آمریکا برای “پر کردن ذخایر” بمب‌های جدید سنگرشکن سفارش داد

آمریکا برای “پر کردن ذخایر” بمب‌های جدید سنگرشکن سفارش داد

آمریکا در تلاش برای تجدید ذخایر بمب‌های سنگرشکن جی‌بی‌یو ـ۵۷ است که در حمله به تأسیسات اتمی زیرزمینی ایران مورد استفاده قرار گرفتند. مشخص نیست پنتاگون چه تعداد از این بمب‌ها را سفارش داده و چه زمان تحویل داده خواهند شد.پنتاگون روز پنج‌شنبه ۱۲ فوریه (۲۳ بهمن) در توضیح مناقصه‌ای برای خرید بمب‌های سنگرشکن “جی‌بی‌یو ـ۵۷” (GBU-57) اعلام کرد که خرید این بمب‌ها در پی عملیات ۹ ماه پیش علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، برای پر کردن مجدد ذخایر ضروری است و این بمب‌ها “برای بازگرداندن آمادگی عملیاتی” نیروی هوایی مورد نیاز هستند.

ارتش ایالات متحده ۲۲ ژوئن سال گذشته (اول تیر) در عملیاتی با نام “چکش نیمه‌شب” سه مجموعه از تأسیسات هسته‌ای در ایران از جمله سایت اتمی فردو، نطنز و تأسیسات اتمی اصفهان را با ۱۴ بمب سنگرشکن GBU-57 موسوم به “نفوذگر با مهمات انبوه” (MOP) هدف قرار داد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این بمب سنگرشکن حدود شش متر طول و ۱۳.۶ تن وزن دارد. به دلیل ابعاد و وزن بسیار زیاد این بمب‌ها تنها بمب‌افکن‌های رادارگریز “بی‌۲” قادر به حمل و پرتاب آنها هستند که این بمب‌‌افکن‌ها نیز منحصرا در اختیار ارتش آمریکا قرار دارند.

بخش‌هایی از سند مناقصه‌ منتشرشده توسط پنتاگون سیاه شده‌اند و از همین رو مشخص نیست نیروی هوایی ایالات متحده چه تعداد از این بمب‌ها را به شرکت بوئینگ سفارش داده است. همچنین ارزش قرارداد مربوط به خرید این بمب‌ها و خدمات مرتبط نیز به طور دقیق اعلام نشده و تنها معلوم است که این قرارداد در بالاترین رده، یعنی “بیش از صد میلیون دلار” طبقه‌بندی شده است.

افزون بر این زمان تحویل این بمب‌ها نیز مشخص نشده‌اند.

بمبی با توانایی انفجار در عمق زمین

بمب‌های سنگرشکن “جی‌بی‌یو ـ۵۷” به سفارش ارتش آمریکا به‌طور ویژه برای اهدافی طراحی شده‌اند که در اعماق زمین، زیر لایه‌های ضخیم خاک، سنگ یا بتن قرار دارند.

این بمب حدودا ۱۴ تنی با اتکا به نیروی وزن خود که با رهاسازی از ارتفاع زیاد، شتاب می‌گیرد و همچنین با نوک مخصوص طراحی‌شده، مسیر را برای بار انفجاری خود باز می‌کند و در نهایت انفجار تنها پس از نفوذ به عمق زمین رخ می‌دهد.

به طور دقیق مشخص نیست ارتش آمریکا چه تعداد از این بمب‌ها را در اختیار دارد، با این حال برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که ایالات متحده ذخایر قابل‌توجهی از این نوع بمب ندارد. طبق اطلاعات منتشرشده در سال ۲۰۱۵، نیروی هوایی آمریکا ۲۰ عدد از این بمب‌ها را سفارش داده بود.

به نوشته وبسایت “ایر اند اسپیس فورسز”، این قرارداد قرار است آخرین محموله بمب‌های GBU-57 باشد که ارتش آمریکا پیش از گذار به بمب نفوذگر نسل جدید خود، موسوم به NGP خریداری می‌کند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

انتشار این مناقصه در زمانی صورت می‌گیرد که تنش‌ها میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده بار دیگر افزایش یافته و حضور نظامی آمریکا در منطقه تقویت شده است. ترامپ در جدیدترین اظهارات خود هشدار داد، اگر تهران بر سر برنامه هسته‌ای خود به توافق نرسد، با پیامدهایی “بسیار دردناک” روبرو خواهد شد.

به گفته کارشناسان نظامی، بمب MOP و نسل بعدی آن یعنی NGP همچنین می‌توانند در صورت بروز درگیری احتمالی آمریکا با چین یا روسیه، که مدت‌هاست به ساخت تاسیسات زیرزمینی مشغول‌اند، مورد استفاده قرار گیرند.

لغو دعوت عراقچی، اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر جهان به منطقه

لغو دعوت عراقچی، اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر جهان به منطقه

به گفته مدیر “دیده‌بان سازمان ملل”، نام عراقچی از فهرست سخنرانان نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو حذف شد. نیویورک تایمز گزارش داد، ناو “یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد” برای پیوستن به ناو آبراهام لینکلن راهی خاورمیانه شد.هیلل نویر، مدیر اجرایی نهاد غیردولتی “دیده‌بان سازمان ملل” با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس، از حذف نام عباس عراقچی از فهرست سخنرانان نشست افتتاحیه شورای حقوق بشر سازمان ملل در روز ۲۳ فوریه (چهارم اسفند) خبر داد.

نویر وزیر خارجه جمهوری اسلامی را “قاتل” خواند و نوشت، این اقدام در پی جمع‌آوری صد هزار امضا برای لغو دعوت از عراقچی و درخواست از پلیس سوئیس جهت بازداشت او به اتهام ارتکاب جنایت علیه بشریت صورت گرفته است.

نویر همراه با پست خود، تصویری از فهرست سخنرانان نشست افتتاحیه شورای حقوق بشر سازمان ملل را منتشر کرد که در آن برخلاف قبل، نام عراقچی به چشم نمی‌خورد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دیده‌بان سازمان ملل نهادی است که وظیفه نظارت بر تطبیق عملکرد سازمان ملل متحد با معیار منشور خود آن سازمان را برعهده دارد.

نویر پیش‌تر در بیانیه‌ای اعطای تریبون به “نماینده حکومتی که به کشتار معترضان، شکنجه، اعدام‌های گسترده و سرکوب سیستماتیک متهم است” را مایه “نگرانی عمیق” خوانده بود.

این سازمان با ارسال نامه‌ای به آنتونیو گوترش‌، دبیرکل سازمان ملل، هشدار داده بود، چنانچه دعوت از عراقچی پس گرفته نشود، دیده‌بان سازمان ملل از مقامات سوئیسی خواهد خواست تا پس از ورود وزیر خارجه جمهوری اسلامی به ژنو، او را طبق تعهدات قضایی سوئیس تحت قوانین بین‌المللی و اساسنامه رم، به اتهام ارتکاب جنایت علیه بشریت دستگیر کنند.

شورای حقوق بشر سازمان ملل تا کنون به این خبر واکنشی نشان نداده است.

بیشتر بخوانید: نطق عراقچی در ژنو؛ چرا ناقضان حقوق بشر همچنان تریبون دارند؟

پیش از این نیز مجمع جهانی اقتصاد دعوت خود از عباس عراقچی را برای شرکت در اجلاس داووس پس گرفته بود. این مجمع در بیانیه‌ای گفته بود، هر چند دعوت از عراقچی پیش‌تر صورت گرفته بود “اما جان‌باختن اندوهبار شهروندان غیرنظامی در ایران طی هفته‌های اخیر به این معناست که حضور و نمایندگی دولت ایران در داووس امسال درست و قابل‌قبول نیست.”

اعزام بزرگترین ناو هواپیمابر جهان به خاورمیانه

روزنامه “نیویورک تایمز” روز پنج‌شنبه ۱۲ فوریه (۲۳ بهمن) در گزارشی از اعزام ناو هواپیمابر “یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد” و ناوهای همراه آن به خاورمیانه و الحاق به گروه رزمی ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در خلیج فارس خبر داد.

این ناو بزرگترین ناو هواپیمابر جهان به شمار می‌رود.

چهار مقام آمریکایی که نخواستند هویتشان فاش شود، به این روزنامه گفته‌اند که خدمه ناو یو‌اس‌ا‌س جرالد آر. فورد روز پنج‌شنبه از این تصمیم مطلع شده‌اند. این ناو و ناو‌های همراه آن پیش‌تر با بالاگرفتن تنش‌‌ها میان آمریکا و ونزوئلا، به منطقه کارائیب اعزام شده بودند.

به نوشته نیویورک تایمز، این اقدام در چارچوب کارزار فشار دولت دونالد ترامپ بر جمهوری اسلامی انجام می‌شود و به نظر نمی‌رسد که ناو یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد تا اواخر آوریل یا اوایل مه به پایگاه خود بازگردد.

رئیس‌جمهور آمریکا پیش‌تر اشاره کرده بود که قصد دارد دومین ناو هواپیمابر آمریکایی را به این منطقه اعزام کند، اما اشاره‌ای به نام این ناو نکرده بود.

هواپیماهای جنگی ناو فورد در حمله سوم ژانویه به کاراکاس و عملیات بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، مشارکت داشتند. به نوشته نیویورک تایمز، مأموریت فعلی این گروه رزمی پیش‌تر یک بار تمدید شده بود و خدمه این ناو قرار بود اوایل مارس به ایالات متحده بازگردند.

“لغو تابعیت اسرائیلی متهمان به جاسوسی برای ایران”

روزنامه “اسرائیل هیوم” گزارش داد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، در اقدامی که مقام‌ها آن را بی‌سابقه خوانده‌اند، دستور آغاز روندهای حقوقی برای لغو تابعیت اسرائیلی‌هایی که در دوران جنگ به جاسوسی برای ایران محکوم شده‌اند را صادر کرده است. این امر شامل شهروندان یهودی اسرائیل نیز خواهد شد.

به نوشته این روزنامه، این دستور که با حمایت دادستان کل صادر شده، به نهادهای مجری قانون ابلاغ می‌کند که پس از تکمیل روندهای قضایی و صدور حکم قطعی و لازم‌الاجرا برای جرائم سنگین جاسوسی که به نمایندگی از جمهوری اسلامی ایران انجام شده‌اند، لغو تابعیت را پیگیری کنند.

طبق این گزارش موضوع لغو تابعیت در جریان بحث گسترده‌تری در رابطه با لغو وضعیت تروریست‌های بازداشت‌شده مطرح شد. پس از آنکه مقام‌های قضائی در نشست با نخست‌وزیر تأیید کردند که چنین اقدامی از نظر قانونی تنها در صورت صدور حکم قطعی برای جرائم سنگین جاسوسی امکان‌پذیر است، نتانیاهو این دستور را صادر کرد.

به نوشته اسرائیل هیوم، نتانیاهو فعالیت‌های جاسوسی علیه اسرائیل را “نقض اساسی اعتماد” توصیف کرد.

طبق قوانین اسرائیل، تابعیت می‌تواند از هر فردی که مرتکب نقض وفاداری به این کشور شده باشد، از جمله کسانی که به جاسوسی یا خیانت محکوم شده‌اند، سلب شود. تا کنون این بند عمدتاً برای استفاده علیه شهروندان عرب اسرائیلی که در فعالیت‌های تروریستی دخیل بوده‌اند به کار گرفته می‌شد و گسترش آن به شهروندان یهودی، امری بی‌سابقه محسوب می‌شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

چنانچه فردی تابعیت دیگری نداشته باشد و تابعیت اسرائیلی او لغو شود، همچنان اجازه اقامت دائم دارد و می‌تواند به زندگی در اسرائیل ادامه دهد. به نوشته این روزنامه، با این حال از دست دادن تابعیت با پیامدهایی همچون لغو حق رأی و همچنین بدنامی و انگ اجتماعی همراه خواهد بود.

در دو سال گذشته در اسرائیل، ۴۰ کیفرخواست برای حدود ۶۰ متهم به جاسوسی برای جمهوری اسلامی صادر شده است. بیشتر این افراد فاقد سابقه پیشین کیفری بوده‌اند و شهروندان عادی به شمار می‌رفته‌اند.

دولت اسرائیل و نهادهای اطلاعاتی این کشور بارها به شهروندان اسرائیلی نسبت به همکاری‌ با عوامل جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند. مقام‌های رسمی اسرائیل تأکید کرده‌اند که “عکاسی یا انتقال اطلاعات، حتی اگر بی‌ضرر به نظر برسد، می‌تواند به سرعت به جرمی سنگین و تهدیدی برای امنیت ملی تبدیل شود”.

آزادی دو چهره اصلاح‌طلب به قید وثیقه

رسانه‌های ایران از آزادی ابراهیم اصغرزاده و جواد امام، دو فعال اصلاح‌طلب، در شامگاه پنج‌شنبه به قید وثیقه خبر دادند.

حجت کرمانی، وکیل مدافع این دو در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا ابراز امیدواری کرد که آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات نیز “ظرف یکی، دو روز آینده” آزاد شود.

جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران و ابراهیم اصغرزاده همراه با شمار دیگری از فعالان اصلاح‌طلب در روزهای ۱۸ و ۱۹ بهمن بازداشت شده بودند.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، نوشته بود، دادستانی تهران علیه این افراد از جمله به اتهام “به‌هم ریختن اوضاع سیاسی و اجتماعی، تحریک فضای داخلی” اعلام جرم کرده است.

نتانیاهو پس از دیدار با ترامپ: ایران می‌تواند به “توافق خوب” وادار شود

نتانیاهو پس از دیدار با ترامپ: ایران می‌تواند به “توافق خوب” وادار شود

به گفته بنیامین نتانیاهو دونالد ترامپ معتقد است با فشارهای فعلی می‌توان ایران را به پذیرش “توافقی خوب” ناگزیر کرد. هم‌زمان، وزیر انرژی اسرائیل تنها تغییر رژیم را راه‌حل می‌داند.به‌گزارش رسانه‌های اسرائیلی، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پیش از سوار شدن بر هواپیمای دولتی در پایگاه اندروز و بازگشت به اسرائیل، درباره دیدار خود با دونالد ترامپ در واشینگتن توضیح داد. او این سفر را کوتاه اما مهم توصیف کرد و از رابطه‌ای نزدیک و صادقانه با رئیس‌جمهور آمریکا سخن گفت.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

نتانیاهو گفت محور اصلی گفت‌وگوها ایران بوده، هرچند موضوعات دیگری از جمله غزه نیز مطرح شده است. به‌گفته او، ترامپ بر این باور است که مقام‌های جمهوری اسلامی «اکنون می‌دانند با چه کسی طرف هستند» و درک کرده‌اند که «بار گذشته با نرسیدن به توافق اشتباه کردند». از نگاه ترامپ، ترکیب شرایط سخت‌گیرانه جدید و ترس تهران از تکرار خطا می‌تواند زمینه پذیرش شرایطی را فراهم کند که او آن را یک توافق خوب می‌نامد.

در عین حال، نتانیاهو تأکید کرد که بدبینی کلی خودش نسبت به امکان هرگونه توافق با جمهوری اسلامی را پنهان نمی‌کند و تصریح کرد هر توافق احتمالی باید نه‌فقط برنامه هسته‌ای، بلکه موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی ایران در منطقه را نیز در بر گیرد. او گفت در این دیدار روشن کرده است که این مؤلفه‌ها برای اسرائیل حیاتی است و به‌زعم او برای جامعه بین‌المللی نیز اهمیت دارد.

نتانیاهو این رایزنی را گفت‌وگویی عالی با دوستی بزرگ برای اسرائیل خواند و ترامپ را “رئیسی مانند هیچ‌کس دیگر” توصیف کرد؛ عبارتی که تلاش او را برای برجسته‌کردن هم‌سویی کم‌سابقه میان تل‌آویو و کاخ سفید در قبال ایران نشان می‌دهد.

الی کوهن: «توافق با رژیم فعلی ارزشی ندارد؛ فقط تغییر رژیم»

در داخل اسرائیل نیز لحن تندتری در قبال هرگونه توافق احتمالی میان واشینگتن و تهران شنیده می‌شود. الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، در اظهاراتی که از سوی رسانه‌های عبری‌زبان منتشر شد، اعلام کرد هر توافقی با جمهوری اسلامی در شکل کنونی آن بی‌ارزش است و تنها تغییر رژیم در تهران می‌تواند به‌عنوان راه‌حل واقعی تلقی شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او مدعی شد یک تغییر رژیم در ایران، نه‌فقط به سود اسرائیل، بلکه به نفع تمام کشورهای مسلمانِ پیرامون ایران خواهد بود؛ کشورهایی که به‌گفته او از سیاست‌های منطقه‌ای تهران احساس تهدید می‌کنند. این موضع‌گیری در حالی است که نمایندگان دولت آمریکا و جمهوری اسلامی به‌تازگی در مسقط، پایتخت عمان، گفت‌وگوهایی را آغاز کرده‌اند و هنوز زمان ادامه رسمی این مذاکرات مشخص نشده است.

این شکاف میان رویکرد فشار همراه با امکان توافق در کاخ سفید و گفتمان فقط تغییر رژیم در بخشی از حاکمیت اسرائیل، تصویر پیچیده‌تری از محاسبات سیاسی و امنیتی پیرامون آینده ایران ارائه می‌دهد؛ محاسباتی که با اعتراضاتخونین ماه‌های اخیر و تهدیدهای متقابل تهران و واشینگتن گره خورده است.

اتهام نقض تحریم‌ها علیه پلتفرم ایکس

هم‌زمان با تحولات دیپلماتیک و امنیتی، فضای مجازی نیز به یکی از جبهه‌های فرعی این تقابل تبدیل شده است. نشریه وایرد به‌نقل از پروژه شفافیت فناوری گزارش داده که شبکه اجتماعی ایکس متعلق به ایلان ماسک ممکن است با فروش اشتراک‌های پولی به اعضای دولت و مقامات ارشد جمهوری اسلامی، تحریم‌های آمریکا علیه ایران را نقض کرده باشد.

بر اساس این گزارش، شماری از مقام‌های حکومتی و چهره‌های نزدیک به رژیم ایران در ایکس دارای تیک آبی هستند؛ نشانی که از سال ۲۰۲۳ تنها با خرید اشتراک‌های پریمیوم یا پریمیوم‌پلاس (با هزینه ماهانه ۸ و ۴۰ دلار) قابل دریافت است. کارشناسان تحریم می‌گویند استفاده رایگان این افراد از شبکه‌های اجتماعی نقض تحریم محسوب نمی‌شود، اما اگر برای دریافت این خدمات پرداخت مالی از سوی اشخاص یا نهادهای تحت تحریم انجام شده باشد، می‌تواند به‌عنوان نقض مستقیم تحریم‌ها مورد پیگرد حقوقی و سیاسی قرار گیرد.

“آمریکا هزاران دستگاه گیرنده استارلینک وارد ایران کرده استَ”

استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکا خبر داده است که دولت ترامپ پس از سرکوب خشونت‌آمیز تظاهرات ماه گذشته توسط حکومت ایران، به‌طور مخفیانه هزاران دستگاه ترمینالاستارلینک را به داخل ایران ارسال کرد؛ اقدامی با هدف آنلاین نگه داشتن مخالفان پس از محدودسازی شدید دسترسی به اینترنت از سوی تهران.

پس از آنکه مقام‌های ایرانی در ماه ژانویه با کشتن هزاران معترض و قطع گسترده اینترنت، ناآرامی‌های فزاینده را سرکوب کردند، ایالات متحده حدود ۶۰۰۰ کیت اینترنت ماهواره‌ای را به‌صورت قاچاق وارد ایران کرد. این نخستین بار است که آمریکا به‌طور مستقیم استارلینک را به ایران ارسال کرده است.

به گفته این مقام‌ها، وزارت خارجه آمریکا در ماه‌های پیش نزدیک به ۷۰۰۰ ترمینال استارلینک خریداری کرده بود تا به فعالان ضدحکومتی کمک کند قطعی‌های اینترنت در ایران را دور بزنند.

این خرید پس از آن انجام شد که مقام‌های ارشد منصوب دولت ترامپ تصمیم گرفتند بخشی از بودجه برنامه‌های دیگر مرتبط با “آزادی اینترنت” در داخل ایران را به خرید ترمینال‌های استارلینک اختصاص دهند.

پزشکیان در دیدار با خانواده جان‌باختگان: «از خارج تحریک می‌شدند»

پزشکیان در دیدار با خانواده جان‌باختگان: «از خارج تحریک می‌شدند»

مسعود پزشکیان در سفر به گلستان، در نخستین دیدار رسمی با خانواده برخی از کشته‌شدگان اعتراضات اخیر، بار دیگر ریشه اعتراض‌ها را به تحریک خارجی نسبت داد و منتقدان داخلی را متهم کرد سخنانی می‌گویند که «دل دشمن می‌خواهد».در حالی‌که خانواده‌ جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه همچنان در جست‌وجوی حقیقت و عدالت هستند، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، در سفر به استان گلستان و دیدار با برخی از این خانواده‌ها، کشته‌شدن عزیزان آن‌ها را نتیجه “تحریک از خارج” توصیف کرد و گفت اصولاً نباید این اتفاقات می‌افتاد. او هم‌زمان در نشست با فعالان سیاسی و مدنی استان، منتقدان حاکمیت را متهم کرد که به “اسم اصلاحات و روشنفکری” حرف‌هایی می‌زنند که “دشمن دلش می‌خواهد” و روایت‌های منتقدانه از نقش حکومت در سازمان‌دهی خشونت و آتش‌زدن اماکن عمومی را بی‌انصافی خواند.

نسبت‌دادن نقش خانواده جان‌باختگان به تحریک خارجی

پزشکیان در نخستین دیدار رسمی خود با خانواده برخی از کسانی که درسرکوب حکومتیجان باخته‌اند، مدعی شد که این جوانان «از خارج تحریک می‌شدند» و تأکید کرد این رویدادها اساساً نباید رخ می‌داد.

این سخنان در ادامه‌ی همان نگاهی است که او پیش‌تر نیز در قبال “انقلاب ملی” اتخاذ کرده و در اظهارات قبلی، معترضان را “تروریست” توصیف کرده بود؛ نگاهی که خاستگاه خیزش سراسری را نه در بحران‌های اقتصادی، فساد ساختاری و سرکوب مزمن، بلکه در تحریک دشمنان خارجی جست‌وجو می‌کند.

این رویکرد، به‌زعم منتقدان، از یک‌سو نقش مستقیم نهادهای امنیتی و نظامی در کشتار و سرکوب را کمرنگ می‌کند و از سوی دیگر، خانواده‌های داغدار را در موقعیت متهمان بالقوه قرار می‌دهد؛ خانواده‌هایی که هم عزیزان خود را از دست داده‌اند و هم هنوز از کوچک‌ترین حق خود یعنی دانستن حقیقت و برخورداری از دادرسی عادلانه محروم مانده‌اند.

حمله به منتقدان: «به اسم اصلاحات حرف دشمن را می‌زنند»

پزشکیان در نشست با فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گلستان، بدون نام بردن از همه افراد اما با اشاره مستقیم به فضای نقد در داخل، گفت کسانی که “به اسم اصلاحاتو روشنفکری” سخن می‌گویند، گاهی حرفی می‌زنند که «دشمن دلش می‌خواهد».

او با تکرار روایت امنیتی از اعتراضات دی‌ماه، این پرسش را مطرح کرد که: آیا عقلانی است بپذیریم حاکمیت «خودش بازار و مسجد و آمبولانس را به آتش بکشد» تا جامعه را مدیریت کند و این رفتار را به منتقدانی نسبت داد که می‌گویند بخشی از تخریب‌ها کار خود حاکمیت بوده است.

اشاره او متوجه اظهارات علی شکوری‌راد است که نسبت به نقش نیروهای امنیتی و سناریوهای مهندسی‌شده در ایجاد خشونت و تخریب هشدار داده‌اند. پزشکیان این روایت‌ها را “بی‌انصافی” خواند و مدعی شد کسانی که چنین می‌گویند «راحت پول درمی‌آورند و زندگی می‌کنند» و اگر مرد هستند باید «دکان خود را ببندند و به میدان بیایند و به مردم خدمت کنند».

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

پزشکیان در بخشی دیگر از سخنان خود گفت که اگر در استان گلستان “قصوری از سوی دولت” صورت گرفته است، حاضراست “محاکمه” شود و بر لزوم «اصلاح» تأکید کرد؛ اما در عین حال هشدار داد که نباید “به اسم اصلاحات” همه مشکلات را به گردن حاکمیت انداخت.

تکرار روایت رسمی: «ترامپ و نتانیاهو گفتند بروید آتش بزنید، ما می‌آییم»

پزشکیان در دفاع از این نگاه، دوباره به ادعای دخالت مستقیم خارجی در سازمان‌دهی خشونت‌ها متوسل شد و این سناریو را طرح کرد که گویا “ترامپ و نتانیاهو” به معترضان گفته‌اند به بازار و مسجد و آمبولانس حمله کنند و آتش بزنند و «ما می‌آییم».

این نوع روایت، که سال‌هاست در ادبیات رسمی حاکمیت تکرار می‌شود، تلاش می‌کند معترضان را نه شهروندانی معترض به وضعیت موجود، بلکه پیاده‌نظام طرح‌های خارجی معرفی کند. چنین نگاهی، از منظر حقوق بشری، راه را برای مشروع‌سازی سرکوب و نادیده‌گرفتن حقوق اساسی شهروندان باز می‌کند؛ در حالی‌که گزارش‌های نهادهای مستقل بین‌المللی از جمله سازمان ملل، عفو بین‌الملل و سازمان‌های حقوق بشری ایرانی، بارها بر ماهیت داخلی، فراگیر و خودجوش این اعتراضات تأکید کرده‌اند.

شکاف میان بستگان جانباختگان و روایت رسمی حاکمیت

دیدار پزشکیان با خانواده‌های کشته‌شدگان در گلستان، می‌توانست فرصتی برای شنیدن روایت قربانیان، ابراز همدردی بدون شرط و وعده پیگیری شفاف قضایی باشد؛ اما تأکید او بر این‌که کشته‌شدگان «از خارج تحریک می‌شدند» عملاً آن‌ها را در چارچوب همان گفتمان امنیتی قرار می‌دهد که معترضان را “اغتشاشگر” و “تروریست” معرفی می‌کند.

این در حالی است که خانواده‌های بسیاری، چه در اعتراضات سال‌های گذشته و چه در موج اخیر، نه تنها از حق دسترسی به حقیقت و عدالت محروم مانده‌اند، بلکه تحت فشارهای امنیتی برای سکوت، امضای تعهدنامه، پذیرش روایت رسمی و حتی برگزاری مراسم تدفین در سکوت و تحت کنترل قرار گرفته‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

پزشکیان در بخشی دیگر از سخنان خود، با اشاره به دوره پهلوی و روایت کار پزشکان روستایی، به مقایسه‌ای نمادین میان آن دوره و امروز پرداخت و گفت پزشک روستایی آن زمان به‌خاطر حقوق «۶ هزار تومانی معادل ۶ هزار دلار» تا ساعت ۹ شب کار می‌کرد، در حالی‌که «حقوق ماهانه رئیس‌جمهور الآن هزار دلار است».

این نوع مثال‌زدن، در عین حال که می‌کوشد تصویر خود او را در جایگاه مسئولی دور از رانت ترسیم کند، اما عملاً بحث را از محور اصلی یعنی فساد ساختاری، رانت‌جویی، ناکارآمدی و نقش نهادهای غیرپاسخگو در اقتصاد، به سمت مقایسه‌های نمادین و شخصی می‌برد؛ در حالی‌که بحران مشروعیت اقتصادی و سیاسی حاکمیت، به‌گفته بسیاری از فعالان و کارشناسان، از حوزه‌ای بسیار فراتر از حقوق اسمی مقام‌ها نشأت می‌گیرد.

سرکوب خونین دی ماه؛ ترومای جمعی چه تاثیری بر نوجوانان دارد؟

سرکوب خونین دی ماه؛ ترومای جمعی چه تاثیری بر نوجوانان دارد؟

پس از سرکوب خونین دی‌ماه، بحث ترومای جمعی جدی شده اما کمتر کسی از نوجوانان می‌گوید؛ نسلی که در میانه شکل‌گیری هویت، بیش از بزرگسالان از دیدن خشونت و ناامنی تاثیر می‌پذیرد و خانواده‌ها بعضا نمی‌دانند چگونه همراهشان باشند.”مدام عصبی هستم، به هیچ‌کدام از کارهای روزمره‌ام دیگر نمی‌توانم برسم، حوصله خانواده و اطرافیانم را ندارم، با هر بهانه‌ای زیر گریه می‌زنم، رابطه‌ام با پسر ۱۵ ساله‌ام به کل دچار مشکل شده، اظهارنظرهای سیاسی همسرم مرا عصبی می‌کند، دختر نوجوانم دیگر با من حرف نمی‌زند.”

اینها تنها نمونه‌هایی از اظهارات چند ایرانی خارج از کشور است که پس از اعتراضات دی ماه دچار مشکلات روحی و اختلافات با نزدیکانشان شده‌اند.

اما آنچه این روزها کمتر به آن پرداخته می‌شود، وضعیت نوجوانان است؛ نسلی که نه‌تنها مانند بزرگسالان در معرض تصاویر و روایت‌های تلخ این رخدادها قرار دارد، بلکه به‌دلیل حساسیت‌های رشدی ممکن است تاثیری عمیق‌تر و پیچیده‌تر را تجربه کند.

آنها هم احتمالا مانند والدینشان این روزها میان خشم، ترس، ناامیدی و سردرگمی در نوسان‌اند اما بی‌آنکه ابزار لازم برای فهم و پردازش این هیجانات را داشته باشند.

بسیاری از خانواده‌ها نیز نمی‌دانند چگونه باید با این وضعیت مواجه شوند؛ آیا درباره اتفاقات صحبت کنند یا سکوت را ترجیح دهند؟ چگونه میان آگاهی‌بخشی و حفظ احساس امنیت تعادل برقرار کنند؟

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در مورد کودکان خردسال، موضوع تا حدی متفاوت است؛ خانواده‌ها معمولا می‌توانند میزان مواجهه آنها با اخبار و تصاویر خشونت‌بار را کنترل کنند اما نوجوانان، به‌واسطه دسترسی مستقل به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، کمتر در معرض چنین کنترلی هستند.

افزون بر این، بسیاری از آنها حتی در ایران متولد یا بزرگ نشده‌اند و اکنون با والدینی روبه‌رو هستند که هر روز خشمگین، مضطرب یا اندوهگین‌اند؛ وضعیتی که بر احساس امنیت و ثبات روانی‌شان اثر می‌گذارد.

از اندوه تا خشم؛ لایه‌های پنهان یک ترومای جمعی

در روزهای اخیر، یک نکته در روایت بسیاری مشترک است: فراتر از اندوه و ناامیدی، احساسی فراگیر از خشم که حتی کسانی که علت اصلی آن را می‌شناسند، گاه آن را متوجه نزدیک‌ترین افراد زندگی‌شان می‌کنند که نقشی در این وضعیت ندارند. اما چرا چنین جابه‌جایی رخ می‌دهد؟ چرا آستانه تحمل پایین آمده و روابط شخصی در این مقطع دچار تنش و گسست شده است؟

این پرسش‌ها را با مژگان کاهن، روانشناس و ناهید کشاورز، نویسنده و روان‌درمانگر در میان گذاشته‌ایم تا ریشه‌های این خشم و راه‌های عبور کم‌هزینه‌تر از این دوره پرتنش را بررسی کنیم.

ترومای جمعی یا اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که یک رویداد شدید و تکان‌دهنده، حس امنیت، اعتماد و پیوند میان اعضای یک جامعه را مخدوش کند. پیامدهای آن فقط در سطح فردی باقی نمی‌ماند، بلکه می‌تواند بافت اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد و حتی به نسل‌های بعد منتقل شود.

ناهید کشاورز، نویسنده و روان‌درمانگر با تاکید بر اینکه ایرانیان بی‌تردید در حال تجربه نوعی ترومای جمعی هستند، معتقد است این وضعیت صرفا به رخدادهای اخیر هم محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در سلسله اتفاقاتی دارد که در سال‌های گذشته تکرار شده‌اند. به گفته او، شدت آسیب روانی پس از هر بحران متفاوت است اما الگوی تکرارشونده آن “فرساینده و انباشتی” است.

کشاورز به وضعیت ایرانیان خارج از کشور اشاره می‌کند: «آنها از یک‌سو شاهد تصاویر خشونت‌بار هستند و از سوی دیگر نگران امنیت خانواده‌هایشان. در رخدادهای اخیر، قطعی اینترنت و بی‌خبری از عزیزان، این اضطراب را دوچندان هم کرد.»

او اضافه می‌کند که افزون بر اندوه و خشم، احساس دیگری نیز در میان بسیاری شکل می‌گیرد: «حسی از بار مضاعف و حتی گناه؛ گویی مسئولیتی ناگفته را با خود حمل می‌کنیم.»

کشاورز توضیح می‌دهد، احساس گناه در میان بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، نخست از نبودن در لحظات بحرانی و ناتوانی از همراهی نزدیکان شکل می‌گیرد؛ احساسی از غیبت در زمانه‌ای که حضور، معنایی حیاتی پیدا می‌کند. لایه دوم این گناه، به برداشت از “مسئولیت” بازمی‌گردد؛ این تصور که چون در کشوری امن‌تر زندگی می‌کنند، باید صدای معترضان باشند و نقشی فعال در بازتاب آنچه گذشته ایفا کنند.

بیشتر بخوانید: قمار خون برای بقا؛ سایه هزاران کشته بر آینده حکومت ایران

به گفته او، این “احساس گناهِ انباشته” در مواردی به خشم تبدیل می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که افراد حس می‌کنند صدایشان در جامعه میزبان چندان شنیده نشده یا تاثیرگذاری مطلوبی نداشته‌اند. این “تجربهِ نادیده‌انگاشته‌شدن” خود به منبعی تازه برای خشم بدل می‌شود.

با این حال، دامنه این خشم گسترده‌تر است. برخی نه‌فقط از آنچه در ایران رخ داده، بلکه از مواجهه مداوم با اخبار ضدونقیض، پیگیری وسواس‌گونه تحولات، شنیدن دیدگاه‌های سیاسی مخالف و فرسایش ناشی از جدل‌های بی‌پایان نیز خسته و خشمگین‌اند. مجموعه این عوامل، فشار روانی را تشدید و روابط فردی و اجتماعی را آسیب‌پذیرتر می‌کند.

با وجود اینکه بسیاری از ایرانیان خارج از کشور تنها از راه دور شاهد روزهای سیاه دی ماه بوده‌اند، تجربه‌های روانی حاصل از آن دست‌کمی از آسیب مستقیم ندارد. همان‌طور که مژگان کاهن، روانشناس ساکن بلژیک توضیح می‌دهد: «انسان موجودی اجتماعی است و محصول آن همدلی است؛ یعنی مشاهده این جنایات، حتی اگر مستقیما شامل ما نشود، احساسات انسانی ما را بیدار می‌کند و هرچه صحنه دهشتناک‌تر باشد، تاثیر روانی آن نیز عمیق‌تر است.»

او می‌افزاید، شدت و شکل این تجربه‌ها به ساختار روانی فرد بستگی دارد و از اضطراب و بی‌خوابی گرفته تا آسیب‌های جدی‌تر متغیر است.

نوروساینس و واکنش مغز به ترومای جمعی: تفاوت بزرگسالان و کودکان

دانش نوروساینس در سال‌های اخیر کمک کرده است تا بهتر بفهمیم مغز و روان انسان چگونه در مقابل فجایعی که شاهد آن بوده‌ایم، واکنش نشان می‌دهند. مژگان کاهن می‌گوید: «نوروساینس به ما کمک می‌کند تا تغییراتی را که در مغز در چنین شرایطی رخ می‌دهد، درک کنیم و بفهمیم این تجربه‌ها چگونه بر درون فرد و رفتار او با اطرافیان تاثیر می‌گذارد. همچنین می‌توانیم تفاوت واکنش‌ها بین بزرگسالان، نوجوانان و کودکان را بهتر بشناسیم.»

مغز انسان مجهز به سیستمی است که هنگام مواجهه با وضعیت ترسناک، معمولا به ما کمک می‌کند تا از محیط خطرناک فرار کنیم. کاهن توضیح می‌دهد: «تصور کنید اجداد ما در جنگل‌ها در مقابل حیوانی وحشی قرار می‌گرفتند؛ بخش خاصی از مغز به نام “آمیگدال” فعال می‌شد. این بخش احساس ترس را بیدار می‌کند، ضربان قلب را افزایش می‌دهد و ما را قادر می‌سازد از خطر فرار کنیم. معمولا پس از فرار، آمیگدال به فعالیت عادی بازمی‌گردد اما اگر ترس طولانی شود یا تجربه هراسناک گریزناپذیر باشد، اتصالات بین کورتکس پیشانی و بخش احساسی مغز (بخش لمبیک) دچار اختلال می‌شود و آمیگدال به مدت طولانی فعال می‌ماند.»

به گفته این روانشناس “تجربه‌های دهشتناک می‌توانند این اتصالات را کاهش دهند و باعث عوارض روانی مختلف شوند که در تروما مشاهده می‌کنیم؛ کاهش این اتصالات می‌تواند خود را در ابعاد گوناگون مانند خشم، اندوه و اضطراب شدید نشان دهد.”

کاهن درباره کودکان توضیح می‌دهد: «این اتصالات در کودکان هنوز کامل شکل نگرفته‌اند. سیستم مغزی کودک به‌دلیل تکامل نیافته، نه تنها توانایی کنترل هیجانات شدید را ندارد، بلکه تجربه این هیجانات می‌تواند بسیار شدیدتر و دردناک‌تر باشد. از این رو، مواجهه با ترس و اضطراب شدید یا خشونت بدنی و روانی، آسیب بیشتری به کودک می‌زند نسبت به بزرگسالانی که سیستم مغزی تکامل‌یافته‌تری دارند.»

مغز نوجوانان و حساسیت بیشتر به ترومای جمعی

اما همین مکانیزم در مغز نوجوانان که یکی از گروه‌های کلیدی این گزارش است، به شکل متفاوتی عمل می‌کند. کاهن توضیح می‌دهد: «در دوران نوجوانی، بخش کورتکس پیشانی یعنی جلوی مغز هنوز کامل رشد نکرده و بخش آمیگدال بسیار فعال است. همین باعث می‌شود نوجوانان در مواجهه با استرس و اتفاقات دردناک بسیار حساس باشند و احساسات شدیدی را تجربه کنند. تفاوت آنها با کودکان خردسال این است که اتصال بین بخش‌های احساسی و کورتکس بیشتر شکل گرفته اما هنوز بخش جلویی مغز به بلوغ کافی نرسیده است. در نتیجه، نوجوان نمی‌تواند به‌سادگی روی احساساتش نام بگذارد یا به اندازه یک انسان بزرگسال از عملکردهای منطقی و استدلالی برای آرام کردن خود بهره گیرد.»

این وضعیت درونی می‌تواند به شکل‌های مختلف در رفتار نوجوانان بروز پیدا کند. در برخی، احساسات شدید درونی باقی می‌مانند و نشانه‌های بیرونی چندانی ندارند اما در برخی دیگر، به صورت انفجاری از خشم، اندوه یا دیگر واکنش‌های بیرونی،و حتی مشکلات روان‌تنی مانند اختلالات خواب یا تغذیه، آشکار می‌شود.»

تاثیر روانی والدین؛ مراقبت از خود، کلید حمایت از فرزند

با درک چگونگی عملکرد مغز و واکنش آن در برابر رخدادهای شدید، می‌توان راحت‌تر به آنچه بین والدین و نوجوانان در یک ماه گذشته رفته است، پرداخت. به دلیل رشد ناقص مغز در کودکان و نوجوانان، این وقایع می‌توانند باعث شکنندگی‌های روحی در آنها شوند و در کنار آشفتگی روانی والدین، اضطراب کودک و نوجوان را تشدید کنند.

مژگان کاهن با تاکید بر تاثیر تزلزل روانی والدین بر وضعیت احساسی فرزندان توضیح می‌دهد: «متعادل شدن روابط در درجه اول به تلاش والدین برای مراقبت از خود و بهبود حالشان بستگی دارد.» او اضافه می‌کند: «همان‌طور که پیش‌تر گفتم، کودکان و نوجوانان سیستم مغزی کاملا توسعه‌یافته‌ای ندارند، بنابراین مهم است که تا حد امکان از قرار گرفتن در معرض ترس‌های بزرگ محافظت شوند اما در شرایطی که این تجربه‌ها خارج از کنترل ماست، نکته کلیدی این است که زمانی را به فرزند اختصاص دهیم و حس اعتماد ایجاد کنیم تا بتواند با ما گفتگو کند.»

کاهن تاکید می‌کند: «گفتگو با نوجوان همیشه آسان نیست اما توجه به تغییرات شدید رفتاری او اهمیت دارد؛ زیرا بسیاری از نوجوانان نیز در یک ماه اخیر تصاویری دیده یا تجربه کرده اند که ممکن است باعث تروما، افسردگی، اختلالات اضطرابی یا مشکلات روانی دیگر برایشان شود.»

اهمیت گفت وگو با نوجوانان؛ بازسازی اعتماد و تاب‌آوری در بحران‌های جمعی

اما گفت‌وگو نه تنها با نوجوانان می‌تواند در شرایط کنونی دشوار باشد، بلکه حتی در میان بزرگسالان نیز این روزها تبدیل به چالشی جدی شده است. ناهید کشاورز، روان‌درمانگر در این باره می‌گوید: «در تروماهای جمعی، اعتماد آسیب می‌بیند و ما نیاز داریم این اعتماد از دست رفته در روابط‌مان را دوباره بازسازی کنیم. البته این کار در خارج از کشور دشوارتر است، زیرا جامعه میزبان اغلب همدلی لازم با این وضعیت را ندارد و فرصت‌ابراز احساسات در محیط کار یا میان آشنایان محدود است. در چنین شرایطی، بسیار مهم است که احساسات‌مان را سرکوب نکنیم.»

او ادامه می‌دهد: «در مواجهه با ترومای جمعی یا سوگ جمعی، گذراندن این تجربه و ابراز احساسات اهمیت زیادی دارد. این می‌تواند در قالب گروه‌های کوچک دوستانه یا بازسازی روابط صورت گیرد؛ فرصتی برای شنیدن و درک احساسات یکدیگر فراهم کنیم و اگر امکان آن وجود ندارد، مراجعه به روانشناس می‌تواند بسیار مفید باشد.»

کاهن نیز در ارتباط با فرزندان بر اهمیت گفت‌وگو تاکید دارد و می‌گوید: «بسیاری از والدین در تلاش برای محافظت از نوجوانان، سکوت و خودداری از گفت‌وگو را انتخاب می‌کنند اما این انتخاب الزاما مناسب نیست. تبدیل احساسات به کلام یکی از سالم‌ترین روش‌ها برای درک خود و دیگری است و این ضرورت در نوجوانان بیشتر احساس می‌شود، چون هنوز توانایی کامل بیان احساسات خود را پیدا نکرده‌اند.»

به اعتقاد او، ایجاد فضایی برای تبادل نظر در مورد اتفاقات دردناک، به نوجوانان این امکان را می‌دهد که سوالات خود را مطرح کنند و از خلال این پرسش‌ها می‌توان به دنیای درونشان نزدیک‌تر شد، نگرانی‌های ذهنی‌شان را بهتر درک کرد و به آنها کمک کرد.

نباید فراموش کرد که دوران نوجوانی مرحله‌ای است که مغز انسان قابلیت “تفکر انتزاعی” را آغاز می‌کند و ذهن نوجوانان پر از سوال‌هایی درباره مرگ، زندگی و مفهوم “بودن” می‌شود که ممکن است هرگز مطرح نکنند.

به اعتقاد کاهن، “شاهد وقایع اخیر بودن و تلاقی آن با این دوران از زندگی یک نوجوان، این ضرورت را ایجاب می‌کند که او را با سوالات درونی‌اش تنها نگذاریم و باید دقت کنیم، بدبینی‌های فلسفی خود را در این برهه به آنها انتقال ندهیم.”

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این روانشناس ساکن بلژیک با مثالی عینی از سوی نوجوان‌های ایرانی که در مهاجرت بزرگ شده‌اند، ادامه می دهد: «چیزی که من در این نوجوان‌ها در این مدت مشاهده کرده‌ام این است که بسیار از صحنه‌های شجاعتی که از مردم و جوان‌های ایران دیده‌اند، سخن می‌گویند و این می‌تواند نشان دهد که آنها به چه میزان در اعمال انسان، در جستجوی معنا هستند. گفت‌و‌گوهایی که جستجوی معنا را در کنش‌های انسان‌ها در بردارد و می‌تواند به قابلیت تاب‌آوری ما و فرزندانمان یاری برساند.»

تاب‌آوری و مراقبت از خود؛ قهرمان نساختن از رنج در بحران‌های جمعی

و همان‌قدر که در مواجهه با فرزندان‌مان اهمیت دارد که چگونه عمل کنیم تا بتوانیم آنها را در عبور از این سوگ جمعی محافظت کنیم، به همان اندازه لازم است خودمان نیز نسبت به آنچه بر سرمان آمده آگاه باشیم.

ناهید کشاورز تاکید می‌کند، بسیار مهم است درباره احساسات‌مان نسبت به شرایط پیش‌آمده صحبت کنیم و آنها را سرکوب نکنیم. همچنین ضروری است که در این وضعیت، “از رنج‌بردن قهرمان‌سازی نکنیم.”

قهرمان‌سازی به این معنا که به دلیل اینکه در لحظات بحرانی حضور نداشتیم و فجایع را به طور مستقیم تجربه نکردیم، نخواهیم با رنج‌های خود در اینجا، قهرمانی از خود بسازیم.

در مواجهه با این ترومای سهمگین و آثار عمیقی که بدون شک بر روان و روح ما گذاشته است، آنچه اهمیت دارد این است که “تاب آوری” را در خود تقویت کنیم و با پذیرش واقعیت، راهی برای ادامه پیدا کنیم.