اروپا چه کاری میتواند برای مردم ایران بکند؟ چه راهکارهای عملی پیش پای اروپاست تا از کشتار و سرکوب مردم توسط جمهوری اسلامی جلوگیری کند؟ نقش آلمان در این میان چیست؟ گفتوگو با یک عضو ایرانی حزب سبزهای آلمان.”آلمان و اروپا مردم ایران را تنها گذاشتند” این جملهای است که این روزها از زبان ایرانیان مقیم اروپا زیاد شنیده میشود. چرا چنین حسی در میان ایرانیان به وجود آمده؟ اروپاییها و مشخصا آلمان چه کمکی میتوانند به مردم ایران بکنند؟ اصولا در عرصه سیاست بینالملل انتظارات از سیاستمداران در چه چارچوبی قابل فهم و قابلاجراست؟
شاید یک سیاستمدار آلمانی نتواند به درستی به این سوالات پاسخ دهد چرا که او از دوربین سیاست آلمان به موضوع نگاه میکند اما یک ایرانی که در ایران به دنیا آمده و پیش از آنکه وارد عرصه سیاست شود، یک اکتیویست بوده بهتر میتواند این موضوع را بررسی کند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
به همین دلیل سراغ پریسا تنکابنی رفتیم. پریسا تنکابنی متولد ۱۳۵۹ (۱۹۷۹) در تهران است و از سال ۱۳۷۶ (۱۹۹۷) در آلمان زندگی میکند. او در دانشگاه کلن در رشته اسلامشناسی با تمرکز ایرانشناسی تحصیل کرده و سالها به عنوان روزنامهنگار و مترجم کار کرده است.
از سال ۲۰۱۷ عضو حزب سبزهاست و از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ عضو شورای شهر و رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر دویسبورگ بوده است.
دغدغه او اما علاوه بر “عدالت اجتماعی و حفظ دموکراسی در آلمان” همواره متوجه ایران بوده و هست. این روزها او نیز مانند اکثر ایرانیهای خارج از کشور، بیشتر از قبل درباره ایران کار و فعالیت میکند، در اکثر تظاهرات ایرانیان در آلمان حضور دارد و مقالاتی درباره ایران در نشریات آلمانی منتشر میکند.
پریسا برای ما میگوید که چطور در تمام دوران عضویتش در حزب سبزها تلاشش این بوده که مسائل ایران را از دریچه دوربین ایرانیان برای هم حزبیهایش توضیح دهد. برای مثال در جنبش زن، زندگی، آزادی وقتی اکثریت اعضای حزب سبز که آن زمان بخشی از دولت ائتلافی آلمان بود نظرشان این بود که باید راههای مذاکره با ایران را باز گذاشت، او تلاش کرده به آنها بفهماند که خواست مشخص مردم ایران چیست و در این “مذاکره” آنچه که نباید فراموش شود خواست مردم ایران است.
بیشتر بخوانید: سه هفته خونین در ایران؛ جامعه جهانی در برابر این جنایتها چه میکند؟
در این دوره که حزب سبزها در اپوزیسیون قرار دارد، تلاش او و همحزبیهایش متقاعد کردن دولت آلمان و اتحادیه اروپا به قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای ترویستی است، تلاشی که چندان آسان نیست.
پریسا تنکابنی میگوید: «من شخصا فکر نمیکنم که دولت آلمان اقدامی به این مهمی و به این بزرگی را بدون اتحادیه اروپا انجام بدهد. من فکر می کنم هدف این است که اتحادیه اروپا در کل با هم این کار را انجام بدهند یعنی کشورهای اتحادیه اروپا با هم. علاوه بر این دولت کنونی آلمان خیلی محافظهکار و محتاطانه عمل میکند و بعید است به تنهایی سپاه را در لیست تروریستی قرار دهد.»
قوانین بروکراتیک حاکم بر اتحادیه اروپا؛ مانع اصلی
در زمان جنبش مهسا یکی از ایراداتی که به اتحادیه اروپا گرفته میشد، سیاست به شدت محافظهکارانه جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه بود. بسیاری او را نمونه کامل یک “مرد مسن سفید اروپایی” میدانستند که نمیشود انتظار اقدام قاطعانه و رادیکالی از او داشت.
حالا اما این مقام در دست زنی از اروپای شرقی است که اگر نه خودش به شخصه اما تجربه جمعی زندگی در دیکتاتوری کمونیسم را در کشورش دارد. آیا این “زن جوان شرق اروپا” میتواند نفس تازهای برای سیاست خارجه این اتحادیه باشد؟
بیشتر بخوانید: کارایی تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران از نگاه کارشناسان
پریسا تنکابنی مشکل اتحادیه اروپا را در بوروکراسی حاکم بر آن میداند و معتقد است قوانین دست و پاگیر حاکم بر این اتحادیه مانع اصلی عملکرد قاطع کشورهاست و این مسئلهای نیست که تنها مسئول سیاست خارجه بتواند آن را تغییر دهد.
بر اساس قوانین اتحادیه اروپا برای تصویب قانون یا قطعنامه یا تصمیمات کلان باید همه ۲۷ کشور عضو این اتحادیه با این مصوبه موافق باشند. در حال حاضر مخالفت تنها دو کشور فرانسه و اسپانیا با قرار دادن سپاه در لیست تروریستی اتحادیه اروپا، جلوی اجرایی شدن این تصمیم را گرفته است.
موضوع اول آلمان و اروپا؛ مهاجرت و پناهجویی
از سال ۲۰۱۵ که موجی از پناهجویان به سمت اروپا آمدند و پس از آن با قدرت گرفتن احزاب راست افراطی موضوع محدود کردن پناهجویی و مهاجرت به مسئله اول سیاست اروپا تبدیل شد. دولت کنونی آلمان نیز که دولتی محافظهکار با تمایلات راست است، با همین شعار و وعده کم کردن آمار پناهجویان به قدرت رسید.
بیشتر بخوانید: حمایت کمسابقه سنای هامبورگ از اعتراضات سراسری در ایران
به نظر پریسا تنکابنی، این سیاست یکی از دلایلی است که مانع اقدام قاطعانه و رادیکال دولت آلمان در برابر جمهوری اسلامی میشود. او میگوید: «با این روند گرایش به راستی که ما در سیاست آلمان داریم، این که به نوعی موضوع پناهجویی و کم کردن تعداد پناهجویان در درجه اول سیاستها قرار گرفته یا یکی از سیاستهای اصلی و دغدغه همه احزاب شده، این خودش به نظر من عاملی است که باعث میشود دولت خیلی محتاطانه رفتار کند. ما این را از دولتهای قبلی هم میدانیم که در خیلی موارد کارمندان و مشاوران عالی رتبه وزارت خارجه و دولت مخالف اقدامهای به قول خودشان رادیکال در مورد ایران بودند به خاطر اینکه به هم خوردن ثبات منطقه و ثبات نسبی ایران و اینکه جنگی اتفاق بیفتد، تبعاتش ورود تعداد زیاد پناهجو به آلمان خواهد بود.»
“مذاکره به خودی خود بد نیست”
یکی از انتقاداتی که همواره به سیاستمداران اروپایی در مورد ایران وارد میشود، سیاست “مذاکره به هر قیمتی” است. در دورههایی که سرکوب مردم در ایران شدت میگیرد مانند جنبش سبز، دی ۹۶، آبان ۹۸، زن، زندگی، آزادی و گستردهترین سرکوب در دی ماه ۱۴۰۴ آنچه که در میان خواستهای ایرانیان خارج از کشور پررنگ میشود کنار گذاشتن سیاست “مماشات” با جمهوری اسلامی و قطع روابط دیپلماتیک است.
اما آیا قطع کامل روابط دیپلماتیک میتواند به مردم ایران کمک کند؟
پریسا تنکابنی معتقد است مذاکره به خودی خود بد نیست و در عرصه سیاست نباید همه درهای مذاکره را بست اما چگونگی مذاکره مهم و تعیین کننده است.
بیشتر بخوانید: اعتراضات مردمی در ایران؛ رویکرد کشورهای اروپایی چیست؟
او میگوید: «وقتی ما میشنویم که وزارت امور خارجه ایران سفرای کشورهای اروپایی را دعوت میکند و فیلم جنازه کشتهشدگان را به آنها نشان میدهد تا کشتاری را که صورت گرفته توجیه کند، این باعث شرمندگی و واقعاً شوکه کننده است که سفرای اروپایی چنین جلسهای را ترک نمیکنند یا حداقل انتقاد نمیکنند. یا مثلا ایران و آمریکا بعد از این همه سال خصومت هنوز راههای ارتباطی دارند و این غیرعادی نیست. کشورها و دولتها باید باهم راههای ارتباطی داشته باشند ولی این به این معنی نیست که شما یک حکومت دیکتاتوری را که جنایتهایش نسبت به مردم خودش واقعا دیگر بر کسی پوشیده نیست به حرفش گوش بدهی بلکه باید از موضع قدرت و با هدف تغییر رفتار سرکوبگرانه با ایران مذاکره کنند.»
“تمرین دموکراسی”
این روزها شاید بیشتر از پیش نیاز به تمرین دموکراسی در میان مردم ایران و در میان ایرانیان خارج از کشور به چشم میخورد. تلاش برای حذف رقبا و مخالفان سیاسی، عدم تحمل هر صدای مخالف و حتی شعار برای حذف فیزیکی رقبای سیاسی در میان مردمی که هدف مشترکشان رسیدن به دموکراسی است، شاید اعجابآور باشد اما حقیقت دارد.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
عضویت در یک حزب سیاسی در یک کشور دموکرات که دموکراسیاش را بر ویرانههای یک جنگ جهانی بنا کرد، میتواند بهترین تمرین دموکراسی برای یک ایرانی باشد.
پریسا تنکابنی در این باره میگوید: «چیزی که من در سالهای فعالیتم در حزب سبزها به خوبی متوجه شدم این بود که چقدر دموکراسی سخت است و آسان به دست نمیآید. چقدر این تصمیم که همه بخواهند نقش داشته باشند و در نظر گرفته شوند سخت است و این به نظر من خیلی مهم است که ما برای آینده ایران، برای آینده آزاد و دموکراتیک ایران به عنوان یک تجربه با خودمان داشته باشیم. چندصدایی و تکثر آرا سخت است ولی دموکراسی را قوی میکند. ما باید یاد بگیریم احساسی برخورد و عمل نکنیم. ما باید یاد بگیریم که تغییرات بزرگ به سرعت به وجود نمیآیند بلکه زحمت دارد و این یک راه طولانی است و ما باید بتوانیم مثل یک دوی ماراتون تمرین داشته باشیم که انرژی و نفسمان را تا آخر راه نگهداریم.»

0 Comments