by Esmaeil Moradi | مارس 1, 2026 | Uncategorized
درگیریهای نظامی، حتی زمانی که اهداف مورد حمله ماهیت نظامی دارند، میتواند پیامدهای بسیاری برای شهروندان عادی داشته باشد. این گزارش به توصیههای نهادهای بینالمللی به شهروندان در شرایط جنگی میپردازد.افزایش تنشهای سیاسی در برخی مناطق جهان و بهویژه جنگ در ایران همراه با گسترش درگیریهای نظامی، بار دیگر مسئله “حفاظت از غیرنظامیان” را به دغدغهای عمومی تبدیل کرده است. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که در بسیاری موارد، درگیریها در محیطهای شهری رخ میدهند؛ جایی که خانهها، مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای حیاتی و در نتیجه شهروندان عادی در معرض خطر قرار میگیرند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
نهادهایی چون کمیته صلیب سرخ، فدراسیون بینالمللی هلال احمر، سازمان جهانی بهداشت، پزشکان بدون مرز، یونیسف و بسیاری نهادهای دیگر طی سالها فعالیت میدانی، مجموعهای از توصیههای عملی برای حفاظت از جان انسانها و کاهش آسیب در لحظات بحرانی منتشر کردهاند. در این اسناد تأکید شده است که آمادگی فردی و خانوادگی میتواند نقش مهمی در کاهش آسیبهای ناشی از درگیری ایفا کند. پناهگیری صحیح، آمادگی پیشینی، مهارتهای امدادی، مراقبت روانی و توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر از مجموعه اقدامهایی است که میتوانند در شرایط جنگی تفاوتی حیاتی ایجاد کند.
برنامه اضطراری مکتوب
در دستورالعملهای آمادگی عمومی فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر، تصریح شده است که ”تصمیمگیری در لحظه بحران، به دلیل اضطراب و فشار روانی، اغلب با خطا همراه است.”
بر این اساس توصیه میشود که خانوادهها پیش از وقوع هرگونه درگیری، یک برنامه اضطراری مکتوب داشته باشند. این برنامه میتواند شامل تعیین مکان امن در خانه، معرفی محلی مشخص خارج از خانه برای تجمع یا ملاقات اعضای خانواده و ثبت شمارههای اضطراری بهصورت فیزیکی باشد. همچنین پیشنهاد میشود مسئولیتها میان اعضای خانواده تقسیم شود؛ اینکه چه کسی کودکان یا حیوانات خانگی را همراهی کند، کدام عضو مسئولیت سالمندان یا فرد بیمار را بر عهده بگیرد و چه کسی کیت اضطراری را همراه خود بیاورد.
پناهگیری صحیح
کمیته صلیب سرخ در گزارشهای خود درباره آثار سلاحهای انفجاری توضیح میدهد که موج انفجار میتواند حتی در فاصله دور از محل اصابت نیز باعث آسیب و جراحت شود و انتخاب محل پناهگیری نقش تعیینکنندهای در کاهش خطر دارد.
پیشنهاد میشود در صورت شنیدن صدای انفجار یا اعلام هشدار، افراد فوراً به پایینترین طبقه ساختمان یا زیرزمین بروند. اگر زیرزمینی وجود ندارد، میتوان در اتاقی مرکزی، بدون پنجره و دور از دیوارهای بیرونی پناه گرفت. خوابیدن روی زمین و محافظت از سر و گردن با دستها یا وسیلهای نرم، بهگونهای که پاها به سمت موج انفجار و سر در دورترین فاصله از آن قرار گیرد نیز توصیه شده است. استفاده از آسانسور به دلیل احتمال قطع برق یا آسیبهای سازهای خطرناک است.
خطرهای ثانویه؛ شیشه، آوار و اشیای داخلی
در راهنماهای سازمان پزشکان بدون مرز، تأکید شده است که بخش قابل توجهی از جراحات در مناطق زیستی، ناشی از خرد شدن شیشهها و پرتاب اشیای داخلی ساختمان بوده است. بسیاری از این آسیبها حتی اگر بهظاهر کوچک باشند، میتوانند خونریزی شدید یا عفونتهای جدی ایجاد کنند.
برهمین اساس توصیه میشود هنگام هشدار کنار پنجرهها نایستید، پردههای ضخیم را بکشید و از قفسههای سنگین، لوسترها یا اشیای ناپایدار فاصله بگیرید. همچنین خودروها به دلیل شکنندگی شیشهها و ساختار فلزی سبک، پناهگاه مطمئنی در برابر موج انفجار نیستند. پس از انفجار نخست، چند دقیقه در مکان امن باقی بمانید و پیش از بیرون رفتن از ایمنی محیط، اطمینان حاصل کنید. به محل انفجار نزدیک نشوید و خطر ریزش ساختمانها، انفجارهای ثانویه، نشت گاز و دودهای سمی را مد نظر داشته باشید.
آمادگی ۷۲ ساعته؛ کیت اضطراری و خودکفایی اولیه
در دستورالعملهای آمادگی توصیه شده است که هر خانواده برای دستکم سه روز نخست بحران آماده باشد؛ آب، برق، داروخانهها و شبکههای ارتباطی ممکن است در هر زمان مختل شوند.
کیت اضطراری باید شامل آب آشامیدنی کافی، مواد غذایی غیر فاسدشدنی، چراغقوه، پاوربانک، رادیو، جعبه کمکهای اولیه، داروهای ضروری، مدارک شناسایی در پوشه ضدآب و لباس گرم باشد. همچنین تأکید شده است که کیت باید در محلی قابل دسترس نگهداری شود و محتویات آن بهطور منظم بررسی شود.
رسیدگی به جراحات؛ کنترل خونریزی و پیشگیری از شوک
طبق اسناد مربوط به نظامهای مراقبت اورژانسی سازمان جهانی بهداشت، خونریزی کنترلنشده یکی از اصلیترین علل مرگهای قابل پیشگیری است. در این اسناد تصریح شده است که اعمال فشار مستقیم بر محل خونریزی با استفاده از باند یا پارچه تمیز میتواند جان فرد را نجات دهد.
دست یا گاز استریل را مستقیماً روی محل خونریزی بگذارید و با کف دست نیرویی محکم و یکنواخت وارد کنید. اگر باند خیس شد، آن را برندارید؛ یک لایه دیگر روی آن بگذارید و این اقدام را ادامه دهید تا خونریزی مهار شود و این وضعیت را تا رسیدن خدمات درمانی حفظ کنید.
این اقدام باعث فشرده شدن رگ آسیبدیده و کاهش یا توقف خونریزی میشود و میتواند از شوک ناشی از کاهش حجم خون جلوگیری کند. همچنین توصیه میشود فرد مجروح در وضعیت درازکش نگه داشته شود، بدن او گرم بماند و علائم شوک مانند رنگپریدگی، تعریق سرد، تنفس سریع یا نبض ضعیف بهدقت زیر نظر گرفته شود. این نشانهها بیانگر اختلال در خونرسانی به اندامهای حیاتی هستند.
سالمندان و بیماران: آسیبپذیری دوچندان
سالمندان و افراد دارای بیماریهای مزمن یا محدودیتهای حرکتی در بحرانها آسیبپذیرترند. قطع دسترسی به دارو یا خدمات درمانی میتواند برای این افراد پیامدهای جدی داشته باشد، به همین دلیل توصیه میشود داروها و وسایل ضروری برای چند روز ذخیره شوند، وسایل کمکی مانند عینک، سمعک یا عصا در کنار کیت اضطراری قرار گیرند و در صورت تخلیه محل سکونت، فردی برای همراهی آنان تعیین شود.
در اسناد مربوط به نظامهای سلامت در بحران نیز تصریح شده است که وقفه در درمان بیماریهایی مانند دیابت، بیماریهای قلبی، فشار خون بالا، آسم یا نارسایی کلیه میتواند به سرعت به وضعیت اورژانسی منجر شود. از این رو لازم است داروها، نسخهها و فهرست دقیق مصرف روزانه بهصورت مکتوب همراه فرد باشد و وسایل پزشکی شخصی مانند دستگاه اندازهگیری قند یا فشار خون در کیت اضطراری نگهداری شود.
با توجه به اینکه سالمندان بیش از دیگران در معرض کمآبی بدن قرار دارند، مصرف منظم آب باید تحت نظارت باشد و تا حد امکان مواد غذایی متناسب با وضعیت دندان، دستگاه گوارش یا بیماری زمینهای آنان در نظر گرفته شود.
در مورد سالمندان مبتلا به اختلالهای شناختی مانند آلزایمر، که در شرایط آشفتگی محیطی دچار سردرگمی شدید میشوند، توصیه شده است کارت شناسایی حاوی نام، نشانی و شماره تماس، همراه فرد باشد و از جداسازی ناگهانی او از مراقب اصلی پرهیز شود.
در شرایط قطع برق یا تخریب ساختمان که خطر زمینخوردن برای سالمندان افزایش مییابد نیز، پیشنهاد میشود مسیر خروج از خانه از پیش بررسی و ایمنسازی شود، چراغقوه در دسترس سالمند قرار گیرد، کفش مناسب کنار تخت آماده باشد و افراد دارای محدودیت حرکتی در هنگام تخلیه محل سکونت در اولویت قرار گیرند.
کودکان؛ ضرورت توجه همزمان به امنیت جسمی و روانی
در اسناد متعدد بینالمللی توصیههای مشخصی درباره آماده کردن کودکان برای مواجهه با جنگ، صدای انفجار و شرایط ناامن آمده است. صندوق کودکان سازمان ملل، یونیسف در راهنمای حمایت از کودکان در مواقع بحران اشاره میکند که حمایت روانی ـ اجتماعی یکی از محورهای اصلی حفاظت از کودک است که میبایست به همراه حمایتهای جسمی و امنیتی اجرا شود. مرور منابع نشان میدهد که آمادهسازی روانی کودکان برای شرایط جنگی بر سه اصل استوار است: ایجاد احساس پیشبینیپذیری، حفظ آرامش بزرگسالان و باز نگه داشتن راههای گفتوگو.
گوش دادن همدلانه، ارائه اطلاعات روشن و ایجاد احساس امنیت نیز از مؤثرترین مداخلات اولیه هستند. پرهیز از انتشار شایعات و مدیریت مصرف اخبار تنشزا بخشی از همین توصیههاست. کودکان از بیان و رفتار بزرگسالان نشانههای احساسی میگیرند؛ هنگام صحبت کردن آرام و مطمئن باشید. به کودک اطمینان بدهید که از او محافظت میشود و تلاش بر فراهم کردن محیطی امن است، حتی اگر نتوان پاسخ تمام پرسشها را داد به زبان متناسب با سن او صحبت کنید و بیش از حد وارد جزئیات خشونت و خطر نشوید. برای مثال میتوان گفت: «اگر صدای بلندی شنیدیم، یک برنامه داریم و میدانیم کجا باید برویم.» این رویکرد احساس کنترل و پیشبینیپذیری ایجاد میکند.
بیشتر بخوانید: از هر پنج کودک در جهان، یکی در مناطق جنگی رشد میکند
بهتر است اطلاعات تماس والدین، همراه کودک باشد و برای او کیف کوچکی شامل آب، خوراکی و وسیله آرامبخش آماده شود. تمرینهای ساده و کوتاه آمادگی اگر با آرامش توأم باشند، میتوانند اضطراب را کاهش دهند اما نباید به شکلی تهدیدآمیز اجرا شوند. هنگام وقوع صدای انفجار، بزرگسال نخست باید آرامش ظاهری خود را حفظ کند و سپس میتواند آرام بگوید: «این همان صدای بلندی است که دربارهاش صحبت کرده بودیم. اکنون به محل امن میرویم.» گرفتن دست کودک یا در آغوش گرفتن او در این لحظات اهمیت دارد.
در دستورالعملها تأکید شده است که پس از هر رویداد تنشزا، باید فرصت گفتوگو فراهم شود. کودک باید بتواند پرسش خود را طرح و احساساتش را بیان کند. به جای جملاتی مانند “چیزی نیست” یا “ترس ندارد” بهتر است بگوییم: «میدانم ممکن است ترسیده باشی. این طبیعی است که بترسی.»
همچنین توصیه میشود دسترسی کودک به اخبار محدود باشد و اگر پرسشی دارد، اطلاعات متناسب با سن او ارائه شود. قرار گرفتن مکرر کودکان در معرض تصاویر خشونتآمیز میتواند علائم اضطرابی و اختلال خواب ایجاد کند. بازگشت به فعالیتهای عادی، حفظ ساختار و نظم روزانه، زمان خواب و وعدههای غذایی و فعالیتهای ساده مانند نقاشی یا کتابخوانی، از مهمترین عوامل پیشگیری از آسیبهای روانی بلندمدت هستند.
حیوانات خانگی؛ بخشی از برنامه اضطراری خانواده
مهم است که حیوانات خانگی بخشی از طرح اضطراری خانواده در شرایط خطر و درگیری باشند، زیرا رها کردن حیوان در شرایط بحرانی ممکن است خطرات بهداشتی برای خود حیوان و محیط ایجاد کند. جدا ماندن حیوان از خانواده نیز میتواند اضطراب و رنج روانی اعضای خانواده را شدت دهد و نبود برنامهریزی قبلی ممکن است تصمیمگیری سریع را با تأخیر مواجه سازد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
توصیه میشود بسته اضطراری ویژه حیوان شامل آب کافی، غذای خشک یا کنسروی مناسب برای چند روز و ظرف سبک و قابل شستوشو آماده شود. در صورت انتقال به محل امن، مدارک شناسایی و بهداشتی حیوان همراه باشد. آموزش تدریجی حیوان برای عادت به قفس حمل و تمرین ورود و خروج از آن نیز اهمیت دارد. در لحظه خطر، حفظ آرامش و ارتباط سازنده با حیوان ضروری است.
تکیه بر اطلاعات رسمی و مقابله با شایعه
طبق راهنماهایی که در چارچوب همکاریهای بینالمللی سلامت تدوین شده است، اطلاعات نادرست میتوانند رفتارهای پرخطر ایجاد کنند. پیشنهاد میشود اخبار از منابع رسمی پیگیری شوند، پیامهای تأییدنشده بازنشر نشوند و در صورت اختلال در اینترنت، از رادیو استفاده شود.
ابعاد تلفات جنگ عموماً گسترده است، اما آموزش، آگاهی و آمادگی میتواند دامنه آسیبهای انسانی را محدود کند. تجربههای میدانی و اسناد بینالمللی نشان میدهند که آمادگی پیشینی، برنامهریزی خانوادگی، مهارتهای پایه امدادی، توجه به سلامت روان و حمایت از گروههای آسیبپذیر میتوانند بهطور معناداری خطر را کاهش دهد.
در هنگامه بحرانها، آماده باشید.

by Esmaeil Moradi | مارس 1, 2026 | Uncategorized
نماد جمهوری اسلامی پساخمینی، عالیترین نماینده آن و دشمن سرسخت غرب، اکنون مرده است. اسرائیل و آمریکا در حملهای هدفمند علی خامنهای را کشتند. غیاب او برای ایران و منطقه چه معنایی دارد؟ سناریوهای احتمالی کدامند؟قدرتمندترین مرد ایران که دههها جمهوری اسلامی را با مشت آهنین هدایت کرده بود، دیگر زنده نیست. رهبری که به فرمان او دهها هزار ایرانی، از جمله در ناآرامیها و اعتراضات ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و در نهایت دیماه ۱۴۰۴، کشته شدند، خود در حمله هدفمند آمریکا و اسرائیل کشته شد.
حمله به ایران و کشته شدن خامنهای، در پی به بنبست رسیدن مذاکرات ژنو درباره برنامه هستهای ایران انجام گرفت. آمریکا در هفتههای پیش از آغاز جنگ، بهطور گسترده نیروهای دریایی و هوایی خود را در خلیج فارس متمرکز کرده بود. ترامپ برای پذیرش شرطهای خود، به تهران تا اوایل ماه مارس فرصت داده بود.
اوضاع در ایران پس از مرگ خامنهای به کدام سو میرود؟ به نظر نمیرسد که مرگ او برای آمریکا و اسرائيل کافی باشد. آنها کماکان اهدافی را در ایران بمباران میکنند و به دنبال تغییر پایدار قدرت در این کشور هستند. اما نظام حاکم خود را بازآرایی میکند و سپاه پاسدارانش وعده انتقام میدهد.
نماد جمهوری اسلامی پساخمینی
علی خامنهای در نزدیک به چهار دهه قدرت، از سال ۱۳۶۸ بدینسو، نظام حکومتی در ایران را بیش از هر فرد دیگری شکل داد. او پس از مستحکم کردن جایگاه خود به عنوان رهبر، در تمامی موضوعات کلان، و گاه حتی در جزئیات، حرف آخر را میزد و دولت و رئیس جمهوری و سازمانهای نظامی و اطلاعاتی−امنیتی زیر نظر او بودند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
او در عین حال عالیترین مرجع دینی حکومتی بود. در دوران رهبریاش سپاه پاسداران به نیروی نظامی مسلط کشور بدل شد و بازوی برونمرزی خود، نیروی قدس، را گسترش داد.
در این دوران اسلامگرایان تهران با تحکیم هر چه بیشتر شبکهای از شبهنظامیان منطقهای، موسوم به “محور مقاومت”، در تقویت گروههای همپیمان در عراق، یمن، سوریه، لبنان و سرزمینهای فلسطینی نقش اصلی را داشتند و گاه حتی بر آنها فرمان میراندند؛ محوری که قرار بود نقش بازدارندگی نظامی را در برابر دشمن اصلی جمهوری اسلامی، یعنی اسرائیل، ایفا کند.
برنامه مناقشهبرانگیز هستهای و تولید موشکهای بالستیک نیز تحت رهبری خامنهای پیش برده شد.
معنای مرگ خامنهای برای ایران
مرگ خامنهای به عنوان تغییری تاریخی با پیامدهایی غیرقابل پیشبینی، نقطه عطفی برای ایران محسوب میشود. وضعیت در حال دگرگونی است، بهویژه با توجه به حملات آمریکا و اسرائیل که تازه آغاز شدهاند. نظام جمهوری اسلامی به شدت دچار لرزش شده است. اما آیا از این پس، تنها متزلزل میشود یا در میانمدت فرو میپاشد؟
کارشناسان گزینه دوم را دستکم در کوتاهمدت بعید میدانند. این نظام در نزدیک به نیم قرن پس از انقلاب ۵۷، با دستگاه امنیتی چندلایهاش که گاه تا کوچکترین زوایای زندگی عمومی را کنترل میکند، بیش از آن تثبیت شده است که جز با یک جراحی عمیق، بهسادگی از هم فروبپاشد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
چندلایه بودنِ هم دستگاههای امنیتی−اطلاعاتی و هم مراکز قدرت در جمهوری اسلامی، چنان است که میتواند هم حملات هوایی کوتاهمدت و هم از دست دادن چندین چهره کلیدی خود را تاب بیاورد. همچنین طبق گزارشهای داخلی، خامنهای پیشتر، در پی جنگ ۱۲روزه در خرداد گذشته، دستور تهیه برنامههای چندلایه جانشینی را، به قصد جلوگیری از خلأ قدرت، برای سناریوی یک جنگ دیگر صادر کرده بود.
تا زمانی که حلقه قدرت پساخامنهای بتواند برای سرکوب اعتراضات احتمالی داخلی، به پلیس، ارتش، سپاه پاسداران و بسیج تکیه کند و انشقاقی جدی در هرم رهبری رخ ندهد، نظام کماکان میتواند به زندگی خود ادامه دهد.
اکنون چه کسی حرف آخر را میزند؟
به گزارش رسانههای حکومتی، هیأتی سهنفره متشکل از مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی، غلامحسین محسنی اژهای رئیس قوه قضائیه، و علیرضا اعرافی عضو فقیه شورای نگهبان، رهبری کشور را برعهده خواهد گرفت. پزشکیان خود، امروز یکشنبه، دهم اسفند (اول مارس)، تشکیل “شورای موقت رهبری” را اعلام کرد.
اینکه در نهایت چه کسی به عنوان جانشین خامنهای منصوب خواهد شد، روشن نیست. در گذشته گمانهزنیهایی درباره پسرش مجتبی خامنهای مطرح بود که حضور بسیار کمرنگی در انظار عمومی داشته و چهرهای آشنا برای افکار عمومی نیست. در هر حال، تحلیلگران و کارشناسان در این مورد متفقالقولاند که اقتدار و نفوذ هیچ رهبر محتمل جدیدی، حتی همسنگ با دوران میانی رهبری خامنهای هم نخواهد بود.
در حال حاضر هیچکس با قطعیت نمیتواند بگوید ایران در یک هفته، یک ماه یا یک سال آینده چه وضعی خواهد داشت. با این حال، سناریوهایی وجود دارند که کموبیش از سوی ناظران و تحلیلگران محتمل تلقی میشوند.
تداوم وضع سابق
در این سناریو، دستگاه قدرت با تکیه بر سازوکارهای تثبیتشده، شوک حذف رهبر را مهار میکند. شورای موقت رهبری، همراه با سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی، بهسرعت خطوط فرماندهی را بازتعریف کرده و تلاش میکند هر نشانهای از خلأ قدرت را پنهان سازد.
تجربه جمهوری اسلامی در عبور از بحرانهای پیشین، از مرگ خمینی تا اعتراضات سراسری دهههای اخیر، نشان داده که اولویت نخست برایش بازگرداندن “وضعیت عادی امنیتی” است، حتی اگر هزینههای اقتصادی و اجتماعی آن سنگین باشد. در این چارچوب، تهران میکوشد حملات هوایی را با پراکندگی زیرساختها و جابهجایی مراکز حساس تاب بیاورد و همزمان با اقدامهای محدود تلافیجویانه، هزینههای سیاسی و امنیتی را برای طرف مقابل افزایش دهد.
اگر دولت آمریکا به پیروزی سریع نرسد، فشار افکار عمومی و ملاحظات انتخاباتی میتواند آن را به سمت یافتن راهی برای خروج کنترلشده از بحران سوق دهد؛ مسیری که به میانجیگری بازیگران منطقهای و کاهش تدریجی تنش ختم شود.
اعتراضات گسترده
شادی شبانه بخشی از مردم در واکنش به کشته شدن خامنهای نشان داد که نارضایتی انباشته، همچنان بالقوه آماده فوران است. در این سناریو، مرگ رهبر میتواند بهمثابه شکستن یک تابوی سیاسی، ترس را در بخشهایی از جامعه کاهش دهد و اعتراضات پراکنده را به موجی فراگیرتر بدل کند.
همزمانی فشار خارجی و ناآرامی داخلی، معادلهای پیچیده برای حاکمیت میسازد، زیرا منابع امنیتی باید در چند جبهه مصرف شوند. با این حال، تجربه سرکوبهای خونین گذشته و فقدان رهبری و سازماندهی منسجم در میان اپوزیسیون، همچنان موانعی جدی در برابر تبدیل اعتراضات به تغییری ساختاری محسوب میشوند.
در این چارچوب، به باور تحلیلگران، حکومت میتواند با ترکیبی از سرکوب خشن، ایجاد محدودیت ارتباطی، قطع اینترنت و نیز امتیازدهی محدود اقتصادی، اعتراضات را فرسوده و پراکنده کند.
انشقاق و کشمکش در هرم قدرت
در این سناریو، مرگ خامنهای تعادل ظریف میان مراکز قدرت را بر هم میزند. رقابت میان سپاه پاسداران، نهادهای امنیتی و بخشهایی از کانون قدرت، میتواند به کشمکشهای پنهان یا آشکار منجر شود. هرچند تا کنون نشانهای از شکاف جدی علنی دیده نشده، اما فشار جنگ و تعیین جانشین میتواند این تعادل را شکننده کند.
نوعی کودتای درونساختاری یا قبضه قدرت توسط یک نهاد نظامی، از لحاظ نظری ممکن است، اما هزینههای داخلی و خارجی آن بالاست و میتواند مشروعیت نداشته نظام را از این هم ضعیفتر کند. به همین دلیل، بازیگران اصلی احتمالاً ترجیح میدهند اختلافات را در پشت درهای بسته مدیریت کنند.
چهرهای جدید با مسیری جدید
برخی تحلیلگران این احتمال را مطرح میکنند که ادامه حملات و فشارها، در نهایت به ظهور چهرهای متمایل به کاهش تنش بینجامد؛ فرد یا جمعی که حاضر به مذاکره جدی درباره برنامه هستهای و موشکی شود.
بیشتر بخوانید: خامنهای؛ رهبری که در دشمنی با ایران حد و مرز نمیشناخت
چنین مسیری مستلزم اجماع حداقلی در درون حاکمیت و تضمینهایی برای حفظ ساختار کلی نظام است. تجربه توافق هستهای پیشین نشان میدهد که حتی در صورت توافق، بیاعتمادی عمیق میان تهران و غرب پابرجا خواهد ماند و هر مصالحهای شکننده خواهد بود.
گذار به “شورای رهبری”
برخی ناظران احتمال میدهند که جمهوری اسلامی، بهجای تعیین جانشین خامنهای و انتخاب سریع یک رهبر قدرتمند، به سمت تثبیت یک رهبری جمعی بلندمدت حرکت کند؛ مدلی که در آن “شورای رهبری” نقش محوری در تصمیمگیریها داشته باشد. این گزینه میتواند از تمرکز قدرت بکاهد، اما خطر فلج تصمیمگیری و تشدید رقابتهای درونی را نیز در بر دارد.
بدیل شاهزاده برای دوران گذار
شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، خود را به عنوان چهرهای برای دوران گذار معرفی کرده و بر انتقال مسالمتآمیز قدرت، تدوین قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات آزاد تأکید دارد. مزیت اصلی در این میان شناختهشدگی نمادین داخلی و بینالمللی اوست.
اما در میان ناظران و تحلیلگران مستقل، در خصوص میزان حمایت واقعی از او در داخل کشور، اجماع کامل وجود ندارد و پرسش کلیدی درباره پایگاه اجتماعی واقعی او در داخل ایران کماکان باقی است. به باور برخی تحلیلگران، در غیاب شبکه سازمانیافته و حضور میدانی، نقش او بیش از آنکه تعیینکننده باشد، در بهترین حالت میتواند مکمل فشارهای خارجی و داخلی تلقی شود.
جنگ منطقهای
در این سناریو، تهران برای تغییر موازنه، به تشدید اقدامات نامتقارن روی میآورد. فعالسازی همزمان جبهههای لبنان، عراق، سوریه و یمن میتواند منطقه را به آستانه یک جنگ فراگیر بکشاند.
بستن تنگه هرمز یا ایجاد اختلال در کشتیرانی، ابزاری برای فشار بر اقتصاد جهانی و افزایش بهای انرژی است، اما چنین اقدامی خطر واکنش گسترده بینالمللی را نیز به همراه دارد. این مسیر، پرهزینهترین گزینه برای همه طرفهاست و پیامدهای آن میتواند سالها منطقه را بیثبات کند.

by Esmaeil Moradi | مارس 1, 2026 | Uncategorized
پس از حمله آمریکا و اسرائیل، ایران با ضدحملههایی به پایگاههای آمریکا و اهدافی در داخل اسرائیل واکنش نشان داده است. تا اینجا بسیاری از اسرائیلیها پشت سیاستهای دولت خود ایستادهاند، اما صداهایی انتقادی هم شنیده میشود.در روز شنبه ۲۸ فوریه حدود ساعت هشت صبح به وقت محلی، نخستین پیامهای هشدار روی تلفنهای همراه در سراسر اسرائیل ظاهر شد و از همه ساکنان این کشور خواسته شد فوراً به مکانی امن بروند و منتظر دستورهای بعدی بمانند.
تقریباً همزمان، یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، در کشور وضعیت اضطراری اعلام کرد. او گفت که یک “حمله پیشدستانه” علیه ایران آغاز شده است تا «تهدیدها علیه دولت اسرائیل از میان برداشته شود.»
مذاکرات تاکنونی همچون “اتلاف وقت”
از بامداد شنبه، تلفن نوآم تیبون تقریباً بیوقفه زنگ میخورد. این ژنرال بازنشسته زمانی در سراسر کشور به چهرهای شناختهشده تبدیل شد که در جریان حمله تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳، خانوادهاش را شخصاً از کیبوتص خود نجات داد. تیبون همچنین بهعنوان منتقد سیاستهای دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائيل شناخته میشود.
با این حال، این کارشناس نظامی برای حملهای که اکنون آغاز شده است، تفاهم دارد. او در گفتوگو با دویچهوله میگوید: «فکر میکنم آنها فهمیدهاند که همه مذاکرات پیشین با ایران فقط اتلاف وقت بوده است.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
از نگاه این نظامی پیشین، رویدادهای کنونی پیامد مستقیم جنگ ۱۲روزه در ژوئن ۲۰۲۵ است. اسرائیل در آن زمان با کمک آمریکا به ایران حمله کرد. این ضربه نظامی که از سوی اکثر کارشناسان نقض آشکار حقوق بینالملل ارزیابی شد، عمدتاً برنامه هستهای ایران را هدف قرار داده بود.
ضدحملههای بعدی ایران خسارتهای قابل توجهی در خاک اسرائیل بر جای گذاشت و از نظر گستردگی، بسیاری از کارشناسان منطقهای را غافلگیر کرد. شمار زیادی از موشکهای بالستیک ایران از سپر دفاعی اسرائیل عبور کردند و دستکم ۲۸ اسرائیلی جان خود را از دست دادند.
تیبون میگوید: «وقتی این قربانیان را دیدیم، فهمیدیم که باید کار بیشتری در برابر این تهدید انجام دهیم. از اینجا این هدف شکل گرفت که موشکهای ایرانی دیگر هرگز نباید خطری ایجاد نکنند.»
حمایت گسترده در عرصه سیاست اسرائیل
تا اینجا، بخشهای بزرگی از اپوزیسیون نیز از حمله نظامی دولت اسرائیل حمایت کردهاند. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون، از شرکای آمریکایی بابت “شجاعت و عزمشان برای تغییر مسیر تاریخ” تشکر کرد.
بنی گانتس، نماینده کنست و وزیر دفاع پیشین اسرائیل، در بیانیهای کوتاه نوشت: «همه ما کنار هم ایستادهایم ـ و پیروز خواهیم شد.» ایتامار بنگویر، وزیر امنیت و از شرکای ائتلافی نتانیاهو از حزب راست افراطی “قدرت یهودی”، شهروندان اسرائیلیای را که به نحوی از ایران حمایت میکنند تهدید کرد و گفت «سر همهشان از تن جدا خواهد شد».
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
یکی از معدود منتقدان این اقدام نظامی، ایمن عوده، نماینده عرب-اسرائیلی پارلمان است. او تردید دارد که این جنگ به امنیت بیشتر برای اسرائیل منجر شود. این سیاستمدار اپوزیسیون در پیامی به هموطنانش گفت: «مراقب خودتان باشید، چون این دولت چنین نمیکند.»
بسیاری از ناظران منتقد در اسرائیل بهویژه نگران خطر فزاینده یک جنگ چندجبههای جدید هستند. به همین دلیل، ارتش اسرائیل بامداد شنبه بسیج گسترده نیروهای ذخیره را آغاز کرد. این نیروها برای محافظت از مرزهای شمالی با لبنان و سوریه و جلوگیری از ورود شبهنظامیان حزبالله مورد حمایت ایران به جنگ، در نظر گرفته شدهاند.
تغییر رژیم به عنوان هدف جنگ
با این حال، برای بیشتر اسرائیلیها تردیدی وجود ندارد که اهداف جنگ فراتر از نابودی زرادخانه موشکی ایران است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در پیام ویدئویی خود مستقیماً ایرانیان را فراخواند تا خود را از “یوغ استبداد” رها کنند و “سرنوشت خود را به دست بگیرند.”
نوآم تیبون، ناظر سیاسی، بر این باور است که بسیاری از نیروها در دولت اسرائیل پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به رسیدن رضا پهلوی، فرزند شاه پیشین ایران، به قدرت، امید بستهاند. پهلوی در ایالات متحده زندگی میکند.
با این حال، این ژنرال بازنشسته اذعان دارد که موفقیت چنین تغییر رژیمی کاملاً نامشخص است. او در گفتوگو با دویچه وله میگوید: «در حال حاضر تصویر برای چنین سناریویی بسیار مبهم است.»
تیبون همچنین خطر واقعی تشدید بیشتر رویارویی نظامی در روزهای آینده و تبدیل آن به “یک جنگ فرسایشی طولانی برای کل منطقه” را میبیند. او در این میان، یک مشکل اساسی برای کشورش را برجسته میکند: بسیاری از اهداف جنگی در اختیار اسرائیل نیست، بلکه به ایالات متحده و به تحولات بعدی در داخل ایران بستگی دارد.

by Esmaeil Moradi | فوریه 27, 2026 | Uncategorized
آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده بهدلیل تداوم محدودیت دسترسی، امکان راستیآزمایی توقف فعالیتهای غنیسازی و تعیین وضعیت ذخایر اورانیوم ایران در تأسیسات هدف قرارگرفته وجود ندارد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی محرمانه که روز جمعه (۲۷ فوریه ۲۰۲۶) میان کشورهای عضو توزیع شد، اعلام کرده است ایران پس از جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن همچنان به بازرسان این نهاد اجازه دسترسی به تأسیسات هستهای آسیبدیده را نداده و در نتیجه آژانس نمیتواند تأیید کند که آیا تهران همه فعالیتهای مرتبط با غنیسازی را متوقف کرده است یا نه، و همچنین قادر به تعیین اندازه و محل ذخایر اورانیوم غنیشده در این تأسیسات نیست.
از بعد از بمبارانهای تیرماه گذشته اژانس از بیاطلاعی در باره محل نگهداری اروانیوم بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰درصد غنیشده گزارش میداد. حالا ولی این نهاد بینالمللی میگوید که اطلاعاتی دارد که بخشی از اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران در یک منطقه زیرزمینی در تأسیسات هستهای این کشور در اصفهان ذخیره شده است.
تیدیل این نوع اورانیوم به اورانیوم ۹۰درصد غنیشده به لحاظ فنی دشوار نیست و ایران میتواند از آن در صورتی که تصمیم بگیرد برای ساختن بمب هستهای استفاده کند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
در این گزارش تأکید شده که بهدلیل فقدان دسترسی به چهار تأسیسات غنیسازی اعلامشده ایران، آژانس “هیچ اطلاعاتی” درباره اندازه، ترکیب یا محل فعلی ذخایر اورانیوم غنیشده در اختیار ندارد. آژانس هشدار داده که از دست رفتن تداوم آگاهی درباره مواد هستهای اعلامشده در تأسیسات آسیبدیده باید “با نهایت فوریت” برطرف شود.
ذخایر ۶۰ درصدی و الزام بازرسی ماهانه
بر اساس گزارش آژانس، ایران دارای ۴۴۰/۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشدهتا سطح ۶۰ درصد است که از نظر فنی فاصله کوتاهی تا سطح ۹۰ درصد، یعنی سطح مورد نیاز برای تولید سلاح هستهای، دارد. آژانس یادآور شده است که چنین مواد بسیار غنیشدهای طبق دستورالعملها باید بهصورت ماهانه راستیآزمایی شوند.
فعالیت در اصفهان، نطنز و فردو؛ بدون امکان تأیید
آژانساعلام کرده است که از طریق تحلیل تصاویر ماهوارهای تجاری، نشانههایی از تردد منظم خودروها در اطراف ورودی مجموعه تونلی سایت اصفهان مشاهده کرده است. همچنین فعالیتهایی در برخی تأسیسات آسیبدیده از جمله نطنز و فردو رصد شده، اما آژانس تصریح کرده بدون دسترسی مستقیم، امکان تأیید ماهیت و هدف این فعالیتها وجود ندارد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
در گزارش آمده است که ایران پس از حملات نظامی ژوئن، دستکم یک بار به هر یک از تأسیسات هستهای آسیبندیده اجازه بازرسی داده، بهجز نیروگاه هستهای کارون که در مراحل اولیه ساخت قرار دارد و حاوی مواد هستهای نیست.
آژانس اتمی همچنین ابراز نگرانی کرده است که از زمان نخستین اعلام راهاندازی یک مرکز غنیسازی جدید در اصفهان در خرداد ماه ایران تا کنون اجازه ورود و دسترسی آژانس به این مرکز را نداده است.
آژانس در عین حال تأیید کرده است که پیرو مذاکرات اتمی در روز پنجشنیه در ژنو، گفتوگوهای فنی بهمنظور دستیابی به توافقی میان ایران و آمریکا، هفته آینده در وین برگزار خواهد شد.
در بخش پایانی گزارش، آژانس اعلام کرده رافائل گروسی، مدیرکل این نهاد، در مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو در روزهای ۱۷ و ۲۶ فوریه حضور داشته و درباره مسائل مرتبط با راستیآزمایی برنامه هستهای ایران مشاوره داده است. به گفته آژانس، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و نقش آژانس در هر توافق احتمالی آینده کلیدی خواهد بود.

by Esmaeil Moradi | فوریه 27, 2026 | Uncategorized
همزمان با دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا، شکایتی علیه کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه ایران در سوئیس ثبت شد. درباره پیامدهای حقوقی و دیپلماتیک این پرونده با سینا یوسفی، وکیل و پژوهشگر حقوق بینالملل گفتوگو کردیم.روز پنجشنبه ۲۶ فوریه (۷ اسفند) و همزمان با برگزاری سومین دور مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، شکایتی علیه کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه ایران، در سوئیس به اتهام ارتکاب “جنایت علیه بشریت” ثبت شد که از همان ساعات نخست انتشار خبر، بهدلیل همزمانی با مذاکرات حساس بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی، بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی یافت.
این شکایت از سوی یک شهروند ایرانی–سوئیسی مطرح و در آن این اتهام مطرح شده است، غریبآبادی در جریان اعتراضات سالهای اخیر در ایران مرتکب “موارد نقض جدی حقوق بینالمللی” شده است.
وکلای شاکی همزمان با ثبت شکایت، خواهان “بازداشت فوری” این مقام جمهوری اسلامی شدند؛ بهویژه آنکه او در قالب هیات مذاکرهکننده ایران برای حضور در دور سوم مذاکرات و نیز شرکت در نشستهای بینالمللی در ژنو حضور داشته است.
بر اساس آنچه خبرگزاری فرانسه گزارش داده، در متن شکایت آمده است که غریبآبادی به دلیل “مشارکت و پنهانکاری درباره اعمالی چون قتل، خشونت فیزیکی و جنسی، بازداشتهای خودسرانه، رفتارهای غیرانسانی یا تحقیرآمیز و نقض حقوق بنیادین در جریان سرکوبهای سالهای اخیر ایران میتواند مسئول شناخته شود.”
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
این شکایت بر پایه اصل “صلاحیت قضایی جهانی” ثبت شده است که در حقوق بینالملل به کشورها اجازه میدهد، درباره جنایات ادعایی علیه بشریت، جنایات جنگی و نسلکشی، بدون توجه به محل وقوع آنها، رسیدگی قضایی انجام دهند.
در متن ارائهشده به دستگاه قضایی سوئیس، به سخنرانی غریبآبادی در نوامبر ۲۰۲۲ در سازمان ملل اشاره شده و ادعا شده است که او در آن سخنرانی “بهوضوح کشتارهای در حال وقوع را توجیه کرده و معترضان را آشوبگرانی تحت حمایت آمریکا خوانده که بهطور وحشیانه به نیروهای امنیتی حمله کردند.”
این شکایت همچنین تا حد زیادی بر گزارش هیات حقیقتیاب سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ تکیه دارد و وکلای پرونده تصریح کردهاند که “غریبآبادی تدابیر لازم و معقول در حیطه اختیارات خود را برای جلوگیری از سرکوبسالهای اخیر در ایران اتخاذ نکرده است.”
سابقه شکایات بینالمللی علیه مقامات جمهوری اسلامی
غریبآبادی پیش از انتصاب به سمت معاونت وزارت امور خارجه، سالها در ساختار قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت داشته و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه و نماینده پیشین ایران نزد سازمانهای بینالمللی در وین بوده و در مقاطع مختلف، در مجامع بینالمللی از عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه حقوق بشر دفاع کرده است. همین سوابق است که بهگفته شاکیان، جایگاه “مقام مافوق” او را در دوره اعتراضات ۱۴۰۱ برجسته میکند.
شکایت علیه مقامات جمهوری اسلامی در دادگاههای اروپایی البته پیشینه طولانی دارد. در سالهای گذشته نیز در کشورهایی مانند آلمان و سوئد، بر اساس اصل صلاحیت جهانی، پروندههایی علیه برخی مقامات یا ماموران پیشین ایرانی مطرح شده است.
نمونه شاخص آن، رسیدگی دادگاههای آلمان به پروندههای مرتبط با سرکوب معترضان یا پروندههایی مانند محاکمه برخی مقامات امنیتی سوری در اروپا بر مبنای همین اصل بوده است. با این حال، پیگرد مقامات در سطح عالی سیاسی یا دیپلماتیک همواره با موانع جدیتری روبهرو بوده است.
چالشهای عملی شکایت علیه کاظم غریبآبادی
به گفته سینا یوسفی، وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوق بینالملل این شکایت از منظر حقوقی فاقد مبنا نیست و در چارچوب حقوق بینالملل کیفری قابل طرح است.
با این حال اما این پژوهشگر حقوق بینالملل تاکید میکند، “برای ورود یک پرونده به مرحله تحقیقات رسمی، ارائه ادله قطعی در همان ابتدا ضروری نیست اما باید چارچوبی مستند و قابل اتکا وجود داشته باشد که هم وقوع جنایت علیه بشریت را بهصورت ساختاری نشان دهد و هم نقش مشخص فرد مورد شکایت را تبیین کند.”
یوسفی در گفتوگو با دویچهوله فارسی میگوید که استناد به گزارشهای معتبر نهادهای سازمان ملل، از جمله گزارش هیات حقیقتیاب سال ۲۰۲۴ میتواند مبنایی برای ورود دادستانی به مرحله بررسی رسمی باشد. با این حال، او احتمال تحقق نتیجه حقوقی ملموس را پایین ارزیابی میکند؛ بهویژه با توجه به موانع عملی از جمله بحث مصونیت.
به اعتقاد او، در کوتاهمدت کارکرد نمادین و سیاسی چنین شکایتی پررنگتر از کارکرد حقوقی آن است، هرچند این دو الزاما از یکدیگر جدا نیستند و آثار سیاسی میتواند در بلندمدت زمینهساز تحولات حقوقی شود.
یوسفی در بُعد دیپلماتیک یادآور میشود، سوئیس در چنین پروندههایی سابقه احتیاط دارد. هرچند نظام قضایی این کشور مستقل عمل میکند اما همواره تلاش میشود میان استقلال قضایی و ملاحظات سیاست خارجی تعادل برقرار شود.
او هشدار میدهد، اگر این پرونده از مرحله ثبت شکایت عبور کرده و وارد تحقیقات رسمی شود، میتواند تنش قابل توجهی در روابط تهران و برن ایجاد کند؛ مشابه تنشهایی که در پروندههای پیشین علیه مقامات سوری یا دیگر کشورها در سوئیس مشاهده شده است.
یوسفی در خصوص احتمال نادیدهگرفتن یا مختومهشدن پرونده تصریح میکند، کنار گذاشتن شکایت صرفا به دلیل فشار سیاسی با ساختار حقوقی سوئیس سازگار نیست. با این حال، موضوع “مصونیت شخصی” و بهویژه “مصونیت عملکردی” که برای مقامات در قبال اقدامات انجامشده در چارچوب وظایف رسمی مطرح میشود، میتواند مبنای حقوقی برای مختومه شدن پرونده باشد. بهگفته او، احتمال استناد به مصونیت عملکردی در این مورد بالا است.
نقش جامعه مدنی و محدودیت دیوان کیفری بینالمللی
به باور این پژوهشگر حقوق بینالملل، در اغلب پروندههای مبتنی بر اصل صلاحیت جهانی، نقش اصلی را نه دولتها بلکه نهادهای غیردولتی، فعالان حقوق بشر و شبکههای مستندسازی ایفا میکنند. بدون مستندسازی حرفهای، گردآوری شهادتها و پیگیری مستمر، بسیاری از این پروندهها اساسا شکل نمیگیرند یا در همان مراحل ابتدایی متوقف میشوند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
او همچنین تاکید میکند، این پرونده ارتباط مستقیمی با روند رسیدگی در دیوان کیفری بینالمللی ندارد. صلاحیت این دیوان مستلزم عضویت کشور مربوطه، پذیرش داوطلبانه صلاحیت یا ارجاع از سوی شورای امنیت سازمان ملل است. از آنجا که ایران عضو اساسنامه رم نیست، حتی در صورت اثبات ادعا در یک دادگاه ملی، این امر بهطور خودکار موجب ورود دیوان کیفری بینالمللی نخواهد شد.
شکایت علیه غریبآبادی؛ تقاطع حقوق، سیاست و دیپلماسی
در مجموع، شکایت ثبتشده علیه غریبآبادی در سوئیس را میتوان در تقاطع سه حوزه حقوق، سیاست و دیپلماسی تعریف کرد. از یک سو، شکایت بر مبنای اصل صلاحیت جهانی و مستندات بینالمللی طرح شده و از نظر حقوقی قابل بررسی است و از سوی دیگر، با مانع جدی مصونیت مقامات و ملاحظات دیپلماتیک روبهرو است.
سوئیس به عنوان کشوری بیطرف حتی از اعمال همه تحریمهای اروپایی علیه ایران خودداری کرده است و پیوسته این احتیاطکاری را هم داشته به نقش و جایگاهش به عنوان حافظ منافع آمریکا درایران که حکم نوعی پیامآور و رابط میان دو کشور را دارد نیز، آسیبی وارد نیاید، امری که میتواند در نحوه رسیدگی به پرونده غریبآبادی هم به این یا آن میزان ملاحظاتی را ایجاد کند.
همزمانی طرح شکایت علیه غریبآبادی با مذاکرات حساس ایران و آمریکا در ژنو، بر اهمیت سیاسی آن افزوده و سبب شده است، موضوع، فراتر از یک اقدام صرفا قضایی، به نشانهای از تلاش برای پاسخگو کردن مقامات در سطح بینالمللی تعبیر شود که حتی اگر در کوتاهمدت به نتیجه قضایی ملموس نرسد، میتواند در بلندمدت بر معادلات حقوق بشری و دیپلماتیک تاثیرگذار باشد.
