پزشکیان دور تازه مذاکرات با آمریکا را “فرصتی بسیار خوب” برای حل مناقشه هستهای ایران خواند. مقامهای ایرانی همزمان از خطوط قرمز و احتمال رقیقسازی مشروط خبر میدهند. سفر لاریجانی به عمان نیز نشانهای معنادار است.مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران، امروز دوشنبه ۲۰ بهمن (۹ فوریه) در جمع سفرای خارجی مقیم تهران، دور جدید مذاکرات هستهای تهران و واشنگتن را “فرصت بسیار خوبی برای حل و فصل عادلانه” مناقشه هستهای ایران توصیف کرد.
این نخستین موضعگیری تفصیلی رئیس دولت چهاردهم درباره گفتوگوهایی است که پس از ماهها توقف و در پی جنگ ۱۲روزه، جمعه گذشته در مسقط آغاز شد و بار دیگر پرونده هستهای ایران را به مرکز دیپلماسی منطقهای و بینالمللی بازگرداند.
پزشکیان در این سخنرانی با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی همواره دیپلماسی را “راهکار پایدار” حل مسائل میدانسته، تصریح کرد که تهران در چارچوب معاهده عدم اشاعه، به دنبال “تضمین حقوق هستهای خود و رفع تحریمهای ظالمانه” است و هر مذاکرهای را تنها در صورتی میپذیرد که “از موضع برابر و بر مبنای اصل برد–برد” باشد.
تأکید پزشکیان بر “فرصت” در حالی مطرح میشود که فضای مذاکرات همچنان شکننده است. گفتوگوهای جمعه گذشته در مسقط، با میانجیگری عمان، نخستین تماس رسمی دو طرف پس از جنگ ۱۲روزه و پس از دورهای از تنشهای نظامی، تهدیدهای متقابل و توقف دیپلماسی بود.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
با وجود توصیف محتاطانه خود پزشکیان از این گفتوگوها به عنوان “یک قدم به جلو”، هنوز هیچ چارچوب زمانی یا دستور کار مشخصی برای ادامه مذاکرات اعلام نشده است.
اورانیوم ۶۰ درصدی؛ خط قرمز و چانهزنی
همزمان با سخنان پزشکیان، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، تلاش کرد مرزهای فنی و سیاسی مذاکرات را روشنتر ترسیم کند. اسلامی روز دوشنبه در واکنش به گمانهزنیها درباره خروج اورانیوم غنیشده از ایران گفت: «چنین موضوعی اساساً در دستور کار نبوده و اگر هم بوده، در جایی فرد یا کشوری پیشنهادی مطرح کرده که بهزعم خود بتواند کمکی انجام دهد، اما در مذاکرات، درباره این موضوع بحث نشده است.»
این موضعگیری در شرایطی بیان میشود که ایران، طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی، حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی که فاصله فنی اندکی با غنای تسلیحاتی دارد و یکی از اصلیترین نگرانیهای آمریکا و اروپا به شمار میرود. در مذاکرات پیشین، خروج یا انتقال این ذخایر از ایران، یکی از گزینههای مورد بحث بود؛ گزینهای که تهران اکنون صراحتاً آن را از دستور کار کنار گذاشته است.
با این حال، اسلامی دری را نیمهباز گذاشت. او در پاسخ به پرسشی درباره احتمال رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصدی گفت که این موضوع «به این مسأله بستگی دارد که در مقابل، تمامی تحریمها را لغو میکنند یا خیر.» این جمله، نشانهای روشن از منطق چانهزنی تهران است که کاهش سطح غنیسازی را نه به عنوان امتیازی مستقل، بلکه صرفاً در برابر لغو کامل تحریمها میپذیرد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
اسلامی همچنین با رد احتمال ارجاع دوباره پرونده ایران به شورای امنیت، تأکید کرد که جمهوری اسلامی «در چارچوب قانون و نظامات پادمان فعالیت میکند» و مدعی شد «حتی یک گزارش وجود ندارد که در این همه سال بازرسیهای سنگین از ایران، بازرسی اعلام کرده باشد که در ایران عدم انطباقی وجود دارد.» این ادعا در حالی مطرح میشود که آژانس بارها از محدود شدن دسترسیهای نظارتی و پاسخهای ناکافی تهران به پرسشهای فنی ابراز نگرانی کرده است.
سفر لاریجانی به عمان؛ دیپلماسی در سطح امنیتی
در همین فضای حساس، خبر سفر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به عمان نیز بر اهمیت تحولات اخیر افزوده است. لاریجانی فردا سهشنبه در رأس هیأتی به مسقط میرود تا با مقامهای بلندپایه عمان درباره “آخرین تحولات منطقهای و بینالمللی و همکاریهای دوجانبه” گفتوگو کند.
زمانبندی این سفر، آن را فراتر از یک دیدار معمول دیپلماتیک جلوه میدهد. عمان در سالهای گذشته نقشی کلیدی در میانجیگری میان تهران و واشنگتن داشته و مذاکرات اخیر نیز در همین چارچوب برگزار شده است. حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی، نهادی که تصمیمهای کلان امنیتی و راهبردی در آن گرفته میشود، میتواند نشانهای از ورود مذاکرات به سطحی بالاتر و تلاش برای هماهنگی میان دستگاه دیپلماسی و ساختار امنیتی نظام باشد.
بیشتر بخوانید: مسقط در محاصره ابهام؛ تحلیل ماراتن دیپلماتیک تهران و واشنگتن
این در حالی است که تجربه مذاکرات پیشین نشان داده، شکافهای درونساختاری در تهران، یکی از عوامل کندی یا توقف گفتوگوها بوده است. اکنون، همزمانی اظهارات پزشکیان، مواضع فنی اسلامی و سفر لاریجانی به عمان، تصویری از تلاش برای همراستاسازی پیامها ارائه میدهد؛ هرچند تناقضهای بنیادین همچنان پابرجا هستند.
حق اعتراض؛ گفتار دیپلماتیک و واقعیت داخلی
پزشکیان در بخش دیگری از سخنان امروزش، با اشاره به اعتراضات داخلی ایران، اعتراض را “حق مردم” خواند، اما در عین حال “حمله به اماکن عمومی، تجهیزات امدادی، ادارات دولتی، آتش زدن مساجد، کتابخانه و مدارس” را به “توطئه سازمانیافته دشمنان ایران اسلامی” نسبت داد. او همزمان با حمله شدید به اسرائیل به خاطر جنگ غزه، کشته شدن مردم این منطقه را “وحشیانهترین جنایتها” توصیف کرد.
پرداختن به این موضوع از سوی رئیس جمهوری یک کشور در برابر سفیران کشورهای خارجی، صرفنظر از تناقض آن با اظهارات پیشین پزشکیان، نشانگر نوعی نگرانی از بحران مشروعیت حکومت پس از کشتار معترضان است. پزشکیان پیشتر، در اوج سرکوب خونین اعتراضات سراسری، معترضان را “تروریست” خوانده بود؛ اعتراضاتی که به گزارش نهادهای حقوق بشری، طی آن هزاران نفر تنها در فاصله دو روز، در جریان سرکوبهای امنیتی کشته شدند.
منتقدان جمهوری اسلامی، ضمن مقایسه کشتار معترضان در ایران با قربانیان جنگ غزه، در مواضع تهران در این خصوص تناقضی آشکار میبینند. بر اساس برآوردهای بینالمللی، در حدود دو سال جنگ در غزه، شمار کشتهشدگان، بدون تفکیک نظامیان و غیرنظامیان، به حدود ۷۰ هزار نفر رسیده است.
این در حالی است که خود حکومت به کشته شدن بیش از سه هزار نفر در جریان اعتراضات ایران اذعان کرده و برخی نهادها، رسانهها و منابع مستقل حتی از کشته شدن چند ده هزار نفر، تنها در عرض دو روز، خبر دادهاند. از نظر منتقدان جمهوری اسلامی، همین مقایسه نه تنها اعتبار اخلاقی سخنان پزشکیان را زیر سؤال میبرد، بلکه شکاف میان گفتار دیپلماتیک تهران در خارج و رفتار امنیتی آن در داخل را عیانتر میکند.
دولت پزشکیان از “فرصت بسیار خوب” سخن میگوید، اما این فرصت در بستری از تناقضها شکل گرفته است؛ اصرار بر حقوق هستهای بدون ارائه نشانهای روشن از انعطاف، تأکید بر دیپلماسی همزمان با ادبیات تهدید، و دفاع لفظی از حق اعتراض در کنار سابقهای سنگین از سرکوب در عمل. همین مجموعه، چشمانداز مذاکرات را همچنان مبهم و پرمخاطره نگه داشته است؛ فرصتی که اگر به تصمیمهای واقعی منجر نشود، میتواند بار دیگر به بنبست بینجامد.

0 Comments