بیمارستانهای ایران در دیماه نه پناهگاه که صحنهای از ترس، تصمیمهای جانکاه و فشار امنیتی شدند. مجروحان میان درمان و امنیت در تعلیق ماندند؛ کمبود تجهیزات پزشکی و حضور نیروهای حکومتی، کادر درمان را به نبردی دوگانه کشاند.«اون شبها دیگه اورژانس، اورژانس نبود. بیشتر شبیه خط مقدم بود. مجروح گلولهای میآوردن، همزمان باید حواسمون به این میبود که کی داره از پشت سر نگاهمون میکنه. بعضیها رو اصلاً ثبت نمیکردیم، فقط پانسمان میکردیم و میفرستادیم برن.»
«مجروحها التماس میکردن اسمشون تو سیستم نره. میگفتن اگه بمونیم، فردا دیگه زنده نیستیم. بعضیها حتی حاضر نبودن مسکن بگیرن، فقط میخواستن زودتر برن.»
«یکی از دوستام بهم زنگ زد، با صدای لرزون گفت دو نفر از بچهها مجروح شدن. تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که گفتم بهشون بگو خودشون رو بزنن به مردن که تیر خلاص نخورن و سریع بیارنشون بیمارستان امام حسین.»
«گاز استریل کم بود، خون کم بود، ولی بیشتر از همه اعصابمون کم بود. همزمان با بخیه زدن، گوشمون به در بود ببینیم کی وارد میشه.»
بیمارستانها و مراکز درمانی معمولا آخرین پناه مجروحاناند؛ جایی که باید میان مرگ و زندگی، تنها معیار تصمیمگیری نجات جان باشند. اما در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، برای بسیاری از مجروحان، درهای بیمارستان نه بهمعنای حس امنیت، که آغاز ترسی تازه بود. روایتهای کادر درمان نشان میدهد که مراکز درمانی در روزها و شبهای اوج سرکوب معترضان، به فضاهایی دوگانه تبدیل شدند و کارکرد امن و بیطرف خود را از دست دادند.
بیشتر بخوانید: جامعهای سرگردان میان اجساد؛ خشم و انتقام یا عدالتجویی و دادخواهی؟
این گزارش، در گفتگو با دو پزشک در خارج از ایران که در تماس مستقیم با پزشکان و پرستاران داخل ایران بودند، تصویری از بحرانی کمتر دیدهشده ارائه میدهد: جایی که کمبود تجهیزات، فشار امنیتی و ترس دائمی، بیمارستانها را از کارکرد اصلی خود دور کرده و مجروحان اعتراضات را میان دو انتخاب ویرانگر رها کرد؛ درمان به بهای بازداشت، یا ماندن در خفا به بهای از دست دادن جان یا عضو.
پروفسور امیر مبارز پرستا جراح چشم و مدیر مرکز چشم پزشکی مونیخ است. او علاوه بر کار بالینی، در حمایتهای پزشکی مرتبط با حقوق بشر برای قربانیان خشونتهای سیاسی فعالیت داشته است. در جریان جنبش مهسا امینی، او و تیمش بیش از ۴۰ بیمار آسیبدیده از ناحیه چشم را که تحت تعقیب سیاسی در ایران بودند، درمان کردند. از آن زمان، او توانسته است از یک شبکه مستقر از پزشکان در ایران و جوامع دور از وطن برای حمایت از مستندسازی پزشکی و تداوم مراقبت از قربانیان خشونتهای مرتبط با تظاهرات در ایران استفاده کند.
او در گفتگو با بخش فارسی دویچه وله به آمار کشته شدگان و مجروحان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تا روز سوم بهمن ماه (۲۳ ژانویه) اشاره میکند. آمارهایی که به گفته او، منابعشان قابل اعتماد تلقی میشوند زیرا از پرسنل خط مقدم از جمله پزشکان، پرستاران، کارکنان بیومدیکال/فناوری پزشکی، و پیمانکاران بیمارستانی که به طور مستقیم در معرض حجم مراجعات و کمبودها هستند، دریافت شدهاند.
با این حال دکتر پرستا تاکید میکند که آنچه در اختیار داریم، اعداد ثبتشده در بیمارستانها و مراکز درمانی مرجع است که از شبکهای از پزشکان و کادر درمان بهصورت تجمیعی گزارش شدهاند. بنابراین این دادهها، حداقل قابلاتکا را نشان میدهند، نه کل ابعاد واقعیت: «در سطح بیمارستانها، اطلاعات مربوط به پذیرش، اورژانس، جراحی، ICU و پروندههای بالینی ثبت میشود. اما به دلیل قطع اینترنت در روزهای اعتراض، فشارهای امنیتی، ترس از ثبت رسمی برخی موارد و نبود دسترسی آزاد به سامانههای ملی، عدد واحد و کشوری قابل ارائه نیست.»
بر این اساس، تعداد کشتهشدهها تا تاریخ سوم بهمن ماه ۳۳ هزار و ۱۳۰ نفر و تعداد آسیبهای چشمی ۲۹ هزار و ۲۹۴ نفر بوده است. همچنین تعداد بازماندگان مصدوم (برآورد شده با استفاده از آسیبهای چشمی به عنوان ۳۰ درصد از کل آسیبها)، ۹۷ هزار و ۶۵۴ نفر عنوان شده است.
بیشتر بخوانید: هشدار رییس مرکز چشمپزشکی مونیخ: آسیبدیدگان چشمی از خوددرمانی اجتناب کنند
این در حالیست که خبرگزاری هرانا در گزارش خود از روز سیوپنجم آغاز اعتراضات،
مجموع جانباختگان تائیدشده را ۶۷۱۳ نفر عنوان کرده بود.
طبق این گزارش، از این تعداد ۶۳۰۵ نفر بهعنوان “معترضان” جان خود را از دست دادهاند و ۱۳۷ نفر از جانباختگان در رده “کودکان زیر ۱۸ سال” ثبت شدهاند.
هرچند حکومت ایران تعداد معترضان کشته شده را بسیار کمتر و تنها “۳ هزار و ۱۱۷ نفر” اعلام کرده و مدعی شده است که ۲ هزار و ۴۲۷ نفر از آنها غیرنظامیان و نیروهای امنیتی و بقیه “تروریست” بودهاند.
کمبود شدید فرآوردههای خونی، مهمترین بحران بیمارستان ها در روزهای سرکوب
دکتر پرستا در پاسخ به این پرسش که مهمترین بحران کادر درمان در اوج روزهای سرکوب معترضان چه بود، توضیح میدهد: «چند مشکل بهطور مکرر گزارش شدهاند که مهمترین آن کمبود شدید و بحرانی خون و فرآوردههای خونی بوده است. پزشکان گفتهاند در مواردی بیماران قابل نجات بودهاند اما به دلیل نبود خون جان خود را از دست دادهاند. در برخی مراکز حتی کادر درمان شخصا خون اهدا کردهاند. در بسیاری موارد نیز کادر درمان از تزریق خون به معترضان منع شدهاند با وجود این کادر سلامت در این جبهه ۲۴ ساعته جنگیدند.»
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
علاوه بر این، به گفته او، فشار امنیتی (حضور نیروهای حکومتی در بیمارستانها، ایجاد ترس، اختلال در ثبت پروندهها)، موج همزمان مجروحان همراه با کمبود تخت، اتاق عمل و ICU، فرسودگی شدید کادر درمان به دلیل شیفتهای کاری ۲۴ ساعته و در برخی نقاط کشور کمبود مقطعی دارو و تجهیزات مصرفی، بهویژه در حوزه تروما، گزارش شده است.
مدیر مرکز چشم پزشکی مونیخ توضیح میدهد که طبق روایتهای بالینی، بهخصوص در روزهای اوج اعتراضات، وضعیت بسیاری از مراکز درمانی شبیه “حادثه جمعی یا فاجعه” توصیف شده است: «اورژانسها در مدت کوتاهی پر شدند، تریاژ بسیار سریع و دشوار بوده و بیمارستانها در برخی شهرها عملاً بیش از ظرفیت فعالیت کردهاند.»
دکتر محمدکاظم عطاری، پزشک و پژوهشگر پزشکی اجتماعی ساکن آمریکا نیز در گفتگو با دویچه وله فارسی با این توضیح که بیمارستانها آمادگی قبلی برای حجم معترضان کشتهشده و مجروحان را نداشتند، توضیح میدهد: «این مراکز با حجم بالای مجروحانی رو به رو شدند که نیاز به اقدام فوری داشتند در حالی که تجهیزات مراکز درمانی مسلما برای این حجم از بحران در ساعات اولیه آماده نبود. به همین دلیل همکاران ما باید انتخاب میکردند که کدام مجروح را ابتدا تحت درمان فوری قرار دهند. در این میان زمانی که به سراغ مجروح بعدی میآمدند تا او را به اتاق عمل ببرند، او دیگر جانش را از دست داده بود.»
تبدیل شدن بیمارستانها به محیطهای ناامن
در حالی که گزارشهای زیادی مبنی بر فشار و حتی تهدید کادر درمان ایران برای درمان نکردن معترضان مجروح منتشر شده، سازمان نظام پرستاری ایران روز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه با انتشار بیانیهای اعلام کرد که کادر درمان در مداوای بیماران و مجروحان تعهدی حرفهای داشته و وظایف خود را “با مسئولیتپذیری، ایثار، فداکاری و نوعدوستی” انجام داده است.
در این بیانیه آمده است که از “اولین ساعات وقوع حوادث تلخ هجدهم و نوزدهم دیماه همراه با دیگر کارکنان نظام سلامت با حضور شبانهروزی در مراکز درمانی سراسر کشور بدون هیچگونه تبعیض و سوگیری به مراقبت و درمان مجروحان و آسیبدیدگان پرداختند و شرایط بسیار سخت و فشار کاری و روانی زیادی را متحمل شدند.”
به گفته شاهدان عینی، ماموران انتظامی با حمله به بیمارستانها برخی از مجروحان را کشته و برخی را با زور بازداشت کردهاند. در برخی موارد مقاومت کارکنان بیمارستانها نه تنها بیثمر بوده، بلکه سبب بازداشت کادرهای درمانی شده است.
در این بیانیه همچنین آمده است: «متاسفانه در این حوادث سه نفر از جامعه شریف پرستاری در محل کار یا در حین عزیمت به بیمارستان یا اتمام شیفت و برگشت به منزل به شهادت رسیدند و حداقل سه نفر هم دچار جراحاتی شدند که تحت مداوا هستند.»
سازمان حقوق بشر ایران نیز گفته است که بازداشت و سرکوب پزشکان و کادر درمان از سوی ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف همچنان ادامه دارد. این سازمان حقوق بشری پیش از این گزارش داده بود که ماموران به منازل و محل کار پزشکان و کادر درمانی که در درمان معترضان مجروح کمک کردهاند هجوم برده و آنان را با خشونت بازداشت کردند.
طبق گزارشها ماموران امنیتی پس از آن که دریافتند برخی پزشکان و کادر درمان در بیمارستانها مجروحان را رایگان پذیرش کرده و مورد عمل جراحی قرار دادهاند، با هجوم به منازل یا محل کار آنها برخی را بازداشت کردند.
دکتر پرستا در این خصوص توضیح میدهد: «بر اساس گزارش همکاران داخل ایران، در برخی مراکز امنیت کاملا به خطر افتاده بود. مواردی نیز از حضور نیروهای امنیتی داخل یا اطراف بیمارستانها، ایجاد ترس از شناسایی و بازداشت، و حتی فشار برای محدود کردن درمان یا انتقال مجروحان گزارش شده است. در بعضی شهرها، ورود نیروها به بخشهای حساس مانند مسیرهای نزدیک ICU یا اتاق عمل نیز مطرح شده است. به همین دلیل، در مواردی پزشکان تلاش کردهاند درمان و ترخیص بیماران با حداقل ردپا انجام شود.»
به گفته او، حضور نیروهای امنیتی در بیمارستانها باعث ترس بیماران و خانوادهها و در نتیجه تاخیر در مراجعه، فشار روانی شدید بر کادر درمان، اختلال در پذیرش و ثبت پروندهها و افزایش درمانهای کمسروصدا یا انتقالهای سریعتر برای کاهش خطر شده است.
دکتر عطاری نیز در این باره میگوید: «نیروهای امنیتی مانع این میشدند که پزشکان از خودگذشتگیهای بیشتری بتوانند نشان بدهند و این باعث این شده بود که پزشکان یا کادر درمان در ۲ جبهه درمان و مقاومت در برابر نیروهای امنیتی بجنگند.»
بیشتر بخوانید: هشدار عفو بینالملل نسبت به خطر اعدام و شکنجه بازداشتشدگان اعتراضات
دکتر عطاری تاکید میکند که ما در حال حاضر فهرست بسیار بلند بالایی از احضار و بازداشت پزشکان و پرستاران داریم که اگرچه برخی از آنها از بازداشت آزاد شدهاند ولی برخی همچنان در بازداشت به سر میبرند.
به گفته دکتر عطاری، کمبود تجهیزات پزشکی و کمبود خون بخصوص در ساعات اولیه کشتار معترضان خیلی زیاد بود. در این میان نیروهای امنیتی بسیاری از مجروحان را به فضاهای امنیتی مثل بازداشتگاهها میبردند و بعد جسد آنها تحویل داده میشد، آنهم با اصابت تیر خلاص. نمونههای این اجساد هم دیده شده که با دستان بسته در پیشانیشان، جای گلوله دیده میشود.
این پژوهشگر پزشکی اجتماعی ادامه میدهد: «اینها نشان میدهد که متأسفانه این سبوعیت و وحشیگری نیروهای حکومتی به کشتن و به گلوله بستن ختم نشده و مجروح ربایی و ربودن مجروحان از بیمارستان یا سر به نیست کردن آنها هم وجود داشته به طوری که جنازههای برخی از آنها بعدها در گوشههای خیابان یا در سردخانههای پزشکی قانونی پیدا شده است.»
به گفته او، در مورد مجروحان متاسفانه عدم امنیت در مراکز درمانی باعث شد که بسیاری از آنها در خانهها و یا دیگر اماکن امن درمان خود را ادامه دهند، اتفاقی که باعث شده ما گزارشهایی از عفونتهایی که بعد از یکی ۲ هفته چه در پوست، جه در چشم، چه در نواحی تناسلی و … بروز کرده و باعث مشکلات ثانوی شده دریافت کنیم.
دکتر عطاری ادامه میدهد: «متاسفانه در کنار همه این گزارشهای تلخ، ما همچنان شاهد بیعملی و عدم انجام هیچ اقدامی توسط سازمان نظام پزشکی هستیم که آن هم بازوی حکومت است و تاکنون هیچ حمایتی از پزشکان، امنیت آنها و یا روند روند طبیعی درمان مجروحان نداشته است.»
آسیبهای چشمی، شایعترین آسیبها در میان مجروحان
جمعی از پزشکان و متخصصان چشم روز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه با انتشار بیانیهای، نسبت به افزایش آمار نابیناییهای دائمی و آسیبهای غیرقابل برگشت چشمی در میان معترضان (بهویژه جوانان) هشدار دادند.
آنها تأکید کردند که این جراحات ناشی از استفاده گسترده و بیضابطه از تفنگهای ساچمهزن است که به طور مستقیم صورت و چشم شهروندان را هدف قرار میدهد.
این بیانیه با استناد به سخنان علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۸ که نابینا شدن یک دانشجو در جریان اعتراضات این سال را “ظلم بزرگ و جنایت” خوانده بود و همچنین مواضع رسمی حکومت در محکومیت پلیس فرانسه، این پرسش را مطرح کرد که چرا عملی که در خارج از کشور جنایت محسوب میشود، در داخل کشور به راحتی اعمال و توجیه میشود.
بیشتر بخوانید: موج بازداشت پزشکان به دلیل امدادرسانی به مجروحان اعتراضات
پزشکان در این بیانیه تأکید کردهاند که کور کردن انسانها تحت هیچ شرایطی ابزار کنترل نیست، بلکه مصداق بارز شکنجه، نقض کرامت انسانی و عملی مجرمانه است که نه با شرع، نه با قانون و نه با اخلاق پزشکی سازگاری دارد.
دکتر پرستا نیز تائيد میکند که آسیبهای سر و صورت (بهویژه چشم و اطراف چشم) از جمله شایعترین آسیبها در میان مجروحان اعتراضات اخیر بوده و بعد از آن جراحات گردن و نیمتنه فوقانی (قفسه سینه و شکم)، زخمهای ناشی از گلوله، ساچمه یا شاتگان با آسیبهای چند ترکشی، خونریزیهای شدید و شکستگیها گزارش شدهاند. در برخی مناطق نیز مواردی از آسیبهای ناشی از شلیک مستقیم گلوله جنگی گزارش شده است.
او ادامه میدهد: «طبق آخرین اطلاعات، آمار مجروحان چشمی حدود ۳۰ هزار نفر از گزارش مکتوب بیمارستانها است. مقدار زیادی از چشمها قابل ترمیم نیستند و به تخلیه کشیده شدند و مقدار زیادی ممکن است در آینده تخلیه شوند.»
به گفته دکتر عطاری بعد از جراحات چشمی، گزارشهایی از جراحت شدید با گلوله جنگی و بریدگی با کاتر نیز گزارش شده بود.
آیا ماجرای تزریق پتاسیم به بازداشتیها و مرگ آنها واقعیست؟
طی روزهای اخیر در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی بسیاری از کاربران به نقل از وکلا و پزشکان داخل ایران گزارشهایی مبنی بر تزریق پتاسیم به معترضان بازداشت شده ارائه دادهاند. در این گزارشها که به سرعت در فضای مجازی در حال پخش است، ادعا شده که به برخی از بازداشتشدگان قبل از آزادی، مواد مشکوک تزریق شده و یا آنها مجبور به خوردن این مواد شدهاند، روشی که از دیرباز توسط سرویسهای امنیتی روسیه در دوران استالین استفاده میشده است.
دکتر عطاری در پاسخ به صحت و سقم چنین گزارشهایی توضیح میدهد: «مسلما مجروحان و زندانیان در معرض موادی قرار گرفتند که تاثیرات جسمی و روحی و مرگهای بعد از آزادی داشتهاند. اما به طور مشخص در مورد پتاسیم باید گفت که این یک گزارش بسیار گمراهکننده است، چون پتاسیم در دوزهای بالا بالافاصله باعث مرگ میشود به دلیل این که آریتمی قلبی ایجاد میکند و به طور مستقیم بر سیستم الکتریکی قلب اثر میگذارد و باعث ایست قلبی و مرگ ناگهانی میشود.»
به گفته دکتر عطاری، پتاسیم اگر در دوزهای پایین تزریق شود، بدن در وضعیت نرمال مکانیسم دفع دارد و آن را از طریق کلیهها دفع میکند و خطری ایجاد نمیشود.
این پژوهشگر پزشکی اجتماعی تاکید میکند: «من در مورد این گزارش کمی مشکوکم که چرا منتشر شده و چه مدارکی درباره آن وجود داشته است. بنابراین اظهارنظری در مورد رد یا تائید آن نمی کنم زیرا نمیخواهم باعث شود درباره همه گزارشها در این خصوص علامت سوالی ایجاد شود.»
بسیاری از شاهدان عینی گفتهاند که در اوج اعتراضات دیماه ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، همزمان با شلیک گلوله به معترضان، از گازهای اشکآور و مواد شیمیایی استفاده کردهاند که باعث بروز طیفی از آسیبهای شدید جسمی، تنفسی و حرکتی در معترضان شده است.
این آسیبها در مواردی معترضان را بهطور ناگهانی از حرکت بازداشته و به گفته شاهدان، آثار آن فراتر از گازهای اشکآور متعارف بوده است.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
شاهدان گفتهاند این گازها نهتنها موجب سوزش چشم، پوست و ریه شده، بلکه با اختلال حاد تنفسی، سرفههای پیدرپی، خون بالا آوردن، سرگیجه، بیحالی ناگهانی و از حال رفتن سریع، از دست دادن تعادل و ناتوانی در ادامه حرکت همراه بوده است.
آنها تاکید کردهاند شدت علائم و ماندگاری آثار آنها با تجربههای پیشین از گاز اشکآور تفاوت داشته است.
بیشتر بخوانید: تشدید فشارهای امنیتی علیه بهائیان در ایران از زمان آغاز خیزش سراسری
به گفته دکتر عطاری، این موضوع را نمیتوان نقض کرد که در اعتراضات قبلی نیز موادی برای معترضان استفاده میشده است و هم اکنون ما در حال بررسی مواد مورد استفاده در گازهای اشکآوری هستیم که از آنها در اعتراضات اخیر علیه معترضان استفاده شده است.

0 Comments