پس از اعتراضات و سرکوب خونین در ایران، اختلافات آمریکا و اسرائیل بر سر نحوه مواجهه با جمهوری اسلامی آشکارتر شده است. واشنگتن بر فشار برای توافق تأکید دارد، در حالی که تلآویو خواهان تعیین تکلیف نهایی است.پس از اعتراضات گسترده دی ماه ۱۴۰۴ در ایران و سرکوب خونینی که به کشته شدن هزاران نفر از معترضان انجامید، پرونده جمهوری اسلامی بار دیگر به یکی از اصلیترین محورهای تنش در سیاست خاورمیانهای ایالات متحده و اسرائیل تبدیل شده است.
همزمانی این تحولات داخلی با تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی آمریکا، افزایش حضور نظامی واشنگتن در منطقه، و سفرهای مکرر بنیامین نتانیاهو به پایتخت آمریکا، بار دیگر اختلافات راهبردی و تاکتیکی میان دو متحد اصلی غرب در قبال ایران را برجسته کرده است.
در ماههای اخیر، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بارها بهصراحت اعلام کرده است که ایران “باید مذاکره کند” و هشدار داده در صورت خودداری تهران از مذاکره، فشارهای اقتصادی و نظامی افزایش خواهد یافت. او حتی در روزهای اخیر از “تغییر رژیم” در ایران به عنوان گزینهای که میتواند “ایده خوبی” باشد یاد کرده است؛ موضعی که اگرچه بهعنوان سیاست رسمی اعلام نشده، اما نشاندهنده تشدید فشار روانی و سیاسی بر جمهوری اسلامی است.
در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائيل با تاکید بر تهدیدات ناشی از برنامه هستهای، موشکی و شبکه نیروهای نیابتی ایران، خواهان برخوردی قاطعتر و جامعتر با تهران است. به گفته تحلیلگران سیاسی، نتانیاهو تلاش دارد پرونده جمهوری اسلامی را در همین دوره ریاستجمهوری ترامپ به نقطه تعیین تکلیف برساند؛ دورهای که به باور او، فرصت مناسبی برای اعمال فشار حداکثری و جلوگیری از هرگونه مصالحه ناقص با تهران است.
در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح میشود که اختلافات آمریکا و اسرائیل بر سر ایران تا چه اندازه عمیق و ساختاری است و آیا این اختلافات میتواند بر سرنوشت مذاکرات، فشارها یا حتی سناریوهای نظامی اثرگذار باشد؟ برای بررسی این موضوع، دویچهوله فارسی در گفتوگو با شکریا برادوست، تحلیلگر سیاست خارجی و امنیتی خاورمیانه در واشنگتن و رضا طالبی، تحلیلگر سیاسی از شهر لایپزیگ آلمان دیدگاههای آنها را مرور کرده است.
راهبرد ایالات متحده؛ فشار حداکثری برای توافق
چند روز پس از انجام دیدار دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در کاخ سفید، سایت خبری اکسیوس روز شنبه ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) با استناد به اظهارات مقامهای آگاه جزییاتی در مورد این دیدار منتشر کرده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
بنا بر این گزارش دو مقام آمریکایی گفتهاند که ترامپ و نتانیاهو بر سر افزایش فشار بر اقتصاد جمهوری اسلامی به توافق رسیدهاند؛ فشاری که بیش از همه قرار است “بر فروش نفت ایران به چین” متمرکز باشد.
اکسیوس در گزارش خود خاطرنشان کرد که رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر اسرائیل در دیدار روز چهارشنبه گذشته (۱۱ فوریه / ۲۲ بهمن) در مورد “وضعیت نهایی دلخواه” که ایرانی عاری از توان دستیابی به سلاح هستهای است، توافق اما در مورد مسیر رسیدن به این هدف اختلاف نظر داشتند.
در گزارش اکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی آمده است: «نتانیاهو به ترامپ گفت که کسب توافقی خوب با ایران ناممکن است و حتی در صورت امضای توافق ایران به آن پایبند نخواهد بود.» به گفته این مقام ترامپ معتقد است که “هنوز شانسی برای رسیدن به توافق وجود دارد و باید این را را امتحان کرد”.
این سایت خبری در گزارش خود همچنین به رایزنیهای اخیر ترامپ با مشاوران خود، استیو ویتکاف و جرد کوشنر در مورد احتمال موفقیت مذاکرات آتی در ژنو با جمهوری اسلامی اشاره کرده است.
شکریا برادوست در این میان و در تحلیل تطبیقی راهبردهای آمریکا و اسرائیل در قبال جمهوری اسلامی تأکید میکند که میان برنامه ایالات متحده و اسرائیل تفاوتهای مبنایی وجود دارد. به گفته او، هدف اصلی دونالد ترامپ دستیابی به یک توافق جدید است و برای نیل به این هدف، حداکثر فشارهای نظامی و اقتصادی را بر رژیم جمهوری اسلامی اعمال میکند.
او توضیح میدهد که در حوزه اقتصادی، واشنگتن با انسداد تمامی مسیرهای فروش و صادرات نفت، حصاری پیرامون منابع درآمدی ایران ایجاد کرده تا تنها روزنه تنفسی رژیم را قطع نماید. به گفته برادوست، این تحریمها با هدف در تنگنا قرار دادن سیستماتیک اقتصاد ایران و اجبار رژیم به تسلیم صورت میگیرد.
رضا طالبی اما معتقد است که بهطور کلان، میان ایالات متحده و اسرائیل درباره ماهیت تهدید ایران اختلاف بنیادینی وجود ندارد و هر دو خواهان جلوگیری از تبدیل ایران به یک قدرت هستهای و مهار نفوذ منطقهای تهران هستند. با این حال، به گفته او، در سطح اجرایی و تاکتیکی اختلافهایی جدی دیده میشود: «ترامپ معتقد به عملیات نظامی احتمالی محدود است، در حالی که اسرائیل خواهان گسترش ورود مستقیمتر آمریکاست. به گفته او، این اختلاف نشان میدهد که ترامپ به مدیریت فشار باور دارد، نه ورود به یک جنگ جامع منطقهای.»
او سیاست فعلی ترامپ را “کندن پوست پیاز” توصیف میکند؛ یعنی افزایش تدریجی فشار اقتصادی و نظامی تا نقطه تسلیم، بدون ورود مستقیم به جنگ گسترده. در مقابل، نتانیاهو تلاش میکند پرونده ایران در همین دوره ریاست جمهوری ترامپ تعیین تکلیف شود، چرا که تضمینی وجود ندارد دولت بعدی آمریکا همین رویکرد را ادامه دهد.
“هر گونه واکنش ایران به معنای پذیرش مسئولیت شروع جنگ خواهد بود”
در حوزه نظامی نیز، به گفته شکریا برادوست، فشارها به گونهای تنظیم شده که جمهوری اسلامی توان انجام هیچگونه عملیات، عکسالعمل یا حتی مانور نظامی جدی را ندارد؛ چرا که هرگونه خطای محاسباتی کوچک میتواند جرقهای برای آغاز یک جنگ فراگیر و حمله مستقیم آمریکا باشد. برادوست اضافه میکند که در این میان، وقوع انفجارهای داخلی در ایران، که پیشتر نیز پیشبینی شده بود، در حالی صورت میگیرد که رژیم علیرغم آگاهی از نقش اسرائیل در این حوادث، توان پاسخگویی ندارد؛ زیرا هرگونه واکنش به معنای پذیرش مسئولیت شروع جنگ خواهد بود.
اشاره این تحلیلگر مسائل امنیتی خاورمیانه به گزارشهای پی در پی رسانههای داخلی ایران در روز ۱۱ام بهمن ماه از وقوع انفجارهایی در شهرهای بندرعباس، اهواز و رباط کریم است. بنا به ادعای شهرداری اهواز، این حادثه در این شهر به همراه ۴ کشته مربوط به انفجار گاز شهری در منطقه کیانشهر اهواز بوده است. مدیر کل مدیریت بحران استانداری هرمزگان نیز در همان روز صدای انفجار مهیب در بندرعباس را که به مصدومیت دستکم ۱۰ نفر انجامید، به انفجار در یک ساختمان هشت طبقه در بلوار معلم بندرعباس نسبت داده بود. همزمان فرماندار رباط کریم مدعی شد که تصاویر دود گسترده در شهر پرند مربوط به آتشسوزی در نیزارهای خشک بوده است.
سناریوهای تقابل و بقای رژیم
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا روز جمعه ۲۴ بهمن (۱۳ فوریه) در پایگاه نظامی فورت براگ در ایالت کارولینای شمالی در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره اینکه آیا خواهان “تغییر رژیم” در ایران است، گفت: «به نظر میرسد این بهترین اتفاقی باشد که میتواند رخ دهد.»
ترامپ با اشاره به دهههای پس از انقلاب ۵۷ ایران افزود: «۴۷ سال است که آنها فقط حرف میزنند و حرف میزنند. در همین حال ما افراد زیادی را از دست دادهایم، در حالی که آنها صحبت میکنند.»
رئیسجمهور آمریکا از پاسخ به این پرسش که چه کسی میتواند امور را برعهده بگیرد، خودداری کرد و تنها گفت: «افرادی هستند.»
همزمان با این تهدید، ترامپ به بزرگترین ناو هواپیمابر جهان، “یواساس جرالد آر. فورد”، که در عملیات ونزوئلا مشارکت داشت، اشاره کرد، ناوی که به گفته او قرار است خیلی زود از دریای کارائیب به سمت خاورمیانه حرکت کند تا به ناوگروه آبراهام لینکلن بپیوندد.
بیشتر بخوانید: “ترامپ و نتانیاهو بر سر فشار حداکثری بر ایران توافق کردند”
این جابهجایی سریع در چارچوب بررسیهای دونالد ترامپ برای احتمال اقدام نظامی علیه ایران صورت گرفته است. او گفته است اگر در مذاکرات هستهای با ایران توافقی حاصل نشود، به این ناو هواپیمابر نیاز خواهد داشت.
برادوست در ادامه تحلیل خود میگوید از منظر ترامپ، حمله نظامی آخرین گزینه است.
او یادآور میشود که ترامپ همواره مخالف جنگهای طولانیمدت و فرسایشی بوده و برنامهای برای اعزام نیرو یا اشغال خاک ایران جهت تغییر رژیم ندارد.
بیشتر بخوانید: نتانیاهو در سفرش به واشنگتن به دنبال چیست؟
به گفته او، جمهوری اسلامی با درک این موضوع، خود را برای دو سناریو آماده کرده است: «سناریوی نخست تلاش برای دستیابی به یک توافق موقت سهساله است؛ توافقی که منطبق بر دوره ریاستجمهوری ترامپ باشد و به رژیم امکان دهد از بحران عبور کرده و پس از پایان دوره وی به برنامههای پیشین بازگردد. سناریوی دوم، در صورت شکست مذاکرات و وقوع حمله نظامی محدود از سوی آمریکا فعال میشود. در این حالت، رژیم با سرکوب شدید داخلی و ساکت کردن معترضان، تلاش میکند ساختار قدرت خود را حفظ نماید.»
با این حال، برادوست هشدار میدهد که ریسک بزرگ در اینجا وقوع سناریوی “ونزوئلا پلاس” است؛ یعنی احتمال توافق پنهانی گروهی از بدنه داخلی سیستم با آمریکا و اسرائیل برای تغییر موازنه قدرت.
تمایز راهبردی اسرائیل و مطالبات منطقهای
رئیسجمهور آمریکا پیشتر اعلام کرده بود که کاهش فعالیت هستهای ایران اولویت اصلی اوست، اما روز جمعه تاکید کرد که این موضوع تنها یکی از مطالبات آمریکا از ایران به شمار میرود.
علاوه بر برنامه هستهای، آمریکا سه موضوع دیگر را نیز محور مذاکرات با ایران قرار داده است؛ موشکهای بالستیک، حمایت جمهوری اسلامی از گروههای نیابتی و نحوه مواجهه با مردم داخل کشور.
جمهوری اسلامی در واکنش به این درخواستها اعلام آمادگی کرده است که درباره محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود در ازای لغو تحریمها گفتوگو کند، اما گفتوگو درباره برنامه موشکی را رد کرده است.
تحلیلگر سیاست خارجی و امنیتی خاورمیانه اما همچنان یکی از اختلافات اصلی اسرائیل با آمریکا را در نپذیرفتن قطعی توافقات موقت یا توافقاتی میداند که صرفاً محدود به برنامه هستهای باشد.
به گفته برادوست، پس از جنگ دوازده روزه میان اسرائيل و ایران کشورهای منطقه، حتی کشوری مانند قطر، به این نتیجه رسیدهاند که هرگونه توافق با جمهوری اسلامی باید شامل “توانمندیهای موشکی” و “فعالیت گروههای شبهنظامی” نیز باشد: «کشورهای عربی به دنبال یک چارچوب امنیتی جدید در خاورمیانه هستند، چرا که تهدیدات موشکی و نفوذ منطقهای ایران، بهویژه در سوریه، امنیت آنها را مستقیماً به خطر انداخته است.»
بازی پیچیده اسرائیل با کارتهای داخلی ایران
به گفته برادوست، اسرائیل از طریق نفوذ به اثبات رسیده خود در ساختارهای رژیم، بهویژه سپاه پاسداران، با گروههایی در داخل در ارتباط است. او میگوید سناریوهای اسرائیل شامل بازی با تمامی کارتهای موجود است؛ از بهرهگیری از مجاهدین خلق و جریان پهلوی گرفته تا نفوذ در بدنه سپاه.
هدف نهایی، به گفته او، در صورت حذف فیزیکی یا تضعیف رهبری، یا بر سر کار آوردن گروهی متمایل به اسرائیل از دل خود سیستم است، و یا ایجاد یک خلأ قدرت و هرجومرج که ایران را به کشوری ناامن و ضعیف تبدیل کند.
دیپلماسی نتانیاهو در واشنگتن
برادوست سفرهای مکرر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن، از جمله هفتمین دیدار او با ترامپ را حامل چند پیام میداند. به گفته او، در سطح بینالمللی و منطقهای، این سفرها با هدف بازسازی چهره اسرائیل پس از انزوای ناشی از جنگ غزه و نمایش اتحاد گسستناپذیر با آمریکا به کشورهای عربی انجام میشود. در سطح سیاست داخلی نیز، نتانیاهو از این روابط برای بهرهبرداری انتخاباتی و همسو نشان دادن منافع اسرائیل با سیاستهای ترامپ استفاده میکند.
بیشتر بخوانید: آمریکا در تدارک اعزام دومین ناو هواپیمابر به خاورمیانه
طالبی نیز با تائيد این اظهارات تأکید میکند که پس از جنگ غزه، جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکا و اروپا تضعیف شده و شخص بنیامین نتانیاهو در پایینترین سطح مقبولیت بینالمللی خود قرار دارد. به گفته او، این تغییر فضا بر محاسبات کاخ سفید تأثیر میگذارد و در نتیجه، واشنگتن نمیخواهد در هر سناریویی بهعنوان شریک بیقید و شرط یک عملیات گسترده اسرائیلی علیه ایران شناخته شود. او همزمان به نگرانی دولتهای عربی اشاره میکند و میگوید برخی اقدامات منطقهای اسرائیل موجب نگرانی این کشورها شده است؛ کشورهایی که اگرچه از مهار ایران استقبال میکنند، اما از بیثباتسازی گسترده منطقه نیز هراس دارند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
تحلیلگر سیاست خارجی و امنیتی خاورمیانه در این میان اضافه میکند که نتانیاهو با چالشی متفاوت نسبت به دوران اوباما روبهروست، چرا که دیگر نمیتواند برای مقابله با تصمیمات رئیسجمهور آمریکا به لابیگری در کنگره یا سنا متوسل شود. به گفته او، در دولت فعلی، ترامپ تنها تصمیمگیرنده نهایی است و نتانیاهو ناچار است ضمن حفظ روابط گرم با ترامپ، سیاستهای خود را بهگونهای تنظیم کند که حتی در صورت اتخاذ تصمیمی برخلاف میل تلآویو از سوی واشنگتن، حاشیه مانور خود را حفظ کند.

0 Comments