پزشکیان: در نارضایتی مردم دنبال آمریکا نگردید، ما مقصریم

پزشکیان: در نارضایتی مردم دنبال آمریکا نگردید، ما مقصریم

پزشکیان در اوج بحران ارزی و وضعیت وخیم معیشتی، عملا از بن‌بست سیاست‌های اقتصادی سخن گفت. او حذف دلار ۲۸۵۰۰ تومانی را اعلام کرد و مسئولیت نارضایتی مردم را متوجه حکومت دانست. او گفت: «دلار را به هر کسی می‌دهیم می‌خورد.»مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، در اوج اعتراضات ناشی از بحران ارزی و معیشتی، که به سرعت رنگی سیاسی به خود گرفت و مجموعه حاکمیت را هدف قرار داد، صریح‌ترین روایت یک مقام ارشد از بن‌بست سیاست ارزی کشور را ارائه کرد و گفت: «ما دیگر دلار ۲۸۵۰۰ تومانی به کسی نمی‌دهیم. دلار را به هر کسی می‌دهیم می‌خورد.»

او هشدار داد: «هر کسی دلار ۲۸ هزار تومانی یا ۷۰ هزار تومانی می‌گیرد از رانت استفاده می‌کند.» او همچنین مسئولیت نارضایتی را متوجه خود حاکمیت دانست و گفت: «اگر مردم ناراضی هستند، دنبال آمریکا یا کس دیگر نگردید، خود ما مقصر هستیم.»

پزشکیان که امروز پنجشنبه ۱۱ دی (اول ژانویه ۲۰۲۶) در نشستی در استان چهارمحال و بختیاری سخن می‌گفت، عملاً به شکست ساز و کار چندنرخی ارز و تبدیل آن به “رانت” اذعان کرد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

رئیس جمهوری ایران هم‌زمان تأکید کرد که دولت قصد حذف یارانه را ندارد، اما مسیر پرداخت را تغییر می‌دهد: «ما یارانه را حذف نمی‌کنیم، یارانه را به مصرف‌کننده نهایی می‌دهیم.» او در توضیح این سیاست گفت: «برای رفع مشکلات نهاده‌های دامی دلار را به آخر زنجیره تولید واگذار می‌کنیم و ارز دولتی را به مصرف‌کننده واگذار خواهیم کرد.»

پزشکیان در بخش دیگری از سخنانش، تصویر تلخی از ناکارآمدی ساختاری ارائه داد و تصریح کرد: «ما مدیران هزینه‌ای شده‌ایم، مدیران درآمدی و بهره‌وری نیستیم.»

هراس از فوران خیابان

اظهارات پزشکیان در شرایطی مطرح می‌شود که بحران ارز و سقوط قدرت خرید مردم، به یکی از محرک‌های اصلی نارضایتی اجتماعی بدل شده است. رئیس جمهوری ایران برخلاف الگوی رایج ارجاع بحران به “دشمن” یا “تحریم”، این بار مسئولیت را مستقیم متوجه مدیریت داخلی دانست و گفت که دلیل نارضایتی مردم را نباید در عوامل خارجی جست‌وجو کرد.

پزشکیان پیش‌تر، در دومین روز اعتراضات خیابانی اخیر که با تنش‌های ارزی و جهش قیمت‌ها آغاز شد، در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «به وزیر کشور مأموریت دادم از مسیر گفت‌وگو با نمایندگان معترضان، مطالبات برحق آن‌ها را بشنود تا دولت با تمام توان برای رفع مشکلات و پاسخگویی مسئولانه عمل کند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

با توجه به شعارهای معترضان که کل نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار می‌داد، این موضع‌گیری پزشکیان در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی کم‌سابقه بود. پیام او، در فضایی از هراس حکومت از کنترل‌ناپذیر شدن اعتراضات، هم اعترافی بود به حقانیت مطالبات، و هم تلاشی برای مهار خیابان از مسیر مذاکره؛ مسیری که در تجربه‌های پیشین، غالباً جای خود را به امنیتی‌سازی داده بود.

تورم بالا، قدرت خرید پایین

هم‌زمان با بحث و جدل بر سر ارز ترجیحی و نرخ‌های چندگانه، داده‌های رسمی از تداوم تورم بسیار بالا حکایت دارند. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، تورم نقطه به نقطه در آذر ۱۴۰۴ به ۵۲.۶ درصد رسیده و تورم ماهانه نیز ۴.۲ درصد گزارش شده است؛ ارقامی که به معنای استمرار موج گرانی و فرسایش روزمره قدرت خرید خانوارهاست.

در چنین بستری، حذف یا محدود کردن دلار ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی، که یکی از کانال‌های اصلی واردات برخی کالاهای اساسی و نهاده‌ها محسوب می‌شد، می‌تواند به معنای انتقال آشکارتر هزینه‌ها به مصرف‌کننده باشد، حتی اگر دولت وعده دهد یارانه را “به مصرف‌کننده نهایی” می‌رساند.

حافظه اعتراضات؛ از دی‌ماه ۹۶ تا جنبش ۱۴۰۱

دغدغه پزشکیان درباره “نارضایتی” بر زمینه‌ای واقعی و تاریخی استوار است. ایران در سال‌های گذشته چند موج بزرگ اعتراضات سراسری را تجربه کرده است؛ از دی‌ماه ۱۳۹۶ با محوریت معیشت و بیکاری، تا آبان ۱۳۹۸ که با افزایش ناگهانی قیمت بنزین به خیزشی فراگیر بدل شد، و سپس اعتراضات جنبش “زن، زندگی، آزادی” در سال ۱۴۰۱ که ابعادی عمیقاً سیاسی یافت.

در هر یک از این موج‌ها، شکاف میان جامعه و حاکمیت عمیق‌تر شد و اقتصاد، به ویژه تورم، سقوط ارزش پول ملی و فساد ساختاری، یکی از موتورهای دائمی بازتولید خشم عمومی باقی ماند.

بدین معنا اعتراف پزشکیان به اینکه “خود ما مقصریم”، بیش از جمله‌ای فروتنانه باشد، نشانه‌ای است از فشار واقعیت اقتصادی بر سیاست؛ واقعیتی که در آن، چندنرخی بودن ارز فقط ابزاری حمایتی نیست، بلکه به گفته خود او “رانت” تولید می‌کند.

این وضعیت نیز در نهایت به بحرانی می‌رسد که دولت ناچار می‌شود به مردم بگوید راه‌حل کوتاه‌مدت “قطع دلار ۲۸۵۰۰” و بازآرایی توزیع یارانه است؛ آن‌هم در میانه اعتراضاتی که دولت می‌کوشد با “گفت‌وگو” مهارشان کند.

ابراز “آمادگی” خانه سینما برای انتشار آثار ممنوعه بیضایی در ایران

ابراز “آمادگی” خانه سینما برای انتشار آثار ممنوعه بیضایی در ایران

خانه سینما ضمن حمایت از خواست مژده شمسایی برای دفن بهرام بیضایی در آمریکا، از آمادگی خود برای پیگیری انتشار کتاب‌ها و نمایش فیلم‌های تاکنون ممنوعه او خبر داد. مراسم “بدرقه” بیضایی روز ۱۳ دی در کالیفرنیا برگزار می‌شود.در روزهایی که خبر درگذشت بهرام بیضایی هنوز فضای فرهنگی ایران را ترک نکرده است، خانه سینما با انتشار متنی، از خواست همسر او برای به خاک سپرده شدن پیکرش در آمریکا حمایت کرد و اعلام آمادگی کرد تا «برای پیگیری مطالبات مطرح‌شده از سمت مژده شمسایی، در مورد انتشار کتاب‌های منتشرنشده و نمایش فیلم‌های به نمایش در نیامده استاد» هرگونه همراهی و اقدام لازم را انجام دهد.

این موضع‌گیری، هم‌زمان با اعلام زمان و مکان مراسم “بدرقه” بیضایی، بار دیگر شکاف میان میراث این هنرمند ماندگار و سیاست‌های فرهنگی رسمی جمهوری اسلامی را برجسته می‌کند.

خانواده بهرام بیضایی و بخش ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد اعلام کرده‌اند که مراسم “بدرقه” این چهره برجسته فرهنگی، ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه روز شنبه ۳ ژانویه (۱۳ دی) به وقت محلی، در شهر سن ماتئو در کالیفرنیا برگزار می‌شود. این خبر و یادداشت چند روز پیش مژده شمسایی، به گمانه‌زنی‌ها درباره انتقال پیکر بیضایی به ایران پایان داد.

در متن منتشرشده از سوی هیأت رئیسه خانه سینما، ضمن ابراز آمادگی برای “هرگونه همراهی و اقدامی” جهت انتشار آثار تاکنون ممنوعه بیضایی در ایران، تأکید شده است که «پژواک صدا و سخن هنرمند تداوم حیات اوست»، به‌ویژه برای هنرمندی که «حیاتش صرف تلاش برای تعریف و بازتعریف فرهنگ ایران شد.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این اعلام آمادگی، اگرچه دلگرم‌کننده به نظر می‌رسد، اما برای بسیاری از ناظران یادآور واقعیتی تلخ است؛ آثاری که اکنون وعده پیگیری انتشارشان داده می‌شود، سال‌ها به دلیل ساز و کارهای سانسور در ایران امکان انتشار یا نمایش نیافته بودند.

تأکید مژده شمسایی بر “مطالبه ملی”

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، دو روز پیش از این، در یادداشتی صریح و روشنگر اعلام کرده بود که پیکر بیضایی در آمریکا به خاک سپرده خواهد شد. او نوشته بود: «پیکر بهرام بیضایی کلمات و اندیشه‌ی اوست. فیلم‌ها و آثار نوشتاری اوست.»

به گفته خانم شمسایی: «مطالبه‌ی ملی باید انتشار کتابهای “جاناوبلادور”، “گزارش اردویراف”، “طرب‌نامه” و “داش‌آکل به گفته‌ی مرجان” باشد. مطالبه‌ی ملی به نمایش درآمدن عمومی “غریبه و مه”، “چریکه‌ی تارا” و “مرگ یزدگرد” است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

شمسایی در ادامه با بیان اینکه «پیکر بی‌صدای بیضایی فقط مطلوب کسانی‌ست که مسبّب خروج او از ایران بوده‌اند»، افزوده بود: «بهرام بیضایی هر کجا باشد آنجا ایران است!» این جمله، بیش از هر چیز، به تناقضی اشاره دارد که اکنون در واکنش‌های رسمی پس از مرگ او عیان شده است.

تناقض رفتاری قدرت

در روزهای پس از درگذشت بیضایی، موجی کم‌سابقه از پیام‌های تسلیت و ستایش از سوی مقام‌های دولتی، از شخص مسعود پزشکیان رئیس جمهوری ایران گرفته تا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی او، منتشر شد؛ مسئولان همان ساختارهایی که در سال‌های حیات او، با سانسور، تعلیق و محدودیت، مسیر فعالیتش را تنگ کردند و نهایتاً او را به ترک ایران واداشتند.

این هم‌زمانی، از نگاه بسیاری از هنرمندان و منتقدان، نمونه‌ای دیگر از الگوی آشنای “عزیز شدن پس از مرگ” ارزیابی شده است؛ الگویی که در آن، هنرمند منتقد در زمان حیات به حاشیه رانده می‌شود و پس از فقدان، برای استفاده ابزاری از او تلاش می‌شود.

خانه سینما اکنون از تلاش برای انتشار “آثار ممنوعه” بیضایی سخن می‌گوید؛ آثاری که نامشان سال‌ها در فهرست‌های غیررسمی توقیف و تعلیق قرار داشت. این وعده هرچند می‌تواند نشانه‌ای از امید باشد، اما بدون تحول در ساز و کارهای تصمیم‌گیری فرهنگی، همچنان با تردید نگریسته می‌شود.

میراث سانسورناپذیر بیضایی

بهرام بیضایی متولد پنجم دی ۱۳۱۷، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر، شاعر و استاد دانشگاه بود. او از فیلم‌سازان صاحب‌سبک سینمای ایران و از متفکران برجسته نمایش و ادبیات نوین فارسی به شمار می‌رود.

در کارنامه‌اش ۱۰ فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه، نزدیک به هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنه‌های ایران و خارج از ایران دیده می‌شود. بسیاری “مرگ یزدگرد” را شاهکار او دانسته‌اند.

از مهم‌ترین فیلم‌هایش می‌توان به “رگبار”، “کلاغ”، “سفر”، “باشو غریبه کوچک”، “چریکه تارا”، “مسافران”، “شاید وقتی دیگر” و “سگ‌کشی” اشاره کرد. در تئاتر نیز نمایشنامه‌هایی چون “پهلوان اکبر می‌میرد”، “فتح‌نامه کلات”، “هشتمین سفر سندباد”، “ندبه”، “سهراب‌کشی”، “سلطان مار” و “داش‌آکل به گفته مرجان” جایگاهی ماندگار دارند.

بیضایی به‌رغم مرگ، پرسش‌هایی به غایت زنده در آثارش به جا گذاشت؛ نسبت قدرت و فرهنگ، تاریخ و اسطوره، و امکان ایستادگی هنرمند در برابر سانسور.

انتصاب “استراتژیک” در رأس سپاه؛ احمد وحیدی جانشین فدوی شد

انتصاب “استراتژیک” در رأس سپاه؛ احمد وحیدی جانشین فدوی شد

در اوج تنش‌های خارجی و ناآرامی‌های داخلی، علی خامنه‌ای احمد وحیدی را به جانشینی فرمانده کل سپاه منصوب کرد؛ انتصابی که با سابقه امنیتی او، شکست‌های جنگ ۱۲روزه و تأکید رهبر بر معیشت نیروهای سپاه، پیامی پنهان در خود دارد.علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، طی حکمی احمد وحیدی را به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کرد؛ حکمی که گرچه ششم دی‌ماه صادر شده بود، اما امروز چهارشنبه ۱۰ دی (۳۱ دسامبر) در مراسمی رسمی قرائت شد و به هفت سال قرار گرفتن علی فدوی در مقام جانشینی فرمانده سپاه رسما پایان داد.

این تغییر در ساختار عالی فرماندهی سپاه، که خبرگزاری مهر آن را “استراتژیک و غافلگیرکننده” توصیف کرده، در شرایطی رخ می‌دهد که جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، با چالش‌های جدی امنیتی، نظامی و اقتصادی روبه‌روست.

مراسم تودیع و معارفه با حضور محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه، و چهره‌هایی چون عبدالله حاجی‌صادقی، نماینده ولی فقیه در سپاه، و محمد شیرازی، رئیس دفتر نظامی فرماندهی کل قوا برگزار شد.

در این مراسم، حکم خامنه‌ای قرائت شد که در آن، از وحیدی انتظار رفته “ارتقای سطح آمادگی‌های عملیاتی و پیشرفت مقتدرانه مأموریت‌های سپاه” و نیز “شتاب‌گیری در رفع نیازهای عمده معنوی و معیشتی کارکنان” را با “ایفای نقش جهادی و انقلابی” در تعامل با ستاد کل نیروهای مسلح دنبال کند.

پیام‌های یک حکم در میانه بحران

تأکید خامنه‌ای بر بهبود معیشت کارکنان سپاه، در شرایطی که اکثریت جامعه ایران زیر فشار گرانی، تورم، فقر و مشکلات جدی معیشتی قرار دارند، معنایی فراتر از یک توصیه اداری دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در سال‌های اخیر، اعتراضات صنفی و معیشتی و نارضایتی‌های اقتصادی گسترده‌ای در ایران شکل گرفته که بسیاری از آنها، از دی‌ماه ۹۶ گرفته تا آبان ۹۸ و از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ گرفته تا اعتراضات کنونی، شکلی سیاسی به خود گرفته‌اند و مجموعه حاکمیت را هدف قرار داده‌اند. گزارش‌های متعددی در این میان از نقش محوری سپاه در مهار و سرکوب این اعتراضات خبر داده‌اند.

اشاره مستقیم رهبر جمهوری اسلامی به “شتاب‌گیری در رفع نیازهای معیشتی کارکنان سپاه” می‌تواند تلاشی برای تضمین انسجام درونی این نهاد نظامی در شرایط بی‌ثباتی اجتماعی و در راستای انگیزه‌بخشی به آن برای درگیری‌های احتمالی خارجی و سرکوب داخلی باشد.

هم‌زمان، تأکید بر “ارتقای سطح آمادگی‌های عملیاتی” سپاه را نیز می‌توان در بستر تهدیدهای آشکار اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ارزیابی کرد. جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، متحمل ضربات سنگینی شد و کشته شدن شمار زیادی از فرماندهان ارشد سپاه، ضعف‌های ساختاری در فرماندهی و بازدارندگی حکومت را آشکار کرد. این انتصاب، از منظر بسیاری از ناظران، تلاشی برای بازآرایی فرماندهی سپاه در برابر درگیری‌های احتمالی آینده است.

سابقه امنیتی و فرامرزی وحیدی

احمد وحیدی از فرماندهان قدیمی و چهره‌های امنیتی شاخص سپاه به شمار می‌رود. او نخستین فرمانده نیروی قدس سپاه بوده و در مقاطع مختلف، مسئولیت اطلاعات سپاه، فرماندهی قرارگاه نجف و نقش‌آفرینی در بازطراحی ساختار نیروی قدس را برعهده داشته است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

وحیدی در دولت محمود احمدی‌نژاد وزیر دفاع و در دولت ابراهیم رئیسی وزیر کشور بود و هم‌اکنون نیز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

وحیدی اما فراتر از ساختار درونی جمهوری اسلامی، در سطح بین‌المللی نیز چهره‌ای “سرشناس” است. او به اتهام دست داشتن در بمب‌گذاری مرکز یهودیان “آمیا” در بوئنوس‌آیرس در سال ۱۹۹۴ میلادی که ۸۵ کشته بر جای گذاشت، تحت تعقیب قضایی قرار دارد؛ اتهامی که جمهوری اسلامی همواره آن را رد کرده است.

سابقه امنیتی و از نظر اسرائیل “تروریستی” وحیدی، انتصاب او را در یکی از حساس‌ترین مناصب نظامی جمهوری اسلامی، به ویژه در مقطع تشدید تنش با اسرائیل و آمریکا، معنادارتر می‌کند.

جابه‌جایی معنادار فدوی

علی فدوی، جانشین پیشین فرمانده کل سپاه، در این تغییر ساختاری به مقام تشریفاتی “ریاست گروه مشاورین فرمانده کل سپاه” منصوب شد.

فدوی در زمان جنگ ۱۲ روزه، جانشین فرمانده کل بود، اما برخلاف انتظار رایج، پس از کشته شدن حسین سلامی به فرماندهی کل نرسید و خامنه‌ای محمد پاکپور را به این سمت گمارد.

این تصمیم خامنه‌ای، و اکنون تصمیم جایگزینی فدوی با وحیدی، از نگاه تحلیلگران نشانه‌ای از بازنگری راهبردی در رأس سپاه پاسداران، پس از ناکامی‌های نظامی اخیر است.

مأموریت‌های “داخلی و خارجی” سپاه

سپاه پاسداران در چهار دهه گذشته، نه تنها ستون فقرات نظامی جمهوری اسلامی، بلکه بازیگری کلیدی در سیاست داخلی و اقتصاد کشور بوده است.

نقش این نهاد در سرکوب اعتراضات، کنترل فضای امنیتی و نیز نفوذ گسترده اقتصادی، آن را به تکیه‌گاه اصلی حاکمیت بدل کرده است.

در چنین شرایطی، انتصاب احمد وحیدی با سابقه هم‌زمان نظامی، سیاسی و امنیتی، می‌تواند پیام‌هایی اعم از تلاش برای آمادگی در مواجهه خارجی تا تشدید کنترل و سرکوب داخلی داشته باشد.

این جابه‌جایی در رأس سپاه، در زمانی رخ می‌دهد که جمهوری اسلامی هم‌زمان با فشارهای خارجی، بحران مشروعیت و نارضایتی گسترده اجتماعی روبه‌روست؛ وضعیتی که بیش از هر زمان، نقش سپاه را در بقای نظام برجسته کرده است.

ده دلیل افزایش اعدام‌ها در ایران در سال ۲۰۲۵

ده دلیل افزایش اعدام‌ها در ایران در سال ۲۰۲۵

دویچه ‌وله فارسی در این گزارش بررسی می‌کند که چرا جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ صدور و اجرای حکم اعدام را به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش داد و چگونه احکام مرگ حتی به نوعی از “ابزار حکمرانی” تبدیل شد.سال ۲۰۲۵ از نظر نهادهای حقوق بشری یکی از سهمگین‌ترین سال‌ها برای حق حیات در ایران بود. داده‌های ثبت‌شده نشان می‌دهد که افزایش اعدام‌ها نه تصادفی بوده و نه صرفا نتیجه افزایش جرم.

بررسی آمارها و اظهارات کارشناسان، مجموعه‌ای از عوامل مشخص را نشان می‌دهد که در کنار هم، به این جهش بی‌سابقه منجر شده‌اند.

این گزارش بر پایه داده‌ها و آمار گردآوری‌شده از سوی هرانا نوشته شده و ارقام آن با تطبیق منابع مستقل حقوق بشری و بررسی زمان اجرای احکام تا پایان دسامبر ۲۰۲۵ تنظیم شده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

گزارش سالانه مجموعه فعالان حقوق بشر نیز مبنای اصلی داده‌های آماری این متن است که در ادامه به دلایل افزایش اعدام در ایران خواهیم پرداخت.

۱. اجرای گسترده احکام معوق

در سال ۲۰۲۵، دست کم ۱٬۹۲۲ حکم اعدام اجرا شد، در حالی که تنها ۱۶۸ حکم جدید صادر شده بود؛ این رقم بر پایه ۱٬۶۱۹ گزارش تاییدشده ثبت شده و به‌طور میانگین معادل بیش از پنج اعدام در هر روز است. این بالاترین رقم سالانه ثبت‌شده در یازده سال گزارشگری مستمر نقض حق حیات محسوب می‌شود.

این اختلاف نشان می‌دهد بخش بزرگی از اعدام‌ها مربوط به پرونده‌هایی بوده که در سال‌های گذشته حکم گرفته و در صف اجرا مانده بودند.

آمار تطبیقی نشان می‌دهد اجرای اعدام‌ها نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۱۰۶.۶ درصد افزایش یافته، اما صدور احکام جدید ۲۱.۴ درصد کاهش داشته است.

۲. تصمیم آگاهانه برای تسریع اجرای احکام

اسکایلر تامپسون، معاون اجرایی مجموعه فعالان حقوق بشر، که رسانه ها این نهاد را با نام هرانا می‌شناسند، در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی می‌گوید: «افزایش چشمگیر اعدام‌ها در سال ۲۰۲۵ بازتاب افزایش جرایم مستوجب اعدام نیست، بلکه نتیجه تصمیم آگاهانه مقام‌ها برای تسریع در اجرای احکام موجود است.»

به گفته او، شکاف میان افزایش شدید اجرا و کاهش صدور حکم جدید، نشانه روشن این تغییر رویکرد است.

۳. فشار اداری و قضایی برای پاک‌سازی صف اعدامی‌ها

بر اساس داده‌ها، جهش در تعداد اعدام‌ها بیشتر شبیه یک فشار اداری و قضایی برای بستن پرونده‌های معوق بوده است تا حاصل تحول در سیاست کیفری.

معاون اجرایی مجموعه فعالان حقوق بشر ایران، این روند را تصمیمی اجرایی و متمرکز توصیف می‌کند که هدف آن کاهش صف اعدامی‌ها بوده، نه پاسخ به افزایش جرم.

۴. سهم بالای پرونده‌های مواد مخدر

۴۶.۱۰ درصد از اعدام‌های ثبت‌شده در سال ۲۰۲۵ به جرایم مرتبط با مواد مخدر مربوط بوده است.

این پرونده‌ها سال‌هاست با شفافیت اندک و نظارت عمومی محدود بررسی می‌شوند و به گفته تامپسون، همین ویژگی آن‌ها را به مسیر هموار اجرای گسترده مجازات اعدام تبدیل کرده است.

۵. تداوم گسترده اجرای قصاص

۴۷.۵۵ درصد از اعدام‌ها به پرونده‌های قتل و اجرای احکام قصاص مربوط بوده است. فعالان حقوق بشر این روند را با شرایط اقتصادی مرتبط می‌دانند.

تورم بالا و فشار معیشتی، توان خانواده‌ها برای پرداخت دیه و رسیدن به سازش را کاهش داده و در نتیجه، بسیاری از پرونده‌ها به اجرای حکم انجامیده‌اند.

بیشتر بخوانید: تصویب قطعنامه‌ نقض حقوق بشر در ایران در کمیته سوم مجمع عمومی

۶. تمرکز جغرافیایی و نهادی اجرای اعدام‌ها

اعدام‌ها در سال ۲۰۲۵ به‌طور نامتوازن در چند استان و زندان بزرگ متمرکز بوده‌اند. استان البرز با ۱۰.۸۷ درصد و خراسان رضوی با ۸.۲۲ درصد بیشترین سهم را داشته‌اند.

زندان قزل‌حصار کرج و زندان دستگرد اصفهان بیشترین تعداد اجرای حکم را ثبت کرده‌اند؛ الگویی که نشان‌دهنده اجرای متمرکز و هماهنگ احکام است.

۷. زمان‌بندی هدفمند اجرای احکام

بیشترین تعداد اعدام‌های ثبت‌شده در ماه نوامبر رخ داده و کمترین میزان در ماه مارس گزارش شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

تمرکز اجرای احکام در نیمه دوم سال، به‌ویژه در مقاطع حساس اجتماعی و سیاسی، از نگاه ناظران حقوق بشر نشانه پیوند میان اجرای اعدام‌ها و فضای امنیتی کشور است.

۸. استفاده گسترده از اعدام‌های پنهانی

بر اساس داده‌ها، ۹۵ درصد از اعدام‌های سال ۲۰۲۵ بدون اعلام عمومی انجام شده‌اند و تنها ۱۰ مورد اعدام در ملاعام ثبت شده است.

به گفته معاون اجرایی مجموعه فعالان حقوق بشر، این الگو تلاشی برای ایجاد رعب در جامعه در کنار کاهش هزینه‌های داخلی و بین‌المللی اعدام‌های علنی است.

۹. ترکیب جمعیتی آسیب‌پذیر اعدام‌شدگان

از میان اعدام‌شدگانی که جنسیت آن‌ها مشخص بوده، ۱٬۶۸۱ نفر مرد و ۵۹ نفر زن بوده‌اند. همچنین دست‌کم دو نفر در زمان وقوع اتهام زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند.

صدور حکم علیه کودکان مجرم و اجرای آن‌ها، یکی از نگرانی‌های جدی نهادهای حقوق بشری در سال ۲۰۲۵ بوده است.

۱۰. استفاده از اعدام به‌عنوان ابزار کنترل و ارعاب

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «میزان بی‌سابقه اعدام‌ها که در سال ۲۰۲۵ شاهد آن بودیم، نشانه بحران عمیقی است که جمهوری اسلامی در آن دست‌وپا می‌زند.»

او تاکید می‌کند: «هرچند اکثر اعدام‌ها مربوط به جرایم غیرسیاسی است، اما هدف اصلی آن‌ها حفظ نظام از طریق ایجاد ترس و ارعاب است.»

به گفته امیری مقدم، اعدام خشن‌ترین و موثرترین ابزار حکومت برای مهار جامعه در شرایط فشار سیاسی و اجتماعی است.

داده‌های آماری و تحلیل‌های حقوق بشری نشان می‌دهد افزایش اعدام‌ها در ایران در سال ۲۰۲۵ نه نتیجه افزایش جرم، بلکه حاصل تصمیم‌های آگاهانه و نظام‌مند بوده است.

اجرای گسترده احکام معوق، تمرکز بر پرونده‌های مواد مخدر و قتل، پنهان‌کاری در اطلاع‌رسانی و استفاده از مجازات مرگ به‌عنوان ابزار کنترل، در کنار هم سالی را رقم زدند که در آن حق حیات بیش از هر زمان دیگری آسیب دید.

نتانیاهو: در صورت تنش‌آفرینی ایران هر اقدامی محتمل خواهد بود

نتانیاهو: در صورت تنش‌آفرینی ایران هر اقدامی محتمل خواهد بود

نتانیاهو با اشاره به تلاش ایران برای احیای توان موشکی و هسته‌ای خود، تهدید کرد که در صورت تنش‌آفرینی تهران، احتمال هر اقدامی از سوی اسرائیل وجود دارد. او همچنین گفت حمله پیش‌دستانه ایران پیامدهایی “ویرانگر” خواهد داشت.بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز سه‌شنبه ۳۰ دسامبر (۹ دی) در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز گفت که ایران در تلاش است توان موشکی و هسته‌ای خود را که در جریان جنگ ۱۲ روزه آسیب دیده، دوباره احیا کند.

نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «ما آنها را در هر دو حوزه [موشکی و هسته‌ای] به شکل قابل‌توجهی عقب راندیم، اما بله، آنها تلاش خود را خواهند کرد.»

او افزود: «به نظر من در مورد ایران مسئله اصلی این است که آنها باید این واقعیت را بپذیرند که نباید توان غنی‌سازی هسته‌ای داشته باشند، باید تمام موادی را که تاکنون غنی‌سازی کرده‌اند از ایران خارج کنند و اجازه بازرسی بدهند.»

تهدید نتانیاهو به “پیامد ویرانگر” حمله احتمالی ایران

نتانیاهو در ادامه گفت: «ما به دنبال تشدید تنش نیستیم، امیدوارم آنها هم نباشند، اما اگر چنین کنند، احتمال هر گزینه‌ای وجود خواهد داشت.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

او در مورد از سرگیری غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران نیز گفت: «مطمئن نیستم که آنها تصمیم به عبور از این خط قرمز گرفته باشند، چون فکر می‌کنم آنها هشدارهای رئیس‌جمهور ترامپ را جدی می‌گیرند، و همچنین به این دلیل که آنها کمتر از یک سال پیش چیزی را تجربه کردند و دیدند که [عبور از این خط قرمز] چه پیامدهایی خواهد داشت.»

نتانیاهو همچنین با بیان اینکه اخیراً گزارشی دریافت کرده مبنی بر اینکه ایران در حال تمرین برای حمله احتمالی موشکی به اسرائیل است، نسبت به پیامدهای “ویرانگر” چنین حمله‌ای برای جمهوری اسلامی هشدار داد.

ترامپ: اگر مجبور شویم دوباره ایران را می‌زنیم

یک روز پیش از این اظهارات، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مواضع تندی را علیه جمهوری اسلامی مطرح کرده و گفته بود اگر تهران به توسعه برنامه موشکی بالستیک یا برنامه هسته‌ای خود ادامه دهد، آمریکا از اقدام نظامی حمایت خواهد کرد.

ترامپ در حضور نتانیاهو، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره حمایت از حمله اسرائیل به ایران گفت: «اگر به برنامه موشکی ادامه بدهند؟ بله. برنامه هسته‌ای؟ فورا.» او همچنین افزود که در مورد اول “قطعا” حمله خواهد شد و در مورد دیگر یعنی برنامه هسته‌ای “بلافاصله اقدام می‌شود.”

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

رئیس‌جمهوری آمریکا همچنین با اشاره به گزارش‌هایی درباره تلاش ایران برای بازسازی توان نظامی خود گفت: «شنیده‌ام ایران دارد دوباره خود را تقویت می‌کند. اگر چنین کند، مجبور می‌شویم دوباره آنها را بزنیم. محکم هم می‌زنیم.»

ترامپ گرچه از وارد شدن به بحث سرنگونی جمهوری اسلامی خودداری کرد، اما هم‌زمان با اعتراضات فراگیر جاری در ایران، در عین حال وضعیت این کشور را “بحرانی” خواند و با اشاره به وضعیت وخیم اقتصادی آن افزود، حکومت ایران اعتراض‌های مردمی را با خشونت سرکوب می‌کند و «هر بار تجمعی شکل می‌گیرد، تیراندازی می‌کنند و مردم را می‌کشند.»

عراقچی: به هر تعرضی پاسخ پشیمان‌کننده می‌دهیم

در واکنش به این سخنان ترامپ، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در نامه‌ای خطاب به وزیران خارجه کشورها، خواستار محکومیت “صریح و قاطع این اظهارات تحریک‌آمیز از سوی همگان” شد و اعلام کرد: «ایران در پاسخ قاطع و پشیمان‌کننده به هرگونه تعرضی تردید نخواهد کرد.»

عراقچی در نامه به همتایانش، ضمن هشدار نسبت به آنچه آن را “پیامدهای خطرناک سکوت در برابر چنین تهدیدها و اقدامات غیرقانونی” خوانده، تأکید کرده است: «ایجاد فضای مصونیت از مجازات، آمریکا و اسرائیل را در ادامه رفتارهای تجاوزکارانه جسورتر کرده و تهدیدی مستقیم علیه صلح و امنیت جهانی به‌شمار می‌رود.»

بیشتر بخوانید: برنامه هسته‌ای یا موشکی؛ کدام‌یک برای اسرائیل خطرناک‌تر است؟

تنش‌های لفظی میان اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، در حالی بالا گرفته که پرونده هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر وارد یکی از بحرانی‌ترین مراحل خود شده است. پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریم‌ها، تهران به تدریج از اجرای تعهدات خود سر باز زد و سطح غنی‌سازی اورانیوم را تا ۶۰ درصد افزایش داد؛ سطحی که به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، فاصله فنی اندکی با غنی‌سازی تسلیحاتی داشت.

برنامه موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی نیز همواره یکی از محورهای اصلی اختلاف تهران با واشنگتن و تل‌آویو بوده و اسرائیل آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت خود می‌داند.

در این راستا، مجموعه‌ای از حملات منتسب به اسرائیل علیه اهدافی در ایران و منطقه، از جمله در سوریه، و نیز آخرین آن، یعنی جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل که با حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران پایان یافت، به فضایی انجامیده که در آن هرگونه تلاش تهران برای بازسازی توان نظامی یا هسته‌ای، از سوی مقام‌های اسرائیلی و آمریکایی به عنوان عبور از “خط قرمز” تلقی می‌شود و خطر تشدید درگیری را افزایش می‌دهد.