی بسیار محرمانه با دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا و کل تیم ارشد او داشته است. این دیدارها پشتهای درهای بسته در پنتاگون برگزار شدند و به گفته یکی از منابع مطلع، یک محور عملیاتی و راهبردی سهجانبه میان رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، فرمانده فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) و ستاد مشترک ارتش آمریکا و تیمهای آنان شکل گرفته است.
به نوشته جروزالم پست این کانال ارتباطی منجر به تعاملات مکرر از جمله نشستهای دورهای شده است که گاه تقریبا به صورت هفتهای برگزار شدهاند.
این روزنامه نوشته که دریافته است گفتوگوهای انجام شده در واشنگتن در جریان سفر ایال زمیر، شامل سازوکارهای هماهنگی و تبادل اطلاعات بوده و دو طرف ارزیابی و درسهای عملیاتی خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتهاند.
جروزالم پست روز یکشنبه گزارش داده بود زمیر در سفر محرمانه خود به واشنگتن با مقامهای ارشد دفاعی آمریکا دیدار کرده بود تا اطلاعات حساس را به آنها ارائه داده، در مورد گزینههای نظامی علیه ایران بحث کرده و به دنبال تأثیرگذاری بر مذاکرات دیپلماتیک بین ترامپ و تهران باشد. زمیر گفته بود که معتقد است حمله احتمالی ایالات متحده به ایران حدود دو هفته تا دو ماه دیگر اتفاق خواهد افتاد.
در این گزارش آمده بود زمیر در این سفر اطلاعات تازهای را ارائه داده بود که نشاندهنده پیشرفت ایران در بازسازی توانمندیهای نظامیاش پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در خرداد و تیر امسال بودهاند.
گراهام: مردم در ایران به دنبال توافق هستهای بهتر نیستند
همزمان با تشدید گمانهزنیها در رابطه با مذاکره احتمالی تهران و واشنگتن، سناتور لیندزی گراهام، در گفتوگویی با شبکه “فاکس نیوز” بار دیگر از ترامپ خواست تا به وعده خود برای کمک به معترضان در ایران عمل کرده و به جای مذاکره، در پی تغییر حکومت جمهوری اسلامی باشد.
او تأکید کرد صلح در خاورمیانه تنها در صورت سرنگونی جمهوری اسلامی محقق خواهد شد. این سناتور پرنفوذ جمهوریخواه گفت: «بزرگترین کاری که میتوانید برای خاورمیانه انجام دهید، سرنگون ساختن این رژیم است و آنها از سال ۱۹۷۹ [۱۳۵۷] تا کنون، در حال حاضر در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارند.»
بیشتر بخوانید: هشدار عفو بینالملل نسبت به خطر اعدام و شکنجه بازداشتشدگان اعتراضات
گراهام خطاب به ترامپ افزود: «آقای رئیسجمهور، شما میتوانید این کار را انجام دهید. امیدوارم که این کار انجام دهید.»
او در گفتوگو با فاکس نیوز تأکید کرد که “آیتالله هرگز دوست آمریکا نخواهد بود” و ایالات متحده نمیتواند به مردان و زنان شجاع ایرانی پشت کند. او تصریح کرد: «کاری که نمیتوان کرد این است که مثل ریگان حرف بزنید و همانند اوباما رفتار کنید.»
این سناتور سرشناس همچنین با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «مردم در ایران خواهان پایان دادن به سرکوبی هستند که در دوران حاکمیت آیتاللهها متحمل شدهاند، نه یک توافق هستهای بهتر. اوباما و بایدن فریب تک تک حقههای شناختهشده ایرانیها را خوردند. فکر نکنید چنین چیزی در دوران ترامپ در حال تکرار است.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
در همین حال چندین سناتور دیگر نیز مذاکره واشنگتن با تهران را رد کردند. تیم شیهی، سناتور ایالت مونتانا، در اکس نوشت: «سپاه پاسداران دستش به خون آمریکاییها آغشته است. رئیسجمهور ترامپ با کمال میل جبران خواهد کرد. ما با تروریستها مذاکره نمیکنیم.»
تام کاتن، سناتور اهل آرکانزاس نیز در پستی در اکس نوشت: «رئیسجمهور ترامپ صراحتا گفته است، رژیم تروریستی ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. آیتاللهها به خوبی از توانمندیهای ارتش ما آگاهند و عاقلانه است که سخنان رئیسجمهور ترامپ را جدی بگیرند.»
سناتور کیتی بوید برید، اهل ایالت آلاباما نیز با به اشتراک گذاشتن گزارشی از وال استریت ژورنال در رابطه با کشته شدن نوجوانان معترض ایرانی، در اکس نوشت: «در این مقطع حیاتی است که همچنان در کنار مردان، زنان و جوانان بیشماری در ایران بایستیم که شجاعانه در برابر رژیم آدمکش آیتاللهها ایستادهاند و برای آزادیهای خود میجنگند.»
تجمعات بزرگ ایرانیان خارج از کشور
در این میان ایرانیهای ساکن در خارج از کشور روز یکشنبه نیز با برپایی تظاهرات و تجمع از اعتراضات در ایران حمایت کردند.
در شهر تورنتو در کانادا، بیش از صد هزار نفر در سرمای منفی ۲۰ درجه راهپیمایی کردند. در ونکوور نیز ۱۵ هزار نفر در همبستگی با معترضان ایرانی تجمع کردند. در لسانجلس نیز ۶۰ هزار نفر در خیابان وستوود در حمایت از اعتراضات در ایران تظاهرات کردند.
روز یکشنبه همچنین در چندین شهر دیگر آمریکا و اروپا نیز تجمعات ایرانیان برگزار شد.

by Esmaeil Moradi | ژانویه 31, 2026 | Uncategorized
سازمان عفو بینالملل هشدار داده است هزاران نفر از بازداشتشدگان خیزش سراسری ایران از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵، از جمله کودکان، در معرض شکنجه، خشونت جنسی، ناپدیدسازی قهری و احکام اعدام پس از محاکمههای ناعادلانهاند.سازمان عفو بینالملل در تازهترین بیانیه خود درباره وضعیت ایران اعلام کرده است که هزاران نفر از معترضان و شهروندان بازداشتشده در پی اعتراضات سراسری که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، در خطر جدی شکنجه، ناپدیدسازی قهری، محاکمههای بهشدت ناعادلانه و صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، قرار دارند. بهگزارش این سازمان، الگوی کنونی برخورد با بازداشتشدگان ادامه همان روند سرکوب و اعدامهای گسترده پس از خیزش “زن، زندگی، آزادی” در سال ۲۰۲۲ است و اکنون در ابعادی گستردهتر تکرار میشود.
هزاران بازداشتی، از کودکان تا کادر درمان، در تیررس شکنجه و اعدام
عفو بینالملل میگوید از زمان آغاز موج جدید اعتراضات هزاران شهروند در سراسر ایران به شکل خودسرانه بازداشت شدهاند؛ رقمی که بهگفته این سازمان، با استناد به گزارشهای رسانههای مستقل، نهادهای حقوق بشری و مدافعان حقوق بشر، در واقع “دهها هزار نفر” را دربر میگیرد.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
در میان بازداشتشدگان، طیف گستردهای از گروههای اجتماعی حضور دارند؛ از معترضان خیابانی و فعالان حقوق بشر تا دانشجویان، روزنامهنگاران، وکلای دادگستری، کارمندان بخش درمان و اعضای اقلیتهای قومی و مذهبی که یا در تظاهرات شرکت کردهاند یا در حمایت از معترضان فعالیت داشتهاند.
عفو بینالملل تأکید میکند که شمار بالایی از این افراد تنها بهدلیل استفاده از حقوق پایه خود، از جمله حق تجمع مسالمتآمیز و آزادی بیان، در بازداشت بهسر میبرند و باید فوراً و بدون قید و شرط آزاد شوند.
این سازمان هشدار میدهد که دستور اخیر رئیس قوه قضاییه برای برخورد بدون ارفاق با معترضان، و اظهارات مقامات قضایی که اعتراضات را در حد جرائم مستوجب اعدام بالا بردهاند، خطر صدور و اجرای احکام مرگ را بهشدت افزایش داده است.
بازداشتهای گسترده، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری
بهگزارش عفو بینالملل، روند بازداشتها در استانهای متعدد کشور ادامه دارد؛ از البرز، اردبیل و فارس تا خوزستان، کردستان، سیستان و بلوچستان، تهران، خراسان رضوی، گیلان، کرمانشاه و دیگر نقاط ایران. بازداشتها در خانهها، محل کار، خیابان، ایستهای بازرسی و حتی بیمارستانها انجام شده و بسیاری از بازداشتشدگان از همان ابتدا از هرگونه تماس با خانواده و دسترسی به وکیل محروم ماندهاند.
خانوادهها، فعالان و خبرنگاران به عفو بینالملل گفتهاند که مقامها در موارد متعدد از ارائه هرگونه اطلاعات درباره سرنوشت و محل نگهداری بستگان بازداشتشده خودداری میکنند؛ وضعیتی که این سازمان آن را مصداق ناپدیدسازی قهری و جنایت مطابق حقوق بینالملل توصیف میکند. برخی از بازداشتیها به زندانها و بازداشتگاههای رسمی منتقل شدهاند، اما عده زیادی نیز در پادگانهای نظامی، انبارها و اماکن غیررسمی و ثبتنشده نگهداری میشوند؛ جاهایی که خطر شکنجه و بدرفتاری در آنها بالاست.
بر اساس شواهد جمعآوریشده، بازداشتشدگان در مراحل بازجویی و حبس با الگوی آشنایی از شکنجه و بدرفتاری روبهرو هستند؛ از ضربوشتم شدید، تهدید به اعدام و تجاوز جنسی تا محرومکردن عمدی از غذای کافی، آب، امکانات بهداشتی و مراقبتهای پزشکی.
در یک مورد مشخص، عفو بینالملل به پرونده امیرحسین قادرزاده در رشت اشاره کرده است؛ موردی که در آن، نیروهای امنیتی روز ۹ ژانویه ۲۰۲۶ با یورش به خانه این معترض، او و دو خواهرش را، که یکی از آنها کودک ۱۴ ساله است، در برابر خانواده بهطور کامل برهنه کردهاند تا آثار ساچمه و گلوله روی بدن آنها را مدرک مشارکت در اعتراضات جلوه دهند. پس از بازداشت امیرحسین قادرزاده، هیچ اطلاعات رسمی درباره سرنوشت و محل نگهداری او به خانواده داده نشده است.
این سازمان میگوید در بسیاری از پروندهها، بازداشتشدگان بدون دسترسی به وکیل و در شرایط فشار شدید جسمی و روانی مجبور شدهاند فرمهایی را امضا کنند که اجازه خواندن آنها را نداشتهاند، یا در مقابل دوربین اعترافات اجباری درباره جرائم امنیتی و حتی اعمالی کاملاً مسالمتآمیز مانند ارسال تصاویر اعتراضات به رسانههای فارسیزبان خارج از کشور انجام دهند.
پخش سازمانیافته این اعترافات اجباری از رسانههای دولتی، از نگاه عفو بینالملل، زمینهچینی برای صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، و تلاش برای جاانداختن روایت رسمی حکومت است که معترضان را آشوبگر و تروریست معرفی میکند.
حمله به بیمارستانها، بازداشت زخمیها و تهدید کادر درمان
عفو بینالملل میگوید الگوی سرکوب در روزهای پس از ۸ و ۹ ژانویه، زمانی که بهگفته این سازمان “کشتار بیسابقه” معترضان رقم خورد، شامل حمله هدفمند به زنجیره درمان نیز شده است.
بهنقل از منابع آگاه در داخل ایران، نیروهای امنیتی در استان اصفهان به بیمارستانها دستور دادهاند هر بیمار دارای جراحت ناشی از گلوله جنگی یا ساچمه فلزی را فوراً گزارش کنند. در مواردی در اصفهان و چهارمحال و بختیاری، معترضان زخمی مستقیماً از تخت بیمارستان به بازداشتگاه منتقل شدهاند؛ حتی آنهایی که برای زندهماندن به مراقبت پزشکی فوری و ادامهدار نیاز داشتهاند.
بر اساس این گزارش، برخی از کادر درمانی هم که در خارج از بیمارستان به زخمیها کمک کردهاند، بهدلیل ارائه خدمات درمانی به معترضان بازداشت شدهاند. این رفتار، بر اساس الگوی مستند عفو بینالملل در اعتراضات پیشین، خطر مرگ زیر شکنجه یا بر اثر محرومیت از درمان را افزایش میدهد.
محاکمه بدون ارفاق در دادگاههای انقلاب؛ سایه اعدام بر اعتراضات
عفو بینالملل هشدار میدهد که فضای حقوقی و قضایی کنونی در ایران، با تمرکز پروندههای معترضان در دادگاههای انقلاب و برچسبزدن اتهام محاربه بر آنها، آشکارا راه را برای صدور احکام اعدام باز گذاشته است.
دادستان کل کشور و دادستانهای استانی از ۱۰ ژانویه به اینسو، در سخنان عمومی خود معترضان را محارب توصیف کردهاند؛ اتهامی که طبق قوانین جمهوری اسلامی میتواند به مجازات مرگ منتهی شود. رئیس قوه قضاییه نیز مقامات قضایی را به رسیدگی سریع و بدون ارفاق فراخوانده و در مواردی، شخصاً بازداشتشدگان را بدون حضور وکیل بازجویی کرده است؛ روندی که بهگزارش عفو بینالملل، آشکارا اصول دادرسی عادلانه را نقض میکند.
بیشتر بخوانید: ١١ بار حکم اعدام برای ۵ معترض کُرد در ایران
این سازمان یادآوری میکند که دادگاههای انقلاب طی سالهای گذشته، بهویژه پس از خیزش “زن، زندگی، آزادی” در سال ۲۰۲۲، بارها برای صدور احکام طولانیمدت حبس و اعدام علیه معترضان، فعالان سیاسی و اعضای اقلیتها مورد استفاده قرار گرفتهاند. موارد متعدد نقض حقوق متهمان، از جمله عدم دسترسی به وکیل انتخابی از لحظه بازداشت، ناتوانی در اعتراض مؤثر به بازداشت، اجبار به خوداتهامی، نبود مرجع مستقل تجدیدنظر و وابستگی سیاسی قضات، از مواردی است که عفو بینالملل در این بیانیه بار دیگر به آنها اشاره میکند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
بهگزارش این سازمان، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ بالاترین رقم ثبتشده اعدام طی دهههای اخیر را اجرا کرده و از مجازات مرگ بهعنوان ابزار ارعاب عمومی و سرکوب سیاسی، بهویژه علیه جوامع حاشیهنشین و اقلیتها، استفاده کرده است.
اعتراضات از بحران اقتصادی تا مطالبه براندازی
عفو بینالملل در تشریح زمینه شکلگیری این خیزش سراسری یادآوری میکند که اعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ و در پی سقوط شدید ارزش پول ملی، سوءمدیریت مزمن خدمات عمومی و وخامت فزاینده شرایط زندگی آغاز شد.
نقطه شروع این موج، تعطیلی مغازهها و اعتصاب بازاریان در بازار بزرگ تهران بود که بهسرعت به تظاهرات خیابانی گسترده در شهرهای مختلف و تبدیل شدن شعارها به مطالبه صریح پایان نظام جمهوری اسلامی انجامید.
بیشتر بخوانید: گاردین از احتمال دفن دستهجمعی قربانیان در ایران خبر داد
بهگفته این سازمان، حکومت در پاسخ، از آغاز ژانویه ۲۰۲۶ یک سرکوب بیسابقه و مرگبار را پیش برده و در سایه قطع تقریباً کامل اینترنت و ارتباطات از ۸ ژانویه، دست به “کشتارهای گسترده” زده است؛ اقدامی که امکان ثبت و راستیآزمایی مستقل را بهشدت محدود و ابعاد واقعی خشونت را پنهان کرده است.
