جامعه‌ای سرگردان میان اجساد؛ خشم و انتقام یا عدالت‌جویی و دادخواهی؟

فوریه 2, 2026

نوشته ای دیگر از Esmaeil Moradi

Comments

تصویر کیسه‌های سیاه پیکرهای کشته‌شدگان و فریاد “سپهر کجایی” پدران و مادران، شاید تا ابد از حافظه جمعی ایرانیان پاک نشود. خشم و اندوه پیامد ناگزیر این روزهاست. اما آیا می‌توان این خشم را به دادخواهی پیوند زد؟سه هزار، شش هزار، ۱۲ هزار، ۲۰ هزار و حتی تا ۳۰ هزار کشته، این‌ها عدد نیست، جان است، جان‌هایی که اگر نه همه آنها در عرض دو روز که در طول یک هفته یا بیشتر ستانده شدند.

اما این، همه جنایت نیست، نحوه کشتن معترضان، تیر خلاص زدن در خیابان‌های شهر، ربودن مجروحان از روی تخت بیمارستان و شلیک مستقیم گلوله به شکم و سرهایشان، حمله با قمه و کور کردن عامدانه معترضان، اینها بخش دیگری از جنایت است.

اما این هم تمام جنایت نیست، نحوه تحویل اجساد، کیسه‌های پلاستیکی سیاه که بدون هیچ احترامی در کف خیابان و حیاط پزشکی قانونی کنار هم چیده شده بودند، کیسه‌های پلاستیکی که در سالن‌های پزشکی قانونی نه حتی کنار هم، که بر روی هم انباشته شده بودند، انتقال اجساد با کامیون و بعد فرستادن خانواده‌ها به فضایی که بیشتر شبیه “صحرای محشر” بود و این که خودشان باید در میان آن کیسه‌های سیاه پیکر عزیزان‌شان را پیدا کنند، این هم بخش دیگری از جنایت بود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

قرار دادن زخمیان نیمه‌جانی که هنوز جان در بدن داشتند در میان اجساد، مهر و موم کردن درهای سردخانه‌‌های بیمارستان در حالی که صدای ناله از آن شنیده می‌شد، وادار کردن پزشکان به درآوردن ساچمه و گلوله از تن مجروحان بدون بیهوشی، حمله سیاه پوشان قمه به دست به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، اینها هم بخش دیگری از جنایت است.

همه اینها در عرض دو یا سه هفته و نه دو سال و سه سال و ۱۰ سال روی داده. این آن چیزی است که جامعه ایران دردی ماه مجبور به دیدن و شنیدن و لمس کردنش شد.

بیشتر بخوانید: موج بازداشت پزشکان به دلیل امداد‌رسانی به مجروحان اعتراضات

این حجم و ابعاد از جنایت شاید در تاریخ سیاه حکومت اسلامی در ایران بی‌سابقه بود اما این اولین بار نبود که سبعیت و درندگی دیکتاتوری دینی، چهره عریانش را در برابر دیدگان بدون سلاح و ناباورانه مردم قرار می‌داد. درندگی از پشت بام مدرسه رفاه آغاز شد و با اعدام نوجوانان روزنامه فروش ادامه پیدا کرد. با فرستادن نوباوگان پشت لب سبزشده بر روی مین تداوم پیدا کرد و با اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان به اوج رسید.

چهره ندا آقاسلطان با “سرمه خون” بر چشم، صورت دیگری از این سبعیت بود، پرت کردن معترضان از روی پل و رد شدن از روی مردم بی‌سلاح با خودرو نیز به آن اضافه شد.

خفه کردن نویسندگان با طناب، دشنه آجین کردن مخالفان، آتش زدن نیزار ماهشهر، تجاوز و تجاوز و تجاوز نه فقط به جسم که به روح انسانها، هرکدام از اینها پرده‌ای از این جنایت ۴۷ ساله است که بازماندگان آن به عدد جمعیت ایران و به وسعت همه این سرزمینند.

این جامعه حالا فقط سوگوار نیست، پر از حس سرکوب‌شدگی و تحقیر است، پر از استیصال و درماندگی است و پر از خشم و نفرت و شاید هم تشنه انتقام.

چه چیز می‌تواند این حجم سنگین خشم و نفرت را کنترل کند؟ با چه ابزاری و با چه راهکارهایی می‌توان خشم را به نیروی محرکه ادامه راه، و نفرت و انتقام را به عدالت‌جویی و دادخواهی بدل ساخت؟ اصلا راهی و راهکاری وجود دارد؟

از “قربانی” تا “شاهد”

یکی از بازماندگان این جنایات ۴۷ ساله پرستو فروهر است، همو که پدر و مادرش را دشنه آجین کردند و خود با چشم خود سینه بریده مادرش را دید. پرستو چگونه خشم را به موتور محرکه عدالت جویی، و انتقام را به دادخواهی تبدیل کرد؟

پرستو فروهر تلاش کرد تا از قالب “بازمانده و قربانی” به نقش “شاهد” درآید: «تلاش کردم به عنوان شاهد همه آن چیزی را که وجود دارد ببینم و ثبت کنم و در تبادل با تجربه‌های دادخواهانه تلاش کنم این خشم مسیری رو به آینده پیدا کند، مسیری برای پس زدن ساختارهای سرکوب، و این عینا همان چیزی است که جامعه ما الان دارد انجامش می‌دهد.»

کسانی که حتی در روزهای قطع اینترنت گاه تا هزار کیلومتر راه ‌پیمودند تا به اینترنت آزاد برسند و بتوانند آنچه را که دوربین‌های‌شان و چشم‌هایشان ثبت کرده بود به جهان برسانند، آنان که با اولین پروازها خود را به دنیای آزاد رساندند تا شهادت دهند، خانواده‌هایی که هرچند در زیر فشار و سوگ خرد شده بودند اما کسی را در خارج از کشور نماینده کردند تا روایت‌شان را بازگو کند. این‌همان چیزی است که قربانی را به شاهد بدل می‌کند و عاملیت از دست رفته زیر بار سرکوب را به تک تک افراد جامعه باز می‌گرداند.

پرستو فروهر به ما می‌گوید: «مرحله اول هر روند دادخواهی ثبت واقعیت است، این خودش یک قدم اساسی است برای اینکه فرد و جمع عاملیت خودش را در برابر چنین فاجعه‌ای از دست ندهد و ما در این زمینه داریم ثبت و ضبط واقعیت را در جامعه به طور بسیار گسترده می‌بینیم.»

او با برشمردن تلاش‌های خانواده‌ها برای ثبت جنایت می‌گوید: «همه اینها نشان دهنده یک حرکت اجتماعی برای ثبت این جنایت حکومتی است و این به نظرم دقیقا لحظه‌ای است که جامعه قد علم می‌کند و می‌گوید چنین جنایتی را نمی‌پذیرم و در مقابلش ایستادگی می‌کنم.»

“عاملیت؛ لازمه دادخواهی”

این هنرمند دادخواه اولین قدم برای دادخواهی را “تبیین واقعیت” می‌داند و می‌گوید: «تبیین موقعیت اضطرار به نظر من در همان راستای دادخواهی است. برای دادخواهی شما باید بتوانید واقعیت سرکوب را در ابعاد مختلفش اول تبیین کنید و بعد در همین تبیین کردن، عاملیتی شکل می‌گیرد که لازمه دادخواهی است.»

او به تلاش خود و دیگر همکاران هنرمندش در گروه “همبود” اشاره می‌کند؛ گروهی که کارهای هنری دستگیرشدگان و کشته‌شدگان را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند، با این هدف: «برای اینکه نشان داده شود که این عاملیت انسانی و عاملیت حضور اجتماعی آنها بوده که آنها را به این نقطه قیام رسانده و حالا قربانی سرکوب شدند، چه کشته شده چه زندانی، برای اینکه اینها را معرفی کنیم و انعکاس صدای آنها باشیم.»

قرار دادن این “آینه‌های کوچک” به تعبیر پرستو فروهر در کنار هم تبدیل به یک عامل پیش‌برنده به سوی هدف آزادی‌خواهی می‌شود.

خشم؛ بازدارنده و مخرب یا عامل حرکت دوباره؟

“خشم‌تان را به رسمیت بشناسید” این جمله‌ای است که هریک از ما آن را بارها و بارها شنیده‌ایم. اما به رسمیت شناختن این خشم چه دردی از این جامعه زخمی دوا می‌کند؟

پرستو فروهر خشم در برابر چنین فاجعه‌ای را طبیعی می‌داند اما در عین حال هشدار می‌دهد که این خشم نباید تبدیل به انتقام جویی کور شود.

این هنرمند دادخواه می‌گوید: «به نظرم این خشم جمعی یک نیروی اجتماعی است که ما برای پس زدن و انداختن ساختار سرکوبگری که مثل بختک بر این جامعه افتاده به آن نیاز داریم. این خشم فقط اگر به دورهای خشونت کور بینجامد می‌تواند در جریان دموکراسی خواهی کجراهه‌هایی پدید بیاورد ولی با توجه به روندی که ما در طی همین روزهای گذشته شاهدش هستیم، درواقع جامعه دارد تلاش می‌کند در مقابل آن خشونت به نوعی به طرف کنار هم ایستادن، مراقبت کردن از هم و پس گرفتن عاملیت خودش در دل چنین فاجعه‌ای حرکت کند.»

“رؤیت‌پذیری خشم”

مجتبی نجفی، پژوهشگر جنبش‌های اجتماعی در فرانسه می‌گوید جامعه‌ای که با این میزان از بحران و فشار روبروست اگر خشمگین نشود، مرده و افسرده است اما این خشم باید در مسیر درست قرار بگیرد تا بتوان برای رسیدن به هدف از آن استفاده کرد.

او می‌گوید جامعه ایران پس از تمام جنبش‌های مسالمت‌آمیز گذشته از اصلاحات تا جنبش‌های خیابانی مانند جنبش سبز و زن، زندگی، آزادی حالا در سال ۱۴۰۴ و پس از این سرکوب گسترده به “نقطه اوج رویت‌پذیری خشم” رسیده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

این جامعه‌شناس با تاکید بر اینکه مردم تمام سعی‌شان را به کار بردند تا حاکمیت را لااقل در برخی موارد وادار به عقب نشینی کنند اما به دلیل سیاست‌های علی خامنه‌ای این عقب‌نشینی روی نداد، به ما می‌گوید: «این روند منجر به انباشت بحران و متراکم شدن خشم شد و ما الان در یک دوره تراکم خشم هستیم و چون جامعه مدنی نهادینه شده نداریم که اگر داشتیم اصلا به این مرحله نمی‌رسیدیم و جامعه مدنی توسط حکومت سرکوب شده، در نتیجه خشم اشاعه پیدا کرده است.»

به زعم او اصرار حاکمیت بر سیاست‌های غلطش و ناتوانی از ارتباط با مردم امکان هرگونه گفت و گو میان حاکمیت و ملت را از بین برده است و در نتیجه “تنها جایی که برای بیان این خشم باقی می‌ماند خیابان است”.

او در عین حال تاکید می‌کند: «تغییر در ساختار جمهوری اسلامی بدون استفاده از خیابان ممکن نیست، هر چند به عوامل و راه‌های دیگری از جمله سازماندهی و ارتباط با نخبگان و جامعه مدنی برای حمایت از معترضین و ایجاد شکاف در نیروهای سرکوب هم نیاز است.»

مسئولیت خطیر نخبگان و اپوزیسیون

وقتی پای خشم به خیابان می‌رسد و در آن سو نیز حکومتی سرکوبگر با پیشینه‌ای ۴۷ ساله از کشتار و خونریزی قرار دارد، وظیفه نخبگان و روشنفکران بیش از پیش خطیر می‌شود.

مجتبی نجفی در توصیف این وضعیت می‌گوید: «الان واقعیت این است که یک کشتار وسیع به همه بحران‌های قبلی اضافه شده و جامعه را با یک حمله خارجی نوید داده‌اند. عاملیت جامعه در حال حاضر از دست رفته، هرآنچه که ما الان مشاهده می‌کنیم تمام اتفاقات و نگاه‌ها معطوف به بحث حمله آمریکا به جمهوری اسلامی و احتمال تغییراتی است که می تواند بعد از آن به وجود بیاید. الان جامعه ما متاسفانه در یک وضعیت استیصال است و هرگونه راه حلی که بخواهد این مسئله را حل بکند، راه حل‌های روشنفکری و روی کاغذ هستند.»

بیشتر بخوانید: اپوزیسیون ایران؛ چرا دچار شکاف است؟

او می‌گوید گذار از این مرحله به یک پروسه زمانی نیاز دارد اما اگر به گفته او “بخواهیم مسئولانه عمل کنیم” باید “روی مقوله کانالیزه کردن خشم کار کنیم”.

نجفی می‌گوید:ٰ «کانالیزه کردن خشم، استفاده از عنصر خشم در موقع مناسب با ابزار مناسب است. اگر غیر از این باشد اصلا جنبش اجتماعی معنا ندارد.»

او معتقد است “خشم کانالیزه نشده می‌تواند به سود جمهوری اسلامی باشد”.

این جامعه‌شناس با ذکر موارد مثبت جنبش دی‌ماه بر ضرورت نقد این جنبش تاکید کرده و می‌گوید: «این جنبش علیرغم اینکه نقاط مثبتی دارد به نظر من از لحاظ راهبردی نقاط ضعف اساسی دارد؛ یکی ندیدن قدرت رقیب، دیگر افتادن در بازی خشونتی که حاکمیت آن را تدارک دیده، تاکید می‌کنم بر اینکه بازی خشونت را حاکم تدارک دیده اما اپوزیسیون هم باید مسئولیت پذیر باشد.»

به نظر آقای نجفی اگر این موضوعات به یک بحث عمومی تبدیل شود، “در آینده شاید ما جنبش‌های کارآمدتری داشته باشیم”.

برای انتشار در شبکه های اجتماعی

0 Comments

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مقالات بیشتر از این نویسنده را می‌توانید با کلیک روی نام ایشان مشاهده کنید.

تازه ترین

خبرهای نگران‌کننده از وضعیت زندان‌های ایران در گرماگرم جنگ

خبرهای نگران‌کننده از وضعیت زندان‌های ایران در گرماگرم جنگ

به موازات ادامه جنگ در ایران خبرهای نگران‌کننده‌ای از زندان‌های این کشور می‌رسد. گفته می‌شود که وضعیت مدیریت زندان اوین مختل شده و زندان فشافویه در اثر حمله به اطراف آن دارای وضعیت نامساعدی است.به موازات تشدید و ادامه جنگ در ایران گزارش‌هایی از وضعیت زندان‌های کشور...

آینده محتمل جمهوری اسلامی؛ از نابودی کامل تا پوست‌اندازی

آینده محتمل جمهوری اسلامی؛ از نابودی کامل تا پوست‌اندازی

با مرگ خامنه‌ای و قدرت گرفتن کسانی چون علی لاریجانی و قالیباف، و جنگی که تنها در سه روز اول هم ویرانی به جای گذاشته و هم مرگ سران جمهوری اسلامی را در پی داشته، سناریوهای پیش رو برای آینده نزدیک ایران چه می‌تواند باشد؟پرونده زندگی علی خامنه‌ای با حملات اسرائیل و آمریکا...

شاهدان عینی از عبور صدها ایرانی از مرز ترکیه خبر دادند

شاهدان عینی از عبور صدها ایرانی از مرز ترکیه خبر دادند

به‌رغم جلوگیری ترکیه از ورود اتباع ایرانی به این کشور، صدها ایرانی در پی گسترش جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از طریق مرز وارد ترکیه شده‌اند. آنها از ترس در تهران و صف‌های طولانی در برابر پمپ‌بنزین‌ها خبر داده‌اند.یک شاهد عینی به خبرگزاری رویترز گفت که بعدازظهر...