در روزهای آغازین سال ۲۰۲۶، در بحبوحه سرکوب بیسابقه اعتراضات در ایران و هشدارهای چندباره ترامپ درباره حمله به ایران در صورت کشته شدن متعرضان، خاورمیانه بار دیگر خود را در لبه پرتگاه رویارویی نظامی تمامعیار میبیند.در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با ادبیاتی تند و تهدیدآمیز از “روی میز بودن تمامی گزینهها” علیه جمهوری اسلامی در صورت کشتار معترضان در اعتراضات سراسری یا اعدام آنها بارها سخن گفته و به تازگی ناو هواپیمابر اتمی “یواساس آبراهام لینکلن” را راهی آبهای منطقه کرده است، جبههای متحد از همسایگان ایران، از ریاض و دوحه تا مسقط و قاهره و آنکارا، در تلاشی بیسابقه برای مهار این تهدید به پا خاستهاند.
این تکاپوی دیپلماتیک که در گزارشهای فایننشال تایمز، رویترز، نیویورک تایمز و دیگر رسانههای جهان بازتاب یافته، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در محاسبات منطقهای است. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که سالها از نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی نگران بودند، اکنون در چرخشی آشکار، بقای یک ایرانِ ضعیف و مهارشده را به فروپاشی ناگهانی یا وقوع یک جنگ ویرانگر ترجیح میدهند. آنها به خوبی آگاهند که هرگونه جرقه نظامی در پیرامون تنگه هرمز، نهتنها زیرساختهای انرژی و اقتصاد جهانی را به آتش میکشد، بلکه میتواند موجی از بیثباتی، مهاجرت و “سوریهای شدن” ایران را به دنبال داشته باشد که مرزهای آنها را نیز در مینوردد.
در حالی که مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، ترامپ را “مرد عمل” میخواند، همسایگان ایران در حال ترسیم خطوط قرمزی هستند که نشان میدهد امنیت کشورهای منطقه به شکلی تفکیکناپذیر به یکدیگر گره خورده است. آنها از یک سو نگران “بازی آخرالزمانی” تهران و هدف قرار گرفتن تاسیسات حساس خود هستند و از سوی دیگر، از منظر ژئواکونومیک، از وضعیت کنونی ایران (بهعنوان یک رقیب فرسوده و منزوی) سود میبرند.
نشریه فایننشال تایمز روز پنجشنبه ۱۵ ژانویه به نقل از سه منبع نزدیک به دولتهای عربی گزارش داد که تنشها میان ایالات متحده و ایران در پی تلاشهای دیپلماتیک، از جمله گفتگوهای مستقیم میان تهران و واشنگتن، کاهش یافته است.
بیشتر بخوانید: رسانهها: ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خاورمیانه اعزام شده است
بر اساس این گزارش، کشورهای عربستان سعودی، ترکیه، قطر، عمان و مصر از دولت ترامپ خواستهاند که خویشتنداری به خرج دهد و نسبت به آسیبهای احتمالی به همسایگان ایران در صورت وقوع حمله نظامی هشدار دادهاند. یک مقام عرب در این باره گفت: «در حال حاضر وضعیت آرام شده است و ایالات متحده به گفتگوها با ایران زمان میدهد.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
همزمان، خبرگزاری رویترز گزارش داد که سطح هشدار در پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر کاهش یافته است. به طوری که هواپیماهایی که روز چهارشنبه از این پایگاه تخلیه شده بودند در حال بازگشت هستند و به پرسنل نظامی اجازه بازگشت داده شده است. همچنین گزارش شده است که عربستان سعودی به تهران اطمینان داده که در درگیری احتمالی مداخله نخواهد کرد و اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای حمله به ایران نخواهد داد.
با این حال، یک منبع آگاه هشدار داد که گزینه نظامی همچنان روی میز است و «ترامپ آماده است تا ماشه را بکشد و اعلام کند که این آرامش تنها یک بلوف است”؛ او به دنبال نتیجهای سریع و واضح، مشابه آنچه در ونزوئلا به دست آورد، است.
جمهوری اسلامی، رقیبی فرسوده برای همسایگان
به زعم کارشناسان، سیاست کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس (عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، بحرین و عمان) و نیز ترکیه در قبال بقای حکومت ایران، نه بر پایه همسویی ایدئولوژیک یا نزدیکی سیاسی، بلکه مبتنی بر یک محاسبه عقلانی ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک شکل گرفته است. از این منظر، جمهوری اسلامی بهعنوان یک نظم سیاسی ایدئولوژیک، تحریمشده، منزوی و دچار فرسایش نهادی، نه یک تهدید بالفعل مهارنشدنی، بلکه یک “رقیب کنترلشده و فرسوده” برای همسایگان ایران تلقی میشود.
بیشتر بخوانید: حمله آمریکا به ایران؛ تغییر رژیم یا بازی پرهزینه قدرتها؟
احمد علوی، استاد دانشگاه و پژوهشگر اقتصادی در گفتگو با دویچه وله فارسی در این باره معتقد است: «از سال ۱۹۷۹، سیاستهای تقابلی، ضدادغام و گفتمان رژیم تهران، ایران را از یک قدرت بالقوه منطقهای به اقتصادی نیمهفلج، رانتی و وابسته تنزل داده و پیامد مستقیم این وضعیت، خروج ساختاری سرمایه، مهاجرت گسترده نیروی انسانی متخصص، و زوال توان رقابت ژئواکونومیک ایران بوده است.»
به گفته او، بدین ترتیب، ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی عملا به یک صادرکننده ناخواسته سرمایه و نیروی انسانی تبدیل شده است؛ فرآیندی که کشورهای همسایه نهتنها از آن آسیب ندیدهاند، بلکه بهصورت سیستماتیک از آن منتفع شدهاند.
علوی در ادامه میافزاید: «در این چارچوب، تلاش برخی از این کشورها برای جلوگیری از تقابل نظامی مستقیم آمریکا با حکومت ایران یا فروپاشی ناگهانی آن، بیش از آنکه ریشه در ثباتخواهی یا ملاحظات انسانی داشته باشد، ناشی از نگرانی عمیق نسبت به پیامدهای ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک ظهور یک ایران نرمال، پساایدئولوژیک و ادغامشده در نظم جهانی است.»
در ادبیات ژئواکونومی، هدف بازیگران منطقهای الزاما نابودی رقیب نیست؛ بلکه در بسیاری موارد، حفظ رقیب در وضعیت ضعف مزمن، انزوای جهانی، وابستگی ساختاری و ناتوانی در رقابت اقتصادی، مطلوبتر تلقی میشود.
به گفته این استاد دانشگاه، حکومت ایران دقیقا چنین وضعیتی را برای همسایگان ایران ایجاد کرده است: نظمی سیاسی که تنش میآفریند، اما فاقد ظرفیت تبدیل این تنش به قدرت اقتصادی، نهادی یا فناورانه است. از این منظر، رژیم تهران نهتنها مانعی برای توسعه ایران، بلکه ابزاری ناخواسته در خدمت تثبیت موازنه قدرت مطلوب همسایگان محسوب میشود.
بیشتر بخوانید: احتیاط اسرائیل در قبال حمله احتمالی آمریکا به جمهوری اسلامی
این در حالیست که به عقیده کارشناسان اقتصادی، فرار سرمایه از ایران که به طور مستقیم ناشی از ناامنی حقوق مالکیت، تورم مزمن، تحریمها و بیثباتی سیاسی حکومت ایران است، طی دههها به یکی از منابع انباشت سرمایه برای همسایگان تبدیل شده است. در این میان امارات متحده عربی، ترکیه و بهویژه دوبی، عملا نقش سوپاپ خروج سرمایه از اقتصاد ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را ایفا میکنند. به این ترتیب، بخش قابلتوجهی از بازار املاک، خدمات مالی و تجارت واسطهای ترکیه و دوبی، متکی بر سرمایههایی است که در صورت وجود یک دولت دمکراتیک و توسعهگرا در ایران، میتوانستند در داخل کشور به کار گرفته شوند. ترکیه نیز با اعطای اقامت و تابعیت از طریق خرید ملک، سرمایههای سرگردان ایرانی را جذب کرده و از آنها برای تحریک بازار مسکن، ارز و خدمات خود بهره میبرد. این روند، همزمان موجب تضعیف ظرفیت انباشت سرمایه در ایران میشود.
مهاجرت گسترده متخصصان ایرانی، یارانه آموزشی رایگان برای همسایگان
به گفته احمد علوی، بعلاوه مهاجرت گسترده متخصصان ایرانی شامل پزشکان، پرستاران، مهندسان، پژوهشگران و نیروهای فناوری اطلاعات، پیامد مستقیم ناتوانی جمهوری اسلامی در ایجاد افق شغلی، امنیت اجتماعی و امکان پیشرفت حرفهای است. این مهاجرت، نوعی یارانه آموزشی پنهان برای کشورهای مقصد ایجاد میکند. به طوری که ترکیه و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، بدون پرداخت هزینههای بلندمدت آموزش، از نیروی انسانی آمادهبهکار و نسبتا ارزان بهرهمند میشوند. همزمان، این روند موجب تخریب ظرفیت نوآوری، تولید دانش و رقابتپذیری ایران میشود. بدینترتیب، بقای جمهوری اسلامی به تضعیف بلندمدت بنیان انسانی ایران و تقویت رقبای منطقهای آن منجر میشود.
از سوی دیگر، تحریمها و انزوای بانکی، که به طور مستقیم محصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی است، ایران را به بازاری نیمهبسته و وابسته بدل کرده است. در چنین شرایطی، به گفته علوی، تجارت خارجی ایران عمدتا به کشورهای همسایه محدود میشود؛ کشورهایی که در موقعیت برتر چانهزنی قرار دارند و میتوانند مسیرها، قیمتها و شرایط مبادله را تعیین کنند.
ترکیه و امارات با ایفای نقش واسطه در دور زدن تحریمها، نهتنها سود اقتصادی کسب میکنند، بلکه وابستگی ساختاری ایرانِ تحت حاکمیت جمهوری اسلامی را بازتولید میکنند. این وضعیت، مانع از تبدیل ایران به یک هاب مستقل ترانزیتی، مالی یا صنعتی در منطقه میشود.
به گفته این پژوهشگر اقتصادی، یک ایران پساولایی، با دسترسی به سرمایه جهانی، فناوریهای نوین، بازارهای انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز، میتواند به رقیبی جدی برای ترکیه و حتی برخی کشورهای خلیج فارس تبدیل شود. بقای جمهوری اسلامی، این سناریو را عملا مسدود کرده است. از این رو، بسیاری از بازیگران منطقهای ترجیح میدهند با ایرانِ ضعیف تحت حاکمیت جمهوری اسلامی مواجه باشند تا با ایرانی نرمال، توسعهگرا و رقابتپذیر.
نگرانی همسایگان از “بازی آخرالزمانی” جمهوری اسلامی
تحلیلگران سیاسی نیز معتقدند که انگیزه کشورهایی از جمله عربستان، مصر، امارات، ترکیه و قطر برای جلوگیری از حمله آمریکا به ایران این است که این حمله آیندهای غیر قابل پیشبینی ایجاد میکند و مشخص نیست که جمهوری اسلامی به آن چه واکنشی نشان دهد.
مهرداد فرهمند، تحلیلگر مسائل خاورمیانه در این باره به دویچه وله فارسی میگوید: «این حمله میتواند باعث شود که جمهوری اسلامی سر خشم بیاید و وارد فازی شود که معروف به بازی آخرالزمانی است. در این زمان است که میتواند امنیت همسایگانش از جمله کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را تهدید کند، آنهم با اقداماتی از جمله بستن تنگه هرمز یا هدف قرار دادن جدی پایگاههای آمریکایی و همراه با آنها حتی تاسیسات نفتی همسایگان جنوبی حاشیه خلیج فارس. این کشورها به شدت آسیبپذیرند.»
به گفته او، حتی این اتفاق هم اگر نیفتد، پیشبینی که میتوان در مورد پیامدهای حمله آمریکا و سست شدن قبضه امنیتی جمهوری اسلامی کرد، این است که وضعیتی مانند سوریه در ایران پیش بیاید. زیرا به محض این که نیروهای نظامی ایران توان کنترل کشور را از دست بدهند، اولین اتفاق این است که بخشهایی از مردم در ایران از طریق واردات اسلحه، مسلح خواهند شد. در این شرایط، فعال شدن برخی گروههای مسلح، میتواند کشور را به سمت سوریهای شدن ببرد و کشوری با جغرافیای ایران اگر بخواهد دچار بینظمی و هرج و مرج شود، حتما امنیت همسایگانش هم به خطر میافتد.
بیشتر بخوانید: روایت واشنگتنپست از سناریوهای “پرخطر” ترامپ برای حمله به ایران
کشورهای همسایه ایرانی مانند عراق در سالهای بعد از جنگ خلیج فارس میخواهند
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه نیز در تائيد اظهارات احمد علوی تاکید میکند که همسایگان ایران در صورت ضعیف ماندن جمهوری اسلامی این اطمینان را حاصل میکنند که تهدیدی شامل حال آنها نخواهد شد و حتی از نظر اقتصادی نیز به سودشان خواهد بود.
فرهمند میافزاید: «قطر از منابع گازی مشترک با ایران به راحتی بهرهبرداری میکند در حالی که ایران به دلیل فرسوده بودن زیرساختها و عدم سرمایهگذاری و تحریمها امکان بهرهبرداری از این منابع را ندارد و این به سود قطر است.»
به گفته او، همسایگان ایران، این کشور را در وضعیتی شبیه به صدام حسین، حاکم سابق عراق بعد از جنگ خلیج فارس در فاصله ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۳ ترجیح میدهند، زمانی که کشور عراق کشوری ضعیف بود و خطری برای کشورهای همسایه نداشت. در آن زمان وقتی آمریکا به عراق حمله کرد، این نظم به هم ریخت، عراق به کانون بحران تبدیل شد و بحرانش همسایگان را تحت تاثیر قرار داد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
تحلیلگر مسائل خاورمیانه در پایان میافزاید: «آنها حتی حاضرند میان ایران و آمریکا نقش میانجی را ایفا کنند. البته اگر جمهوری اسلامی به توافقی برسد که سیاستهایش را تغییر دهد و تحریمها علیه آن لغو شود، به هیچ وجه مطلوب کشورهای همسایه ایران نیست. در نتیجه این کشورها به یک نوع توافق نیمبند که در آن جمهوری اسلامی به شکلی ضعیف بتواند به حیات خود ادامه دهد بیشتر راضی هستند.»

0 Comments