سرکوب خونین دی ماه؛ ترومای جمعی چه تاثیری بر نوجوانان دارد؟

فوریه 12, 2026

نوشته ای دیگر از Esmaeil Moradi

Comments

پس از سرکوب خونین دی‌ماه، بحث ترومای جمعی جدی شده اما کمتر کسی از نوجوانان می‌گوید؛ نسلی که در میانه شکل‌گیری هویت، بیش از بزرگسالان از دیدن خشونت و ناامنی تاثیر می‌پذیرد و خانواده‌ها بعضا نمی‌دانند چگونه همراهشان باشند.”مدام عصبی هستم، به هیچ‌کدام از کارهای روزمره‌ام دیگر نمی‌توانم برسم، حوصله خانواده و اطرافیانم را ندارم، با هر بهانه‌ای زیر گریه می‌زنم، رابطه‌ام با پسر ۱۵ ساله‌ام به کل دچار مشکل شده، اظهارنظرهای سیاسی همسرم مرا عصبی می‌کند، دختر نوجوانم دیگر با من حرف نمی‌زند.”

اینها تنها نمونه‌هایی از اظهارات چند ایرانی خارج از کشور است که پس از اعتراضات دی ماه دچار مشکلات روحی و اختلافات با نزدیکانشان شده‌اند.

اما آنچه این روزها کمتر به آن پرداخته می‌شود، وضعیت نوجوانان است؛ نسلی که نه‌تنها مانند بزرگسالان در معرض تصاویر و روایت‌های تلخ این رخدادها قرار دارد، بلکه به‌دلیل حساسیت‌های رشدی ممکن است تاثیری عمیق‌تر و پیچیده‌تر را تجربه کند.

آنها هم احتمالا مانند والدینشان این روزها میان خشم، ترس، ناامیدی و سردرگمی در نوسان‌اند اما بی‌آنکه ابزار لازم برای فهم و پردازش این هیجانات را داشته باشند.

بسیاری از خانواده‌ها نیز نمی‌دانند چگونه باید با این وضعیت مواجه شوند؛ آیا درباره اتفاقات صحبت کنند یا سکوت را ترجیح دهند؟ چگونه میان آگاهی‌بخشی و حفظ احساس امنیت تعادل برقرار کنند؟

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در مورد کودکان خردسال، موضوع تا حدی متفاوت است؛ خانواده‌ها معمولا می‌توانند میزان مواجهه آنها با اخبار و تصاویر خشونت‌بار را کنترل کنند اما نوجوانان، به‌واسطه دسترسی مستقل به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، کمتر در معرض چنین کنترلی هستند.

افزون بر این، بسیاری از آنها حتی در ایران متولد یا بزرگ نشده‌اند و اکنون با والدینی روبه‌رو هستند که هر روز خشمگین، مضطرب یا اندوهگین‌اند؛ وضعیتی که بر احساس امنیت و ثبات روانی‌شان اثر می‌گذارد.

از اندوه تا خشم؛ لایه‌های پنهان یک ترومای جمعی

در روزهای اخیر، یک نکته در روایت بسیاری مشترک است: فراتر از اندوه و ناامیدی، احساسی فراگیر از خشم که حتی کسانی که علت اصلی آن را می‌شناسند، گاه آن را متوجه نزدیک‌ترین افراد زندگی‌شان می‌کنند که نقشی در این وضعیت ندارند. اما چرا چنین جابه‌جایی رخ می‌دهد؟ چرا آستانه تحمل پایین آمده و روابط شخصی در این مقطع دچار تنش و گسست شده است؟

این پرسش‌ها را با مژگان کاهن، روانشناس و ناهید کشاورز، نویسنده و روان‌درمانگر در میان گذاشته‌ایم تا ریشه‌های این خشم و راه‌های عبور کم‌هزینه‌تر از این دوره پرتنش را بررسی کنیم.

ترومای جمعی یا اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که یک رویداد شدید و تکان‌دهنده، حس امنیت، اعتماد و پیوند میان اعضای یک جامعه را مخدوش کند. پیامدهای آن فقط در سطح فردی باقی نمی‌ماند، بلکه می‌تواند بافت اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد و حتی به نسل‌های بعد منتقل شود.

ناهید کشاورز، نویسنده و روان‌درمانگر با تاکید بر اینکه ایرانیان بی‌تردید در حال تجربه نوعی ترومای جمعی هستند، معتقد است این وضعیت صرفا به رخدادهای اخیر هم محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در سلسله اتفاقاتی دارد که در سال‌های گذشته تکرار شده‌اند. به گفته او، شدت آسیب روانی پس از هر بحران متفاوت است اما الگوی تکرارشونده آن “فرساینده و انباشتی” است.

کشاورز به وضعیت ایرانیان خارج از کشور اشاره می‌کند: «آنها از یک‌سو شاهد تصاویر خشونت‌بار هستند و از سوی دیگر نگران امنیت خانواده‌هایشان. در رخدادهای اخیر، قطعی اینترنت و بی‌خبری از عزیزان، این اضطراب را دوچندان هم کرد.»

او اضافه می‌کند که افزون بر اندوه و خشم، احساس دیگری نیز در میان بسیاری شکل می‌گیرد: «حسی از بار مضاعف و حتی گناه؛ گویی مسئولیتی ناگفته را با خود حمل می‌کنیم.»

کشاورز توضیح می‌دهد، احساس گناه در میان بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، نخست از نبودن در لحظات بحرانی و ناتوانی از همراهی نزدیکان شکل می‌گیرد؛ احساسی از غیبت در زمانه‌ای که حضور، معنایی حیاتی پیدا می‌کند. لایه دوم این گناه، به برداشت از “مسئولیت” بازمی‌گردد؛ این تصور که چون در کشوری امن‌تر زندگی می‌کنند، باید صدای معترضان باشند و نقشی فعال در بازتاب آنچه گذشته ایفا کنند.

بیشتر بخوانید: قمار خون برای بقا؛ سایه هزاران کشته بر آینده حکومت ایران

به گفته او، این “احساس گناهِ انباشته” در مواردی به خشم تبدیل می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که افراد حس می‌کنند صدایشان در جامعه میزبان چندان شنیده نشده یا تاثیرگذاری مطلوبی نداشته‌اند. این “تجربهِ نادیده‌انگاشته‌شدن” خود به منبعی تازه برای خشم بدل می‌شود.

با این حال، دامنه این خشم گسترده‌تر است. برخی نه‌فقط از آنچه در ایران رخ داده، بلکه از مواجهه مداوم با اخبار ضدونقیض، پیگیری وسواس‌گونه تحولات، شنیدن دیدگاه‌های سیاسی مخالف و فرسایش ناشی از جدل‌های بی‌پایان نیز خسته و خشمگین‌اند. مجموعه این عوامل، فشار روانی را تشدید و روابط فردی و اجتماعی را آسیب‌پذیرتر می‌کند.

با وجود اینکه بسیاری از ایرانیان خارج از کشور تنها از راه دور شاهد روزهای سیاه دی ماه بوده‌اند، تجربه‌های روانی حاصل از آن دست‌کمی از آسیب مستقیم ندارد. همان‌طور که مژگان کاهن، روانشناس ساکن بلژیک توضیح می‌دهد: «انسان موجودی اجتماعی است و محصول آن همدلی است؛ یعنی مشاهده این جنایات، حتی اگر مستقیما شامل ما نشود، احساسات انسانی ما را بیدار می‌کند و هرچه صحنه دهشتناک‌تر باشد، تاثیر روانی آن نیز عمیق‌تر است.»

او می‌افزاید، شدت و شکل این تجربه‌ها به ساختار روانی فرد بستگی دارد و از اضطراب و بی‌خوابی گرفته تا آسیب‌های جدی‌تر متغیر است.

نوروساینس و واکنش مغز به ترومای جمعی: تفاوت بزرگسالان و کودکان

دانش نوروساینس در سال‌های اخیر کمک کرده است تا بهتر بفهمیم مغز و روان انسان چگونه در مقابل فجایعی که شاهد آن بوده‌ایم، واکنش نشان می‌دهند. مژگان کاهن می‌گوید: «نوروساینس به ما کمک می‌کند تا تغییراتی را که در مغز در چنین شرایطی رخ می‌دهد، درک کنیم و بفهمیم این تجربه‌ها چگونه بر درون فرد و رفتار او با اطرافیان تاثیر می‌گذارد. همچنین می‌توانیم تفاوت واکنش‌ها بین بزرگسالان، نوجوانان و کودکان را بهتر بشناسیم.»

مغز انسان مجهز به سیستمی است که هنگام مواجهه با وضعیت ترسناک، معمولا به ما کمک می‌کند تا از محیط خطرناک فرار کنیم. کاهن توضیح می‌دهد: «تصور کنید اجداد ما در جنگل‌ها در مقابل حیوانی وحشی قرار می‌گرفتند؛ بخش خاصی از مغز به نام “آمیگدال” فعال می‌شد. این بخش احساس ترس را بیدار می‌کند، ضربان قلب را افزایش می‌دهد و ما را قادر می‌سازد از خطر فرار کنیم. معمولا پس از فرار، آمیگدال به فعالیت عادی بازمی‌گردد اما اگر ترس طولانی شود یا تجربه هراسناک گریزناپذیر باشد، اتصالات بین کورتکس پیشانی و بخش احساسی مغز (بخش لمبیک) دچار اختلال می‌شود و آمیگدال به مدت طولانی فعال می‌ماند.»

به گفته این روانشناس “تجربه‌های دهشتناک می‌توانند این اتصالات را کاهش دهند و باعث عوارض روانی مختلف شوند که در تروما مشاهده می‌کنیم؛ کاهش این اتصالات می‌تواند خود را در ابعاد گوناگون مانند خشم، اندوه و اضطراب شدید نشان دهد.”

کاهن درباره کودکان توضیح می‌دهد: «این اتصالات در کودکان هنوز کامل شکل نگرفته‌اند. سیستم مغزی کودک به‌دلیل تکامل نیافته، نه تنها توانایی کنترل هیجانات شدید را ندارد، بلکه تجربه این هیجانات می‌تواند بسیار شدیدتر و دردناک‌تر باشد. از این رو، مواجهه با ترس و اضطراب شدید یا خشونت بدنی و روانی، آسیب بیشتری به کودک می‌زند نسبت به بزرگسالانی که سیستم مغزی تکامل‌یافته‌تری دارند.»

مغز نوجوانان و حساسیت بیشتر به ترومای جمعی

اما همین مکانیزم در مغز نوجوانان که یکی از گروه‌های کلیدی این گزارش است، به شکل متفاوتی عمل می‌کند. کاهن توضیح می‌دهد: «در دوران نوجوانی، بخش کورتکس پیشانی یعنی جلوی مغز هنوز کامل رشد نکرده و بخش آمیگدال بسیار فعال است. همین باعث می‌شود نوجوانان در مواجهه با استرس و اتفاقات دردناک بسیار حساس باشند و احساسات شدیدی را تجربه کنند. تفاوت آنها با کودکان خردسال این است که اتصال بین بخش‌های احساسی و کورتکس بیشتر شکل گرفته اما هنوز بخش جلویی مغز به بلوغ کافی نرسیده است. در نتیجه، نوجوان نمی‌تواند به‌سادگی روی احساساتش نام بگذارد یا به اندازه یک انسان بزرگسال از عملکردهای منطقی و استدلالی برای آرام کردن خود بهره گیرد.»

این وضعیت درونی می‌تواند به شکل‌های مختلف در رفتار نوجوانان بروز پیدا کند. در برخی، احساسات شدید درونی باقی می‌مانند و نشانه‌های بیرونی چندانی ندارند اما در برخی دیگر، به صورت انفجاری از خشم، اندوه یا دیگر واکنش‌های بیرونی،و حتی مشکلات روان‌تنی مانند اختلالات خواب یا تغذیه، آشکار می‌شود.»

تاثیر روانی والدین؛ مراقبت از خود، کلید حمایت از فرزند

با درک چگونگی عملکرد مغز و واکنش آن در برابر رخدادهای شدید، می‌توان راحت‌تر به آنچه بین والدین و نوجوانان در یک ماه گذشته رفته است، پرداخت. به دلیل رشد ناقص مغز در کودکان و نوجوانان، این وقایع می‌توانند باعث شکنندگی‌های روحی در آنها شوند و در کنار آشفتگی روانی والدین، اضطراب کودک و نوجوان را تشدید کنند.

مژگان کاهن با تاکید بر تاثیر تزلزل روانی والدین بر وضعیت احساسی فرزندان توضیح می‌دهد: «متعادل شدن روابط در درجه اول به تلاش والدین برای مراقبت از خود و بهبود حالشان بستگی دارد.» او اضافه می‌کند: «همان‌طور که پیش‌تر گفتم، کودکان و نوجوانان سیستم مغزی کاملا توسعه‌یافته‌ای ندارند، بنابراین مهم است که تا حد امکان از قرار گرفتن در معرض ترس‌های بزرگ محافظت شوند اما در شرایطی که این تجربه‌ها خارج از کنترل ماست، نکته کلیدی این است که زمانی را به فرزند اختصاص دهیم و حس اعتماد ایجاد کنیم تا بتواند با ما گفتگو کند.»

کاهن تاکید می‌کند: «گفتگو با نوجوان همیشه آسان نیست اما توجه به تغییرات شدید رفتاری او اهمیت دارد؛ زیرا بسیاری از نوجوانان نیز در یک ماه اخیر تصاویری دیده یا تجربه کرده اند که ممکن است باعث تروما، افسردگی، اختلالات اضطرابی یا مشکلات روانی دیگر برایشان شود.»

اهمیت گفت وگو با نوجوانان؛ بازسازی اعتماد و تاب‌آوری در بحران‌های جمعی

اما گفت‌وگو نه تنها با نوجوانان می‌تواند در شرایط کنونی دشوار باشد، بلکه حتی در میان بزرگسالان نیز این روزها تبدیل به چالشی جدی شده است. ناهید کشاورز، روان‌درمانگر در این باره می‌گوید: «در تروماهای جمعی، اعتماد آسیب می‌بیند و ما نیاز داریم این اعتماد از دست رفته در روابط‌مان را دوباره بازسازی کنیم. البته این کار در خارج از کشور دشوارتر است، زیرا جامعه میزبان اغلب همدلی لازم با این وضعیت را ندارد و فرصت‌ابراز احساسات در محیط کار یا میان آشنایان محدود است. در چنین شرایطی، بسیار مهم است که احساسات‌مان را سرکوب نکنیم.»

او ادامه می‌دهد: «در مواجهه با ترومای جمعی یا سوگ جمعی، گذراندن این تجربه و ابراز احساسات اهمیت زیادی دارد. این می‌تواند در قالب گروه‌های کوچک دوستانه یا بازسازی روابط صورت گیرد؛ فرصتی برای شنیدن و درک احساسات یکدیگر فراهم کنیم و اگر امکان آن وجود ندارد، مراجعه به روانشناس می‌تواند بسیار مفید باشد.»

کاهن نیز در ارتباط با فرزندان بر اهمیت گفت‌وگو تاکید دارد و می‌گوید: «بسیاری از والدین در تلاش برای محافظت از نوجوانان، سکوت و خودداری از گفت‌وگو را انتخاب می‌کنند اما این انتخاب الزاما مناسب نیست. تبدیل احساسات به کلام یکی از سالم‌ترین روش‌ها برای درک خود و دیگری است و این ضرورت در نوجوانان بیشتر احساس می‌شود، چون هنوز توانایی کامل بیان احساسات خود را پیدا نکرده‌اند.»

به اعتقاد او، ایجاد فضایی برای تبادل نظر در مورد اتفاقات دردناک، به نوجوانان این امکان را می‌دهد که سوالات خود را مطرح کنند و از خلال این پرسش‌ها می‌توان به دنیای درونشان نزدیک‌تر شد، نگرانی‌های ذهنی‌شان را بهتر درک کرد و به آنها کمک کرد.

نباید فراموش کرد که دوران نوجوانی مرحله‌ای است که مغز انسان قابلیت “تفکر انتزاعی” را آغاز می‌کند و ذهن نوجوانان پر از سوال‌هایی درباره مرگ، زندگی و مفهوم “بودن” می‌شود که ممکن است هرگز مطرح نکنند.

به اعتقاد کاهن، “شاهد وقایع اخیر بودن و تلاقی آن با این دوران از زندگی یک نوجوان، این ضرورت را ایجاب می‌کند که او را با سوالات درونی‌اش تنها نگذاریم و باید دقت کنیم، بدبینی‌های فلسفی خود را در این برهه به آنها انتقال ندهیم.”

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این روانشناس ساکن بلژیک با مثالی عینی از سوی نوجوان‌های ایرانی که در مهاجرت بزرگ شده‌اند، ادامه می دهد: «چیزی که من در این نوجوان‌ها در این مدت مشاهده کرده‌ام این است که بسیار از صحنه‌های شجاعتی که از مردم و جوان‌های ایران دیده‌اند، سخن می‌گویند و این می‌تواند نشان دهد که آنها به چه میزان در اعمال انسان، در جستجوی معنا هستند. گفت‌و‌گوهایی که جستجوی معنا را در کنش‌های انسان‌ها در بردارد و می‌تواند به قابلیت تاب‌آوری ما و فرزندانمان یاری برساند.»

تاب‌آوری و مراقبت از خود؛ قهرمان نساختن از رنج در بحران‌های جمعی

و همان‌قدر که در مواجهه با فرزندان‌مان اهمیت دارد که چگونه عمل کنیم تا بتوانیم آنها را در عبور از این سوگ جمعی محافظت کنیم، به همان اندازه لازم است خودمان نیز نسبت به آنچه بر سرمان آمده آگاه باشیم.

ناهید کشاورز تاکید می‌کند، بسیار مهم است درباره احساسات‌مان نسبت به شرایط پیش‌آمده صحبت کنیم و آنها را سرکوب نکنیم. همچنین ضروری است که در این وضعیت، “از رنج‌بردن قهرمان‌سازی نکنیم.”

قهرمان‌سازی به این معنا که به دلیل اینکه در لحظات بحرانی حضور نداشتیم و فجایع را به طور مستقیم تجربه نکردیم، نخواهیم با رنج‌های خود در اینجا، قهرمانی از خود بسازیم.

در مواجهه با این ترومای سهمگین و آثار عمیقی که بدون شک بر روان و روح ما گذاشته است، آنچه اهمیت دارد این است که “تاب آوری” را در خود تقویت کنیم و با پذیرش واقعیت، راهی برای ادامه پیدا کنیم.

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

در شرایط جنگی چگونه از خود و خانواده‌ مراقبت کنیم؟

در شرایط جنگی چگونه از خود و خانواده‌ مراقبت کنیم؟

درگیری‌های نظامی، حتی زمانی که اهداف مورد حمله ماهیت نظامی دارند، می‌تواند پیامدهای بسیاری برای شهروندان عادی داشته باشد. این گزارش به توصیه‌های نهادهای بین‌المللی به شهروندان در شرایط جنگی می‌پردازد.افزایش تنش‌های سیاسی در برخی مناطق جهان و به‌ویژه جنگ در ایران همراه...

ایران پساخامنه‌ای بر سر چندراهی قدرت؛ سناریوهای محتمل

ایران پساخامنه‌ای بر سر چندراهی قدرت؛ سناریوهای محتمل

نماد جمهوری اسلامی پساخمینی، عالی‌ترین نماینده آن و دشمن سرسخت غرب، اکنون مرده است. اسرائیل و آمریکا در حمله‌ای هدفمند علی خامنه‌ای را کشتند. غیاب او برای ایران و منطقه چه معنایی دارد؟ سناریوهای احتمالی کدامند؟قدرتمندترین مرد ایران که دهه‌ها جمهوری اسلامی را با مشت...

حمله به ایران؛ تشدید تنش‌ها برای اسرائیل چه معنایی دارد؟

حمله به ایران؛ تشدید تنش‌ها برای اسرائیل چه معنایی دارد؟

پس از حمله آمریکا و اسرائیل، ایران با ضدحمله‌هایی به پایگاه‌های آمریکا و اهدافی در داخل اسرائیل واکنش نشان داده است. تا اینجا بسیاری از اسرائیلی‌ها پشت سیاست‌های دولت خود ایستاده‌اند، اما صداهایی انتقادی هم شنیده می‌شود.در روز شنبه ۲۸ فوریه حدود ساعت هشت صبح به وقت...