تغییر محل و فرم مذاکرات ایران و آمریکا؛ امیدی به نتیجه هست؟

تغییر محل و فرم مذاکرات ایران و آمریکا؛ امیدی به نتیجه هست؟

چرا ایران محل مذاکرات را تغییر داد؟ چرا ایالات متحده تلاش در “منطقه‌ای” کردن مذاکرات دارد و چرا حکومت ایران با این امر مخالف است؟ اصولا چقدر شانس موفقیت این مذاکرات وجود دارد؟اولین دور مذاکرات جدید ایران و آمریکا قرار است روز جمعه ۶ فوریه (۱۷ بهمن) در مسقط پایتخت عمان برگزار شود. حدود ۴۸ ساعت پیش از آغاز این مذاکرات خبر رسید که ایران با محل برگزاری که ابتدا قرار بود استانبول باشد مخالفت کرده و کشور عمان را برای میزبانی این مذاکرات پیشنهاد داده است.

از سوی دیگر در حالی که اعلام شده بود کشورهای منطقه مانند پاکستان، عربستان سعودی، قطر، مصر، عمان و امارات متحده عربی در سطح وزرای خارجه به این گفت‌وگوها دعوت شده‌اند، خبر دیگری رسید مبنی بر اینکه ایران خواهان گفت و گوهای دوطرفه و بدون حضور کشورهای دیگر منطقه شده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

حدود ۳۶ ساعت پیش از آغاز مذاکرات، سایت اکسیوس نوشت که آمریکا با شرایط ایران موافقت نکرده و مذاکرات روز جمعه لغو شده است. ساعتی بعد، در حالی که نفس‌ها در سینه حبس شده بود و همه منتظر خبر حمله نظامی آمریکا بودند، خبر رسید که آمریکا شرایط ایران را پذیرفته و مذاکرات روز جمعه ساعت ۱۰ صبح به وقت محلی در مسقط پایتخت عمان برگزار می‌شود.

با وجود اعلام این خبر سوالات پیش آمده در این باره همچنان پابرجاست، از جمله اینکه چرا ایران محل مذاکرات را تغییر داد؟

چرا ایالات متحده و کشورهای همسایه و همجوار ایران تلاش در “منطقه‌ای” کردن مذاکرات دارند و چرا حکومت ایران با این امر مخالف است؟ و البته پرسش اساسی اینکه اصولا چقدر شانس موفقیت این مذاکرات وجود دارد؟

تغییر محل مذاکرات؛ “تغییر چارچوب ادارک”

حمید آصفی، تحلیلگر سیاسی مقیم ایران می‌گوید جمهوری اسلامی در حقیقت با تغییر محل مذاکرات در پی تغییر “چارچوب ادراک” مذاکرات بود.

او به دویچه‌وله می‌گوید: «انتقال مذاکرات به عمان، تلاشی آگاهانه برای بازگرداندن گفت‌وگوها به قالبی دوجانبه، محدود و کنترل‌شده بود. عمان در تجربه‌های پیشین، نقش میانجی کم‌سروصدا و غیرنمایشی را ایفا کرده و از نگاه ایران، مانع از تبدیل مذاکرات به یک “نمایش دیپلماتیک” یا ابزار فشار چندلایه می‌شود.»

بیشتر بخوانید: ترامپ: اگر گفت‌وگو با ایران به جایی نرسد، شاید اتفاقات بدی بیفتد

این تحلیلگر سیاسی می‌گوید تصمیم به تغییر محل مذاکرات از سوی ایران “بیش از آنکه نشانه عقب‌نشینی یا تعلل باشد، تلاشی برای مدیریت ریسک سیاسی مذاکرات در شرایطی است که بی‌ثباتی در مواضع واشنگتن به‌طور محسوسی افزایش یافته است”.

آصفی همچنین به اهمیت بالای این مذاکرات برای تهران نیز اشاره کرده و می‌گوید این اقدام همچنین نشان دهنده این است که “تهران بیش از هر زمان دیگری، نسبت به شکل و پیامدهای سیاسی مذاکرات حساس شده است”.

چرا واشنگتن شرایط تهران را پذیرفت؟

دونالد ترامپ معمولا همیشه سعی داشته چهره‌ای سازش‌ناپذیر و سرسخت از خود نشان دهد و از مواضعش کوتاه نیاید. چه چیزی باعث شد تا واشنگتن با تغییر ناگهانی محل مذاکرات و قالب آن موافقت کند.

دامون گلریز، کارشناس سیاست بین‌الملل در پاسخ به این پرسش به دویچه‌وله می‌گوید: «واقعیت این است که وجهه‌ی رسانه‌ای و افکار عمومی دونالد ترامپ در خطر است؛ اگر با این مذاکرات، به دستاورد دیپلماتیک حائز اهمیتی در مقایسه با توافق هسته‌ای اوباما در خصوص ایران نرسد وجهه‌ی رسانه‌ای او که یکی از مهمترین مولفه‌های سیاست خارجی دولت اوست، مورد تهدید قرار خواهد گرفت.»

دونالد ترامپ از زمان آغاز اعتراضات سراسری دی‌ماه در ایران، بارها و بارها به مردم ایران وعده کمک داد و جمهوری اسلامی را تهدید کرد که در صورت کشتار معترضان “ضربه سختی” از آمریکا خواهد خورد.

دامون گلریز با اشاره به این موضوع می‌گوید: «ترامپ حداقل هشت بار به مردم ایران وعده حمایت داد که اگر به اعتراضات ادامه دهید، “کمک آمریکا در راه است”. حالا باید آن را عملی کند، کمترین هزینه، حصول یک توافق دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن است تا خود را پیروز رسانه‌ای تعریف کند.»

بیشتر بخوانید: گزینه‌های تازه نظامی آمریکا علیه ایران

اما آیا ممکن است به همین دلایل ترامپ موضوع کشتار معترضان در ایران و نقض گسترده حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی را هم وارد مذاکرت کند؟

دامون گلریز این امکان را منتفی می‌داند و در استدلال این امر به کارنامه حقوق بشری دولت ترامپ اشاره کرده و می‌گوید: «ترامپ از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل خارج شد، این دولت هشت دهه تلاش آمریکا برای نفوذ نرم از طریق US Aid و تقویت آزادی بیان را در نخستین سیاست‌گذاری خود خاتمه داد، به اقدامات دولت ترامپ در خصوص حقوق بشر مهاجران در آمریکا نگاه کنید و یا وضعیت دولت ونزوئلا بعد از دستگیری رییس جمهور آن، همه گواهی بر این ادعا است که موضوع حقوق بشر برای دولت کنونی آمریکا اهمیتی جز بهره‌برداری رسانه‌ای برای افکار عمومی ندارد.»

این کارشناس علوم سیاسی در عین حال معتقد است “نگاه دنیای سیاست در عصر ما بطور اعم و دولت ترامپ بطور اخص به حقوق بشر، ظاهری (cosmetic) است نه استراتژیک”.

به نظر او سیاست کنونی دولت آمریکا در موضوع حقوق بشر با رویکرد دولت آمریکا قبل از انقلاب ۵۷ در قبال دولت محمدرضا شاه تفاوت استراتژیک دارد و نگاه ترامپ به موضوع حقوق بشر تاکتیکی و ابزاری است.

او می‌گوید برای ترامپ “پیروزی‌های برق‌آسا و با صدای بلند رسانه‌ای” اهمیت دارد و نه توجه به حقوق بشر.

تلاش برای “اجماع منطقه‌ای علیه ایران”

پرسش دیگری که درباره این مذاکرات مطرح است، چرایی اصرار آمریکا بر حضور دیگر کشورهای منطقه و امتناع ایران از این مسئله است.

حمید آصفی درباره این موضوع می‌گوید: «”منطقه‌ای” کردن مذاکرات می‌تواند تلاشی باشد برای ایجاد اجماع منطقه‌ای علیه ایران و افزایش فشارهای چندجانبه. این راهبرد، هرچند به مذاق تهران خوش نمی‌آید، اما منعکس‌کننده تلاش آمریکا و متحدانش برای بهره‌برداری از ظرفیت‌های منطقه‌ای در برابر جمهوری اسلامی است.»

بیشتر بخوانید: شروط ترامپ برای تهران؛ “نه به سلاح اتمی، توقف کشتار معترضان”

بدین ترتیب شاید بتوان فهمید که چرا جمهوری اسلامی با این “منطقه‌ای شدن” مذاکرات مخالف است.

آصفی می‌گوید: «از دید ایران، منطقه‌ای کردن مذاکرات موجب گسترش دامنه درخواست‌ها و خواسته‌های فرامتنی می‌شود که از چارچوب توافق هسته‌ای فراتر رفته و امنیت و سیاست داخلی ایران را هدف قرار می‌دهد. این امر امکان دستیابی به توافقی سریع و پایدار را به شدت کاهش می‌دهد و مذاکرات را به فرایندی چندجانبه و پرچالش تبدیل می‌کند که کنترل آن دشوار خواهد بود.»

او نتیجه می‌گیرد: «تلاش برای منطقه‌ای کردن مذاکرات نه تنها به دنبال کاهش دامنه اختیارات ایران در مذاکرات است، بلکه هدف بزرگ‌تری دارد که تغییر معادلات قدرت منطقه‌ای و تضمین امنیت بلندمدت متحدان آمریکا در خاورمیانه است.»

آیا می‌توان به آینده مذاکرات خوشبین بود؟

آنچه مسلم است در روز جمعه خصومت ۴۷ ساله جمهوری اسلامی با آمریکا و در پی آن مشکلات عدیده مردم ایران پایان نخواهد یافت. اما آیا این دور از مذاکرات که گفته‌می‌شود به صورت مستقیم میان دو دشمن دیرینه برگزار خواهد شد، می‌تواند راهگشای بازشدن آینده‌ای بهتر برای مردم ایران باشد؟

حمید آصفی می‌گوید: «این مذاکرات در بهترین حالت، یک بازی تاکتیکی برای حفظ ظاهر و مدیریت فشارهای بین‌المللی است، نه نقطه عطفی که بتواند مسیر تنش‌ها را عوض کند.»

او با اشاره به اینکه دامنه مذاکرات به درخواست ایران بر پرونده هسته‌ای محدود مانده، می‌گوید: «این محدودیت، نه راه‌حلی برای مشکلات ساختاری است و نه پاسخگوی واقعیت‌های پیچیده و چندلایه‌ای که ایران و منطقه با آن مواجه‌اند.»

این تحلیلگر سیاسی معتقد است ریشه‌های بحران کنونی فراتر از مسئله هسته‌ای است و کنار گذاشتن مسائل کلان امنیتی و منطقه‌ای “عملاً نشانه عقب‌نشینی از پرداختن به ریشه‌های بحران است”.

از سوی دیگر آصفی به لابی‌های قوی تندرو و جنگ‌طلب در هردو طرف اشاره کرده و می‌گوید: «از طرف آمریکایی، اراده‌ای که بتواند زیر فشار لابی‌های جنگ‌طلب و جریان‌های تندرو دوام بیاورد، دیده نمی‌شود. در طرف ایرانی هم، دولت و حاکمیت هرچند به مذاکره تن داده‌اند، اما بی‌اعتمادی عمیق و نگاه محافظه‌کارانه مانع از انعطاف جدی شده است.»

به نظر او “تا وقتی تغییری بنیادین در اراده سیاسی و ساختارهای تصمیم‌گیری دو طرف رخ ندهد، این مذاکرات صرفاً کش‌وقوس‌هایی محدود و موقتی ایجاد می‌کند و راه به جایی نخواهد برد”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

دامون گلریز اما خوشبین‌تر است و با تاکید بر این که “کیفیت و درجه نیاز جمهوری اسلامی به موفقیت این مذاکرات بیشتر از آمریکاست” معتقد است شانس موفقیت در این دور از مذاکرات از تابستان سال گذشته بیشتر است: «این بار به گمانم، اراده سیاسی برای توافق دیپلماتیک در آمریکا برخلاف خرداد ماه بیشتر از اراده سیاسی برای یک جنگ تمام عیار منطقه‌ای و طولانی مدت است. پس محتاطانه می‌شود گفت که با داده‌های کنونی شانس موفقیت این دوره از خرداد ماه بیشتر است.»

از طرف ایران نیز گلریز معتقد است اگرچه خامنه‌ای به اندازه ترامپ به توافق نیاز دارد اما به گفته او “با به صفر رساندن عملی غنی‌سازی در ایران، امروز در سایه کشتار فجیع معترضان ایرانی، هر نوع توافق دیپلماتیکی بین تهران و واشنگتن منافع استراتژیک نهاد ولایت و علی خامنه‌ای را تامین خواهد کرد”.

این تحلیلگر سیاسی در توضیح چرایی “تامین منافع استراتژیک” خامنه‌ای می‌گوید: «امروز نه مواردی تاکتیکی مانند رفع تحریم‌ها و عادی سازی روابط ایران با غرب مانند دوران برجام و نه حتی جلوگیری از تجاوز نظامی به تمامیت ارضی ایران، مانند دور پیش مذاکرات که به حمله نظامی انجامید، موضوع مذاکرات نیست؛ موضوع اصلی بقای حکومت جمهوری اسلامی است که با خیزش مردمی بطور استراتژیک تهدید شده است. بنابراین، بقای نظام برای حکومت حتی با تصویر تسلیم شدن در مقابل آمریکا، یک برد استراتژیک خواهد بود.»

تا روز جمعه و درز کردن اولین اخبار از مسقط، شاید هیچ تحلیلگری نتواند با اطمینان بگوید که آیا این مذاکرات آغازی برای آینده‌ای روشن‌تر و بهتر برای مردم ایران خواهد بود یا جغد جنگ را دوباره بر سر این سرزمین به پرواز در خواهد آورد.

روبیو: رژیم ایران نماینده مردم ایران نیست

روبیو: رژیم ایران نماینده مردم ایران نیست

به گفته مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، “رژیم ایران نماینده مردم این کشور نیست”. او همچنین در مورد مذاکرات احتمالی پیش‌رو میان واشنگتن و تهران تأکید کرد که این گفت‌وگوها باید موضوعاتی بیش از برنامه هسته‌ای را دربرگیرد.مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده چهارشنبه ۴ فوریه (۱۵ بهمن) در نشستی خبری تصریح کرد که “رژیم ایران نماینده مردم این کشور و فرهنگ ریشه‌دار آن نیست”. او افزود: «من هیچ کشور دیگری نمی‌شناسم که تفاوت و شکاف میان قدرت حاکم و مردم تا به این اندازه بزرگ باشد.»

وزیر خارجه آمریکا در مورد اینکه چرا حکومت جمهوری اسلامی قادر نیست به مردم این کشور “کیفیت زندگی شایسته‌ای” ارائه کند، گفت، چون “رژیم ایران تمامی منابع کشوری ثروتمند را صرف پشتیبانی از تروریسم و نیروهای نیابتی خود در نقاط مختلف جهان می‌کند”.

او ضمن اشاره به این که استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، طبق برنامه آماده است تا در نشست روز جمعه شرکت کند، خاطرنشان کرد که “در نهایت، ایالات متحده آماده تعامل است و همیشه هم آماده تعامل با ایران بوده است”. مذاکرات دو کشور قرار است فردا جمعه ۶ فوریه (۱۷ بهمن) در عمان انجام گرد.

روبیو همچنین تصریح کرد که گفت‌وگوها با جمهوری اسلامی باید “دامنه موشک‌های بالستیک ایران، حمایت از سازمان‌های تروریستی در سراسر منطقه، برنامه هسته‌ای و نحوه رفتار حکومت با مردم خود” را دربرگیرد تا “نتیجه‌ای مفید حاصل شود”.

این در حالی است که سایت خبری اکسیوس گزارش داده بود، جمهوری اسلامی به خاطر این خواستار انتقال محل مذاکره از استانبول به عمان و همچنین دوجانبه‌بودن گفت‌وگوها شده تا محور آن فقط بر مسئله هسته‌ای متمرکز باشد و موضوعات دیگر چون برنامه موشکی و گروه‌های نیابتی از موضوعات مورد بحث نباشد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

یک مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفت، مذاکرات با آمریکا در عمان تنها درباره موضوع هسته‌ای خواهد بود و برنامه موشکی خارج از دستور کار است.

نشریه وال‌استریت ژورنال روز گذشته در گزارشی تحیلی در این باره نوشت: «کنار گذاشتن نشست برنامه‌ریزی‌شده ایران با مقام‌های آمریکایی و منطقه‌ای در ترکیه، با هدف برگزاری گفت‌وگوهایی محدودتر در عمان، کاملاً مطابق با کتابچه بازی سخت‌گیرانه رژیم ایران است؛ یک غافلگیری در آخرین لحظه که با هدف بر هم زدن تمرکز و توازن طرف‌های مقابل انجام می‌شود.»

در این گزارش آمده است: «این مانور دیپلماتیک، همراه با تحرکات نظامی در همان روز از جمله پرتاب یک پهپاد ایرانی به سمت یک ناو هواپیمابر آمریکایی و اعزام قایق‌های تندرو برای ایجاد مزاحمت برای یک نفتکش با پرچم آمریکا نشان می‌دهد تهران مصمم است ورق را برگرداند و هم‌زمان با افزایش نیروهای آمریکا در منطقه و تلاش دونالد ترامپ برای وادار کردن ایران به مذاکره طبق شرایط خود، فشار را بر ایالات متحده افزایش دهد.»

به نوشته وال استریت ژورنال “تاکتیک‌های ایران چالشی جدی برای سبک دیپلماسی ترامپ ایجاد می‌کند؛ سبکی که او در آن ترجیح می‌دهد به توافق‌های سریع و محدود، از طریق تعداد کمی از افراد مورد اعتماد خود، دست یابد”.

“پایین بودن شانس موفقیت”

تأکید جمهوری اسلامی بر تک‌محور بودن مذاکرات و تمرکز بر برنامه هسته‌ای به نگرانی‌های اسرائیل دامن زده است.

به گزارش رسانه‌های اسرائیلی جلسه کابینه سیاسی-امنیتی دولت این کشور که قرار بود روز یکشنبه برگزار شود، به‌طور ناگهانی جلو افتاد و قرار است بعد از ظهر امروز پنجشنبه در دفتر نخست‌وزیری در اورشلیم (بیت‌المقدس) تشکیل شود.

به نوشته سایت خبری “وای‌نت” رسانه‌های نزدیک به حکومت ایران تلاش کرده‌اند فضای داخلی را عادی نشان دهند. از جمله خبرگزاری تسنیم مدعی شده است که “ایالات متحده و اسرائیل در نهایت پافشاری جمهوری اسلامی برای بازگشت به چارچوب پیشین مذاکرات را پذیرفته‌اند”.

بنا بر ارزیابی منابع اسرائیلی شانس توافق میان واشنگتن و تهران به دلیل اختلافات و شکاف‌های اساسی میان طرفین، پایین است.

به نوشته “وای‌نت” تحلیلگران نظامی و اطلاعاتی اسرائیل ‌معتقدند، اختلاف اصلی همچنان پابرجاست، چون حکومت ایران حاضر به گفت‌وگو درباره برنامه موشک‌های بالستیک خود نیست؛ برنامه‌ای که جمهوری اسلامی آن را ستون اصلی دفاع خود می‌داند.

مجموعه مطالب درباره اعتراضات مردمی دی‌ماه ۱۴۰۴ را اینجا بخوانید

اسرائیل و آمریکا اما این برنامه را تهدیدی راهبردی می‌دانند و بر این باور هستند که رسیدن به توافقی هسته‌ای بدون پرداختن به موضوع موشکی، دست حکومت ایران را برای نفوذ و عملکرد نظامی باز می‌گذارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

“وای‌نت” در گزارش خود به تحلیل رون بن‌یشای، مفسر نظامی اسرائیلی اشاره کرده که معتقد است، “در این مرحله نکته تازه‌ای در مذاکرات دیده نمی‌شود جز این واقعیت که رهبر جمهوری اسلامی به وزیر امور خارجه اختیار انجام مذاکرات ماهوی نداده است”.

به گفته این تحلیلگر انتظار می‌رود که عراقچی بر مواضع همیشگی تهران تأکید کند و شاید در مورد پیشنهاد طرح‌شده از سوی آمریکا درباره تشکیل کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی اورانیوم، با عضویت ایران، ابراز آمادگی کند.

در گزارش “وای‌نت” با اشاره به ارزیابی‌های مقامات اسرائیلی نوشته است، “جمهوری اسلامی شاید حاضر شود درباره کاهش بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای بالا گفت‌وگو کند؛ از جمله رقیق‌سازی یا انتقال بخشی از آن به خارج از کشور، به احتمال قوی به به روسیه”.

تداوم نگرانی از خطر حمله

پایین بودن سطح انتظارات از نتیجه‌بخش بودن مذاکرات به خاطر اختلافات اساسی نگرانی‌ها از حمله نظامی آمریکا را به ویژه به خاطر تقویت حضور ارتش ایالات متحده در آبی‌های منطقه تشدید کرده است.

در حالی که نگاه‌ها به مذاکرات در پیش میان تهران و واشنگتن در عمان معطوف است، تهدید‌های لفظی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا علیه حکومت ایران ادامه دارد.

ترامپ دیروز چهارشنبه ۴ فوریه (۱۵ بهمن) در گفت‌وگویی با شبکه “ان‌بی‌سی نیوز” در پاسخ به این پرسش که آیا رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه‌ای، باید نگران باشد یا نه، گفت: «او باید بسیار نگران باشد.»

رئیس‌جمهور آمریکا روز دوشنبه این هفته نیز در نشست خبری در کاخ سفید با اشاره به حضور ناو‌های ایالات متحده در منطقه و مذاکرات در پیش هشدار داده بود: «امیدوارم نتیجه خوبی داشته باشد، چون اگر حاصلی نداشته باشد، ممکن است اتفاقات بدی بیفتد.» او جزییات بیشتری در مورد اینکه منظور او از “اتفاقات بد” چیست، ذکر نکرد.

سپاه در لیست تروریستی؛ آیا تقابل تهران و بروکسل عملی می‌شود؟

سپاه در لیست تروریستی؛ آیا تقابل تهران و بروکسل عملی می‌شود؟

تصمیم پارلمان اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تنش میان اتحادیه اروپا و جمهوری اسلامی ایران را وارد مرحله‌ای تازه و کم‌سابقه کرده و نگرانی‌ها درباره پیامدهای عملی آن را افزایش داده است.تصمیم پارلمان اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران تاکنون با واکنش‌های تند و تهدیدآمیز مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی همراه بوده و نگرانی‌ها درباره پیامدهای عملی این اقدام را افزایش داده است.

اتحادیه اروپا روز پنج‌شنبه نهم بهمن‌ماه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمان‌های تروریستی خود قرار داد؛ اقدامی که تهران آن را “فاقد وجاهت حقوقی و سیاسی” خواند.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، ۲۹ دی‌ماه هشدار داده بود که در صورت نهایی شدن این تصمیم، جمهوری اسلامی “مقابله به مثل” خواهد کرد. او تأکید کرده بود: «ایران دولت‌های اروپایی را حامی تروریست و ارتش‌های آنها را در گروه‌های تروریستی در نظر می‌گیرد و از این به بعد به شیوه کاملا متفاوت با آنها در منطقه برخورد خواهیم کرد.»

با این حال، قالیباف درباره جزئیات این “برخورد متفاوت” توضیح بیشتری ارائه نکرد.

بیشتر بخوانید: سپاه در فهرست تروریسم اتحادیه اروپا؛ نمادین یا تهدید واقعی؟

سپاه پاسداران نیز در اطلاعیه‌ای که روز یکشنبه ۱۲ بهمن منتشر شد، اعلام کرد چنین اقداماتی “نه‌تنها کمکی به صلح و امنیت منطقه نمی‌کند، بلکه با تقویت رویکردهای تقابلی، مسیر تعامل و همکاری‌های سازنده را دشوارتر می‌سازد.” این نهاد نظامی، که بنا بر شواهد گسترده نقش محوری در سرکوب اعتراضات مردمی سال‌های اخیر داشته، بیانیه اتحادیه اروپا را “حرکتی بی‌اعتبار، فاقد وجاهت حقوقی و سیاسی و مغایر با اصول و منطق روابط بین‌الملل” توصیف کرد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در مقابل، وزیر خارجه آلمان واکنش مقامات ایران را در تروریستی خواندن ارتش‌های کشورهای اروپایی “بی‌پایه و تبلیغاتی” خواند. یوهان واده‌فول پیش از سفر خود به آسیای جنوب شرقی و منطقه اقیانوس آرام تأکید کرد که اروپا مرعوب چنین تهدیدهایی نخواهد شد. او با اشاره به سرکوب اعتراضات در ایران گفت: «کسی که اعتراضات مسالمت‌آمیز را به خون می‌کشد، مخالفان را اعدام می‌کند و ترور را به اروپا نیز منتقل می‌کند، نمی‌تواند با مانورهای سیاسی از انتقاد فرار کند.»

بیشتر بخوانید: مرتس: تروریستی خواندن سپاه پیامی صریح علیه خشونت عریان است

هم‌زمان با تشدید این تنش‌ها، نشانه‌هایی از پیامدهای عملی نیز دیده می‌شود.

سفارت ایتالیا در تهران اعلام کرد که دفتر کنسولی خود را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرده است، هرچند تأکید دارد که خدمات ضروری فوری و غیرقابل تعویق برای شهروندان ادامه خواهد یافت. همچنین گزارش‌هایی منتشر شده که در پی تهدید ایران به اقدامات متقابل، از جمله احتمال اخراج رایزنان نظامی سفارتخانه‌های اروپایی، شماری از این مقامات خاک ایران را ترک کرده‌اند.

تعطیلی بخش‌هایی از سفارتخانه‌های اروپایی نیز به‌عنوان بخشی از تدابیر امنیتی و اقدامات پیشگیرانه در برابر واکنش‌های احتمالی تهران تلقی می‌شود.

در چنین فضایی، این پرسش مطرح است که واکنش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران تا چه اندازه در سطح لفاظی و نمادگرایی باقی خواهد ماند و آیا این تقابل حقوقی سیاسی می‌تواند به پیامدهای امنیتی و دیپلماتیک ملموس‌تری برای روابط ایران و اروپا منجر شود یا خیر؟ آیا اتباع اروپایی، به‌ویژه افراد دارای ارتباط با نهادهای نظامی در صورت سفر به ایران با خطرات تازه‌ای مواجه خواهند شد؟ و آیا این تنش می‌تواند به سطحی برسد که روابط دیپلماتیک، فعالیت سفارت‌خانه‌ها یا حتی امنیت اروپا را تحت تأثیر قرار دهد؟

“واکنش نمادین با هزینه‌های بالای عملی”

سینا یوسفی، وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوق بین‌الملل در گفتگو با بخش فارسی دویچه وله واکنش تهران به اقدام اتحادیه اروپا را در درجه نخست در چارچوب دیپلماسی و اقدام متقابل نمادین تحلیل می‌کند.

او می‌گوید اعلام تروریستی بودن ارتش‌های اروپایی از سوی ایران، با توجه به ماهیت صرفا نظامی و ساختار کلاسیک این نیروها، در عمل ظرفیت اثرگذاری اجرایی قابل‌توجهی ندارد و بیش از آنکه پیامد میدانی داشته باشد، واجد “کارکرد سیاسی و بازدارنده” است.

به گفته این وکیل حقوق بشر، به بیان دیگر، به نظر نمی‌رسد این اقدام به‌خودی‌خود آثار عملی مشخص و مستقیمی به دنبال داشته باشد. افزون بر این، حتی به فرض وجود اراده برای تبدیل چنین مواضعی به کنش عملی، هزینه‌های سیاسی، حقوقی و امنیتی آن برای ایران بسیار بالا خواهد بود.

یوسفی در ادامه به پرسش درباره پیامدهای این تصمیم برای اتباع اروپایی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در برخی مقاطع از بازداشت اتباع خارجی، به‌ویژه شهروندان دوتابعیتی اروپایی، به‌عنوان اهرمی در تعاملات سیاسی و امنیتی خود با غرب استفاده کرده است. این بازداشت‌ها معمولا با اتهامات امنیتی و صدور احکام سنگین همراه بوده و در مواردی در چارچوب مذاکرات غیرمستقیم برای تبادل زندانیان مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

او تأکید می‌کند که در چنین وضعیتی، تشدید فشارهای حقوقی و کیفری علیه افراد یا شبکه‌های مرتبط با سپاه پاسداران در اروپا می‌تواند این نگرانی را تقویت کند که تهران در واکنش، دامنه استفاده از این ابزار را گسترش دهد. در نتیجه، این تحولات بالقوه می‌تواند وضعیت حقوقی و امنیتی اتباع اروپایی را در صورت سفر به ایران با ریسک‌ها و عدم قطعیت‌های بیشتری مواجه سازد، هرچند این امر لزوما به معنای تغییر فوری در سیاست رسمی اعلام‌شده ایران در قبال اتباع خارجی نیست.

“ادبیاتی تهدیدآمیز با هدف مصرف داخلی”

یوسفی درباره ادبیات رسمی جمهوری اسلامی و هشدار نسبت به “پیامدهای خطرناک” نیز معتقد است که عموما، استفاده از چنین الفاظی که مسبوق به سابقه است، بیش از هر چیز مصرف داخلی دارد و در راستای نمایش قاطعیت و پاسخ‌گویی به فشارهای خارجی برای مخاطبان و پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی به کار می‌رود.

به گفته این پژوهشگر حقوق بین‌الملل، این ادبیات معمولا با هدف برجسته‌سازی پیامدهای احتمالی و افزایش هزینه ذهنی تصمیمات طرف مقابل شکل می‌گیرد، بدون آنکه الزاما به معنای وجود برنامه‌ای مشخص برای اقدام عملی باشد.

بیشتر بخوانید: افزایش فشار اتحادیه اروپا بر جمهوری اسلامی

در تحلیل رفتاری سپاه پاسداران، او احتمال عملیات تروریستی در خاک اروپا را پایین ارزیابی می‌کند و توضیح می‌دهد که جمهوری اسلامی عموما از اقداماتی که به‌طور مستقیم به آن منتسب شود و هزینه‌های سنگین سیاسی، حقوقی و امنیتی در پی داشته باشد، پرهیز می‌کند. از این جهت، انجام عملیات تروریستی در خاک کشورهای اروپایی محتمل بنظر نمی‌رسد.

با این حال، به عقیده تحلیلگران، پایین بودن احتمال چنین سناریویی به معنای فقدان کامل ریسک نیست، بلکه بیشتر بیانگر ترجیح جمهوری اسلامی برای باقی ماندن در سطوح غیرمستقیم، خاکستری و دارای امکان انکارپذیری در مواجهه با فشارهای خارجی است، نه ورود به اقداماتی که می‌تواند به تشدید غیرقابل‌کنترل بحران منجر شود.

سینا یوسفی همچنین در جمع‌بندی خود درباره آینده روابط ایران و اروپا تأکید می‌کند که سپاه پاسداران، مطابق اصل ۱۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بخشی از ساختار رسمی حاکمیت محسوب می‌شود و از این منظر، تصمیم اتحادیه اروپا را می‌توان اقدامی بی‌سابقه دانست که برای نخستین بار نهاد وابسته به حاکمیت یک کشور را در قالب یک گروه تروریستی تعریف می‌کند.

این امر از نظر سیاسی و حقوقی، سطح تقابل را از اختلافات رفتاری یا سیاسی فراتر برده و آن را به چالشی ساختاری در روابط ایران و اروپا تبدیل می‌کند.

به گفته او، با این حال، در افق میان‌مدت، این تقابل نمادین لزوما به قطع کامل کانال‌های ارتباطی منجر نخواهد شد. هرچند روابط رسمی و گفت‌وگوهای علنی احتمالا محدودتر و پرهزینه‌تر می‌شوند، اما نیاز متقابل طرفین به مدیریت تنش، رسیدگی به مسائل کنسولی و جلوگیری از تشدید بحران، حفظ حداقلی از کانال‌های غیرعلنی و فنی ارتباط را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. در نتیجه، می‌توان انتظار داشت که روابط ایران و اروپا وارد مرحله‌ای سردتر و محتاطانه‌تر شود، بدون آنکه ارتباطات به‌طور کامل قطع گردد.

“تروریستی خواندن سپاه، در عمل پیامدها و واکنش‌ها را تعیین خواهد کرد”

مقام‌های عالی‌رتبه بروکسل و پایتخت‌های اروپایی تصمیم برای تروریستی خواندن سپاه پاسداران را به‌عنوان پاسخی به سرکوب خونین خیزش‌های اعتراضی در ایران و کشته‌شدن هزاران نفر توجیه کرده‌اند و می‌گویند ریسک‌های سیاسی و دیپلماتیک آن محاسبه شده است. کایا کالاس، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تأکید کرده که “سرکوب نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند” و اتحادیه اروپا انتظار دارد تحریم‌های مربوطه اجرا شود، هرچند پیامدهای زیاد حقوقی و دیپلماتیک آن هنوز در حال بررسی است.

در همین حال، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز دوشنبه ۱۳ بهمن‌ماه (دوم فوریه) اعلام کرد که در واکنش به این تصمیم، تمامی سفرای کشورهای اروپایی به وزارت خارجه احضار شده‌اند.

او تروریستی خواندن سپاه را “توهینی به مردم ایران” و “اشتباه راهبردی” اتحادیه اروپا دانست و گفت اگر اروپا تصور می‌کند این اقدام در راستای “خوش‌رقصی” برای آمریکا و اسرائیل است، “سخت در اشتباه است”. بقائی بدون ارائه جزئیات بیشتر افزود که جمهوری اسلامی در حال بررسی “مجموعه اقداماتی” در واکنش به این تصمیم است.

دامون گلریز، تحلیلگر امور بین‌الملل و مدرس روابط بین‌الملل در مدرسه عالی لاهه و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک لاهه معتقد است که تصمیم سیاسی شورای اروپا برای تروریستی‌خواندن سپاه پاسداران در حال حاضر همچنان یک تصمیم سیاسی با بار نمادین سنگین است، اما هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. او تأکید می‌کند که اجرای عملی این تصمیم سیاسی است که پیامدها و واکنش‌ها را تعیین خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: درخواست شیرین عبادی از ترامپ برای حذف خامنه‌ای و سران سپاه

به گفته گلریز، پرسش‌هایی مانند اینکه آیا وابستگان نظامی اروپایی در سفارت‌خانه‌های ایران با اخراج روبه‌رو خواهند شد، یا اینکه آیا منافع مالی سپاه، به‌عنوان “دولت پنهان” در ایران که حدود یک‌سوم اقتصاد کشور را کنترل می‌کند، واقعا با محدودیت‌های جدی در اروپا مواجه می‌شود، هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. او می‌گوید باید منتظر ماند، به‌ویژه با توجه به چشم‌انداز یک توافق دیپلماتیک احتمالی میان ایران و آمریکا با هدف عادی‌سازی روابط، حتی به ازای خون‌های ریخته شده ده‌ها هزار ایرانی.

گلریز اضافه می‌کند که به باور او، واکنش تهران نه شتاب‌زده، که متناسب با نحوه اجرای این تصمیم از سوی بروکسل خواهد بود.

او یادآوری می‌کند که در میان حدود شش کشوری که سپاه پاسداران را هم‌ردیف القاعده و داعش به‌عنوان سازمان تروریستی معرفی کرده‌اند، ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به‌طور منحصربه‌فرد همچنان روابط دیپلماتیک نزدیک با ایران دارند؛ روابطی که شامل سفارت‌خانه‌ها و وابستگان نظامی و دیپلماتیک می‌شود.

دیپلماسی گروگان‌گیری؛ ابزار قدیمی در شرایطی تازه

گلریز هشدار می‌دهد که برخلاف گذشته که دیپلماسی گروگان‌گیری به‌عنوان عملی تروریستی و مبتنی بر ارعاب تلقی می‌شد، اکنون نوعی منطق (هرچند منحرف و ناپذیرفتنی) و مشروعیت ظاهری برای تهران ایجاد شده است تا هر شهروند اروپایی دارای ارتباط با نهادهای نظامی اروپا را در عملی متقابل “تروریست” قلمداد کند.

او می‌گوید این امر کارنامه موفق دیپلماسی گروگان‌گیری ایران در قبال اروپا را جسورتر خواهد کرد، آنهم با اروپایی که فاقد قدرت سخت و ستون‌فقرات استراتژیک در قبال جمهوری اسلامی است و نمونه‌های تبادل حمید نوری و اسدالله اسدی با گروگان‌های اروپایی گواه این ادعاست.

به گفته گلریز، اروپایی‌ها باید در سفر به ایران و انجام فعالیت‌های اقتصادی در آن کشور احتیاط بسیار بیشتری به خرج دهند. اروپا همچنین باید تصمیم بگیرد با عوامل و وابستگان رژیم ایران در خاک خود چگونه برخورد کند: «تصمیمی دشوار که دیگر نمی‌توان آن را به تعویق انداخت.»

روابط ایران و اروپا در آستانه یک سردی پایدار

پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک لاهه تأکید می‌کند که در حال حاضر و تا زمانی که این تصمیم به اجرا درنیاید، آنچه دیده می‌شود صرفا لفاظی است؛ از فراخوان‌های روزنامه کیهان برای بستن سفارت‌خانه‌های اتحادیه اروپا گرفته تا دعوت‌ها به “صبر راهبردی”.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

گلریز می‌گوید، روابط دیپلماتیک ایران و اتحادیه اروپا به‌طور راهبردی آسیب دیده و ترمیم آن مستلزم تلاشی واقعی فراتر از پسامد دادگاه میکونوس و یا توافق برجام خواهد بود. در این چارچوب، اتحادیه اروپا به یک راهبرد بلندمدت در قبال ایران نیاز دارد؛ راهبردی که سناریوهای محتمل، از تغییر رهبری در درون رژیم، تغییر رژیم به‌سوی دموکراسی یا حاکمیت استبدادی با نظامیان، تا فروپاشی کامل را به‌عنوان احتمالاتی نیازمند آمادگی در نظر بگیرد، نه فرض‌هایی دوردست که می‌توان نادیده گرفت.

دیده‌بان حقوق بشر: ایران در بحرانی عمیق‌تر سقوط کرده است

دیده‌بان حقوق بشر: ایران در بحرانی عمیق‌تر سقوط کرده است

دیده‌بان حقوق بشر وضعیت در ایران در سال ۲۰۲۵ را نسبت به قبل “بحرانی‌تر” خوانده و گفت حکومت بیش از پیش سرکوب را شدت بخشیده است. این سازمان هشدار داد حاکمان “تا زمانی که پاسخگو نشوند به ارتکاب جنایت ادامه خواهند داد.”سازمان دیده‌بان حقوق بشر روز چهارشنبه ۴ فوریه (۱۵ بهمن) گزارش سالانه خود را منتشر کرد که بخشی از آن به وضعیت حقوق بشر و نقض آن در ایران اختصاص دارد. در این گزارش ۵۲۹ صفحه‌ای عملکرد حقوق بشری در بیش از یکصد کشور مورد بررسی قرار گرفته است.

این نهاد بین‌المللی که سال گذشته در گزارش خود از وخیم‌تر شدن وضعیت حقوق بشر در ایران خبر داده بود، در گزارش تازه خود تصریح کرده که وضعیت حقوق بشر در این کشور در سال ۲۰۲۵،‌ از جمله به‌دلیل افزایش شدید شمار اعدام‌ها، بازداشت‌های خودسرانه، ادامه فشار و پیگرد زنان، اقلیت‌های قومی و مذهبی و مخالفان حکومت، از قبل هم “بحرانی‌تر” بوده است.

در این گزارش از جمله آمده است که مقامات جمهوری اسلامی در سال گذشته میلادی در مقیاسی بی‌سابقه نسبت به اواخر دهه شصت خورشیدی احکام اعدام را به اجرا گذاشته، در پاسخ به اعتراضات در سراسر ایران مرتکب کشتارهای گسترده شده و به بهانه امنیت ملی بازداشت‌های وسیع و خودسرانه و همچنین سرکوب را شدت بخشیده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله

دیده‌بان حقوق بشر در رابطه با افزایش چشمگیر شمار اعدام‌ها در ایران به گزارش سازمان حقوق بشری بنیاد “عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر” در ایران اشاره می‌کنند. طبق این گزارش حکومت ایران تا پایان سال ۲۰۲۵ (۱۰ دی ۱۴۰۴) بیش از دو هزار نفر را اعدام کرد که بالاترین شمار آمار از اواخر دهه ۱۹۸۰ (دهه ۱۳۶۰) به این سو محسوب می‌شود.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود آورده است که بیش از نیمی از اعدام‌ها در سال ۲۰۲۵ مرتبط با جرایم مواد مخدر بوده است؛ امری که به گفته این سازمان، آشکارا ناقض حقوق بین‌المللی است.

این نهاد تصریح کرد که اعدام‌ها در پی نقض‌های شدید و نظام‌مند اصول دادرسی‌های منصفانه به اجرا گذاشته شد و زنان و اقلیت‌های قومی که بسیاری از آنها اعضای اقلیت مذهبی سنی نیز هستند، بیش از پیش هدف مجازات اعدام بودند.

سرکوب خونین اعتراضات

بنا بر گزارش دیده‌بان حقوق بشر، حکومت ایران اعتراضاتی را که اواخر دسامبر ۲۰۲۵ (اوایل دی‌ماه) رخ داد به‌شکلی خونین سرکوب کرد و نیروهای امنیتی دست به کشتار هزاران معترض زدند.

این نهاد شواهدی را بررسی کرده که نمایانگر تشدید چشمگیر خشونت از سوی جمهوری است؛ شواهدی که نشان می‌دهند، معترضان یا رهگذران با شلیک گلوله به سر یا بالاتنه مجروح یا کشته شده‌اند.

بیشتر بخوانید: سرنوشت پرابهام بازداشت‌شدگان پس از سرکوب خونین اعتراضات

دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود همچنین به قطع سراسری اینترنت توسط حکومت و اعمال محدودیت‌های شدید ارتباطاتی اشاره کرده و گفته است که جمهوری اسلامی از این طریق، برای پنهان کردن ابعاد واقعی جنایات و کشتار معترضان تلاش کرده است.

در گزارش دیده‌بان حقوق بشر با اشاره به کشتار معترضان پس از شدت گرفتن اعتراضات سراسری در ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ آمده است، این عمل نشان می‌دهد، “حاکمانی که مردم خود را کشتار می‌کنند، تا زمانی که بازخواست نشوند به ارتکاب جنایت ادامه خواهند داد”.

تأکید بر پاسخگو کردن مسئولان

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود ابعاد و موارد گوناگون نقض حقوق بشر در ایران را برشمرده است، از جمله “سرکوب دگر‌اندیشان، مدافعان حقوق بشر، وکلا، روزنامه‌نگاران، اعضای اقلیت‌های قومی و مذهبی، بهائیان، شهروندان دو تابعیتی و اتباع خارجی که قربانی بازداشت‌های خودسرانه شده‌اند”.

بهار صبا، پژهشگر ارشد مسائل ایران در دیده‌بان حقوق بشر تصریح کرد: «چرخه مصونیت از مجازات و خونریزی به موجی از اعدام‌ها در مقیاسی بی‌سابقه در چند دهه گذشته انجامید و مرگبارترین سرکوب اعتراضات را که منجر به قتل عام بی‌سابقه معترضان و رهگذران توسط نیروهای امنیتی شد، رقم زد.»

او جامعه بین‌المللی را فراخواند تا “فورا” و از طریق “تمامی مسیرهای موجود” دست به اقدام‌هایی مؤثر برای پاسخگو کردن مقامات مسئول در ایران بزند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

دیده‌بان حقوق بشر در گزارش خود در مورد بحران حقوق بشری در سراسر جهان و لزوم مقابله با آن هشدار داده است.

فیلیپ بولوپیون مدیر اجرایی دیده‌بان حقوق بشر، در مقدمه این گزارش تصریح کرد که ساختار قانونمند نظام بین‌المللی از طرف دولت‌های آمریکا، چین و روسیه به‌شدت تحت فشار قرار دارد و سطح آزادی در این هر سه قدرت جهانی نسبت به ۲۰ سال پیش افت کرده است.

به باور او وضعیت دموکراسی در سراسر جهان در مقایسه با اواسط دهه هشتاد میلادی عقبگرد داشته و اکنون ۷۲ درصد از جمعیت جهان تحت نوعی دیکتاتوری زندگی می‌کنند.

بولوپیون در پیشگفتار این گزارش شکستن موج اقتدارگرایی را چالش یک نسل دانست و از جوامع مدنی و کشورهای دموکراتیک که به حقوق بشر احترام می‌گذارند خواست تا اتحادی راهبری برای دفاع از آزادی‌های بنیادین تشکیل دهند.

اکسیوس: ایران خواهان برگزاری نشست دوجانبه با آمریکا در عمان است

اکسیوس: ایران خواهان برگزاری نشست دوجانبه با آمریکا در عمان است

به گزارش سایت خبری “اکسیوس” تهران خواستان تغییر محل مذاکره با واشنگتن به عمان و انجام آن به شکل دوجانبه شده است. استیو ویتکاف، فرستاده ترامپ به منطقه با نخست‌وزیر اسرائیل در مورد ایران دیدار کرد.وبسایت خبری “اکسیوس” سه‌شنبه ۳ فوریه (۱۴ بهمن) به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد که جمهوری اسلامی دو خواست تازه در مورد برگزاری مذاکره با آمریکا مطرح کرده است: یکی تغییر محل گفت‌وگوها از استانبول به عمان و دیگری انجام آن در چارچوبی دوجانبه تنها با ایالات متحده.

پیش از آن رسانه‌های خبری گزارش داده بودند که نمایندگانی از برخی کشورهای عربی و اسلامی قرار است در این نشست به عنوان ناظر حضور داشته باشند.

یک منبع مطلع در این رابطه به اکسیوس گفت، خواست جمهوری اسلامی برای این تغییرات شاید به این دلیل باشد که تهران قصد دارد مذاکرات با آمریکا را “تنها به مسائل هسته‌ای محدود کند و موضوعاتی چون برنامه موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی را از دستور کار به دور نگه دارد”؛ موضوعاتی که به گفته این منبع برای دیگر کشورهای منطقه از الویت برخوردارند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

یک منبع آگاه عرب نیز به اکسیوس گفته است که مذاکره میان تهران و واشنگتن در پی موافقت کلی دولت ترامپ با انجام چنین گفت‌وگوهایی به احتمال قوی جمعه این هفته ۶ فوریه (۱۷ بهمن) در عمان برگزار خواهد شد.

این منبع افزود، بحث و رایزنی‌ها در مورد حضور و مشارکت دیگر کشورهای منطقه در این مذاکرات همچنان ادامه دارد.

انجام مذاکرات به‌رغم تنش‌های دریایی

خواست‌های تازه جمهوری اسلامی در حالی مطرح شده‌اند که دو رویداد بر این مذاکرات سایه انداخته است و به نوشته اکسیوس ممکن است خشم ترامپ را برانگیزد: یکی تلاش قایق‌های کوچک مسلح برای توقف یک کشتی در تنگه هرمز و دیگر نزدیک شدن یک پهپاد ایرانی به ناو آبراهام لینکلن که در نهایت توسط ارتش آمریکا سرنگون شد.

این رویارویی دریایی و سرنگونی پهپاد ایرانی روز سه‌شنبه ۳ فوریه (۱۴ بهمن) در دریای عرب و در ۵۰۰ مایلی سواحل جنوبی ایران اتفاق افتاد و ارتش آمریکا از این اقدام ایران با عنوان “مانور غیرضروری” به سمت کشتی امریکایی نام برد.

تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی نیروهای امریکا در منطقه، سنتکام در بیانیه‌ای اعلام کرد: «علیرغم اقداماتی که برای کاهش تنش از سوی نیروهای امریکایی در آب‌های بین‌المللی انجام شده بود، این پهپاد به حرکت خود به سوی ناو هواپیمابر ادامه داد.» به گفته او پهپاد مزبور توسط یک هواپیمای جنگنده اف ۳۵ سرنگون شد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران مدعی شد که پهپاد شاهد ۱۲۹ متعلق به سپاه “با موفقیت تصاویر رصدی و شناسایی خود را به مرکز ارسال کرده اما پس از آن دچار قطع ارتباط شده است”. به نوشته تسنیم “چرایی این قطع ارتباط در حال بررسی است”.

به گفته کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید دونالد ترامپ با استیو ویتکاف، فرستاده خود به منطقه در مورد رویدادهای اخیر در آب‌های منطقه و همچنین خواست‌های تازه ایران صحبت کرده است.

او در این باره به خبرنگاران گفت: «در حال حاضر گفت‌وگوها با ایران برنامه‌ریزی شده و همانطور که می‌دانید مذاکرات این هفته ادامه می‌یابند.»

لویت خاطرنشان کرد که رئیس‌جمهور آمریکا در وهله نخست در پی راه‌حلی دیپلماتیک است، اما در عین حال تصریح کرد، ترامپ “تمامی گزینه‌ها” را باز گذاشته است.

طرح “خطوط قرمز” در دیدار نتانیاهو با ویتکاف

به موازات این رویدادها استیو ویتکاف با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل دیدار کرد.

سایت خبری اکسیوس در گزارش خود به نقل از منابع اسرائیلی نوشت که در دیدار سه‌ساعته میان نتانیاهو و ویتکاف، شماری دیگر از مقامات بلندپایه اسرائیل حضور داشته‌اند، از جمله ایال زمیر، فرمانده کل ستاد ارتش اسرائیل و داوی بارنئآ، رئیس سازمان موساد.

به گزارش سایت خبری اسرائیلی “وای‌نت” نتانیاهو در گفت‌وگو با ویتکاف موارد گوناگونی را در ارتباط با خطوط قرمز اسرائیل برشمرده است، از جمله “توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم در ایران”، “خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا از این کشور” که بنا بر ارزیابی‌ها بر ۴۵۰ کیلوگرم بالغ می‌شود، “توقف برنامه موشک‌های بالستیک ایران” و “توقف پشتیبانی تهران از گروه‌های شبه‌نظامی نیابتی”.

در حالیکه نشانه‌های فعلی حاکی از برگزاری مذاکرات بین تهران و واشنگتن است، “وای‌نت” به نقل از یک مقام اسرائیلی نوشته است، احتمال حمله آمریکا به ایران “افزایش یافته” و تهران بر این باور است که “آمریکا تصمیم خود در این رابطه را گرفته است”.

وبسایت اکسیوس نیز در گزارش خود اشاره کرده است، رویدادهای تازه [در آب‌های منطقه] و خواست‌های جدید ایران ممکن است، ترامپ را به این سو سوق دهد که به مسیر دیپلماسی پشت کند و حال که حضور نظامی خود در منطقه را تا به این اندازه تقویت کرده، در نهایت گزینه نظامی را انتخاب کند.

رئیس‌جمهور آمریکا روز دوشنبه در نشست خبری در کاخ سفید با اشاره به حضور ناو‌های ایالات متحده در منطقه و مذاکرات در پیش هشدار داده بود: «امیدوارم نتیجه خوبی داشته باشد، چون اگر حاصلی نداشته باشد، ممکن است اتفاقات بدی بیفتد.» او جزییات بیشتری در مورد اینکه منظور او از “اتفاقات بد” چیست، ذکر نکرد.