در گزارشی اختصاصی از داخل ایران، چند تن از معترضان مشاهدات خود از تظاهرات گسترده اخیر را با دویچهوله در میان گذاشتهاند.در هفتههای گذشته گسترش اعتراضها، تشدید بحران اقتصادی و افزایش تنش نظامی با ایالات متحده، حکومت جمهوری اسلامی را با چالشی جدی روبهرو کرد.
با شدت گرفتن درگیریها میان معترضان و نیروهای امنیتی در دیماه ۱۴۰۴، مقامات جمهوری اسلامی ارتباطات اینترنتی و تلفنی را قطع یا بهشدت محدود کردند؛ اقدامی که باعث شد راستیآزمایی رویدادها و برآورد شمار واقعی قربانیان را تقریبا ناممکن شود.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
هرچند اعتراضات فروکش کرده و محدودیتهای ارتباطی نیز تا حدی کاهش یافته، اما ابعاد واقعی خشونتها و تعداد دقیق کشتهشدگان همچنان نامشخص باقی مانده است.
دویچهوله با چند معترض که شاهد رویدادهای شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در تهران بودهاند گفتوگو کرده و برای حفظ امنیت مصاحبهشوندگان، نام همه آنها تغییر داده شده است. این روایتها لزوما بازتابدهنده همه رخدادهای کشور در جریان اعتراضات اخیر نیست، اما میتواند تصویری از نحوه واکنش و عمکرد حکومت ارائه دهد.
تسلط معترضان بر خیابانهای تهران
سینا، مهندس ۲۹ ساله، میگوید پس از آغاز اعتراضها تقریبا هر شب در تجمعات حضور داشته است. او به دویچهوله گفت: «با خودرو در مناطق مرکزی تهران، یعنی محلههایی که معمولا کانون اعتراضها هستند، رفتوآمد میکردم.»
با گسترش اعتراضها در سراسر کشور، فشار بر رهبران ایران در اواسط دیماه به سرعت افزایش یافت. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نیز تهدید به مداخله نظامی کرد.
سینا میگوید گستردگی جمعیت معترضان در تهران نخستین نکتهای بود که در تظاهرات شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه توجه او را جلب کرد. او افزود: «خیابانها عملا در اختیار مردم بود. در برخی نقاط، مسیر کاملا مسدود شده بود و مردم در خیابان راهپیمایی میکردند. هماهنگی حرکت جمعیت شگفتآور بود.»
حمید، معلم ۳۶ ساله نیز صحنههایی مشابه را در محدوده تئاتر شهر و دانشگاه تهران توصیف میکند. او میگوید: «دستههای بزرگی از نیروهای نظامی با باتوم و سلاحهای ساچمهای در خیابان حضور داشتند، اما تا جایی که من میدیدم، تعداد معترضان چندین برابر بود.»
تیراندازی با سلاح ساچمهای
به گفته حمید و سینا نیروهای امنیتی در روزهای ابتدای دیماه و حتی ساعات آغازین شب هجدهم بیشتر تلاش میکردند جمعیت را متفرق کنند و کمتر از خشونت شدید استفاده میشد. سینا معتقد است این رویکرد احتمالا باعث شد افراد بیشتری به اعتراضها بپیوندند.
با این حال به گفته او در شبهای ۱۸ و ۱۹ دیماه “سطح خشونت افزایش یافت”.
حمید شاهد بوده که گروهی پنج تا شش نفره از معترضان هنگام خروج از یک کوچه به سمت خیابان انقلاب، با گروه بزرگی از نیروهای امنیتی مسلح روبرو شدند که از فاصله نزدیک با سلاح ساچمهای به آنها شلیک کردند.
او میگوید: «همان شب ساچمهای به زیر چشم من هم اصابت کرد. روز بعد، پس از فروکش کردن ورم، بیناییام بازگشت و مشخص شد آسیب دائمی ندیدهام.»
حضور خانوادهها در اعتراضها
حمید میگوید رفتار نیروهای مسلح به نظر نامنظم و عصبی میرسید و هدف آن ایجاد رعب و وحشت بود. او افزود: «چند بار دیدم بدون هدف مشخص به سمت جمعیتهای کم شلیک میکردند. در خیلی از موقعیتها به نظرم میتوانستند بدون تیراندازی مردم را متفرق کنند.»
سینا و حمید همراه با چند شاهد دیگر، میگویند یکی از تفاوتهای قابل توجه این اعتراضها نسبت به گذشته حضور خانوادهها بوده است؛ آنها شاهد حضور زوجها، والدین به همراه فرزندان نوجوانشان بودند که در کنار یکدیگر در تجمعات شرکت کرده بودند.
فاطمه، دانشجوی ۳۱ ساله و ساکن اکباتان، میگوید: «گروههایی از افراد با سنین مختلف را دیدم که از قبل همدیگر را میشناختند. در اعتراضهای سالهای گذشته بیشتر افراد یا دوستان همسنوسال حضور داشتند.»
گروههای “هماهنگ و آماده”
حمید شرح میدهد که در چند نقطه شاهد حضور گروههای کوچکی بوده که بانکها را تخریب و دوربینهای نظارتی را نابود میکردند، هرچند اکثر معترضان با آنها همراه نمیشدند. او میگوید: «برخی تلاش کردند جلوی آنها را بگیرند، اما من نزدیک نشدم، چون نمیدانستم چه کسانی هستند و هدفشان چیست. به نظر میرسید هماهنگ و آماده باشند.»
سینا نیز از گروههایی مشابه سخن میگوید و معتقد است میان آنها و جمعیت گسترده معترضان تفاوت محسوسی وجود داشت. او میگوید: «به نظر میرسید کاملا مسلط هستند و میدانند چه کار میکنند؛ جمعیت را هدایت میکردند، مسیرها را میبستند و حتی عبور خودروها را مدیریت میکردند.»
او افزود: «نمیتوان انتظار داشت یک شهروند عادی در آن فضای ترسناک و آشفته چنین اقداماتی انجام دهد.»
حمید همچنین میگوید شاهد حمله معترضان به نیروهای امنیتی بوده، اما تأکید میکند این موضوع استفاده گسترده از خشونت از سوی مقامها را توجیه نمیکند. او افزود: «در بیشتر درگیریهایی که دیدم، نیروهای ضدشورش آغازگر خشونت بودند و مردم بیشتر واکنش نشان میدادند.»
بنا به روایت حمید در مواردی خشونت میان خود معترضان نیز رخ داده است. به گفته او، برخی معترضان به افرادی که مظنون به عضویت در نیروهای امنیتی با لباس شخصی بودند حمله میکردند.
او گفت: «یکی از آنها دوست من بود. او معترض بود اما ریش داشت و بعضیها او را عضو بسیج تصور کردند و کتکش زدند. در نهایت به بیمارستان منتقل شد.»
امید جوانان به “پیروزی”
مجید، راننده تاکسی ۳۹ ساله که در شرق تهران در اعتراضها شرکت داشته، میگوید بسیاری از نوجوانان و جوانان معترض باور داشتند این بار اعتراضها به نتیجه خواهد رسید. او میگوید: «آنها مطمئن بودند این بار برای پیروزی آمدهاند و برخی تهدیدهای ترامپ را نشانه نزدیک بودن فروپاشی جمهوری اسلامی میدانستند.»
مجید میگوید تلاش کرده توضیح دهد که تحولات سیاسی معمولا پیچیدهتر از این تصورهاست، اما به گفته او «توجهی نمیکردند و یک نفرشان گفت که ترسو هستم.»
او میافزاید: «جوانها نمیخواهند باور کنند مسیر تغییر طولانی است و انتظار دارند همه چیز یکشبه اتفاق بیفتد. باید صبور بود و با تفکر عمل کرد.»
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
تمامی معترضانی که با دویچهوله گفتوگو کردهاند، در پاسخ به این پرسش که آیا دوباره در اعتراضها شرکت خواهند کرد، پاسخ مثبت داده و گفتهاند راه بهتری برای پیگیری مطالبات خود نمیشناسند.

0 Comments